یادی از بحث با جعفر کاشانی در اولین سالگرد درگذشت اومدیران پرسپولیس در قواره قهرمانی آسیا هستند؟

0 11

پرسپولیس شب گذشته به مصاف پاختاکور رفت. تیمی که از نظر فنی بالاتراز پرسپولیس نبود ولی این که چه نتیجه‌ای حاصل شد، در زمان نگارش اینمطلب، معلوم نبود. هنوز ساعتی به آغاز مسابقه باقی بود. آن چه پیش بینی رادشوار می‌کرد مسایل بدنی بود. پرسپولیس در طول بازی‌ها مجبور شد انرژیبیشتری صرف کند تا امتیازات از دست رفته، جبران شود. غیر از این،پاختاکور از امتیاز یک روز استراحت بیشتر بهره می‌برد.

آن چه می‌خواهیم در این مطلب بگوییم به نتیجه وابسته نیست. حرف بر سراین است که پرسپولیس فقط بازیکنان و مربیانی نمی‌خواهد که بتوانند تیمیدر قواره آسیا بسازند. بلکه مدیران ارشدی هم می‌خواهد که در قواره قهرمانآسیا باشند.

آیا هستند؟

*دروغ بزرگی که باور کردیم

پرسپولیس چه شب گذشته به یک پیروزی غرورآفرین دیگری دست پیدا کردهباشد و چه با وجود شایستگی‌هایی که از خود نشان داد، به نتیجه مطلوبنرسیده باشد، رو به آینده خواهد داشت. آینده ای که در آن، یا یک قهرمانآسیا خواهد بود یا این که قصد دارد قهرمان آسیا شود.

ما در سال‌های گذشته با یک فریبکاری در کل مجموعه فوتبال روبرو بوده‌ایم. کمبود امکانات مالی و ساختاری فوتبال، کاهش روزافزون ارزش پول ملی،عمیق شدن فاصله مالی با دیگر باشگاه‌های قاره باعث شده است که بعضیحرف‌های کلیشه‌ای، بدون مواجهه با هر چالشی به عنوان واقعیت‌های غیرقابل بحث از سوی رسانه‌ها، کارشناسان و هواداران پذیرفته شود. بر اساساین حرف‌های کلیشه‌ای، اصولا نباید درباره امکان رقابت با باشگاه‌هایمتمول آسیایی صحبت کرد. براساس این تفکر پوچ، اگر از امکان قهرمانیدر آسیا سخن بگویید، یک احمق تلقی می‌شوید که هیچ چیز از فوتبالنمی‌دانید! اما اجازه بدهید بگوییم؛ احمقانه این است که اجازه بدهیم ازبازیکن و مربی گرفته تا مدیران فوتبال کم‌کاری، اشتباهات و عدم توانمندیخود را پشت این حرف‌ها مخفی کنند و محال بودن قهرمانی در آسیا را بهفرضی غیر قابل مذاکره در ذهن اهالی فوتبال بدل کرده و  با از دور خارجکردن چنین مطالبه‌ای خود در آسایش باشند.

در مواقع مهمترین کمبود ما قبل از پول و امکانات در بخش منابع انسانیاست. گاهی به بازیکن و نمربی مطرح می‌شود و گاهی هم در بخش مدیریتاست.

همین حالا که این حرف‌ها زده می‌شود، پذیرش آن برای بسیاری دشواراست، اما نگاهی به پرسپولیس بیندازید. فارغ از هر نتیجه ای که شب گذشتهرقم خورده باشد. آیا غلبه بر تیمی مثل پاختاکور برای پرسپولیس امری محالبه نظر می‌رسد؟ قطعا نه. این یعنی در دسترس بودن حضور در جمع 4تیمبرتر آسیا. بروید ببیند که در تمام سال‌های گذشته کدامیک از این تیم‌هایمتمول در شرق و غرب آسیا این پتانسیل را داشته‌اند که در 4سال، سه بار درجمع 4تیم برتر قاره باشند.

تازه در نظر بگیرید در سال 2017 توان حضور در فینال را داشتیم ولی شبقبل از بازی با الهلال آن اتفاقات فاجعه بار روی داد، آن اتفاق حاصلاشتباهی در بخش مدیریت بود. در بازی برگشت هم داور، با اشتباه خود،امان پرسپولیس را برید. در واقع حضور در فینال، اصلا امر محال نبود. اتفاق و حادثه هم نبود. چون سال بعدش به فینال رسیدیم. در همان فینالشانس بالا برای قهرمانی داشتیم اگر یک بازی لیگ را جابجا می‌کردند ولیدر وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ مدیرانی نداشتیم که درقواره پذیرش چنین مساله‌ای باشند. حتی آمادگی ذهنی برای قهرمان آسیاشدن نبود که بخواهیم به مرحله آمادگی رفتاری و فکری برسیم. چه رسد بهاین که عملکردشان در آن حد باشد. پرسپولیس یک پرواز مستقیم لازم داشتو یک جابجایی مسابقه تا بتواند خود را با اختلاف ساعت، تطبیق بدهد و… .

در سال 2019 که خود آسیا ترمز ما را با اشتباهات مکرر داوری کشید وامسال را هم دیدیم. آن چه در این 4سال، شاهد بودیم. ثابت کرد که عدمامکان قهرمانی به خاطر فاصله مالی و سخت‌افزاری یک دروغ است برایکاهش توقعات تا بتوانند پشت آن مخفی شوند.

 

*کاشانی: برو جوابش را پیدا کن و به من هم بگو

در سال 2017 فاصله ما تا فینال و شاید قهرمانی آسیا، کیفیت بازیکنان یاعملکرد مربی نبود. مساله این بود که مدیریت کلان باشگاه نتوانست خود را درقواره‌ای بالاتر نشان بدهد و پا به پای تیم برود. این به معنای کتمان عملکردهمان مدیریت در دیگر توفیق‌های تیم و نقشی که در تحول ایجاد شده وقهرمانی‌های لیگ ایفا کرد، نیست. آن به جای خود، این سخن نیز به جایخود.

اگر به خاطر داشته باشید پس از قهرمانی پرسپولیس در لیگ بود که نقل قولیاز مرحوم کاشانی که اتفاقا امروز اولین سالگرد درگذشت او است مطرح شدکه بسیار جنجالی شد و تبعات بدی داشت. آن طور که منتقل شد همه آن رابه حساب تقابل با برانکو گذاشتند ولی با توجه به این که همان حرف قبل ازانتشار، به همکار ما هم زده شده بود هنوز می‌گوییم او اصولا منظور دیگریرا دنبال می‌کرد. به طور کلی بحث بر سر این بود که پرسپولیس حالا به کلاسبالاتری رفته است و به معلم بالاتری نیاز دارد. وقتی همکار ما با او در اینباره وارد بحث می‌شود؛ او می‌گوید معلم‌ها هم همیشه سر یک کلاسنمی‌مانند. بعضی از آن‌ها با گذر زمان به سال‌های بالاتر می‌روند. از اوپرسیده شد که آیا این شاگردها و معلمی که به سال بالاتر رفته‌اند، مدیرانیسطح بالاتر نمی‌خواهند؟ خندیده و گفته بود: «آفرین، این سوال خوبی است. برو جوابش را پیدا کن.»

صد البته جوابش معلوم بود. اصولا جعفر کاشانی همین‌گونه بود. خودش ازگفتن جواب‌های مستقیم فرار می‌کرد و می‌خواست خودت به جمع بندی کهمی‌خواهد برسی ولی خودش هم نگفته باشد. نگفته باشد که پرسپولیسهمان‌طور که رشد می‌کند باید ظرفیت‌هایش هم رشد کند.

 

*مدیران بگویند در چه سطحی هستند؟

حالا به تیم برگردیم. مساله این است که هر چند در این دوره هم امکانشوجود دارد ولی حالا می‌دانیم که پرسپولیس واقعا می‌تواند به قهرمانی آسیافکر کند. حالا برای این دوره هم نشد، برای دور بعد. این محدودیتی که به ماتلقین شده در مغز مدیران، کارشناسان و بعضا مربیان و بازیکنان ما است. آن‌هایی که با این باور سطح مطالبه از خود را پایین می‌آورند. اگر هوادارفکر کند قهرمانی آسیا شدنی است. بازیکن هم باید خودش را تطبیق بدهد واگر ندهد باید برود و یک نفر بهتر بیاید. اگر هوادار باور کند؛ مربی هم بایددر این مسیر گام بردارد. وقتی مربی این را بخواهد، آن گاه مدیریت هم بایددر این قواره کار کند. خب چند مدیر داریم که در این حد باشند؟

آیا مدیران ارشد پرسپولیس در این قواره، حرف برای گفتن دارند؟ منظور ایننیست که لزوما این‌ها باید بروند و دیگرانی بیایند. مساله اول این است کههمین مدیران و هیات مدیره فعلی باید تلاش کند در آن سطح کار کند. خودهیات مدیره و مدیرعامل و البته وزارت ورزش باید بگویند که آیا اصلا خود رادر این حد و اندازه می‌بینند در حالی که برای موضوعی مثل برانکو منتظرقرض گرفتن یا رسیدن تیم به فینال و پاداش حداقل دو میلیون دلاری در لیگقهرمانان هستند؟! آیا رفتار، منش، تفکرات، ظرفیت‌های شخصیتی و کاری وپتانسیل‌های لازم را دارند که مجموعه‌ای مدیریتی در قواره قهرمانی آسیا وفراهم آوردن شرایط آن باشند؟

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.