پرسپوليس؛ سرمايه اجتماعی که همه چيز دارد و هيچ ندارداقدام علیه تیم مردم

0 43
پرسپوليس؛ سرمايه اجتماعی که همه چيز دارد و هيچ ندارداقدام علیه تیم مردم

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: آدمیزاد، موجود عجیبی است. آن چه که در اختیار داریم را هر قدر هم بزرگ باشد، قدر نمی‌دانیم. نمونه‌اش همین پرسپولیس است. حتی شاید ما عاشقان سینه‌چاک پرسپولیس هم آن طور که باید قدرش را ندانیم ولی موضوع، ما هواداران نیستیم. موضوع، دیگران هستند. دیگرانی که یا تصمیم‌های‌شان بر پرسپولیس تاثیرگذار است یا اینکه باید در این باره تصمیم‌گیری کنند.
آن چه در ادامه این مطلب می‌خوانید صرفا تراوشات ذهنی هواداری نیست که بشود آن را با همین زاویه دید نادیده گرفت. این طور نیست که این عشق و علاقه، پرسپولیس را برای ما به یک افسانه بدل کرده باشد آنچنان که لیلی را برای مجنون.
بازی با الهلال شد، نمی‌دانم. یعنی در زمان نگارش این مطلب نمی‌دانیم. به نظر فرقی هم به حال این مطلب نمی‌کند. این مطلب، نقل دیگری است. نقل آن چه در این مدت چند وقت برایش رقم خورد. بازی‌ای که می‌خواهد آغاز شود حتی خیلی از دوستان و همراهانش هم فاز خودخواهی دارند. یکی برد پرسپولیس را برای پاداش می‌خواهد و یکی خدا خدا می‌کند که ببازد تا فرصتی ایجاد شود، شاید که بیاید برای نجات پرسپولیس! صد البته که ‌ای مرده‌شور چنین دوست داشتنی را ببرند. یادم می‌آید یک روزی از روزهای قدیم مدیرعامل همین پرسپولیس چشم در چشم من زُل زد و گفت؛ اگر حرف شما را گوش کنیم که ممکن است پرسپولیس ببرد، آن وقت چگونه فلانی را جابه‌جا کنیم البته که خودش بعدا فهمید چه اشتباهی کرد که این حرف را زد. بعد از آن و چند ماجرای دیگر، از این حرف‌ها جلوی من زده نمی‌شود ولی در محضر دیگران، جریان فرق می‌کند.
این تازه حکایت آدم‌هایی است که یار و همراه پرسپولیس هستند. خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.
فرصت خدمت یا غارت؟
می‌گویند خیلی از این حرف‌های ما هواداران درباره اقدامات علیه پرسپولیس، توهم است. کاری به بعضی حرف‌‌‌‌ها که در فضای مجازی زده می‌شود نداریم ولی خب تا نباشد چیزکی که مردم نگویند چیزها.
یک نفر را تصور کنید که پشت فرمان خودروی خود نشسته است و مسیری را می‌رود. یک نفر نگهبان وارد خیابان می‌شود. راننده کاری نمی‌کند. بله دقیقا کاری نمی‌کند. نه روی گاز فشار می‌دهد و نه فرمان را به سمت عابر می‌چرخاند ولی پا را روی ترمز هم نمی‌گذارد. فرمان را هم به سمت دیگری نمی‌چرخاند. دقیقا این قدر کاری نمی‌کند تا از روی عابر رد شود. بله این روزها و در تمام روزهای ماه‌ها و سال‌های گذشته شاهد خیل عظیم آدم‌هایی بودیم که دقیقا کاری نکردند در حالی که مسئولیت و وظیفه داشتند و تازه این جدای از ‌‌آنهایی است که خیلی کارها انجام دادند.
مسئله خیلی ساده است. آنها که این روزها بر مسند مسئولیت هستند یا آن‌‌‌‌ها که فرداها بر سر کار می‌آیند برای اینکه پرسپولیس به این پدیده اجتماعی که اکنون است تبدیل شود، کاری نکرده‌اند. آین را باید از تیمسار خسروانی می‌پرسیدند که یک عمر تلاش کرد در مقابل شاهین و پس از آن پرسپولیس، تاج را از هیچ تبدیل به مجموعه‌ای کند که تعدادی دور و اطرافش را بگیرند.
آنها که آمده‌اند یا می‌آیند اصلا نمی‌دانند سرمایه اجتماعی چیست؟ سوادش را ندارند. برای‌شان اهمیتی هم ندارد. برای آنها سرمایه همان قدرت، پول و امکانات است که به صورت فردی یا گروهی تصاحب می‌کنند. آنها حتی وقتی در این فوتبال هستند این درک را ندارند که این پول و توجه را از صدقه سر سرمایه اجتماعی بزرگی چون پرسپولیس دارند. برای‌شان دغدغه نیست چون می‌گویند اینکه به هر حال هست، ما باید از فرصت کمی که داریم برای غارت این ورزش و فوتبال بهره بگیریم.
اصولا غارت و چپاول سرمایه‌های معنوی و مادی ورزش و فوتبال به آن‌‌‌‌ها فرصت و مجال خدمت نمی‌دهد.
بی‌سوادی دیگران بلای جان پرسپولیس
اولین بار که سال‌ها قبل از عبارت «سرمایه اجتماعی» در مطالب خود بهره گرفتم نمی‌دانستم که این یک مفهوم گسترده در مباحث اجتماعی و حتی سرمایه‌داری است. خیلی ناگهانی آمد و بر قلم جاری شد. در واقع سرمایه‌های اجتماعی حلال بسیاری مشکلات هستند و راه‌های میان‌بُر برای رفتن ره صد ساله در یک شب تلقی می‌شوند. البته که در کشور ما از ثمرات آن در عرصه‌های گوناگون بهره گرفته می‌شود ولی زمان خدمت متقابل که می‌رسد هیچ خبری نیست. موضوع هم فقط پرسپولیس نیست. در همه موارد اکثر رفتارها همین است. مثلا باورهای دینی و اعتقادی یک سرمایه اجتماعی است. حالا وارد بحثش نشویم بهتر است ولی فقط باید گفت در چنین فضایی تکلیف پرسپولیس، دیگر روشن است. مقاله ال جی هانیفان در سال ۱۹۱۶ یکی از اولین موارد استفاده از عبارت «سرمایه اجتماعی» در اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه‌گذاری فردی در جامعه است. وی چنین می‌آورد:
«منظور من املاک، دارایی‌های شخصی یا پول نیست. منظور من آن چیزی است که باعث می‌شود این اشیاء محسوس در زندگی روزمره مردم بیشتر به حساب بیایند، یعنی حسن نیت، دوستی، حس همدردی و مراودات اجتماعی بین گروهی از افراد یا خانواده‌ها که یک واحد اجتماعی را تشکیل می‌دهند…
اگر شخصی با همسایه‌اش ارتباط برقرار کند و به تعاقب، آن 2 با دیگر همسایگان ارتباط برقرار کنند، در این حالت انباشتی از سرمایه اجتماعی به وجود خواهد آمد که فورا نیازهای شخصی آنها را برآورده کرده و حتی می‌تواند باعث بهبود چشمگیر کیفیت زندگی در کل آن اجتماع گردد.» حالا حتما بهتر درک می‌کنید که فوتبال با توجه به خاستگاه عظیم آن در جوامع به صورت عام و باشگاه‌های محبوب به شکل خاص چرا تا این حد مورد توجه کارتابل‌های رسانه‌ای، تلویزیونی و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی قراردارند. فوتبال و باشگاه‌های محبوب جدا از آن ارزش‌های اجتماعی که هانیفان می‌گوید، راه دسترسی آسان به مجموعه‌ای از ارتباط‌های به هم تنیده است که برای ایجاد آنها در خارج از این فضا به هزینه‌های نجومی و زمان زیادی است و د رنهایت هم این نتیجه را نمی‌دهد.
رابرت سلیسبری، دانشمند علوم سیاسی درنظریه داد و ستد در گروه‌های ذی‌نفع در این باره می‌گوید؛ «سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه‌های سودآور است.»
حالا فکر می‌کنید از نماینده مجلس تا رئیس دولت و ورزش و فوتبال ، چه قدر با این مفاهیم آشنا هستند و با فرض این که به صورت تئوریک درباره‌اش بدانند اصلا این مفهوم را خارج از خواسته‌ها و اولویت‌های خود درک می‌کنند؟ پاسخ این سوال در وضعیت امروز پرسپولیس قابل مشاهده است.
پرسپولیس را ببین
اگر چنین مفهومی در کشور ما به معنای واقعی معنا داشت، امروز نباید رفتار با فوتبال و در قیاس دیگر با پرسپولیس را این گونه می‌دیدیم. نباید مجموعه‌ای از تناقض‌ها را شاهد می‌شدیم فقط برای اینکه به عربستان سعودی خرمت شود با این بهانه که برگزاری لیگ باعث مصدومیت ملی‌پوشان می‌شود در حالی که پایه ترکیب تیم‌ملی بازیکنانی بودند که در لیگ‌های دیگر بازی می‌کردند. لیگ‌ها و بازیکنانی که چون تحت کنترل ما و متولیان فوتبال ما نبودند، راه درست را رفتند. بازی با الهلال هر چه که شده باشد فرقی نمی‌کندو نمی‌شود این ظلم به فوتبال و به ایران را فراموش کرد که از تبعاتش محروم شدن پرسپولیس از یک امکان خوب بود و این را استانداردهای فوتبال می‌گوید. این را نه ما که، فعالان آکادمیک این عرصه می‌گویند. اگر اوضاع این جا درست بود، نباید ان اتفاق بر سر سفر پرسپولیس می‌افتاد. حالا مقصرش باشگاه باشد یا سازمان‌ها و شرکت‌های هواپیمایی با دیگر باز هم فرقی نمی‌کند. مسئله و حقیقت تلخ این است که ما در همین یک سال و اندی اخیر در همین فوتبال وضعیت نوعی از مدیریت ایرانی را دیدیم. این‌‌‌‌ها را با شعارهای قشنگ نمی‌شود پاک کرد. همان‌طور که وقتی خودروسازی ما سال‌ها استعمارگونه با مردم ایران رفتار کرده است، نمی‌توان با شعار و محدودیت‌های بیشتر اعتقاد مردم به تولید داخلی را تغییر داد و قطعا این طور است که در این شرایط هم مردم له می‌شوند و هم تولید داخلی. این اتفاقات همه شبیه هم هستند و با آن چه در قبال پرسپولیس اتفاق افتاد و می‌افتد، می‌شود بخشی از سیستم اجرایی کشور را ارزیابی کرد. هیچ نیازی هم به مباحث سیاسی و اقتصادی نیست که از آنها سر در نمی‌آوریم. همین فوتبال را نگاه می‌کنیم و پرسپولیس را که جدای از فرمول قهرمانی‌اش، آن چه در قبالش اتفاق افتاده، عیانی است که حاجت به بیان ندارد.
اقدام منفی
الان حتی مسئله این نیست که در ریاض چه اتفاقی می‌افتد. مسئله این است که در ایران اوضاع از چه قرار است.
ما قرار است این جا زندگی می‌کنیم. در آسیا هر اتفاقی هم بیفتد بالاخره روزی می‌رسد که ما بر مشکلات خود غلبه کنیم و قهرمان آسیا بشویم ولی فوتبال ایران به کجا خواهد رسید وقتی دغدغه بعضی برای تغییر فقط این است که برای تیم خاص رانت و کانال اعتباری خاص باز کنند و پرسپولیس را هم زمین‌گیر؟! چنین تغییری، تغییر به کدام سمت و سو است. چرا اقدام علیه سرمایه‌های اجتماعی یک فرض مسلم است؟

 

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.