این دوربین مخفی نیست، یک استعفا قبول شد، استعفای دوم در نوبت تاییدپایان مدیران اشتباهی

0 5

هیات مدیره پرسپولیس، به صورت مداوم در حال اصلاح است اما خروجی کار، حکایت سال به سال دریغ از پارسال است. البته تغییرات که به سال نمی‌کشد ولی به نظر می‌رسد آن‌چه هواداران در فضای مجازی به عنوان یک نگرانی جدی مطرح می‌کنند و آن تبدیل شدن پرسپولیس به یک تیم با نفرات معمولی است باید به شکل یک دغدغه جدی‌تر مطرح شود.

به گزارش پرسپولیس نیوز، تبدیل شدن پرسپولیس به یک تیم با نفرات معمولی، طبعا حاصل فرایندی است که از هیات مدیره آغاز می‌شود. در واقع تیم دیگر تنها خروجی کادرفنی نبوده و در حال حاضر ترکیب هیات مدیره روی ترکیب آن اثر گذار است. در واقع پرسپولیسی‌ها باید نگرانی خود را یه سطح حضور نفرات معمولی در هیات مدیره ارتقاء دهند و به همین نسبت باید افق خواسته‌های خود را گشترش دهند.
یک زمانی بار مسایل مالی و گستره اموری که مدیرعامل با آن درگیر می‌شد به شکلی بود که حتی یک هیات مدیره بی‌آزار و بی حاشیه نیز مجموعه‌ای ایده‌آل به نظر می‌رسید. به عنوان شاهدی بر این مدعا، می‌توان به دومین حضور حبیب کاشانی در پرسپولیس اشاره کرد که حتی گفته می‌شد از شروط او عدم حضور هیات مدیره بود.
پرسپولیس امروز در هیات مدیره خود کمتر از هر چیز به اعضایی ناهمگون و قدرت طلب و بیش از هر چیز به اعضایی تاثیرگذار نیاز دارد. افرادی که دیگر بار نبودن‌شان، امتیاز نیست چه رسد که به هر شکلی بخواهند قاتل جان باشند. اعضایی که بتوانند باری را بردارند و قاتق نان باشند.

*پرسپولیس تاوان چه چیزی را می‌دهد.
نکته جالب در پرسپولیس این است که امروز هواداران باید حبرای داشتن چیزهایی بجنگند که روزگاری برای نبودن آن‌ها با عالم و آدم دعوا داشتند. این را هم در قالب تیم و هم در قالب بخش‌های مدیریتی، به ویژه هیات مدیره می‌بینیم. اگر روزگاری حتی بازیکنی مثل مهدی طارمی آماج انتقادها بود، اکنون باید برای روحیه دادن به آرمان رمضانی بکوشند. اگر روزگاری کت تن علی اکبر طاهری را به تمسخر می‌گرفتند، الان باید برای بیرون کشیدن کت از تن بعضی خود را به در و دیوار بزنند. شاید هم این بازی روزگار است و تنبیهی که بیشتر مراقب آن‌چه می‌گوییم و می‌کوشیم دقت کنیم.
روزگاری بعضی کاری نداشتند که سرمربی، بازیکنی مثل ربیع‌خواه را می‌خواهد و الان برای داشتن بازیکنی در قواره کوچکتر از او منتظر نیم فصل هستیم و نذر و نیاز می‌کنند. روزگاری چشم‌مان را بستیم و به جعفر کاشانی هر چه خواستیم گفتیم و هیچ‌کس نفهمید که او گوشی را دست همه داد که می‌خواهند برانکو را بفرستند که برود و با موجی که راه افتاد، جلوی این ماجرا گرفته شد و حالا التماس می‌کنیم یک نفر مثل حسین‌علی کلانی بیاید.
شاید بد نباشد به عنوان هوادار پرسپولیس گاهی هم از این زاویه به ماجرا نگاه کنیم که شاید این تقدیر، حاصل آن ناشکری‌ها بود. احتمال بدهیم که این روزگار تا 99 درصد نتیجه قهرمانی‌های مکرر است که همگان را خسته کرد و یک درصدش هم سهم مسایل دیگر است.

*گذشته پر انتقادی که آرزوی امروز شد
و اما در هنرمندی وزارت ورزش و جوانان همین بس که دیروز پرسپولیس را به آرزویی برای امروز آن بدل کرده است. سکون و رخوت در مقابل آن‌چه برای پرسپولیس و هواداراش رقم زده‌اند، یک جور تعالی به حساب می‌آید. پرسپولیس در بخش مدیریت کلان خود و ساختار و سازماندهی در عمل، عقب رفته است.
دیگر از سامان یافتن نا بسامانی‌ها خبری نیست. تنها راه حلی که در فلسفه کاری باشگاه قرار دارد، کوچکتر کردن پرسپولیس در تمام ابعاد است به قدری که در قواره مدیریتی آن‌ها بگنجد.
حالا هیات مدیره‌ای که یک ضلع آن کسی مثل کاشانی باشد، ضلع دیگرش مدیری با تخصص شرکتی و اقتصادی مثل طاهری، طرف دیگرش مدیری ورزشی مثل گرشاسبی باشد، یک آرزو و خاطرره دور به حساب می‌آید. این صحبت‌ها البته به معنای نفی نقدهای وارد بر آن مجموعه نیست. در واقع می‌خواهیم بگوییم طی طریق پرسپولیس با هدایت وزارت نشینان از کدام نقطه به چه نقطه‌ای بوده است.

*عقب راندن پرسپولیس، برای رسیدن دیگران
هواداران پرسپولیس چند سال قبل به آن مدیران و هیات مدیره اعتراض داشتند. گذشته از آن‌چه در بالا آوردیم بخشی از انتقادها و انتظارات نیز کاملا به حق بود. در واقع قرار بر این است که همیشه بیشتر و بهتر را بخواهید و مجموعه‌ها باید به این سمت و سو بروند، اما ان چه در این جا روی داده است عقب راندن پرسپولیس برای رسیدن دیگران به آن است!

*اشتباه محاسباتی به سود رسول پناه
پرسپولیس با موج جدید اصلاح ترکیب هیات مدیره روبرو است. در حالی که هنوز کسی نمی‌داند که جعفر سمیعی بالاخره عضو هیات مدیره است یا صرفا مدیرعامل منتخب هیات مدیره؟ در خبری که هشتم آبان منتشر شد از وی تنها به عنوان مدیرعامل باشگاه نام برده شد که منتخب اعضای هیات مدیره بود. با این اوصاف تا همین‌جا با قبول استعفای علی رغبتی، پرسپولیس به دو عضو جدید نیاز دارد که یکی از آن‌ها شاید سمیعی باشد.
البته در حال حاضر بحث اصلی بر سر سرنوشت مهدی رسول‌پناه است. کسی که حتی استعفایش تکذیب می‌شود و با وجود روابط حزبی که وجود دارد، معلوم نیست تصمیم گیرنده درباره او وزیر ورزش و جوانان باشد یا افراد دیگری در بدنه حزب یا دولت.
بخش زیادی از جامعه هواداری پرسپولیس، مدت‌ها است که خواهان جدایی او هستند، هر چند که برای خود به ویژه نزد منتقدان یحیی گل‌محمدی طرفدارانی هم دارد. با وجود فشارهایی که از سوی افکار عمومی وجود دارد، صحبت‌های یحیی گل‌محمدی و اشتباه محاسباتی وی بعد از دربی، جایگاه رسول‌پناه را تا حدی هم تقویت کرد.
این سخن شاید بسیار عجیب به نظر برسد ولی برای کسانی این طور است که همه چیز را از دریچه افکار عمومی و رسانه‌های گروهی و فضای مجازی ببینند. در این محیطها همه چیز بر خلاف آن‌چه بود که گفتیم ولی باید این ماجرا را از منظر روابط سیاسی و دولتی هم دید. آن موضع گیری برای ماندن رسول‌پناه، جبهه‌ای را ایجاد کرد که لزوما موافق و طرفدار او هم نبودند.
حال باید منتظر بود و دید ایا پایان این فعل و انفعالات، رفتن او خواهد بود؟

*پرسپولیس به جای هیات مدیره، کمیته مبارزه با بحران می‌خواهد
حال فرض کنیم که رسول‌پناه هم رفت. آیا این رفتن‌ها مشکلات را حل می‌کند یا مساله اصلی آدم‌هایی هستند که حضور دارند یا حضور می‌یابند.
اگر فرض را بر صحت حرف آن‌ها که می‌گفتند رسول‌پناه و رغبتی مامور به تضعیف پرسپولیس بودند بگذاریم که تمام جدل‌های صورت گرفته در این مدت، زاید و وقت تلف کردن بود، چون نفرات بعدی هم باید این ماموریت را دنبال کنند یا نفراتی جای این‌ها را بگیرند که ماموریتی نداشته باشند ولی سطح عملکردی ان‌ها به حدی خواهد بود که نتیجه غیر از این نمی‌شود.
پس بیاید فعلا این فرض را کنار بگذاریم و به اینده امیدوار باشیم. قبل از هر چیز به نظر می‌رسد، وزارت ورزش و جوانان یا هر کس دیگری که تصمیم گیرنده است باید انتخاب‌هایی داشته باشد که این اتهام را منتفی کند.
پرسپولیس یک تیم با نفرات معمولی خواهد شد اگر این بخش کار تقویت نشود. بدون هر تعارفی پرسپولیس و سمیعی نمی‌توانند به خوبی ادامه بدهند اگر افرادی قدرتمند یک تیم مکمل مدیریتی را تشکیل ندهند.
اگر در این مقطع بتوانیم با اطمینان خاطر از یک مساله صحبت کنیم، این است که هواداران پرسپولیسی حتی نمی‌توانند تصویری از فاجعه پیش روی تیم و باشگاه محبوب خود را در ذهن ترسیم کنند اگر این اتفاق روی ندهد. پرسپولیس هیات مدیره‌ای می‌خواهد که یا به سرعت پول بیاورد یا راه‌حل برای ایجاد درآمد، ان هم به مقدار زیاد و البته بدون دعواهایی که به بدهی‌هایی در آینده بدل شود.
در واقع پرسپولیس به جای هیات مدیره به کمیته مبارزه با بحران نیاز دارد. ان هم از نوع واقعی و نه از آن کمیته‌هایی که خودشان تجسم بحران هستند و نمونه‌های‌شان را در این کشور کم نداشته‌ایم.
البته یک طرف ماجرا هم تجربه‌های سال‌های گذشته است. ماه‌های پایانی دولت‌ها و نان قرض دادن‌هایی که بیشتر حکایت ادای دین به جامانده‌ها دارد و باید امیدوار بود این اتفاق برای پرسپولیس روی ندهد.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.