تلاش برای مهندسی فکر بازنده در پرسپولیسهمین است که هست!

0 7
تلاش برای مهندسی فکر بازنده در پرسپولیسهمین است که هست!

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: این جمله را برای این روزهای پرسپولیس به 2 شکل می‌توان به کار برد. کاربردی که این روزها بیشتر شاهدش هستیم، تفکر بهانه‌گیری است که به درست شدن اوضاع پرسپولیس فکر نمی‌کند، فقط به دنبال توجیه است. جالب‌توجه این‌که یحیی گل‌محمدی با وجود تمام اعتراض‌هایی که به شرایط داشت، اسیر چنین طرز تفکری نبود. درباره یک تفکر مخرب صحبت می‌کنیم که از یک جایی به بعد دیگر مطالبه‌گری از باشگاه برای بهبود شرایط نیست. از یک جایی به بعد برای کاهش فشار از روی تیم و کادر فنی نیست. حتی توجیه عملکرد مربیان و بازیکنان هم نیست. بهانه‌تراشی است. آماده کردن تیم و هواداران برای ناکامی است. تزریق این تفکر به تمام شاکله تیم است که حق دارند ناکام باشند. از جایی به بعد به کادر فنی می‌گوید آنالیزهایش، تمریناتش، آرایش نفراتش و استراتژی بازیش مشکلی ندارد. نباید به این گزینه فکر کند، چه رسد به این‌که بخواهد آن را برطرف کند. از جایی به بعد به گمراه کردن می‌انجامد. واقعا تا چه زمانی قرار است درباره بازیکنان جدا شده سخن بگوییم؟ تا چه زمانی باید بعد از هر ناکامی درباره مسایل و دلایلی سخن بگوییم که درگذشته روی داده‌اند و دیگر هیج کنترلی روی آن‌ها نداریم و هر کاری بکنیم تا روی مسایلی کار نشود که قدرت تغییر آن‌ها به سود خودمان داریم.
*خاله خرس‌هایی در لباس دوست
شاید فکر کنید رقیبان و بدخواهان پرسپولیس قصد دارند تیم را در مسیری که گفته شد، قرار بدهند. شاید در میان رواج دهنگان این تفکرات، چنین نفراتی باشند ولی باورش سخت است که بعضی از سر خیرخواهی چنین می‌کنند ولی این‌گونه است. این تفکر می‌خواهد به ما بگوید؛ همین است که هست. پرسپولیسی که بازیکن از دست داده باید هم‌چنین نتیجه‌ای بگیرد. در واقع برای پرسپولیس یک سرنوشت محتوم قائل است که نمی‌توان تغییرش داد. مساله این است که هر یک از ما ممکن است در چنین فضایی حرکت کنیم وقتی در هر عرصه‌ای فقط به اثبات نظرات خود فکر می‌کنیم. شاید در ابتدا هدف ما دفاع از حقانیت بوده است ولی بعد فراموش می‌کنیم هدف اصلی چه بود.
*مهندسی فکر بازنده برای پرسپولیس
در این‌جا ما از نگرانی برای ساخته شدن تفکر بازنده برای پرسپولیس سخن می‌گوییم. دردناک وقتی است که بعضی با هدف کمک به پرسپولیس و کادر فنی در چنین مسیری گام برمی‌دارند. این مساله چه در قالب تحلیل‌هایی که در رسانه‌ها ارائه می‌شود، محتواهایی که در شبکه‌هایی اجتماعی تولید می‌گردد یا حتی گفت‌وگوهایی که با کادر فنی شکل می‌گیرد، اتفاق می‌افتد. تصویری مبهم از آینده را ارائه می‌دهد و بدون این‌که بخواهد، باعث می‌شود انگیزه و باور را بگیرد که مقدمه ناکامی خواهد بود.
باور کنید یا نکنید، خوشتان بیاید یا نیاید ، فرقی نمی‌کند. این اتفاق در پرسپولیس در حال روی دادن است. شاید شما کسی باشید که این کار را با پرسپولیس انجام می‌دهید و شاید کسی باشید که با شدت عمل نسبت به تیم و کادر فنی، دیگران را مجاب می‌کنید که در این مسیر گام بردارند به امید آن که تعادل را برقرار کنند.
آنچه اتفاق می‌افتد؛ مهندسی یک فکر بازنده برای پرسپولیس است.
سیدنی.جی. هریس در کتاب «برنده و بازنده» خود می‌آورد: وقتی برنده‌ای مرتکب اشتباه می‌شود، می‌گوید: اشتباه کردم ولی وقتی یک بازنده مرتکب اشتباه می‌شود، می‌گوید: تقصیر من نبود.
برنده به بررسی دقیق یک مشکل می‌پردازد ولی بازنده از کنار مشکل گذشته و آن را حل‌نشده رها می‌کند.
برنده می‌گوید: باید یک‌راهی یا راه بهتری وجود داشته باشد ولی بازنده می‌گوید: تا بوده همین بوده و تا هست، همین است. (همین است که هست)
پرسپولیس این روزها چوب زیاده‌روی‌های ما را می‌خورد. چه وقتی‌که با بروز هر اشتباهی، در انتقاد کردن، ناسزا گفتن یا صحبت از کنار گذاشتن افراد گوی سبقت را از یکدیگر می‌رباییم و چه هنگامی‌که برای مقابله با این پدیده، به‌جای ارائه استدلال به ورطه توجیه می‌افتیم و به قدری پیش می‌رویم که عملا ناکامی را امری بدیهی می‌دانیم و این تفکر را القا می‌کنیم.
حالا این را مقایسه کنیم با تفکر برنده‌ای که در زمان برانکو شکل گرفت. این باور به قدری قوی بود که عامل گذراندن پرسپولیس از ورطه‌های سخت بود. نگارنده به عینه بازی‌هایی را شاهد بود که برانکو هر چه در چنته داشت رو می‌کرد ولی واقعا یکسری مسایل را هم به قضا و قدر و البته قدرت اراده‌ای واگذار می‌کرد که در طول زمان در تیم به وجود آورده بود. در روزهای سختی که پرسپولیس محروم بود. این باور که پرسپولیس برنده خواهد بود، همان انرژی مضاعفی بود که به تیم و بازیکنان پرسپولیس توان مضاعف می‌داد که خودشان هم متوجه آن نبودند. وجود داشت و بخشی از وجود تیم بود. نیاز نبود که برانکو در رختکن شعار بدهد. حرف‌های انگیزشی بزند یا فیلسوف شود. تیم به قدری ذهن برنده داشت که وقتی در بدترین شرایط هم به زمین می‌رفت و نصف تیم در پست غیرتخصصی بود، اگر نمی‌بردند، شوکه می‌شدند در حالی که یک اتفاق طبیعی بود. امروزه اما شاهدیم بعضی برای حمایت از کادر فنی و بازیکنان به‌جای راه درست در مسیر گرفتن ذهن برنده از آن هستند.
*از اشتباهات‌مان دست‌برداریم
حمایت از کادر فنی و سرمربی یک‌چیز است و توجیه و پذیرش ضعف یک بحث دیگر است. شاید دلیلش این باشد که هوادار را متقاعد کنند که نباید با هر ناکامی همه‌چیز و همه‌کس را زیر سوال برد و صحبت از تغییرات کرد. چون موفق نمی‌شوند، از راه دیگری وارد می‌شوند که چندان هم درست نیست.
واقعیت این است که تغییرات مکرر امری به صلاح هیچ تیمی نخواهد بود. وقتی یک تیم با تغییرات بازیکنان روبه‌رو می‌شود، گاهی برای جبران آن باید روش کار را عوض کند و جا افتادن روش جدید، زمان می‌برد. باید این زمان را به تیم داد. از سوی دیگر باید خواست که تیم در این مسیر باشد.
بله، پرسپولیس بازیکنان زیادی را از دست داده است ولی تا چه زمانی می‌خواهیم خود را اسیر این حرف‌ها کنیم. تا چه زمانی می‌خواهیم درباره گذشته‌ و اتفاقاتی صحبت کنیم که نمی‌توانیم آن را تغییر بدهیم. تا چه زمانی می‌خواهیم همه ناکامی را به گردن یک بازیکن بیندازیم که اشتباهش فاجعه‌بار بود ولی فقط یک نفر بود.
ما در فینال، بازی پراشتباهی به‌ویژه در ساختار دفاع داشتیم و بخش زیادی از دلیلش، آن بود که تیم را از شرایط مسابقه دور کردند. ولی دیگر اتفاق افتاده بود. امتیازات بعدی را اگر از دست دادیم بخشی از دلایلش در همان حرف‌های بعد از فینا بود. «بدشانس بودیم» یکی از همان حرف‌های مخرب بود.
واقعیت این است که حمایت کردن هم دشواری‌های خاص خود را دارد. تعادل داشتن یک وظیفه است. به‌عنوان اولین اقدام باید خودمان را از قید و بند بازیکنانی که رفتند رها کنیم. هرقدر هم تحلیل ما درست باشد، پشیزی ارزش ندارد. چون قادر به تغییر آن نیستیم. باید روی آنچه که می‌توان تغییر یا بهبودش داد متمرکز شد. باید از این‌که مرتب به بازیکنان حال حاضر بگوییم با آن‌ها امیدی به آینده نیست دست‌برداریم. باید مرتب از این‌که در گوش مربیان بخوانیم بی‌چاره‌هایی هستند که این‌جا گیر افتاده‌اند دست‌برداریم. باید از این‌که به آن‌ها بگوییم با این شرایط، ناکامی امر بدیهی است و موفقیت یک کار خارق‌العاده است دست‌برداریم. باید از این‌که بازیکنان فعلی را کم ارزش کنیم دست‌برداریم. یا این بایدها و نبایدها را انجام می‌دهیم یا نباید انتظار موفقیت داشته باشیم.
برانکو گفته است: این تیم می‌تواند قهرمانی پیاپی پنجم را بیاورد. صرفا قصد انگیزه دادن نداشت. فقط خود برانکو می‌داند از بازیکنانی بازی گرفته است که بعضی از آن‌ها برابر بازیکنان فعلی مقابل آن‌ها عددی نبودند.

انتهای پیام/

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.