رقبا و عدم پذیرش واقعیتهزینه‌های که برای پرسپولیس امروز دادیم

0 12

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: واقعیت این است که برای این روزهای استقلال نمی‌توانم کریبخوانم. ترسم از این است که به سُخره بگیرم و به سرمان بیاید. دراینجا همه‌چیز می‌تواند یک‌شبه بر هم بریزد. حتی در بدترینروزها، این‌قدر که در آن‌جا می‌بینیم بی‌سر و سامان نبوده‌ایم. حتی در آن روزهای که هم‌زمان سه، چهار نفر مدعی حکومت دراین باشگاه بوده‌اند هم تا به این حد به قهقرا نرفته بودیم ولی ما همروزهای بی در و پیکری داشته‌ایم روزهایی که کسی نبود بعضیمسایل و بعضی بازیکنان را جمع کند. در این 5سال و اَندیروزهایی داشته‌ایم که آن خاطرات تلخ را شست و با خودش برد،اما غافل بشویم، بازهم آش همان آش می‌شود و کاسه همانکاسه.

آنچه در ساعات گذشته بر سر رقیب دیرینه رفت به من یادآوری کردکه بله، مهم‌تر از قهرمانی هم هست. اصلا یک‌چیزهای مهمی استکه تا نباشد از قهرمانی خبری نیست. هرقدر هم تلاش و هزینهکنید، آفتابه خرج لحیم کردن است. فایده‌ای ندارد. روزهایی شبیهاین را داشته‌ایم. پر از آدرس‌های اشتباهی و مطالبات نادرست وبی‌ثمر. کار از جای دیگر خراب است و تو می‌خواهی از جایدیگری درستش کنی. می‌آیی ابرویش را درست کنی، می‌زنیچشمش را هم کور می‌کنی. بله از این ماجراها، ما هم داشته‌ایمالبته نه با این کیفیت و غلظت. روزگاری که به‌قدری همه‌چیز اشتباهبود که از زمین و زمان هم برای ما می‌بارید.

*نباید برای قهرمانی هر کاری کرد

از آدرس‌ها و مطالبات اشتباهی گفتیم. همین‌جا بغل گوش‌مان زیاداست. شاهد و مثال می‌خواهید. همین استقلال و هوادارانخاصش. نمونه‌های دیگری هم هست. در تمام این سال‌ها کمترشد که برای خود به معنای واقعی خوب بخواهند. فکر کردندهمه‌چیز این است که بروی بازیکن و مربی بگیری. مشکل درستهمان‌جا شروع می‌شود که برای موفقیت هر کاری می‌کنی و هرفنی می‌زنی. درست و اشتباهش برای تو مهم نیست. اشتباهنکنید، در مورد اخلاقیات و بد و خوب صحبت نمی‌کنیم. شما رقابترا همان‌جا می‌بازید که فکر می‌کنید برده‌اید. این اتفاقات روی داد. برای ما هم پیش آمد. همان زمانی که کلی ستاره جذب کردیم. بازیکنانی را با ترفندهایی گرفتیم و از چنگ دیگران درآوردیم که بهعقل جن و انس نمی‌رسید، شکست خودمان را رقم زدیم. درستهمان زمانی سنگ بنای شکست را گذاشتیم که فاتح‌ترین به نظرمی‌رسیدیم. آن روزها هم سید جلال داشتیم ولی به کارمان نیامد. علی کریمی داشتیم، اما نداشتنش بهتر بود. پول بود ولی نبودنشبا آن شرایط، بهتر بود. شاه‌ ماهی نقل و انتقالات در تور ما بودولی از آن لقمه‌ای هم به کام ما نشد. یحیی هم داشتیم ولی بهکارمان نمی‌آمد. چون خیلی چیزها اشتباه بود. چون برای موفقیتهر کاری می‌کردیم ولابه لایش کلی اشتباه. پرسپولیس پر بود ازآدرس‌های اشتباهی. گوش کسی هم به حرف حساب بدهکار نبود. درستش این است که برای موفقیت بتوانی هر کار درستی را انجامبدهی. قبل از آن باید بتوانی درک کنی کار درست کدام است وبرای درست درک کردن به آدرس‌های درست نیاز داری.

*پرسپولیس برای دیدن این روزها کفاره و هزینه داد

آنچه مشخص است این‌که رنسانس پرسپولیس با ورود برانکو آغازشد، اما این حرف‌ها قبل از ورود او هم وجود داشت، اما خریدارنداشت. خریدار هم اگر داشت، جرات برداشتن این حرف‌ها ازروی زمین وجود نداشت. پرسپولیس تیمی بود از جمع اضداد. هرکس ساز خودش را می‌زد. حتی دنیزلی هم که بود او حرف خودشرا می‌زد یک بخش تیم کار خودش را می‌کرد. چون باشگاه در حدینبود که پای آن مربی بماند. این‌که نباید برای موفقیت هر کاری کردو به هر چیزی تن داد را قبل از برانکو هم می‌دانستم، اما در اینچند سال تجربه‌اش کرده‌ام. همین چند سالی که چند بار هم شاهدبودیم اگر همان می‌شد که اسطوره‌های تاریخ باشگاه می‌گفتند،بسیاری از این افتخارات به دست نمی‌آمد چون مفهومی که گفتیمرا قبول نداشتند. در این چند سال با برانکو تجربه کردیم که نبایدبه هر کاری دست زد و تن داد چون این خود اولین آفت به جانموفقیت خواهد بود. بله ما هم داشتیم بازیکنانی که نابغه بودند ولییک‌چیزهایی را از حد گذراندند و دیگر جایی در این تیم نداشتند. برای موفقیت قرار نبود دروغ و فریب نادیده گرفته شود. خیانت،فراموش نشد. بی‌بندوباری توجیه نشد. برای هر یک از این‌هابازیکنانی جدا شدند. نتیجه‌اش، کم ستاره شدن تیم بود ولی آن‌هاکه ماندند پایبند به قواعد بودند و نتیجه‌اش را دیدیم. هیچ‌یک ازاین‌ها بدون هزینه اتفاق نیفتاد و هیچ‌گاه نیز اتفاق نمی‌افتد.

پرسپولیس همین‌طور راحت و بی‌دردسر به موفقیت نرسید. بلکه بهایی را داد…

انتهای پیام/

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.