استقلال و سپاهان از پرسپوليس قهرمان الگو مي‌گيرند، ما از استقلال و سپاهان ناکام؟حواس جمع

0 81
استقلال و سپاهان از پرسپوليس قهرمان الگو مي‌گيرند، ما از استقلال و سپاهان ناکام؟حواس جمع

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: رفتار ما آینده را می‌سازد. البته گاهی ما درست عمل می‌کنیم ولی این رفتار گروهی دیگر است که ممکن است آینده ما را دستخوش تغییر کند یا آینده‌ای ناخوشایند را بسازد که به ما مربوط می‌شود. گاهی هم می‌تواند برعکس این اتفاق بیفتد. ما درست عمل نمی‌کنیم ولی از عملکرد درست دیگران بهره‌مند می‌شویم.
با این مقدمه سراغ اتفاقاتی می‌رویم که این روزها حوالی پرسپولیس جریان دارد و باعث نگرانی است. از خود باشگاه و تیم شروع می‌شود تا هواداران ادامه دارد و اتفاقا این بخش هواداری، مهمترین جای ماجراست.
*چرا باید از استقلال و سپاهان ناکام الگو بگیریم؟
قبل از هر چیز کلیت موضوع را روشن کنیم. اینکه این روزها می‌بینیم امثال استقلال و سپاهان برای رسیدن به موفقیت سعی می‌کنند از پرسپولیسی که در این سال‌ها موفق و کامیاب بود، الگو بردارند. اینکه نمی‌تواند فرآیند و رویکردی عجیب باشد. قاعده کلی هم نمی‌تواند غیر از این باشد. الگوبرداری از آدم‌ها و جریان‌های موفق عقلانی‌ترین کار است ولی به هر حال می‌دانیم این تفکر در ایران جایگاه چندانی ندارد و در اکثر موارد ما ساز خودمان را می‌زنیم. با این وجود سپاهان و استقلال از باشگاه و تیمش تا هوادار یک کار منطقی انجام می‌دهند وقتی که نگاه‌شان به پرسپولیسی‌هاست ولی آن چه عجیب است اینکه پرسپولیسی‌ها بخواهند مانند دوران ناکامی امثال استقلال و سپاهان عمل کنند! خب چرا؟
شاید بد نباشد، درست در زمانی که فکر می‌کنیم آن چه می‌گوییم و انجام می‌دهیم، بهترین کار ممکن است، یک نگاهی هم بیندازیم به این مسئله که چه قدر رفتار و گفتاری شبیه آن‌‌‌‌ها داریم که در سال‌های گذشته ناکام بودند.
*هم‌آوایی در شبکه‌های اجتماعی برای توجیه عملکرد
شاید بخش عمده این سخن با هواداران باشد؛ ولی بخشی از مخاطب آن باشگاه و تیم باشد. مثلا سیدمجید صدری باید نگاه کند که چه قدر با او صادق هستند. رُک و پوست کنده‌تر حرف می‌زنیم. وقتی می‌خواهند یک مجموعه‌ای را نابود کنند، ممکن است 2 حالت اتفاق بیفتد. یا فرد نزدیک و مورد اعتماد را می‌فرستند یا اینکه گاهی نزدیکان خود را از معرکه دور کرده و نظر خود را با کارشکنی در کار آنی که نسبت به وی تعلق خاطر ندارند، انجام می‌دهند. هر دوی این‌ها را در پرسپولیس دیده‌ایم و حالا هم به نظر می‌رسد بیشتر همین حالت دوم جریان داشته باشد. گاهی هم مسئله پرسپولیس در میان نیست و در بیرون مجموعه‌ها با خود افراد مسئله دارند. در این مواقع باید تصمیم‌های سخت اخذ کرد.
از سوی دیگر بسیار مهم است که برای اداره مجموعه‌های پر طرفدار تحت‌تاثیر شبکه‌های اجتماعی نباشیم. این نه تنها به معنی بی‌تفاوتی نسبت به نظرات هواداران و فعالان این حوزه نیست بلکه به کرات در گذشته‌ پرسپولیس و سال‌های اخیر سپاهان و استقلال شاهد بوده‌ایم، غرق‌شدن در این فضا موجب می‌شود خواسته‌های اصلی به فراموشی سپرده شود. ذات هواداری و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی این است که در هر موردی کلی یا جزیی، اعلام نظر و بر آن پافشاری شود ولی نهایت خواسته، موفقیت است. در سال‌های گذشته، تلاش وزارت ورزش و مدیران استقلال برای اجرای خواسته‌های هواداران استقلال بی‌ثباتی و مصائب بسیار برای آن‌‌‌‌ها به بار آورد. البته این سخن اصلا توجیه رفتار بی‌تفاوت وزارت در قبال خواسته پرسپولیسی‌ها برای ایجاد ثبات و روشن‌شدن تکلیف هستند.
*یحیی یادش نرود با پرسپولیس قهرمان شده است
و اما در بخش فنی و مربیان، نشانه‌های خوب وجود دارد؛ ولی بعضی موارد هم جای تامل دارد. اینکه کادرفنی، شجاعت و این درک را دارد که شرایط تیم را محصول کار خود بداند و به عهده بگیرد شاید از نظر بعضی یک امر عادی و بدیهی باشد ولی واقعا یک گام رو به جلو است. جای خوشبختی است که کادرفنی بعد از ناکامی آسمان و ریسمان نبافد ولی خب لابه‌لای همین رویکرد خوب، مواردی در نقض این را شاهد بوده‌ایم.
شاید بعضی منتقدین و هواداران با یک شکست فراموش کنند یحیی گل‌محمدی و گروهش کسانی بودند که 2 سال با بالاترین حد نصاب امتیازی قهرمان شدند ولی خودشان که نباید فراموش کنند! حالا هر قدر که بخشی از این را هم مدیون فلسفه و فرهنگی باشیم که از دوران برانکو برجای مانده است. یک مربی که2بار پرسپولیس را به قهرمانی رسانده است در جایگاهی بالاتر از آن قرار دارد که سراغ شمارش اشتباهات داوری در بازی‌های حریفان خود برود. ما چنین رویکردی را در مربیان تیم‌های ناکام استقلال و سپاهان دیده بودیم. در همان زمان هم هواداران پرسپولیس می‌خواستند که عوامل پرسپولیس مقابله به مثل کنند ولی خب بدون تعارف توصیه خوب نبود و در نهایت آن چه روز داد درستی سخنی که می‌گوییم را روشن کرد. الان بحث بر سر این نیست که یحیی درست گفته است یا نه؟ چه‌کسی است که جریان‌های حاکم بر داوری لیگ در همین چند هفته را ندیده باشد ولی در این جا بحث بر سر درستی و نادرستی آن چه است که ما انجام می‌دهیم. و تاثیری که روی خود و دیگران باقی می‌‎گذاریم. البته این یک قیاس نیست؛ چرا که هیچ یک از آن مربیان ناکام، جسارت پذیرش مشکل را نداشتند.
*هواداری کردن هر روز سخت‌تر از دیروز
و اما می‌رسیم به مهمترین بخش ماجرا که اگر درست پیش برود می‌تواند خطاهای بخش‌های دیگر را پاک کند. البته آن چه در ادامه می‌آید اصلا به معنای نهی از نقد و انتقاد نیست. جدا از اینکه گفتن نظر به‌ویژه در جهت کمک به بهبود شرایط یک حق انسانی، شهروندی و هواداری است، یک تکلیف هم به حساب می‌آید. اصلا حمایتی را نمی‌شناسیم که از دریچه نقد نگذرد. ولی کیفیت گفتمان و روش مهم است. در شرایط عادی هم کار هرکسی نیست که همیشه مرز بین نقد و تخریب را نگه دارد حالا بحث هواداری هم که به آن اضافه شود، کار سخت‌تر هم می‌شود. قبل از هر چیز باید تاکید کرد هیچ اقدامی برای بستن راه نقد، قابل توجیه نیست. موضوع این است که آن را چگونه انجام بدهیم و خیلی هم حساس است. گاهی اوقات فکر می‌کنیم مثلا فلان توییت، استوری، پست یا کامنت ما مگر قرار است چه اثری داشته باشد؟ شاید برای همین است که آسان و بی دغدغه آن چه می‌خواهیم را می‌گوییم. ولی همه این‌ها اثر خودش را روی دیگران و از راه دیگران بر پرسپولیس می‌گذارد. اصلا شک نکنید که دست به دست و گوش به گوش می‌شود تا برسد به پرسپولیس. حتی اگر 10 نفر هم فالوور نداشته باشیم یا در جمعی سه چهارنفره سخن رانده باشیم. حقیقت مطلب این است که هواداری‌کردن دیگر مثل گذشته‌ها آسان نیست. خیلی سخت‌تر شده است. این را ما دیگر در این روزنامه و رسانه خیلی خوب درک می‌کنیم. ما که هم در جریان نقدها مورد هجمه‌ هستیم و هم در زمان حمایت‌ها. زمان برانکو همین بود و اکنون نیز هم.
این دشوارتر می‌شود وقتی که بخواهی برخلاف جریان اکثریت بروی. مثلا وقتی که تیم نتیجه می‌گیرد یا اوضاع در باشگاه بر وفق مُراد است، دست روی مشکل بگذاری تا قبل از اثر گذاشتن برطرف شود یا وقتی همه شاکی و عصبانی هستند از نکات مثبت بگویی. در هر 2حالت محکوم خواهی بود ولی واقعیت این است که نه هواداری و حمایت کردن به وقت پیروزی و موفقیت هنر است و نه بد و بیراه گفتن به وقت ناکامی. البته که این روزها خیلی هم جایز نیست پرسپولیس را تیم ناکام بخوانیم.
*چراغ سبز ما به زیان ارتش سرخ
این روزها پرسپولیس، شرایط خاصی را دنبال می‌‎کند. خب نکته جدیدی نیست که توجه بیشتر به تیم‌هایی چون استقلال و سپاهان و رفع نیازها و خواسته‌های ایشان معطوف است. آن چه برای پرسپولیس و پرسپولیسی خط قرمز است، برای آنها در باغ سبز است. در باره مسایل مدیریتی، کارگزاری و اقتصادی به قدر کفایت صحبت شده است و مدیران مورد تایید ما باشند یا نباشند در چنین وانفسایی در حال رتق و فتق امور هستند. بحث اصلی البته برای هوادار، نتایج تیم است. طبعا 7 امتیاز از 4بازی با حدنصابی که انتظار داریم، فاصله دارد ولی شرایط مشابه را بسیار دیده‌ایم که نه به فاجعه که به افتخارات ختم شده است. البته قصد مقایسه‌های آماری نداریم ولی مسئله این است که آیا در این شرایط هر قدر بیشتر فشار بیاوریم، هیاهو کنیم و بر سر و رو بزنیم، کار بیشتری کرده‌ایم. آیا این همه دستپاچگی کمک می‌کند یا اینکه اوضاع را بدتر می‌کند. آیا قرار است ایرادها را به فراخور درک خود پیدا کنیم و بخواهیم برطرف شود یا قرار است آن‌‌‌‌ها را بر سر تیم و عوامل آن بکوبیم. واقعا چرا دیگران با دست فرمان سال‌های گذشته ما پیش می‌روند و ما با سبک و سیاق محکوم به ناکامی آنها در همین سال‌ها؟! این نباید برای خود ما عجیب باشد؟ برای من و شما شاید یک لحظه تخلیه کردن خود باشد و برای بعضی به معنای چراغ‌سبزی است تا علیه تیم اقدام کنند. با حرف و محتوای خود روز بعد، روح و روان مار ا بر هم بریزند. دوباره ما خودمان را تخلیه کنیم و این دور باطل همین‌طور ادامه پیدا کند. بعد 2 حالت پیش می‌آید یا سمبه ما و آن عده که چراغ سبز گرفته‌اند پر زورتر می‌شود که عملا عامل ناکامی می‌شویم ولی تقصیر را گردن زمین و زمان و خود را قربانی می‌دانیم! یا اینکه به لطف عملکرد درست دیگران، باز هم پرسپولیس موفق می‌شود و ما فکر می‌کنیم رویه ما درست بوده است. در حالی که روش درست، تعادل است. بله ممکن است تا این تیم درست شود دیگر برای قهرمان شدن دیر شده باشد. تعارف که نداریم. بالاخره این یکی از احتمالات است. احتمال ضعیفی هم نیست با مجموعه شرایطی که وجود دارد. آیا قرار است کلا زیر میز بزنیم و خودمان را در مسیری قرار بدهیم که شاید مثل دفعه قبل یک دورباطل شود که نزدیک به 10 سال طول بکشد؟ یا اینکه باید به مرحله به مرحله پیش رفت که خود این ممکن است 2 فصل طول بکشد. بعد تازه ما هنوز به این مراحل نرسیده‌ایم از الان به شکلی رفتار می‌کنیم که انگار نه انگار آینده پرسپولیس قرار است با این مربیان و بازیکنان رقم بخورد؟ به‌نظر که به خاطر پرسپولیس باید محتاط‌تر و حساب‌شده‌تر پیش برویم.
*ماجرای پالان کج
نگارنده همین سطور قبل از بازی با نساجی مزه‌مزه می‌کرد مطلبی با عنوان «پالان کج» بنویسد. حالا داستان چه بود الان که دیگر اصلا وقتش نیست درباره‌اش سخن بگوییم. این را از این باب گفتیم که اگر الان این حرف‌ها زده می‌شود از باب عهد اخوت با این و آن نیست. موضوع فقط پرسپولیس است و بس. حالا به نظر آن عبارت را باید از باب دیگری به کار بگیریم. به هر حال باور کنید که بعضی آدم‌ها که شاید فکرش را هم نمی‌کنیم پالان‌شان کج است و اگر به آن‌‌‌‌ها چراغ‌سبز نشان بدهیم، شاید پرسپولیس را در مسیری که ما می‌خواهیم قرار بدهند. کن فیکون کنند تا دلمان خنک شود ولی خب صلاح کار که در این نیست. بالاخره بعد این همه سال اگر از قبل حس نکنیم مشکلی در حال بروز است، جای سوال و تعجب دارد اما باور کنیم راهش هم این نیست که برای هر اشتباه و مشکل همه چیز را ویران کنیم و از نوع بسازیم. این روزها زیاد می‌بینیم که درباره بازیکنان پرسپولیس یا یحیی چه تعابیری به کار برده می‌شود و بعد انتظار داریم آن‌‌‌‌‌هایی که ما آن‌گونه درباره‌شان می‌گوییم پرسپولیس را از مهلکه برهانند؟ این افراد شخصیت پرسپولیس را می‌سازند و نمی‌شود به همین آسانی آنها را بی شخصیت و بی اعتبار کرد و بعد انتظار معجزه داشت. همه ما فشار زیادی را تحمل می‌کنیم و این قابل درک است ولی نمی‌شود هر یک هرطور که می‌خواهیم عمل کنیم حالا می‌خواهد مدیر و مربی باشیم یا هوادار. غیر از این باشد نتیجه‌اش می‌شود اینکه تیم خود را در مخمصه بزرگتری گرفتار می‌کنیم. تازه راه را به روی انتقادهای درست هم می‌بندیم. سخن در این باره بسیار است و در این مقال نمی‌کنجد ولی فقط اشاره می‌کنیم به اینکه این روزها تحریم هواداران را هم به تحریم‌های داخلی و خارجی علیه پرسپولیس اضافه نکنیم.

 

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.