آتش زدن پول پرسپولیس با قراردادهای ضعیفمیراث شومی که هنوز ادامه دارد

0 20

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: اگر قرار باشد برای قراردادهایی که مجموعه را به ورطه نابودی می‌کشاند، سلطانی انتخاب کرد شاید آن را باید در فوتبال و جایی مثل پرسپولیس یافت.
البته بسیاری بر این باورند که در ایران، هر جا پای دولتی‌ها در میان است اوضاع از همین قرار است. چون نه‌تنها قرار نیست هزینه‌ها از جیب مدیران برود که در بهترین حالت باید امیدوار بود، آن مدیران باید خیلی سالم باشند تا برای انداختن امضای خود زیر قراردادهای فاجعه بار، زد و بندی نکرده باشند و فرقی نمی‌کند که پای نفت و معدن و صنایع در میان باشد یا فوتبال.
البته از آن‌جا که ما سر و کارمان با فوتبال است، در همین حوزه صحبت می‌کنیم. شاید نماد یکی از قراردادهای فاجعه بار، همین قرارداد با ویلموتس باشد که از سوی فدراسیون فوتبال و البته با دخالت وزارت ورزش منعقد شد و آن شد که همه می‌دانیم.
در عرصه باشگاهی هم که باشگاهی مانند استقلال تبدیل به موسسه خیریه‌ای شد که چپ و راست با مربی و بازیکن خارجی و داخلی قرارداد بست. قراردادهایی که بسیاری از آن‌ها فرجام خوشایندی نداشته‌اند. در این میان، پرسپولیس هم دربستن قراردادهای فاجعه بار، سابقه درخشان دارد!
قرارداد، عقد، پیمان یا کنترات یک توافق الزام آور میان اشخاص است که حقوق و تکالیف طرفین آن را تعیین می کند. در تعبیر حقوقی به توافق 2 یا چند اراده در جهت ایجاد یک اثر حقوقی گویند.
در ماده ۱۸۳ قانون مدنی عقد را چنین تعریف کرده است: «عقد عبارت از این است که 2یا چند نفر در مقابل 2 یا چند نفر دیگر تعهد بر امری کنند و مورد قبول آن‌ها باشد.»
قرارداد از سوی هر یک از طرف‌ها با این تفکر منعقد می‌شود که منافع و تملکی را برای خود ایجاد کند ولی گاهی این مساله در پرسپولیس وارونه می‌شود و منافع طرف مقابل را تضمین می‌کند.

*از قرارداد چند مرحله‌ای برای مهدوی‌کیا تا قراردادهای الان
سال‌ها قبل، قراردادهایی بسته می‌شد که یک نمونه‌اش قرارداد با مهدی مهدوی‌کیا بود. آن قرارداد در 2 مرحله برای پرسپولیس عواید مالی فراوان داشت. همین یک مورد نشان می‌دهد که مدیران اگر بخواهند در همین سیستم دولتی هم می‌‌توانند باعث و بانی چنین قراردادی بشوند. یا به عنوان مثال، پرسپولیس در چند سال اخیر، رو به قرارداد کارگزاری آورده است. قراردادهایی که ضعیف خوانده می‌شدند. طبعا با تجربه هر قرارداد باید قرارداد بعدی در جهت منافع باشگاه، بهتر از قبل بسته می‌شد ولی حالا کار به جایی رسیده است که باید بگوییم آن‌ قراردادهای گذشته خیلی هم خوب بودند.

*قراردادهایی برای بردگی
در پرسپولیس بارها شاهد عقد قراردادهایی بوده‌ایم که باعث شده‎‌اند پرسپولیس به یک برده مطیع تبدیل شود. قراردادهایی که باعث می‌شود پرسپولیس با ترس و احتیاط وارد مناسبات حرفه‌ای شود. فرقی نمی‌کند قرارداد با بازیکن و مربی باشد یا با کارگزار.
باشگاه پرسپولیس و مدیران آن، خانه پرش توان حقوقی و اتوریته خود را علیه کارمندان باشگاه یا بازیکنان بسیار جوان به کار بگیرند. تمام کمبودهای خود را این‌جا جبران می‌کنند. پای قراردادهای مهم که برسد، پرسپولیس دست به سینه برابر طرف مقابل منتظر است تا چه اراده‌ای کنند.
سال‌هاست در تعریف مناسبات خود با مربیان و بازیکنان یا اسپانسرها و کارگزارها، بهانه تکراری دستان بسته و مشکلات مالی را مطرح می‌کنند. حتی وقتی صحبت از برخورد حرفه‌ای با بازیکنان خاطی می‌شود، حرف‌شان این است که وقتی پول نداری که بدهکار نباشی، دهانت بسته است ولی این‌ها بهانه‌گیری است. همه مشکلات و کمبودها در این قالب نمی‌گنجد. عدم توان اعمال مدیریت و قراردادهای ضعیف هستند که پشت این بهانه‌ها مخفی نگه داشته می‌شوند.
قراردادهایی که پرسپولیس را اگر به یک برده بدل نسازد، از آن یک بنده مطیع می‌سازد.

*آتش زدن پول پرسپولیس با قراردادهای ضعیف
این قراردادها ضر و زیان مالی مستقیم و غیر مستقیم را رقم می‌زنند که مجموع ارقام آن‌ها سر به فلک می‌زند. آخرین مورد از این دست، شاید قرارداد بودیمیر باشد. پرسپولیس با احتساب جریمه و دیرکرد باید نزدیک به 550 هزار یورو به او پرداخت کند و این جدای هزینه دادرسی و مالیاتی است که در آینده بر عهده باشگاه خواهد بود. تا کنون به این موضوع پرداخته شده است که اگر با او توافق شده بود، این ماجرا با 170هزار یورو جمع می‌شد. اگر قرار داد خوب بسته شده بود چطور؟ اگر قرارداد به شکلی بود که برای سال دوم منوط به عملکرد بازیکن در نیم فصل اول می‌شد، چطور؟ پس همیشه این‌طور نیست که مشکل از نداشتن پول باشد. برای اداره پرسپولیس، غیر از پول به فکر، اندیشه، مدیریت، کاریزما و اشراف به مسایل شرکتی، سازمانی و قراردادی هم نیاز است.
قرارداد دیگری که همه روی آن حضور ذهن داریم. همین قرارداد با استوکس است. هر چند پرسپولیس، حتی از همان قراردادی که بسته می‌شود، به خوبی سیانت نمی‌کند. برای نمونه باید به ترابی و شجاع اشاره کرد. یا آن قرارداد 5 ساله‌ای که با بیرانوند، بدون قید و شرط بسته شده بود ولی او با فشار بر باشگاه و با کمک فشار هواداران و امتناع از حضور در تمرینات، همان قرارداد را افزایش رقم داد و بندهایی به آن اضافه کرد که سالی 2 بار همه را در استرس فرو می‌برد و امتیاز می‌گرفت.
جالب این که در پرسپولیس هر گاه صحبت از صرفه‌جویی می‌شود به جای پرداختن به این مسایل اساسی، به موارد سطحی و دم دستی توجه می‌شود.

*شمشیر روی گردن پرسپولیس
پرسپولیس اگر امروز با مشکلات نا تمام روبه‌روست و مدیران از میراث شوم گذشته رنج می‌برند به خاطر بی‌توجهی به مواردی از این دست است. این مشکلات اگر حل نشود، مدیران آینده هم چنین چالشی خواهند داشت. این سیکل معیوب ادامه خواهد داشت اگر از جایی این زنجیره قطع نشود. جالب این که در بدنه باشگاه پرسپولیس، این ایده‌ها، نظرها و افکار سال‌هاست که وجود دارد ولی به آن‌ها توجه نمی‌شود.
همین حالا از مشکلات پرسپولیس چیست؟ مگر در چالش با کارگزار نیستند؟ با یک قرارداد خوب می‌توانست، این‌ها نباشد. قرارداد اولیه باعث شد تا برای الحاقیه، امتیازات بیشتری واگذار شود. از جمله این که کنترل اوضاع از دست وزارت ورزش هم خارج شده است. این اتفاق در جریان الحاقیه و در 22 اردیبهشت‌ماه سال جاری روی داد. قراردادی که کارگزار را ملزم به پرداخت هیچ رقمی نمی‌کرد، برای حل این موضوع به خود یک الحاقیه دید. طبیعی است که که وقتی امتیازی می‌گیری باید امتیازی هم بدهی. نتیجه‌اش این که قبلا وزارت ورزش می‌توانست به عنوان ناظر، اقدام به امال نظر برای فسخ کند و حالا دیگر از این کار منع شده است. پرسپولیس حتی روی رسانه‌های خود کنترل ندارد. این‌ها محصول همان قرارداد اولیه است. قراردادی که نتیجه‌اش این بود که پرسپولیس نزدیک به یک فصل را بدون درآمد سر کند و اگر غیر از این بود الان پرسپولیس، این قدر از نظر مالی عقب نمی‌افتاد.
شمشیری اگر روی گردن پرسپولیس قرار دارد، آن را دیگران روی گردن پرسپولیس نگذاشتند. بلکه محصول کار خود مدیران پرسپولیس است.

*این رشته سر دراز دارد
شاید کار پرسپولیس با کارگزار به یک قرداد سوم هم برسد، شاید هم نه ولی در پرسپولیس قراردادهای بسیاری بسته خواهد شد. قرارداد برای جذب بازیکن از جمله آن‌ها خواهد بود. قراردادهای از پیش نوشته شده که اگر تغییری هم داشته باشد در جهت و خواست طرف مقابل خواهد بود. قراردادهای که درباره مسایل بسیاری مسکوت است و آن‌جا هم که سکوت نکرده به قدری ابهام و تناقض در بندهای خود دارد که در نهایت به زیان پرسپولیس مورد استناد قرار می‌گیرد. سال‌ها بر این منوال می‌گذرد و اصلاحی اتفاق نمی‌افتد. قراردادهایی که اگر همین الان، اگر بخواهیم من و شما بنشینیم باید ها و نبادها را در آن بیاوریم بیش از 20 برگه می‌شود اما به چند ورق خلاصه می‌شود تا در نهایت باشگاه طرف مطیع یا بازنده شود.
به جای بیان شفاف همه مسوولیت‌های بازیکنان و مربیان، همه را موکول به آیین‌نامه انضباطی باشگاه می‌کند که اصلا کسی آن را به رسمیت نمی‌شناسد. نتیجه‌اش موارد مکرر مثل همین سوشا مکانی که سر آخر پولشان را می‌گیرتد حالا هر خسارتی هم که زده باشند مهم نیست.
همین حالا تکلیف با بازیکنی مثل عیسی آل‌کثیر روشن نیست و در نهایت همه چیز به زیان پرسپولیس خواهد شد. چون با یک قرارداد کلی روبه‌رو هستیم. پرسپولیس به خاطر قراردادهای بدی که در گذشته بست و احتمالا در آینده هم خواهد بست اگر فکر جدی برای این مسایل نشود.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.