همراه ما باشید
پیروزی نیوز
پايگاه خبري پیروزی نيوز

با پدیده بدشانس پرسپولیس؛ از فلافلی تا کارت معافیت جعلی

حلافی:نمی‌خواهم هیچ کدام از آن روزهای تلخ تکرار شود

بازیکن سابق پرسپولیس بار دیگر خبرساز شده و اینبار با حضور در لیگ عراق توجهات را به خود جلب کرده است.

حلافی:نمی‌خواهم هیچ کدام از آن روزهای تلخ تکرار شود

به گزارش پیروزی و به نقل از ایلنا، سعید حلافی بازیکنی که خیلی زود از صنعت نفت به فوتبال معرفی شد و با پرسپولیس تهران قرارداد امضا کرد اما اتفاقاتی افتاد که از سطح اول فوتبال دور افتاد و حالا به فکر جبران گذشته و  بازگشت به اوج با درخشش در لیگ عراق افتاده است.

او که حواشی عجیبی را طی مدت اخیر متوجه خود دیده، اینبار می‌خواهد با حضور در لیگ عراق و پیراهن تیم البغداد نام خود را مطرح کند و باید دید این بازیکن 28 ساله بالاخره از حواشی به متن فوتبال بازخواهد گشت یا خیر. گفت‌وگوی او با ایلنا را در ادامه می‌خوانید.

 

سعید حلافی بعد از مدت‌ها دوری از خبرها اکنون با حضور در تیم جدیدش در عراق خبرساز شده، چه شد که تصمیم گرفتی برای ادامه فوتبال به خارج بروی؟

از چندی پیش تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم که ابتدا سال گذشته با تیم عمانی قرارداد بستم و با اینکه باشگاه‌مان سقوط کرد از باشگاه‌های سوئدی پیشنهاد داشتم اما نرفتم و قسمت این بود که به عراق بروم. نیم فصل گذشته را در نفت عراق بازی کردم و 11 گل زدم،  2 پنالتی گرفتم و 3 تا پاس گل. در حال حاضر با تیم تیم البغداد قرارداد بسته‌ام که کارت بازی‌ام به دیدار این هفته تیم‌شان در جام حذفی نرسید. 26 بازی لیگ باقی‌مانده و اگر در جام حذفی به مراحل بالاتر برویم 2 مسابقه جام حذفی.

 

شما جز بازیکنی فوتبال شغل دیگری دارید؟ یعضی می گویند فلافلی دارید؟

بنده هم مثل هر بازیکن دیگری خارج از فوتبال شغل دارم. اما فلافلی کجا ؟ فست فود کجا؟ آنهم کارگردارد، خودم که نمی روم آنجا! همان طور که علیرضا منصوریان و بعضی ازبازیکنان دیگر که رستوران دارند من هم در منطقه اکباتان فست فود دارم. نمی دانم مشکل کار کجاست که بعضی نوشتند فلافلی دارد.

 

روزی تصور می‌شد بتوانی ستاره فوتبال ایران شوی و حتی تجربه حضور در پرسپولیس را داری اما ...

اگر به عقب برگردم خیلی تصمیمات اشتباه گذشته را تکرار نمی‌کنم؛ مثلا باید بیشتر در نفت آبادان می‌ماندم یا در پرسپولیس صبوری بیشتری به خرج می‌دادم اما شده و اکنون زندگی جریان دارد. اگر مشاوران خوبی داشتم و بیشتر صبوری می‌کردم حتما در پرسپولیس می‌ماندم و بیشتر می‌جنگیدم. 

 

پرسپولیس خودش نخواست در لیست این تیم ادامه دهی یا نیمکت نشینی باعث این تصمیم شد. 

نه اتفاقا آقای استیلی گفتند بمان، ما کمکت می‌کنیم، جوان هستی جای پیشرفت داری و قراردادم سه ساله بود اما قراردادم را فسخ کردم.

 

بعد از آن راهی داماش شدی و شرایط بدتر از قبل برایت دنبال شد. 

تا زمان آقای درخشان وضعیت خوب بود. در ترکیب فیکس بودم و خوب گل می‌زدم. اما بعد از رفتن او همه چیز بهم ریخت و شرایطی به وجود آوردند که اوضاع عوض شد. از وقتی آقای ناظمی آمد توجهش به بومی‌ها بود و مرا علیرغم عملکرد خوبی که داشتم روی نیمکت نشاند و انگار اعتقادی به من نداشت. در حالی که با من تماس گرفتند و گفتند به همین روند ادامه بدهی به تیم ملی دعوت می‌شوی.

 

یعنی مربیان تیم ملی با شما تماس گرفتند؟!

نه مربی تیم ملی نبودند، از کارمندان فدراسیون با من تماس گرفتند و گفتند به تلاشت ادامه بده و به زودی دعوت می‌شوی! اما به من بازی ندادند و به بهانه مصدومیت روی نیمکت نشاندم تا به تیم ملی نرسم. آنها می‌خواستند بومی‌های که ارتباط خوبی با خودشان دارند رشد کنند نه من.

 

منظورتان از بازیکنان بومی چه کسی است؟

آن زمان علیرضا جهانبخش  در اوج شخصیت و آمادگی سمت راست داماش بازی می‌کرد. بنابراین به سمت راست نمی‌توانستند کاری داشته باشند. بازیکن مدنظرشان را می‌خواستند جای من بگذارند تا به تیم ملی برسد. کار به جایی رسید که بازی صنعت نفت گفتند تو بازیکن سابق نفت بودی و صلاح نیست بازی کنی! هر سه بازی یکبار فیکس بازی می‌کردم که باعث شد از نظر روحی و کیفی افت کنم. با این حال من پیشنهاد خارجی هم داشتم.

 

پیشنهاد خارجی؟ در این وضعیت که بازی نمی‌کردی و به قول خودت از نظر روحی هم افت کردی؟!

بله، از هلند! از مدت‌ها قبل به من و علیرضا جهانبخش گفتند آماده باشید که یک تیم هلندی بازی شما را پسندیده و به زودی برای دیدن بازی‌تان می‌آید. آقایان شرایط را طوری پیش بردند که من نتوانستم خودم را نشان بدهم. از نظر مالی هم که از 230 میلیون، 30 میلیون آن را به من پرداخت کردند.

 

از داماش جدا شدی و به نظر می‌رسید پیکان یک تصمیم خوب برای بازگشت دوباره‌ات باشد.

با پیشنهاد فرهاد کاظمی به پیکان رفتم که این تیم را از دسته اول به لیگ بیاوریم حتی من گل صعود پیکان را زدم. اما یکباره قضیه کارت‌های سربازی پیش آمد. به من گفتند از طرف بازیکنان داماش که از وضعیت کارت پایان خدمتم مشکل دارند نامه زده‌اند و ماجرا را فهمیده‌اند. در حالی که من بیماری داشتم و هفت ماه پیگیری کردم و به خاطر آن کارت معافیت گرفتم. اگر پولی دادم طبق قانون بوده نه اینکه غیر قانونی باشد.

 

بعد به خاطر کارت پایان خدمت راهی نیروی زمینی شدید. 

تیم ما در صدر جدول بود و من 3 گل زدم که یکباره مدیران اعتراض کردند فردی که  کار غیرقانونی کرده نباید در تیم فوتبال بازی کند. بعد از آن دیگر نتوانستم بازی کنم فقط می‌رفتم پادگان، اصلا انگیزه‌ای برای تمرین نداشتم. در حالی که با دیگران اینطوری برخورد نشد و در بین ملوان و تراکتور به بهترین نحو تقسیم شدند.

 

بعد از خدمت هم رفتید صبای قم. 

به دعوت آقای مدیر روستا به صبا رفتم 5 گل زدم که باشگاه ورشکست شد. پول‌مان را ندادند که فقط می‌توان اسم کلاهبرداری روی آن گذاشت تا به این شکل بدشانسی‌های من کامل شود. اما اکنون دیگر هیچ تصمیم اشتباهی نخواهم گرفت. می‌توانست سرنوشت برای من خیلی متفاوت‌تر از این باشد. در پرسپولیس بمانم و فیکس شوم یا راهی هلند شوم و اکنون هم از نظر مالی و هم فوتبالی یک چهره مطرح باشم اما در 28 سالگی هم نمی‌تواند زمان دیری برای جبران باشد و من اکنون می‌خواهم همه چیز را جبران کنم و خبرهای بهتری از من خواهید شنید.

انتهای پیام/

درباره نویسنده

شیوا  دورانگر

شیوا دورانگر مشاهده تمام مطالب

ثبت دیدگاه