نقل و انتقالات پیش از موعد؛ از خروجی‌ها لطمه نمیبینیم اگر حواسمان به ورودی‌ها باشدجدال فرسایشی برای پرسپولیس

0 26

پرسپولیس تازه خود را از قرنطینه رهانده و آماده می‌شود که وارد فاز سخت و دشوار لیگ برتر شود‌ که حتی می‌تواند دشوارتر از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا قلمداد شود. تمرکز تیم باید روی بازی‌های پیش رو و رقابت سنگین پیش آمده باشد و باشگاه علاوه بر این و تامین نیازهای تیم باید به فکر حکم قریب‌الوقوع در پرونده گالریل کالدرون و ماجرای مالیات برانکو ایوانکوویچ هم باشد.

در چنین شرایطی نقل و انتقالات تابستانی، حواشی مربوط به آن و درگیرهای ذهنیش از همین حالا برای پرسپولیس شروع شده است. به نظر این بحث از همین حالا داغ است تا زمانی که وقتش برسد. تا آن زمان ممکن است در مورد بعضی موارد آنقدر حرف و سخن پیش بیاید که نتوان بعضی مشکلات را جمع کرد.

*آغاز ماجرا با انتشار خبر احتمال جدایی

نیازی به گفتگو نیست که این چالش جدید از زمانی آغاز شد که احتمال پیوستن محمد حسین کنعانی‌زادگان و احمد نوراللهی به تیم‌های قطری اوج گرفت. اولین واکنش‌ها  در این مواقع، به احساسات جریحه‌دار شده هواداران مربوط می‌شود. در این شرایط احساسی گاهی برخوردهای تنشی هم اتفاق می‌افتد که با قواعد فوتبال، سازگار نیست و به سود تیم هم نخواهد بود. با این وجود بخشی از جامعه هواداری در این گونه مواقع افکاری را دنبال می‌کند که بر اساس روزمره خود آنها را درست می‌داند فارغ از این که پیچیدگی‌های ارتباطی در فوتبال، حساسیت روی رفتارها را بیشتر می‌کند. همزمان مطالبه‌گری برای تمدید قرارداد یا تلاش برای جذب بازیکنان جدید مطرح می‌شود که خود می‌تواند به ترغیب بازیکنان برای جدایی بینجامد به جای این که آنها را از این امر منصرف کند.

*تنبیه پیش از موعد

اوج گیری این اخبار در زمانی بود که پرسپولیس در هند به سر می‌برد. بخشی از هواداران با این مساله برخورد تندی داشتند به ویژه وقتی که برای کنعانی‌زادگان ماجرای پنالتی‌ها پیش آمد. در این مواقع حتی بعضی هواداران انتظار دارند که مربی، بازیکن را به کلی کنار بگذارد و از نفرات دیگر استفاده کند ولی خب می‌دانیم که این شدنی نیست. مربی روی همه بازیکنان حساب می‌کند و هر بازیکن دستمزد هنگفتی می‌گیرد که از خدماتش استفاده شود. البته گاهی در دنیای حرفه‌ای فوتبال هم شاهد هستیم که بازیکنانی برای تحت فشار قرار گرفتن جهت تمدید قرارداد یا پس از مسجل شدن جدایي‌شان، به حاشیه رانده می‌شوند ولی این رویکرد، نه برای این مقطع از رقابت‌هاست و نه برای زمانی که جانشین مناسب، انتخاب نشده باشد.

*امان از قانون همه یا هیچ

از سوی دیگر اهمیت دارد این تفکر نزد بازیکنان جا نیفتد که هر قدر هم برای تیم زحمت بکشند، فداکاری کنند و موثر باشند با بروز اولین اشتباه یا هنگامی که عزم جدایی کنند، فراموش خواهند شد. رواج این باور جدای از این که فضای دوست داشتنی پرسپولیس را برای بازیکن از بین می‌برد، بیشتر به او می‌قبولاند که باید در هر لحظه فقط به منافع خودش توجه کند و این مساله‌ای نیست که به پرسپولیس کمک کند. البته از سوی دیگر قرار نیست با مماشات این فضا ایجاد شود که بازیکنان تصور کنند مجاز هستند که هر رفتاری داشته باشند و به سرعت فراموش خواهد شد. باید تعادل را رعايت کرد. در مورد بازیکنی مثل رامین رضاییان در زمان خودش از آن سوی بام افتادیم و در مورد بعضی بازیکنان از این سوی بام می‌افتیم و مثلا ارزش‌های بازیکنی مانند احمد نوراللهی را نادیده می‌گیریم. در مورد بازیکنی مثل شجاع خلیل‌زاده بعضی می‌گویند که دیگر نباید اسمش را آورد و عده‌ای مطرح می‌کنند که کافی است سرمربی تایید کند و دیگر تمام است و باید بی قید و شرط برگردد. در این جا هم تعادل و حد وسط را نمی‌بینیم. واقعیت این است که با قانون همه يا هیچ نمی‌توان خیلی از این موارد را به سرانجام رساند.

*این آب می‌گندد

نکته دیگر این که تا یک بازیکن صحبت از جدایی کرد قرار نیست برابر او گارد بگیریم. مثلا باید این سوال را مطرح کنیم که یک بازیکن چرا باید به پیشنهادهای بسیار خوب قطری پاسخ رد بدهد؟ اگر بیم تیم ملی و جام جهانی نداشته باشد چرا باید به پیشنهادی که می‌تواند زندگی و آینده او و خانواده‌اش را تامین کند، پاسخ رد بدهد؟ کمی منصفانه فکر کنیم. چند نفر از آنها که برآشفته می‌شوند از مقادیر کمتر از این رقم می‌گذرند؟ تازه قرار هم نیست با جدایی او، پرسپولیس تمام شود. شرط منصفانه و عقلانی بیاوریم برای نه گفتن بازیکن.

این نه خیانت است و نه جنایت. نه نمک‌نشناسی است و نه منفعت‌طلبی. این بخشی از زندگی است. اصلا چه قدر به صلاح خود پرسپولیس است که بعضی بازیکنان در آن چنان قدیمی بشوند که سخت باشد روی حرف‌شان، حرف زد؟ چند نفر جنبه چنین جایگاهی دارند؟ این آب باید حرکت کند. بچرخد. پر و خالی شود تا نگندد.

*با هم گلاویز نشویم

بازیکن، یک روز می‌آید و یک روز می‌رود. آن که می‌رود محکوم نیست ولی آن که می‌تواند برود و نمی‌رود را باید حلوا حلوا کرد. ولی آن هم خانه پرش می‌خواهد بشود. یک روز هم یک مربی می‌آید که به هر دلیل او را نمی‌خواهد. خیلی حساس نشویم روی این موضوع  به حدی که همه چیز را تحت‌الشعاع قرار بدهد. مهم آن است که آمدن و رفتن روی حساب و کتاب باشد. تیم به ناگاه خالی از نفرات یا دچار تغییرات زیاد نشود. این رفتن و آمدن به شکلی باشد که حق باشگاه محفوظ بماند. این هم فقط به بازیکن مربوط نیست. رفتن شجاع از این جهت آزاردهنده بود که اگر زودتر گفته بود حداقل فکر و تلاشی برای جایگزینیش می‌شد. حالا هم باید تکلیف آن 400 هزار دلار روشن شود یا حق پرسپولیس بود یا نبود. اگر بود که نمی‌شود برگردد بدون دادن آن 400 هزار تا اگر هم مثل مهدی ترابی طبق قرارداد درست رفت حرفی نیست. این همه بحث و جدل ندارد که به خاطرش هوادار با هوادار گلاویز شود و به هم توهین کنند.

دلیل هم ندارد که بخواهیم از دست بازیکنانی که شاید بخواهند بروند شاکی باشیم. اگر از رفتن آنها مشکلی حادث شود مشکل از جای دیگر است. یا مربی نتوانسته است نفر مناسب انتخاب کند یا باشگاه نتوانسته نفر مناسب انتخاب شده را جذب کند.

*مشکل پرسپولیس از خروجی‌ها نیست، از ورودی‌هاست

این باشگاه و سرمربی هستند که باید به فکر باشند. باید فرض بر این باشد که نمی‌توان بازیکن را حفظ کرد. پس باید از همین حالا برای هر یک از این بازیکنان که داریم دو سه جایگزین را شناسایی کرده باشیم. باشگاه‌های بزرگ دنیا نیازی به این کار ندارند چون پول کافی دارند که بازیکن را نگه دارند ولی باشگاه‌های بزرگی مثل پرسپولیس که این پول را ندارند باید از جذابیت خودشان بهره بگیرند. این که بسیاری می‌خواهند به این پیراهن برسند. این که اگر با این پیراهن بدرخشند می‌توانند به پیشنهادهای مالی چشمگیر باشگاه‌های عربی برسند. باید برای هر نفر هم به دنبال بازیکن شناخته شده و هم به دنبال بازیکن کمتر شناخته شده بود. بازیکن آماده جذب باید داشته باشی و بعد با بازیکن خودت برای تمدید صحبت کنی تا حداقل بتوانی برایش تعیین کنی که باید تا ان زمان بله یا خیر را بگوید. روزی که شجاع آمد این طور نبود تاپ استار باشد تازه بسیاری درباره گاف‌هایش در سپاهان می‌گفتند. بعدا یک جوری شد که فکر کردیم مادر گیتی چون او نزاید. اصلا همین سید جلال را مثال بزنیم. این طور نبود که پرسپولیس کشته و مرده او باشد. مردیم تا برانکو را راضی کنیم ولی دیدیم چه شد

الان هم کلنجار رفتن با این مساله که بازیکن نباید برود، اشتباه است. باید به دنبال پیدا کردن گزینه‌های معادل و چه بسا بهتر بود. رفتن بازیکن مشکل ایجاد نمی‌کند بلکه ورودی‌ها اگر درست نباشند مشکل ایجاد می‌کنند.

*یک بحث فرسایشی به زیان پرسپولیس

این تفکر که یک بازیکن باید به هر ترتیب حفظ شود اشتباه است. البته این حرف نباید دستاویز قرار بگیرد برای رها کردن کار. ولی تیم پرسپولیس محدودیت پرداخت دارد. شاید یک بازیکن به رقمی که می‌گوید بیارزد ولی باید به جیب خود نگاه کرد و به رقم قرارداد سایر بازیکنان. طبیعی است که ایجنت‌ها با کمک رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و حتی خود هواداران سرو صدا به پا کنند و ترس به جان هوادار و حتی تجمع راه بیندازند. آنها باید بهترین کار ممکن را هم برای بازیکن خود و هم برای سهم‌شان انجام بدهند. ممکن است به بسیاری گروه‌های هواداری به شکل ناشناس و شناخته شده ورود کنند. این کار آن‌ها است. حتی قرار نیست از دست‌شان ناراحت بشویم. این ما هستیم که باید مسیر درست خودمان را برویم چه به عنوان هوادار و چه به عنوان مدیر. در نهایت برای برنده بودن باید دست‌مان پر باشد. پر بودن دست هم فقط به داشتن پول نیست.

از سوی دیگر حواسمان باشیم که این یک بحث فرسایشی برای تیم، باشگاه، بازیکن، هوادار و رسانه است اگر از حالا تا آخرین روز نقل و انتقالات بخواهیم به آن بپردازیم که نقل و انتقالات چه می‌شود. قرار هم نیست با هر خبر یا اتفاقی که هنوز روی نداده است، بازیکن را دور بیندازیم.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.