ماموریت غیرممکن سرخپوشان در بلاتکلیفی مدیریت و بی‌پولی مطلق تا بازی الهلال ادامه دارد؟پرسپولیس در تحریم

0 35

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: پرسپولیس باز هم با یک ماموریت غیرممکن سر و کار دارد. ماموریت غیرممکن در واقع کنایه به کاری سخت است که هرکسی از عهده آن بر نمی‌آید اما قهرمان داستان با همه فرق می‌کند. قهرمان داستان ما هم پرسپولیس است.
پرسپولیس با تحریمی همه‌جانبه هم روبه‌رو است. الان درد بزرگتر و گلایه بیشتر نه به کنفدراسیون فوتبال آسیا و خزانه‌داری آمریکا که از همین داخلی‌هاست و دولتی‌هایی که گویا از مالکیت بر پرسپولیس فقط آقای بالا سر بودن را می‌دانند و ‌‌‌‌ای کاش همین یک کار را هم به درستی بلد بودند.
پرسپولیس در کنار بلاتکلیفی، بی‌پولی و تمام اقداماتی که صورت می‌گیرد یا اصلا اتفاق نمی‌افتد تا با تضعیفش، شانس معرفی قهرمان جدید ایجاد شود، با یک تهدید پنهان دیگر هم مواجه است؛ تهدیدی که جامعه هواداری را نشانه گرفته است. این تهدید که اختلافات عمیق ایجاد شود یا با جامعه هواداری بی‌تفاوتی رو‌به‌رو شویم که بیش از حد خیالش راحت است یا از قهرمانی اشباع شده است و در این میان آن‌‌‌‌ها که صدایی دارند که شنیده شدنی است، دیگر به فکر خویش باشد یا مدعی آن که باید دیگران به ساز او باشند. بی‌تردید وقتی هوادار را بزرگترین و اصلی‌‌‌‌‌‌‌ترین سرمایه معنوی بدانیم، این بزرگترین خطر پیش رو خواهد بود که باید خیلی جدی به آن فکر و درباره‌اش صحبت کنیم.
و اما در کنار همه این‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها اجازه بدهید بگوییم آن چه از بلاتکلیفی در پرسپولیس می‌بینیم مظهری از مدیریت و عملکرد دولت است. فوتبال و به‌‌‌طور خاص پرطرفدارترین تیم کشور که مستقیم متاثر از تصمیم‌ها و انتخاب‌های دولت است، نشان‌دهنده واقعیت دولت و میزان کارآمدی آن است. که البته درباره این یکی باید در روزهای آینده به تفصیل بنویسیم.

*ماموریت غیرممکن 6؛ این داستان: توطئه
پرسپولیس حضور دیگر باره در فینال آسیا به منظور قهرمانی قاره و ششمین قهرمانی پیاپی در لیگ برتر را می‌خواهد. تعبیر ماموریت غیرممکن برای این اهداف، به جهت امکان‌ناپذبر بودن‌شان نیست. مساله این است که اگر شرح حال پرسپولیس به ویژه در 4 سال اخیر را برای همه آن‌هایی که خارج از ایران دست بر آتش فوتبال دارند را بیان کنید، از شما درباره این خواهند پرسید که این تیم بعد از چنین اتفاقاتی، الان در کدام دسته حضور دارند. اصلا تصورش را نخواهند کرد که بخواهید با آن‌‌‌‌ها درباره قهرمانی‌های پیاپی صحبت کنید. تمام افتخاراتی که پرسپولیس در این مقطع از تاریخ برای خود و برای فوتبال ایران رقم زد، ماموریت‌های غیرممکن برای دیگران به حساب می‌آمد. از محرومیت‌ها گرفته تا برنامه‌ریزی‌های مخرب برای مسابقات، از توطئه برای ایجاد تغیرات مدیریتی تا برکنار کردن مربیان موفق که چیزی نمانده بود در مورد یحیی گل‌محمدی هم اجرا شود، از دست باز همگان برای دروغ پراکنی تا این همه کینه و نفرت هویدا نسبت به پرسپولیس را شاهد بوده‌ایم و خیلی مسایل دیگر که حوصله بیانش در این مجال نیست.
حالا شرایط نسبت به هر زمانی بدتر شده است. پرسپولیس را در بلاتکلیفی مدیریتی قرار داده اند. مدیریتی را معرفی کرده‌اند؛ ولی تکلیف خود را نمی‌داند. بدتر از همه این که هر روز ابتدا باید اخبار را چک کند تا اگر هنوز مدیرعامل بود، از خودروی خود پیاده شده و وارد ساختمان باشگاه شود. را هم در این موقعیت قرار بدهید، معطل می‌ماند و‌‌‌‌ ای کاش مجید صدری هم آن روز تا تضمین نگرفته بود و تکلیف روشن نشده بود، نمی‌پذیرفت که مسئولیت را قبول کند تا بالادستی‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مجبور بشوند که تصمیم بگیرند نه این که تصمیم برای پرسپولیس را بگذارند برای این که هر وقت حالش را داشتند. پرسپولیس حالا منبع درآمدی هم ندارد. اتیه داده پرداز برای نزدیک به دو سال 110 میلیارد رفت و حالا هم رفته است. مزایده برای انتخاب اسپانسر یا کارگزار هم معلوم نیست کجا گیر کرده است. پرسپولیس به خاطر بدهی به کالدرون با پنجره بسته روبه رو است. به همین بهانه به آن اجازه ندادند که مهاجم مورد نظر خود را جلب کند و کار برای الهلال آسان کردند. الان استقلال قرار است همان مهاجم را جذب کند. یک نفر را ان جا فرستاده‌اند که از هرجا بوده است، خودش یا مجموعه تحت امرش از ناجوانمردی در قبال پرسپولیس کم نگذاشته‌اند.
پرسپولیس دولتی است و الان نه پول دارد، نه ابزار موفقیت و نه ثبات مدیریتی و سازمانی. در این شرایط تنها امید هواداران این است که پرسپولیس در این چند سال، در حالی به موفقیت‌ها رسید که بسته به شرایطش با امر ناممکن تلقی می‌شد ولی باز هم یه حداقل‌های فراهم بود.

*تحریم داخلی سخت از تحریم کنگره و خزانه‌داری آمریکا
پرسپولیس این روزها تحریمی همه جانبه را تجربه می‌کند. 2 کلمه تحریم و پرسپولیس که کنار هم قرار می‌گیرند، همه را به یاد موضوع پاداش‌ها و درامدهای بلوکه شده پرسپولیس نزد کنفدراسیون می‌اندازند که به نوعی باید گفت از همین حالا هزینه شده است چون به اعتبار آن، قرض و وام گرفته شده است. ولی در این جا صحبت از کنفدراسیون، خزانه داری آمریکا و کنگره آن کشور نیست.
تحریم سخت‌‌‌‌‌‌تر و شدیدتر در همین ایران علیه پرسپولیس جریان دارد. پرسپولیس تحریم شده است تا کارهایش به موقع انجام نشود. پرسپولیس در پی همین تحریم سال مالی 98 را در واقع بدون درآمد پشت‌سر گذاشت. سال مالی برای باشگاه‌ها با خرداد شروع می‌شود و حالا در سال 1400 یک‌چهارم این سال مالی را بدون آورده مالی پشت‌سر گذاشته است.
پرسپولیس در تحریمی است که برای آن با تاخیر تصمیم می‌گیرند. تحریم می‌شود که مربی خارجی نداشته باشد و به همین بسنده نمی‌شود، بلکه برای این مساله بدون ان که ضرورت داشته باشد هزینه سنگینی ایجاد می‌کند. درباره بیش از یک میلیون یورو صحبت می‌کنیم.
پرسپولیس به خاطر همین مسایل با یک تحریم بین‌المللی فوتبال روبه‌رو شد که همان بسته‌شدن پنجره نقل‌و‌انتقالاتی آن است.
در ادامه به بهانه همین، یک تحریم داخلی برای عدم جذب بازیکن خارجی از سوی فدراسیون فوتبالی وضع شده است که عرضه گرفتن حق فوتبال و همین پرسپولیس را رد بخش اقتصادی ندارد.
پرسپولیس در تحریم است چون کلی مشکلات حل نشده دارد که درباره حل شدن آن صحبت نمی‌شود؛ ولی پای سپاهان که به میان می‌آید فقط از او یک اشاره کفایت می‌کند. پای استقلال هم که به میان می‌آید کافی است لب ‌‌‌‌‌‌تر کند. جناب وزیر، خودش را تا حد سرپرست تیم تنزل می‌دهد و دنبال زمین تمرین هم می‌رود.
اعضای تیم می‌گویند از اردیبهشت به این طرف از قرارداد خود چیزی نگرفته‌‌‌‌‌‌‌اند و هر چه بوده است جزو پاداش‌ها بود. این خودش نشانه دیگری از تحریم است که به بهانه یک قراردادی اتفاق افتاد که باید پرسید آیا از روز اول تحمیل چنین قراردادی برای بستن دست و پای مالی باشگاه نبوده است؟ اگر نبود پس با چه منطقی، چنین افتضاحی اتفاق افتاد؟
پرسپولیس در تحریم داخلی است چون مجلس بدون آن که قانون بگذارد یا بتواند قانون بگذارد که باشگاه‌ها و مسابقات حرفه‌ای یکسری حقوق دارند، قانون وضع کرد که از بودجه‌های عمومی نباید به ورزش و باشگاه حرفه‌ای بیاد ولی در همین زمان تیم‌های صنعتی با هزار و یک ترفند و توضیح و توجیه به این منابع دسترسی دارند. اصولا همین اوضاع و احوال و تناقض‌ها را که ببینیم متوجه مناسبات در کشور می‌شویم و دلیل این همه مشکل، تورم و بسیاری مسایل دیگر را در می‌یابیم. یک خود تحریمی که نمونه‌اش را در پرسپولیس شاهد هستیم.

*تهدید بزرگ
و اما این روزها یک تهدید جدی و خزنده هم علیه پرسپولیس احساس می‌شود. بی‌تفاوتی و خاطر بیش از حد آسوده بخشی از جامعه هواداری از یک سو و جدال‌های برخی دیگر از سوی دیگر به موازات هم علیه پرسپولیس پیش می‌روند. در این مطلب قصد ورود به جرییات را نداریم تا اصل مطلب گم نشود.
در این جا صحبت از هوادارانی است که صدا دارند. این صدا می‌تواند از رسانه‌ای باشد که رد آن حاضر هستند یا فرصتی که شبکه‌های اجتماعی به آن‌‌‌‌ها داده‌اند. ممکن است در همین شبکه‌های اجتماعی با استفاده از پرسپولیس به شهرتی رسیده باشند یا شهرت و مخاطب دیگر را از جای دیگر آوده باشند ولی به هر حال می‌توانند صدایی برای پرسپولیس باشند. قبل از هر چیز یک تهدید این است که هر یک از ما بخواهد من شود و خود را به جهت تلاش‌هایی که انجام داده است، مرجعی بداند که باید سهمی داشته باشد این سهم خواهی می‌تواند حتی در بخش تاثیرگذاری بر تصمیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها باشد. در مقابل هم عده‌ای هستند که نسبت به مشکلات پرسپولیس بی‌تفاوت شده‌اند. یا خیال‌شان راحت است که پرسپولیس از عهده حل مسایل بر می‌آید یا تصور می‌کنند دیگران حواس‌شان هست و نیازی نیست به کمک پرسپولیسی بشتابند که در میان شمشیرهای از نیام برآمده گرفتار شده است.
از همین‌جا باید به همه آن‌‌‌‌ها بلاید هشدار بدهیم که اوضاع خیلی، خیلی بدتر از آن چه پیش می‌رود که تصورش را می‌کنید. ما نمی‌خواهیم کسی برای پرسپولیس کاری کند. مساله این است که هیچ کس به مسئولیت‌های خود در پرسپولیس عمل نمی‌کند و برای این حاشیه امنیت دارند که این کار را بدتر می‌کند. حالا اگر می‌خواهید باز هم بی تفاوت باشید خود دانید. آیا قرار است به جریان تحریم پرسپولیس بپیوندید؟

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.