نامه نگاری دوباره با فيفا و AFC در مورد طلب کالدرون؛ نامه‌های بی‌پايان باشگاه که بی‌پاسخ مانده استپرسپوليس حق می‌گويد، اما وقت تلف می‌کند

0 24

بنده خدايي که بعد از ديدن دختري در بازار يک‌دل نه، بلکه صد دل عاشق مي‌شود به خواستگاري مي‌رود. همان بدو امر مشخص مي‌گردد که مرد عاشق پيشه، کسب و کاري ندارد. پس شرط اين مي‌شود که ابتدا براي خود کار و شغلي فراهم آورد و پس از آن به خواستگاري بيايد.

مرد و خانواده‌اش آن شب مي‌روند. مرد که حيران معشوقه‌اش بود، شب‌ها در فکر بيدار مي‌ماند و صبح‌ها به‌خواب مي‌رفت و اين گونه ديگر از کسب و کار خبري نبود. چند روز بعد، طاقت از دست مي‌دهد. به حجره پدر دختر مي‌رود و باز مراد دل مي‌گويد با اين شرط که اگر پاسخ مثبت را بگيرد، اهل خواهد. ولي پاسخ همان بود که بود. اين داستان ادامه داشت تا روزي که دختر را عروس کردند….

منظور از اين حکايت، اشاره‌اي بود به داستان اين روزهاي پرسپوليس و نامه‌هاي بي‌پايان باشگاه به کنفدراسيون و فيفا که ديگر بدتر از تحريم بانکي، روي مغز مخاطب مي‌رود. اين مطلب به معناي آن نيست که باشگاه را به دليل عدم توانايي در انتقال پول زير سوال ببريم که آب از سرچشمه، گل‌آلود است. در واقع اگر کسي مي‌توانست اين کار را انجام بدهد، تردستي کرده بود و به عدم انجامش با توجه به حساسيت‌هاي خزانه‌داري آمريکا محل ايراد نيست. همچنين يادمان نرود که عربستاني‌هاي ششدانگ حواس‌شان هست که راپورت کنفدراسيون را بدهند. همان‌طوري که اين جا نمايندگان مجلس منتظرند وزارت حرکتي کند تا زيرپاي وزير را جارو کنند. ماشاءا… فدراسيون و سازمان ليگ و تلويزيون و مجلس ندارد قرار باشد عليه پرسپوليس کاري انجام شود، همه با سعودي‌ها سهوي يا آگاهانه، جي جي باجي هستند.

نامه‌هاي فدايت شوم براي فيفا و کنفدراسيون تا کي؟

از اصل موضوع دور نشويم. خبر جديد اين است که باشگاه باز هم به فيفا نامه زده است. سوال اين است چرا؟ چه حرف يا مستدل تازه‌اي در کار بوده است که لازم بود نامه زده شود؟ چه حرفي در اين نامه است که بخواهد طرف مقابل را متقاعد کند و در نامه‌هاي قبلي زده نشد؟ اصلا دم‌همه مديران و دست‌اندر کاران باشگاه که خسته نشدند و پي در پي نامه زدند. واقعا از ته دل مي‌گوييم. بالاخره هرکاري مي‌شود بايد کرد. ولي تا کي و تا کجا؟ از يک جايي به بعد بي ارزش کردن نامه و خواست پرسپوليس است.

قرار است چند نامه ديگر بنويسيم و بفرستيم از همين حرف‌هاي تکراري. نخورديم نان گندم ولي ديده‌ايم دست مردم. از يک‌جايي به بعد اگر امکانش بود، بايد رايزني و لابي کرد. از مديريت باشگتاه گرفته تا وزير و وکيل. اگر نمي‌شود که هيچ. عروسي خرج دارد، فقط با نامه فدايت شوم که به آدم عروس نمي‌دهند.

الان يک‌جوري شده که آدم احساس مي‌کند اين نامه‌ها بيشتر براي از سر باز کردن موضوع است. براي اين که آمار برود بالا. از يک جايي به بعد بيشتر براي فضاي مجازي انجام مي‌شود نه موضوع اصلي.

پرسپوليس 2 ماه فرصت خواست، مهلت فيفا بيشتر از 2 ماه است

نامه اخير پرسپوليس به فيفا که در خبرگزاري‌ها منتشر شد که نکاتي در دل خود دارد. سيدمجيد صدري فقط چند روز پس از روي کار آمدن اقدام به ارسال اين نامه کرده است. اکثر مفاد آن را تاکنون بارها شنيده و خوانده‌ايم. پيشنهادهايي که پذيرفته نشده است. از اين بگذريم که نامه درسربرگ با لوگوي بدون ستاره است که در باشگاه استفاده نمي‌شود، سوال به بند يا درخواست چهارم مطرح مي‌شود. در اين بند آمده است؛ فيفا در آخرين فرصت زمان دو ماهه‌اي به پرسپوليس بدهد تا بتوانيم مبالغ را آماده و بدهي را به طلبکاران پرداخت کنيم.  لطفاً توجه داشته باشيد که به دليل تحريم‌هاي بين‌المللي‌، انتقال پول از ايران به حساب‌هاي بانکي ساير کشورها واقعاً زمان بر است.

با توجه به اين که نامه، بعد از اعمال بسته شدن پنجره ارسال شده است، فرصت دو ماهه نبايد به اين موضوع ربط داشته باشد چون پرسپوليس ديگر محروم شده بود و اگر اشاره به آن است بايد درخواست معلق شدن حکم اجرا شده مطرح مي‌شد که اين هم امر معمول نيست. با اين اوصاف سوال پيش مي‌آيد که اين زمان به چه منظوري خواسته شده است؟ براي اين ما به جوابي نرسيديم. فيفا بيش از اين 2 ماه را مهلت داده است و مشکلي از اين بابت وجود ندارد. اگر نمي‌خواهيم بازيکن جديدي بگيريم که البته قرار هم نيست حداقل زماني که تا پنجره نقل و انتقالاتي داريم خيلي خيلي بيشتر از دو ماه است.

در مورد تنبيهات انضباطي بعدي هم تا آن جا که بارها اعلام شد، روال اين است که وقتي حکم بسته شدن سه پنجره، صادر و اجرا مي‌شود شاکي که همان طلبکار است بايد تا پايان پنجره سوم صبر کند و اگر پولي به وي پرداخت نشد، تازه در صورت شکايت مجدد براي صدور احکام بعدي اقدام مي‌شود.

اشتراک نظرخزانه‌داري آمريکا و مجلس ايران بر سر پرسپوليس

مساله خيلي ساده است. بحث تحريم‌ها را همه ما خبر داريم. فعلا دوست و دشمن هم ندارد هر کس مي‌خواهد هر بلايي سر ما بياورد، به همين تحريم پناه مي‌برد، چماقش مي‌کند و بر سر ما مي‌کوبد.

الان ديگر در خيايان تصادف هم بشود دليلش تحريم است.

کنفدراسيون فوتبال آسيا هم زبانش دراز است که بانک‌ها را تهديد کرده‌اند که اگر تراکنش مالي با موضوع ايران داشته باشند، کارشان بيخ پيدا مي‌کند و بانک‌هايي که کنفدراسيون در ان ها حساب دارد اين کار را انجام نمي‌دهند.

اگر هم قرار بود کاري کنند يا کمکي برسانند، خيلي بعيد است که با توجه به دولتي بودن پرسپوليس کاري انجام شود. اين دولتي بودن هم مصيبتي براي پرسپوليس شده است. خيلي کارها را نمي‌توانيم انجام بدهيم چون دولتي هستيم. بعد که صحبت بودجه مي‌شود ديگر دولتي نيستيم و باشگاه حرفه‌اي به حساب مي‌آييم که دولت حق کمک ندارد. از اين دولتي بودن هيچ خيري به پرسپوليس نمي‌رسد. ماشاءا… مجلس خودمان و خزانه‌داري آمريکا  هم ندارد. همه رسالت دارند به اين پرسپوليس پولي نرسد.

کنفدراسيون و فيفا نمي‌خواهند کاري کنند

در اين شرايط هم فيفا و کنفدراسيون هم که شعارهاي خودشان يادشان رفته است. همه موارد بالا را هم که کنار هم قرار بدهيم. باز اين سوال پيش مي‌آيد که اگر واقعا تعهد نسبت به فوتبال وجود داشته باشد، حداقل نبايد با اين درخواست باشگاه موافقت شود که پول را مستقيم به خود کالدرون بدهند. کالدروني که ديگر نه در ايران است، نه در ايران سرمايه‌گذاري دارد و نه براي ايراني‌ها کار مي‌کند. قطعا براي هيچ بانکي در کوالالامپور مشکلي ايجاد نمي‌شود اگر به حساب کالدرون پول بريزد يا به حساب فيفا. مساله اين است که کنفدراسيون نمي‌خواهد اين را انجام بدهد.

وقت‌کشي نکنيم

قبل از اين نوشتيم و اين بار جدي‌تر مطرح مي‌کنيم که باشگاه با اين نامه‌نگاري‌ها فقط وقت خودش و ما را مي‌گيرد. همان کاري در پرونده شجاع خليل‌زاده و با اصرار بيش از حد براي بررسي موضوع در کميته تعيين وضعيت انجام داد. همان‌کاري که قبل از اين در پرونده استوکس اتفاق افتاد. پرسپوليس حق مي‌گويد ولي وقت تلف مي‌کند. در ماجراي حق و حقوق باشگاه نزد کنفدراسيون هم يا بايد به کلي بي‌خيال اين موضوع بشويم يا به راه‌هاي ديگر فکر کنيم. يکي اين که موضوع را به دادگاه داوري ورزش بکشانيم شايد ان ها متقاعد شدند يا اين که کالدرون از پرسپوليس در محاکم غير ورزشي، طرح شکايت کند تا دادگاه‌ها حکم بدهند که مطلبات او از محل درآمدهاي بلوکه شده پرسپوليس پرداخت شود. به هرحال اين راهکارها هر قدر هم عجيب باشند بهتر از آن است که وقت خودمان را با فيفا و کنفدراسيوني طلب کنند که اين مشکل را مشکل خودشان و فوتبال نمي‌دانند.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.