پرسپوليس در پرونده بيرانوند به پرداخت 2 و نيم ميليارد تومان محکوم شدتوافق بد و پای لرزان هیات مدیره سابق

0 27

یک پرونده دیگر هم به زیان پرسپولیس تمام شد. البته شاید هم تمام نشده باشد ولی به‌هرحال تا استیناف رفت و به زیان پرسپولیس رای صادر شد.

حالا حرف‌وحدیث‌های مختلفی وجود دارد. بخشی از انتقاد متوجه محمدحسن انصاری‌فرد شده است که در توافق با بیرانوند برای این‌که بماند و نرود قول و قرارهای مالی گذاشتند. روزی که این اتفاق افتاد، مدیرعامل پرسپولیس یک قهرمان بود برای این‌که هم بیرانوند را منتقل کرده بود، هم او را برای بازی‌های تیم در اختیار داشت و هم درآمدی برای باشگاه محفوظ ماند. حالا آب‌وهوا عوض شده است. آیا نباید آن برگه را می‌داد؟ نباید توافق می‌کرد؟ در این صورت، شرایط چگونه می‌شد؟ هواداران چه می‌کردند؟ این‌ها اماواگرهایی است که همیشه وجود دارد ولی چه کسی فکر می‌کرد کرونا می‌آید و برای 4 ماه، فوتبال را تعطیل می‌کند.

سهم و نقش مدیران و اتفاقات عجیب در فدراسیون به‌جای خود، از میان آن‌هایی که با اصرارهای خود باعث می‌شوند حرف بازیکنان برابر مدیرانی که به‌قدر کافی باقدرت و پخته عمل نمی‌کند، به کرسی بنشیند، الان کدام‌یک چیزی را به گردن می‌گیرد. اگر آن فشارها نبود، اصلا تغییرات قرارداد بعد از جام‌جهانی پیش می‌آمد که کار به مسایل بعد آن بکشد؟

*ادعای 5 و نیم میلیاردی بیرانوند

در این ماجرا، نکات دیگری هم وجود دارد. تمام طلب بیرانوند از بابت آن توافق نیست که بین او و باشگاه در کنار توافق سه‌جانبه اتفاق افتاد. بیرانوند مجموعه‌ای از ادعاها را مطرح کرده بود.

اصل ادعای او این بود که پرسپولیس باید به وی 5 و نیم میلیارد پرداخت کند. این را البته مقام‌های باشگاه می‌گویند. او که با توجه به شرایط خاص پیش‌آمده، تا آخر فصل با پرسپولیس نبود و در تاریخ مقرر باید راهی می‌شد، تمام پول قرارداد فصل و پاداش قهرمانی را طلب کرد.

در این شرایط، نظر باشگاه هم درست نبود که پاداش به او تعلق نمی‌گیرد. منطق حکم می‌کرد او با توجه درصد سهمی که داشت و از طریق تعداد مسابقه قابل‌محاسبه بود به حق خود برسد ولی این‌که تمام مبلغ هم شامل حال وی شود نیز درست نیست. مقام‌های باشگاه به این مساله اعتراض دارند ولی اگر این اتفاق افتاده است، آن 3 میلیاردی که از میان ادعاهای دروازه‌بان پیشین سرخپوشان رد شد، چه بود؟ کمیته استیناف با تایید رای کمیته تعیین وضعیت فدراسیون، او را مستحق دریافت مبلغ 24میلیارد و 201 میلیون ریال دانسته است. به نظر می‌رسد تا مشروح رای مطالعه نشود، مشخص نمی‌گردد که دقیقا چه اتفاقی افتاده است.

از دور ماجرا این‌گونه است که هر یک از دو طرف به حق خود رسیده‌اند. یعنی بیرانوند پول خوبی می‌گیرد و بخش حقوقی هم می‌تواند بگوید که بیش از 3 میلیارد تومان از هزینه باشگاه کاست. بااین‌وجود این سوال مطرح است که درخواست بیرانوند چه قدرواقعی بود؟

*اجرای قانون یا میانجیگری؟

با طرح سوالات جدید این سوال  کم‌کم به ذهن خطور می‌کند که آیا اصولا کمیته وضعیت و انضباطی و استیناف، به‌ویژه در مسایل مالی، فقط به قانون و مستندات می‌پردازد یا عدالت خاص خود را با میانجی‌گری و ریش‌سفیدی اجرا می‌کنند؟ این سوالات مطرح است چون هیچ‌یک از سه طرف ماجرا دقیقا نمی‌گوید ماجرا چه بوده است؟ راستی اگر بیرانوند سرشناس و ملی‌پوش نبود بازهم شانس گرفتن این رای را داشت؟

آیا رد 3 میلیارد تومان ادعای او باید باعث شود با خودمان بگوییم، چنان سوالاتی محلی از اِعراب ندارد؟ الان از کجا باید بدانیم مثلا وقتی می‌خواهیم در پایان دعوا به یک میلیارد تومان برسیم نباید با آسمان و ریسمان، ادعای 2 یا . میلیاردی مطرح کنیم که دست فدراسیون هم باز باشد که از یک سوی بخشی از ادعای ما را رد کرده و متقابلا بخشی از دفاع متشاکی را بپذیرد و درنهایت برای همان یک میلیارد تومان حکم صادر شود؟

چرا نباید چنین احتمالاتی به ذهن ما خطور کند وقتی وکیل خود بیرانوند اعتراف می‌کند که بعد از رد آن 3 میلیارد، نه‌تنها معترض نبودند که حتی نشسته‌اند و با باشگاه برای دادن تخفیف بیشتر به‌شرط عدم پیگیری توافق کرده‌اند؟ فقط به خاطر علاقه به پرسپولیس؟ شکی نیست که بیرانوند به پرسپولیس تعصب و علاقه دارد و این دعوای حقوقی هم اصلا این موضوع را رد نمی‌کند. حتی محتمل است که در آینده‌ای نزدیک در بازگشتش هورا بکشیم ولی بحث ما چیز دیگری است. این علاقه کجا بود وقتی بیرانوند، بعد از جام جهانی، با وجود قراردادی که داشت آن‌قدر در تمرین شرکت نکرد تا با فشار هواداران، باشگاه ناچار از تغییر قرارداد به نفع او شود و به‌این‌ترتیب نه‌تنها رقم افزایش یافت بلکه بند جدایی هم به آن اضافه شد؟

این سوالات درباره نحوه عملکرد کمیته انضباطی فدراسیون وجود دارد چون مسایل دیگر هم در ذهن ما باقی است. مثلا جدای از رای صادره، نحوه کار در ماجرایی مانند حمله به اتوبوس پرسپولیس را هم دیده‌ایم. آن‌همه وقفه و درنهایت آن‌همه شواهد درباره ارتباط‌هایی که بین آن افراد خاطی با بعضی عوامل فوتبال در اصفهان وجود داشت.

*پاهای لرزان هیات مدیره برابر بیرانوند

پرسپولیس این 2 و نیم میلیارد را آن روز باخت که هیات مدیره باشگاه با پاهای لرزان برابر بیرانوند نشست. او قراردادی داشت که هیچ بند جدایی در آن نبود. بعد از جام‌جهانی کسی معترض نبود به این‌که با توجه به ارتقای سطح این دروازه‌بان، رقم قراردادش بهبود یابد ولی او به تمرینات نرفت تا تغییر قرارداد به جریان بیفتد. 3 عضو هیات مدیره درواقع برابر بیرانوند به‌صف شدند تا خواسته‌های او را اجرا کنند و کمی هم با چانه زدن و خواهش کردن امتیاز بگیرند. بدتر از تغییرات قرارداد، همین شکل کار بود.

در پایان آن جلسه، نه‌تنها کسی شرمنده نبود بلکه همه با افتخار درباره خود صحبت می‌کردند!!

*دریغ از هنر توافق کردن

مصطفی سلیمانی وکیل علیرضا بیرانوند نیز گفت: با وجود اینکه در جلسه‌ای با مجید صدری و واحد حقوقی باشگاه پرسپولیس به توافق رسیدیم که بیرانوند در دریافت این مبلغ تخفیف بدهد و باشگاه پرسپولیس هم اعتراضی نداشته باشد اما پس از این جلسه باشگاه پرسپولیس اعتراض خودش را در کمیته استیناف مطرح کرد و ما نیز ضمن دفاع اعتراض خودمان را عنوان کردیم.

سلیمانی در مورد اینکه آیا با وجود تایید رای بیرانوند حاضر است تخفیف بدهد، گفت: بیرانوند در آن زمان گفت به خاطر پرسپولیس سکوت می‌کنم و حاضرم تخفیف بدهم. حالا در شرایط فعلی این مبلغ تایید شده و باشگاه پرسپولیس شانس بزرگی را از دست داد. الان به‌هیچ‌عنوان جای تخفیف وجود ندارد چون به ما احترام نگذاشتند و برخلاف توافق انجام‌شده عمل کردند.

البته به نظر می‌رسد چنین توافقی می‌توانست در همان زمان رفتن بیرانوند انجام شود. وقتی‌که رسول‌پناه مدیرعامل بود. درواقع ماجرا اصلا نباید به اینجا می‌کشید. بالاخره بازیکنی که مدال قهرمانی برایش کنار گذاشته می‌شود لابد صاحب نقش شناخته‌شده است و نمی‌شود پاداش به او تعلق نگیرد.

این توافق می‌توانست با برانکو هم اتفاق بیفتد. می‌توانست با کالدرون هم انجام شود ولی اینجا با عدم وجود هنر توافق کردن روبرو هستیم و وقتی هم که توافقی انجام می‌شود گاهی از آن‌سوی بام سقوط می‌کنیم.

*لجبازی بی‌پایان با پرسپولیس

و اما بد ماجرا این است که چنین اتفاقاتی پایان ندارد. ماجرای استوکس هم یک نمونه دیگر است. از قراردادی که بستیم تا روند حقوقی منفعلی که برابر او به کار گرفتیم و خودمان را آن‌قدر اینجا معطل کردیم که ابتدا او برود شکایت کند. حالا ما شکایت متقابل مطرح کرده‌ایم که خودمان شاکی هستیم از حقی که بازیکن ضایع کرده است!

خب آن فردی که در سوییس باید موضوع را بررسی کند آیا از خودش نمی‌پرسد که اگر باشگاه صادق بوده است چرا بعد از آن مدت طولانی در جای درست طرح دعوا نکرد؟!

ماجرای شجاع خلیل زاده هم یک نمونه دیگر است. تمام فرصت‌ها برای توافق را از دست دادیم و کار را در مسیر لج و لجبازی انداختیم. بعد هم که تمام انرژی رفت سمت این‌که حرف خودمان را ثابت کنیم و بگوییم کمیته وضعیت خودمان باید رسیدگی به پرونده را گردن بگیرد. اصلا کاری به‌درستی و نادرستی استدلال باشگاه نداریم، بحث ما به بخش دیگری از ماجرا مربوط می‌شود. از روز اول که معلوم بود این کار را نمی‌کنند. حالا فرض هم کرده باشیم که با اجبار این و آن پرونده را در دست می‌گرفتند، با چه رویکرد و حالی رای می‌دادند؟ سر آخر هم، این موضوع آن‌قدر کش پیدا می‌کند که یا شجاع می‌خواهد به پرسپولیس برگردد یا این‌که از فوتبال بازنشسته می‌‎شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.