۶ ماه و نیم بعد از روز موعود، شجاع برگردد ۴۰۰ هزار دلار چه می‌شود؟بالاخره وقت گل نِی رسید

0 16

بالاخره در پرسپولیس هم وقت گل نی شد و یکسری مسایل حقوقی بعد از دست رفتن زمانی طولانی به گردش افتادند. به نظر این اتفاق خوش یمن و بی بدیل را باید جشن گرفت و البته از خوشحالی آن نباید پرسید که چرا تا امروز خبری نبود.

می‌گویند بعضی از انواع نی و بامبو گاه تا ۱۵۰ سال به طول می‌انجامد که گل بدهند. هفت سال و اندی پیش وقتی یکی از انواع بامبو در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان بعد از حدود ۱۰۰ سال به گل نشست، خبرگزاری‌ها درباره آن با شعف خبر منتشر کردند. اصولا گل دهی در این گیاه پدیده‌ای نادر است و حالا به نظر می‌رسد نه پیروزی در پرونده‌های حقوقی که حتی به جریان افتادن آن نیز در پرسپولیس به یک پدیده نادر بدل شده است.

*از کمیته تعیین وضعیت انکار، از پرسپولیس اصرار

باشگاه پرسپولیس روز شنبه بالاخره خبر از طرح شکایت بین‌المللی از شجاع خلیل‌زاده و باشگاه الریان قطر به دلیل تحریک بازیکن خود داد. این اتفاق پس از حدود ۶ ماه و نیم از فسخ یک‌طرفه قرارداد از سوی این بازیکن رخ داد در حالی که هنور دو سال دیگر با پرسپولیس قرارداد داشت. رفتار او حداقل از این جهت درست نبود که وقتی پرسپولیس امکان جذب بازیکن داشت، گفت می‌ماند و وقتی دیگر امکانش نبود، رفت و با این وجود باید اذعان کرد که مدیران وقت باشگاه هم او را به سمت در خروج هدایت کردند. البته همین شکایت پس از ۶ ماه و اَندی هم به لطف تغییرات مدیریتی در باشگاه و البته پس از تغییرات مدیریتی در بخش حقوقی روی داد. چون مسوولان قبلی بخش حقوقی به طرز شگفت‌آوری بر پرهیز از این مساله و اشتباه بودن این رویه اصرار داشتند. آن‌ها در حالی که کمیته تعیین وضعیت فدراسیون مرتب اعلام می‌کرد‌ صلاحیت رسیدگی ندارد باز هم از این کانال جلو می‌رفتند!

*شجاع بخواهد برگردد چه بر سر ۴۰۰ هزار دلار می‌آید؟

حالا این پرونده تازه به جریان افتاده است تا در فیفا و بعد در دادگاه داوری ورزش رسیدگی شود و شاید تا یک سال و نیم به طول بینجامد. اگر او در این مدت عزم بازگشت کند تکلیف چیست؟ چه به روز ۴۰۰ هزار دلاری که رفت می‌آید؟

*کمیته تعیین وضعیت زیر بار رای استیناف رفت

جالب این که پرسپولیس البته در همان دوره قبلی مدیریت حقوقی به قدری روی موضع خود پافشاری داشت که از خود کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال به کمیته استیناف شکایت برد. در واقع به این رای اعتراض کردند که کمیته تعیین وضعیت گفته بود با توجه به تبعات بین‌المللی پرونده، آن کمیته نمی‌تواند احکامی‌با تبعات بین‌المللی صادر کند و اصولا چنین حکمی‌التزام اجرایی ندارد. در عین ناباوری استیناف رای صادر کرد که کمیته تعیین وضعیت می‌تواند به موضوع رسیدگی کند. توضیحات وکیل پرسپولیس را پذیرفتند و این برای او یک پیروزی بزرگ بود ولی نه برای پرسپولیس که زمان به ضررش و به سود خلیل‌زاده و الریان می‌گذشت. حالا فرض کنیم اگر همین الریان با شجاع در لیگ قهرمانان گریبان پرسپولیس را گرفته بود. چه کسی می‌توانست جواب پس بدهد؟

در نهایت با حکم استیناف، وکلای باشگاه بار دیگر پرونده را در کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال ایران مطرح کردند و آن‌ها این بار هم زیر بار نرفتند و خود را فاقد صلاحیت دانستند. همان‌طور که چندی پیش هم در این باره اخباری منتشر شد.

*کسی پشت ماجرا بود

عجیب این که در همان مقطع شنیده‌ها از خود باشگاه حکایت از آن داشت که مدیران ارشد مجموعه در واقع همان نظری را دارند که کارشناسان مسایل حقوقی مطرح می‌کنند و قبل از این بارها در روزنامه هواداران پرسپولیس هر بار پس از ارزیابی از جهات مختلف، مورد تاکید قرار گرفته بود. همان موضوعی که هواداران هم در شبکه‌های اجتماعی می‌گفتند و مسوولان مربوطه در فدراسیون فوتبال نیز روی آن تاکید داشتند. به نظر تنها کسی که نظری غیر از این داشت، مسوول حقوقی پیشین باشگاه بود. حداقل براساس ادعای افراد که این گونه به نظر می‌رسید. البته از سوی دیگر مطرح می‌شود که اگر مدیران ارشد باشگاه نظر دیگری داشتند، مسوول حقوقی نمی‌توانست غیر از آن عمل کند. در مقابل این نظر، باید پرسید که آیا در حوزه اسپانسرینگ، قرارداد کارگزاری و ادامه همکاری، وضعیت همان است که مدیران پرسپولیس می‌خواهند یا نظر مدیرانی در جاهای دیگر، اعمال می‌شود؟! آیا در بخش حقوقی و قراردادی هم این اتفاق افتاده است؟ به هر حال منابع موثقی از اعتقاد مدیران باشگاه بر طرح موضوع در فیفا خبر می‌دهند.

در چنین شرایطی، این سوال مطرح می‌شود که چه کسی پشت سر این ماجرا بود؟ چرا رسیدگی به یکسری موارد و قرار گرفتن‌ پرونده‌ها از شجاع خلیل‌زاده تا استوکس، در مسیر درست عقب افتاد؟

قراردادهایی مثل همین قراردادهای کارگزاری چگونه از زیر تیغ حقوق‌دان‌های باشگاه و وزارت می‌گذرند و باز این گونه هستند.

حضور بعضی افراد در بخش‌های حساس باشگاه‌هایی مثل پرسپولیس و استقلال چگونه اتفاق می‌افتد؟ چه می‌شود که با استوکس با وجود تمام هشدارها قرارداد بسته می‌شود و بعد پس از جدایی بهانه‌های حقوقی به دستش می‌دهند و سر آخر با ترفندهای مختلف شکایت از او اتفاق نمی‌افتد تا همین اواخر؟

آیا صحبت‌های جعفر سمیعی در بدو ورود به پرسپولیس مبنی بر اولویت بودن مبارزه با فساد اشاره به همین مسایل داشت؟ او اکنون چه قدر دستش برای این کار باز است؟ چه موانعی وجود دارد و آیا اجازه گذر از همه موانع برای او یا هر مدیر دیگری در پرسپولیس وجود دارد؟

چگونه می‌شود که ماجرای جدایی کالدرون به شکلی برنامه‌ریزی می‌شود که فقط برای یک بازی، بخش دوم قرارداد فعال شود و بار مالی نزدیک به ۵۰۰ هزار دلار به بار آید. این‌ها همگی در دوران یک نفر روی نداده‌اند که سهل‌انگاری فردی باشد. در زمان‌های مختلفی روی داده است. آیا هیچ منافع و سهمی ‌برای هیچ فرد ذی‌نفوذی وجود ندارد که ویلموتس هم یک نمونه از آن باشد.

*بخش‌های حقوقی فوتبال، بازرسی می‌خواهند

مسایل حقوقی در پرسپولیس حالا با نگاهی به گذشته تاکنون به نظر باید مورد ارزیابی‌های حقوقی و قضایی قرار بگیرد، مو از ماست کشیده شود و در عملکردها، واکاوی صورت بگیرد تا مشخص شود که چه اتفاقات ناگواری در آن روی داده است که نه تنها مورد رسیدگی قرار نگرفته‌اند که در کل از دید همگان مخفی مانده و به حیاط خلوتی برای بعضی تبدیل شده است. صحبت امروز و دیروز نیست. همهمی‌دانیم که چندی پیش یکی از مسوولان حقوقی باشگاه با مشکلاتی روبرو شد ولی به نظر موضوع مربوط به مواردی خارج از حوزه پرسپولیس بود.

تمام تبعاتی که بخش‌های حقوقی با آن روبرو می‌شوند چند مطلب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی است. دعواهای حقوقی پیچ و خم‌های زیادی دارند و اتفاقا احتمال قرار و مدارها و ضرر و زیان ناشی از آن، نه تنها کمتر از بخش‌های مالی و اقتصادی نیست که می‌تواند بیشتر هم باشد. معنای این سخن آن نیست که بگوییم حتما چنین اتفاقاتی افتاده است ولی بعضی افتضاحات حقوقی حداقل فضای شک و لزوم بررسی دقیق را برای بررسی همه احتمالات باز می‌گذارد. در حوزه مسایل حقوقی فوتبال و به ویژه در محدوده پرسپولیس، اول بار در همین روزنامه بود که تردیدهایی را به ویژه در حوزه عملکرد وکلای خارجی و اشتباهات فاحش آن‌ها مطرح کردیم. به این موضوع توجه نشد تا این که در ماجرای پرونده طارمی‌ و بسته شدن پنجره نقل و انتقالات پرسپولیس، برای طرح موضوع در دادگاه داوری ورزش، وکیل سوییسی چنان اشتباهی کرد که پرونده به کلی کنار گذاشته شد. در همان زمان از سوی بخش حقوقی باشگاه اعلام شد که از آن وکیل شکایت خواهد شد ولی بعدها دیگر خبری در این باره نیامد. پس از آن بود که نوشتیم به نظر یک شبکه دلالی برای معرفی وکلای خارجی نامرغوب به طرف‌های ایرانی وجود دارد که اصلا معلوم نیست که کار را نمی‌دانند یا این که طرف‌های ایرانی قربانی زد و بند این وکلا با طرف‌های دیگر پرونده می‌شوند. این هم جدی گرفته نشد تا این که سر و صدای مالک تراکتورسازی بلند شد که چه نشسته‌اید، بیایید و ببینید چه خبر است. به قول گیلک‌ها گاو افتاده در بازاری است که بیا و ببین. نتیجه‌اش هم انبوه پرونده‌هایی که طرف‌های ایرانی می‌بازند. البته در مورد بعضی موارد واقعا نمی‌شود کاری کرد چون طرف ایرانی پول را نداده ولی در موارد دیگر چطور؟ اگر وکلای خارجی به خاطر اشتباهات فاحش مورد تردید هستند چرا فکر نکنیم شاید این آفت به انواع ایرانی هم، سرایت کرده باشد. در ماجرایی مانند مانوئل ژوزه آن قدر سوژه و مدرک در اختیار وی گذاشته شده بود که عملا از وکلا کاری بر نمی‌آمد. در پرونده برانکو و بودیمیر که هر دو کروات بودند، اشتباه فاحش شکلی در لایحه دفاع آن را از جریان رسیدگی در دادگاه داوری ورزش خارج کرد. مساله این است که نهادهای ناظر معمولا تمرکزشان روی مسایل قراردادی و جابه‌جایی‌های مالی است و معمولا به این لایه از کار توجه نمی‌شود.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.