پرداخت ۵۸۰ هزار دلار در ۳۰ روز؛ موج دومی بدهی‌های خارجی پرسپولیس با رای پرونده کالدرون آغاز شدخشم هواداران از مدیران ویرانگر

0 17

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: در میان تمام ماجراهای این روزهای پرسپولیس و خبرهای بد و نگران‌کننده‌ای که می‌رسد و از تیم تا هواداران را نگران می‌کند، چون معلوم نیست با این اوضاع واحوال، شرایط، چگونه شود فقط یک موضوع هست که نسبت به آن بلاتکلیف نیستیم و آن‌هم این حقیقت است که پولی در کار نیست که بخواهیم این معوقات، احکام و جریمه‌ها را تسویه کنیم.

پرسپولیس را قپانی بسته‌اند
بابت یک موضوع دیگر هم شک و ابهام نداریم. این‌که پرسپولیس را در حوزه اقتصادی و درآمدی به‌گونه‌ای قپانی بسته‌اند که اصلاً نمی‌تواند از جای خودش تکان بخورد.دولت دکتر روحانی بعد از انتخابات، دولت و نهادهای زیرمجموعه خود را در حالی به دست دولت بعدی می‌سپارد که پرسپولیس در یک بن‌بست تمام‌عیار گرفتار شده است. در همین حال احکام هم یکی پس از دیگری از راه می‌رسد. پرسپولیس که عملا یک‌فصل را بدون درآمد سپری کرد. تقریبا معادل درآمد یک‌فصل گذشته را با احکام بین‌المللی روبرو شد و این در تاریخ باشگاهداری ایران بی‌سابقه بود.

۱۲۰میلیارد تومان برای ۲۶ ماه
پرسپولیس از آبان ۹۸ با شرکت آتیه داده‌پرداز قرارداد بست. قرارداد سال جاری اسما در پایان اردیبهشت پایان یافت ولی رسما ادامه دارد تا بازی‌های این فصل تمام شود که تقریبا اواخر اَمرداد خواهد بود. این بخشی از قرارداد است و در جای خودش از منطقی پیروی می‌کند که موضوع این بحث نیست. درواقع قراردادی که همیشه صحبت شده است برای یک سال ۱۱۰ میلیارد عایدی دارد، درواقع برای کمی کمتر از ۲۲ ماه، این رقم را به پرسپولیس متعهد بود. از سوی دیگر با احتساب درآمدهای پرسپولیس در فاصله‌ای که هنوز این قرارداد بسته نشده بود به نظر نمی‌رسد پرسپولیس از خردادماه ۹۸ تا شهریور ۱۴۰۰، برای حداقل ۲۶ ماه بیش از ۱۲۰ میلیارد تومان از محل برندینگ و اسپانسرینگ در آن داشته باشد. توجه داشته باشید پرسپولیس از خرداد ۹۷ تا خرداد ۹۸ ظرف یک سال با حدود ۶۵ میلیارد تومان درآمد کارگزاری و دو میلیون دلار پاداش آسیایی بدون این تورم، این نرخ ارز و دستمزدها و هزینه‌های کنونی، چاله چوله‌های پر نشده داشت و این قیاس می‌تواند عمق فاجعه‌ای را نشان بدهد که فراتر از نگرانی حکم ۶۰۰ هزار دلاری کالدرون است.
درباره این بن‌بست از مدت‌ها قبل نوشته بودیم. نسبت به آن هشدار دادیم. خب موردی نبود که با توجه به مجموعه احوالات پرسپولیس، پرونده‌هایی که جریان داشت، قراردادهایی که از گذشته بسته و قوانینی که وضع شده بود، بتوان انتظار حل‌وفصل آن را از مجموعه مدیران باشگاه با مسوولیت محدود داشت. آن‌قدر محدود که سر آخر در قرارداد کارگزاری وتو شدند. درباره حق پخش حرف بزنند، همین می‌شود که می‌بینید. تبلیغات محیطی هم که خط قرمز است و سرنوشت مدیران قبلی هم وقتی سراغ بلیت‌فروشی رفته بودند، معلوم.
*نوک خنجر در آستانه فرورفتن به قلب پرسپولیس
خلاصه دنیای عجیب‌وغریبی است. انتخابات در راه است و دولت در حالی دست به دست خواهد شد که پرسپولیس در وضعیت اچمز قرار گرفته است و این زخم جدید به‌قدری عمیق است که تا نشستن روی قلب پرسپولیس فاصله‌ای ندارد. نوک خنجر با یک اشاره کوچک می‌تواند کار را تمام کند.
بلیت‌فروشی در کار نیست و اگر هم بود به‌جایی نمی‌رسید. از کمک‌های مردمی هم توقعی نمی‌رود خانه پرش این است که بخواهند آن را برابر سوشا مکانی بیندازند. همین هم البته از معرفت و غیرت هوادار است که منتظریم یک‌ذره‌اش را هم از مسوولینی ببینیم که مسوول این وضعیت هستند یا انتخاب‌هایی که داشته‌اند. تبلیغات محیطی را هم که حرفش را نزنیم. معلوم نیست این چه جور درآمدزایی از برگزاری مسابقات است که هزینه‌های برگزاری مسابقه را هم پوشش نمی‌دهد تا پرسپولیس با بیشترین تماشاگر میدانی و بیننده تلویزیونی، بعد از کسر سهمش از درآمد تبلیغات محیطی، چند میلیارد هم بدهکار است. یعنی پرسپولیس همین حالا اگر در مسابقات شرکت نکند، سالی چند میلیارد جلو می‌افتد و این دیگر یک بدبختی بزرگ و مایه شرم و آبروریزی فوتبال ایران و برگزارکنندگان لیگ است. حق پخش را هم که اصلاً نباید حرفش را زد. همین‌که سالی یک چیزی هم از پرسپولیس نمی‌گیرند، باد کلاه‌مان را آسمان بیندازیم. یک‌سری نماینده باسواد هم که نمی‌دانند لیگ حرفه‌ای و صنعت فوتبال چیست از سال‌ها قبل بدون آن که برای رفع موانع حرفه‌ای شدن فوتبال کاری انجام بدهد، قانون گذاشتند که کمک دولتی به ورزش حرفه‌ای ممنوع است و به این واسطه وزارت ورزش هم خیال خودش را راحت کرده است. با این اوصاف می‌ماند کسب درآمد از برند و فروش کالا و خدمات که در این مورد هم حرف مدیران باشگاه پیش است چون همه‌چیز در اختیار کارگزار است و آن‌ها هم که فعلا ایده جدیدی برای ایجاد درآمد ندارند. البته اگر هم نبودند، تضمینی نبود که واقعا منابع مالی سرشار سرازیر می‌شد و حتی اگر همین حالا هم خودشان را کنار بکشند، نمی‌توان این همه پول را با فعالیت اقتصادی تامین کرد. تکلیف پاداش آسیایی هم که روشن است. فعلا که به آن دسترسی نداریم. فعلا کسی اعلام نکرده است که چه مقدار از آن پشتوانه وام‌های ارزی اخذ شده از افراد و شرکت‌ها شده است.

نوک خنجر در آستانه فرورفتن به قلب پرسپولیس
خلاصه دنیای عجیب‌وغریبی است. انتخابات در راه است و دولت در حالی دست به دست خواهد شد که پرسپولیس در وضعیت اچمز قرار گرفته است و این زخم جدید به‌قدری عمیق است که تا نشستن روی قلب پرسپولیس فاصله‌ای ندارد. نوک خنجر با یک اشاره کوچک می‌تواند کار را تمام کند.
بلیت‌فروشی در کار نیست و اگر هم بود به‌جایی نمی‌رسید. از کمک‌های مردمی هم توقعی نمی‌رود خانه پرش این است که بخواهند آن را برابر سوشا مکانی بیندازند. همین هم البته از معرفت و غیرت هوادار است که منتظریم یک‌ذره‌اش را هم از مسوولینی ببینیم که مسوول این وضعیت هستند یا انتخاب‌هایی که داشته‌اند.

۶۶ میلیارد در ۹ ماه با پرونده خوآکین، بدون مالیات برانکو
پرسپولیس در چنین شرایطی با یک پدیده و تقارن عجیب روبرو شد. احکام همه پرونده‌ها در همین مقطع زمانی بحران مالی از راه رسید. معادل درآمدی که با تقسیمش بر دو سال، یک عدد طفیلی به دست می‌آید با احکام و مطالبات بر جای مانده از گذشته روبرو شدیم. در فاصله کمتر از یک سال، موعد هر دو پرداخت به برانکو و کالدرون رسید.
برانکو و دستیارانش نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار یورو طلبکار شدند و به کالدرون هم باید با دیرکرد باید ۶۰۰ هزار دلاری پرداخت شود. قبل از این هم ۸۰ هزار دلار هم برای والنسیا پرداخت شده بود. راستش دیگر دل و دماغی برای محاسبه ریالی این مبالغ نمی‌ماند. درهمین وضعیت کنونی بدهی مالیاتی برانکو هم باید به طریقی مدیریت شود. از سوی دیگر سوشا مکانی هم به خاطر تمام زحماتی که برای پرسپولیس کشید ۹۰۰ میلیون تومان طلبکار شد. ۵۰۰ میلیون تومان‌ هم باید به مصلح داد. حکم ۱۷ هزار و ۵۰۰ دلاری مربوط به شکایت گوآ بابت پست اینستاگرامی هم آمد که حالا می‌گویند این یکی را خود کارگزار تقبل کرده است، هر چند هیچ صحبتی در باره ضرر مالی و معنوی ناشی از برگزاری یک مسابقه بدن تماشاگر نیست که سر انگشتی هم چند برابر جریمه نقدی می‌شود. حیرت آور است که همه این اتفاقات همگی در همین محدوده زمانی اتفاق افتاده‌اند.
البته این پایان ماجرا نیست چون دردو روز گذشته کسی حواسش نبود که دادگاه داوری هنوز حکم خوآکین، دیگر دستیار اسپانیایی را نفرستاده است که با دیرکرد کمتر از ۱۰۰ هزار دلار نخواهد گرفت. تازه همه این‌ها در حالی است که کالدرون هوس نکند دوباره به ایران بیاید چون در آن زمان باید مالیاتش را هم تسویه کنیم.
وقتی قرار بود مطالبات برانکو و دستیارانش پرداخت شود با نرخ آن روزها، نزدیک به ۴۵ میلیارد تومان پرداخت شد.
طلب کالدرون ، خواکین و والنسیا نیز به ۷۸۰هزار دلار می‌رسد که با نرخ کنونی از ۱۸ میلیارد تومان می‌گذرد. جریمه کنفدراسیون هم از ۴۱۱ میلیون تومان گذر می‌کند. هزینه دادرسی همین پرونده کالدرون و دستیارانش هم نزدیک به ۹۰۰ میلیون تومانی باید آب خورده باشد. تازه اگر بدهی مالیاتی روی قرارداد برانکو و طلبکاران داخلی غیر از سوشا و مصلح و بدهی برای رضایت‌نامه یحیی از پدیده را به حساب نیاوریم در مدت ۹ ماه فقط از ناحیه موارد یاد شده حدود ۶۶ میلیارد تومان بوده است.

هیات مدیره‌ای که هیچ‌کس سراغش را نمی‌گیرد
این روزها البته همه سراغ محمد حسن انصاریفرد را می‌گیرند که برانکو در زمان او رفت. او قطعا در موردی مثل قراردادی که با گارگزار بسته شد، مورد سوال است و در آینده هم خواهد بود. او در ارتباط با جدایی پیش از اتمام قرارداد کالدرون هم مسوول بود و در این شکی نیست ولی در این جا صحبت دیگری در میان است. بار مالی که به سبب فعال شدن بخش دوم قرارداد کالدرون و دستیارانش ایجاد شد. آن‌هم فقط برای یک بازی.
آیا انصاری‌فرد مقصر بود؟ بله. آیا تنها مقصر بود؟ خیر.
چرا در این ماجرا کسی از هیات ‌مدیره‌ای صحبت نمی‌کند که مقصرتر بود. هیات مدیره‌ای که با ایجاد پارادوکس با مدیرعاملش به کالدرون و مدیربرنامه او مجال داد که فقط برای یک بازی، بخش دوم قرارداد با یک بار مالی سنگین را فعال کند؟ هیات مدیره‌ای که بعضا فرزندان‌شان مدام در کنار مدیربرنامه کالدرون دیده می‌شدند و خودشان مدعی بودند که ارتباط خوبی با این مدیربرنامه و کالدرون داشتند؟ چرا در شرایطی که معلوم شده بود کالدرون نمی‌ماند، حداقل هیات مدیره‌ای که بو برده بود کاری نکرد. چرا از میان کالدرون و مدیرعاملی که معلوم بود با او ادامه نخواهند داد، یکی حذف نشد؟

*۵۴۵ هزار دلار به کالدرون و دستیاران برای یک بازی
آیا می‌دانید طبق مفاد حکم صارده از سوی فیفا، ۵۴۵ هزار دلار از حدود ۷۷۰ هزار دلار مبلغی که به کالدرون، خوآکین و والنسیا تعلق گرفت بابت غرامت و فعال شدن دستمزدشان برای بخش دوم قرارداد بود؟ همان‌طور که حدود ۶۵۰ هزار یورو از پرداخت به برانکو به خاطر عدم توافق با نماینده وی در جلسه ترکیه بود.
مجموع همین دو رقمی که گفتیم از ۳۳ میلیارد تومان می‌گذرد. این هزینه‌ها چرا تحمیل می‌شود؟ آیا افرادی صاحب منصب در داخل از آن سهم ندارند و باز پرسپولیس در وضعیت‌های انجام شده قرار می‌گیرد؟ چه کسی باید این موارد را بررسی کند. کدام ارگان و کدام نهاد؟

قرض دولتی به پرسپولیس با تضمین بازپرداخت از پاداش آسیایی
اخر کلام این‌که پرسپولیس به معنای واقعی مظلوم واقع شده است. وضعیت‌های حقوقی و قراردادی که یا مجبور به قبول آنها می‌شود یا با اشتباهات مشکوک، آن‌ها را به عهده می‌گیرد. اگر هم شکی در باره این ابهامات بود که بعد از صحبت‌های جعفر سمیعی در بدو ورودش به پرسپولیس از بین رفت. او گفته بود از اولویت برنامه‌هایش مبارزه با فساد در پرسپولیس خواهد بود. او اگر این موارد را نمی‌گفت، پس چه مواردی را می‌گفت.
پرسپولیس در وضعیت انجام شده قرار گرفته است. دراین لحظه که این مطلب را می‌خوانید، پولی برای حل‌وفصل این موارد در کار نیست. هیچ ایده ای هم برای تامین منابع وجود ندارد. دلایلش هم گفته شد. فقط می‌ماند قرض کردن که این هم شاید بعد از قرض‌های قبلی میسر نباشد. به نظر یک نفر باید یک کاری کند. چه کسی هم بهنر از دولت و وزارتی که شرایط کنونی حاصل انتخاب‌های آن‌ها بوده است. حداقل مطلب این است که سازمانی این پول را در اختیار بگذارد و بعد ضمانت پرداخت آن، درآمد آسیایی پرسپولیس باشد که بالاخره یک روز آزاد می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.