آقای وزیر تصمیمی بگیريد که بتوانید پای آن بمانیدهر 10 ماه یک مدیرعامل برای پرسپولیس

0 34
آقای وزیر تصمیمی بگیريد که بتوانید پای آن بمانیدهر 10 ماه یک مدیرعامل برای پرسپولیس

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: بازهم تغییراتی دیگر در پرسپولیس، پرسپولیس شاید مثل سال 1393 و 94 با تغییرات برق‌آسا روبه‌رو نباشد ولی بعضی افراد درحالی از ثبات در پرسپولیس به‌عنوان دلایل قهرمانی و اثبات مساله حمایت از این تیم صحبت می‌کنند که پرسپولیس به‌طور مرتب دچار بی‌ثباتی در بخش مدیریت شده است. 2 فصل قبل هم شاهد بی‌ثباتی روی نیمکت مربیان بودیم. نکته قابل‌انکاری نیست که توسعه و پیشرفت بدون ثبات به دست نمی‌آید ولی ثبات در پرسپولیس از جنس آدم‌ها نبوده است.
پرسپولیس نان ثبات نسبی در اجرای برنامه‌ و پافشاری روی یکسری اصول منجر به موفقیت را می‌خورد.
ثبات روی نیمکت هم تا حد زیادی مرهون نگاه کلی هواداران بوده است. پس وقتی درباره ثبات و بی‌ثباتی صحبت می‌کنیم باید متوجه این تفاوت بود تا مباحث را باید از هم تفکیک کرد.
در این مطلب، بحث بر سر افراد است و تا اینجا حاصل عملکرد وزارت ورزش و جوانان به‌عنوان متولی اصلی پرسپولیس عدم ثبات در بخش مدیریت است. حتی می‌توان بخشی از بی‌ثباتی نیمکت را محصول کار وزارت دید. حداقل محصول تصمیم‌های مدیرانی است که وزارت آن‌ها را نصب کرد و حالا تغییر مدیریتی بار دیگر اتفاق افتاد. این‌که وزیر خواهان رفتن سمیعی نشد حرف درستی است ولی به‌هرحال وزارت، شرایط ادامه فعالیت را فراهم نکرد و در کارنامه فعالیت این وزارت تا اینجا، یک تغییرات در پرسپولیس داشته است و اکنون باید تصمیم‌گیری کند.

*عمر هر مدیر پرسپولیس به‌طور میانگین کمتر از 10 ماه
جعفر سمیعی، دوره فعالیتش به یک سال هم نرسید. کش‌وقوس فراوانی در این مدت اتفاق افتاد. یکی این بود که تا مدتی برابر عضو هیات مدیره شدن سمیعی مخالفت شد. او بر سر این موضوع اصرار کرد و حالا مشخص نیست که اگر قرار بود به این سرعت از پرسپولیس برود چرا مهم بود که عضو هیات مدیره هم باشد؟ برای پرستیژ کار و رزومه یا مسایل دیگر؟
پرسپولیس از یکم آذر 1396 تاکنون که 45 ماه و اندی می‌شود 5 مدیرعامل یا سرپرست داشته است. به‌طور میانگین، هر مدیرعامل کمتر از 10 ماه طول عمر مدیریتی دارد با نسبت کمتر ولی به تکرار تغییرات هیات مدیره‌ای را هم شاهد بوده‌ایم. این اگر بی‌ثباتی نیست پس چیست؟
حمیدرضا گرشاسبی در یکم آذر 1396 وقتی‌که علی‌اکبر طاهری به بهانه بازنشسته بودن از کار برکنار شد، سرپرست باشگاه گردید. در آذر 97 او که اکنون در یک تیم صنعتی و در حقیقت دولتی مدیر است به دلیل بازنشسته شدن از پرسپولیس کنار گذاشته شد.
جای او را ايرج عرب با سابقه حضور در حراست وزارت ورزش گرفت و او هم در شهریور 1398 جای خود را به انصاری‌فرد داد. او کمی بعد از 6 ماه حضور در اسفند همان سال در یک کودتاي هیات مدیره‌ای جای خود را به رسول‌پناه آمد. دوران او به‌قدری پر سروصدا شد که باورکردنی نیست فقط 8 ماه به طول انجامیده است. بعد از او سمیعی کمی بیش از 10 ماه مدیریت کرده است.
پرسپولیس البته میانگین کمتر از 6 ماه برای تغییر مدیرعامل را هم دارد که بعد از حضور دوم علی‌اکبر طاهری این رویه تغییر کرده بود ولی حالا باید پرسید واقعا در پرسپولیس، چه خبر است؟
*تصمیم‌های خام وزرا
اگر بخواهیم میزان پختگی و حساب‌شده بودن تصمیم‌های وزارت ورزش را به همه بخش‌های کشور و دیگر وزارتخانه‌های دولتی تسری بدهیم با توجه به شناختی که از همین حوزه ورزش داریم، می‌توان دریافت که کشور بیش از هر چیز از تصمیم‌های باری به هر جهت مدیران کلان کشور لطمه می‌خورد. از فقدان ساختارهایی که روی حساب‌وکتاب تنظیم‌شده باشد و بتواند مدیران را در مسیر تصمیم‌هایی پیش ببرد که خود برای مدت کوتاهی هم که شده قبول داشته باشند.
درواقع مایه خجالت است که تشکیلات پرطمطراق وزارت ورزش بعد از کلی بررسی، ارزیابی، مشورت و شنیدن توصیه‌های ریزودرشت از آدم‌ها و ارگان‌های کوتاه و بلند، منجر به انتخاب‌هایی می‌شود که خودشان چند ماه بعد برای آن ارزشی قائل نیستند. یا این‌که افراد بعد از کلی کند و کاو مسوولیتی را قبول می‌کنند ولی چند صباح بعد یا می‌خواهند پا به فرار بگذارند یا این‌که بهانه‌هایی می‌آورند که گویی روز اول از کره مریخ یا با پرواز صبح از سوییس آمده بودند که غافل‌گیر شده‌اند.
*مدیران بی‌ثبات
موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود. هیات مدیره‌، مدیرعاملی را به‌ظاهر انتخاب می‌کند ولی در ادامه با آن سر ناسازگاری می‌گذارد و در این میان درجایی مثل پرسپولیس، هوادار باید حرص بخورد. این وسط که هیات مدیره با مدیرعامل درگیر است و برای همین با سرمربی روی هم می‌ریزد درنهایت از همان سرمربی تودهنی می‌خورد و نفع اقدام دیرهنگام باشگاه را آن مربی آرژانتینی می‌برد که فقط برای یک بازی چند 100 هزار دلار قراردادش فعال شده است. با هیات مدیره‌هایی طرف می‌شویم که امروز یک قراردادی را امضا می‌کنند و چند روز بعد این کار را احمقانه می‌خوانند، انگار که پای قرارداد نبودند.
این‌ها نفراتی هستند که توسط وزارتخانه‌ها به کار گمارده می‌شوند. حالا از وزیر جدید ورزش باید بخواهیم در میان تمام توصیه‌هایی که از این‌سو و آن‌سو می‌شنود و خوراکی که معاونان و مدیرانش به او می‌دهند و به این ترتیب کنترلش می‌کنند. تصمیم‌های بگیرد که بتواند پای آن‌ها بماند. آدم‌هایی را انتخاب کند که حتی اگر کمی با وی زاویه داشته باشند، سرشان به تن‌شان بی‌ارزد و بیاید تا چند صباح اندک بد از کرده خود پشیمان نشود. آدم‌هایی را انتخاب کند که هم حرفی برای گفتن داشته باشند و هم بتوانند سر حرف، تصمیم و امضای خود بمانند.
در اینجا فقط صحبت از ماندن و ثبات نیست که مثلا افرادی ناکارآمد به کار گمارده شوند و مدت زیادی بمانند بلایی که سال‌ها قبل از این بر سر ورزش پایتخت آمد.
حالا باید ببینیم سید مجید صدری چگونه انتخابی است و وزارت ورزش چه قدر می‌تواند روی تصمیم خود بماند. نکته جالب این‌که طبق قانون تجارت که باشگاه‌ها در ظاهر بر اساس آن اداره می‌شوند، هیات مدیره‌ها 2 ساله انتخاب می‌شوند ولی در همین پرسپولیس ببینید که چند هیات مدیره و مدیرعامل 2 ساله داشته‌ایم؟

 

 

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.