پرسپولیس برای بازگشت به مسیر 4 سال گذشته نیاز به آرامش دارد نه مصاحبه و بیانیهآتش بس

0 7

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: این روزها، آرامش به پرسپولیس و پرسپولیسی حرام شده است. البته خوب که نگاه کنیم حتی در آن روزهایی که چند هفته، زودتر قهرمان شده بودیم، از آرامش خبری نبود. شاید گاهی بی‌سبب بود ولی گاهی هم برایش دلیل منطقی وجود داشت. هر چه بود، اوضاع به بدی و آشفتگی امروز نبود. این روزها آن‌قدر سوژه برای نگران شدن وجود دارد که فهرست کردنش هم زمان‌بر و از حوصله خارج است. روزگار عجیبی را برای ما ساخته‌اند. هنوز سوژه‌ای به پایان نرسیده، حکایت دیگری به راه می‌افتد. اوضاع و احوال غریبی است. در این آشفته بازار، حالا باید شاهد زد و خوردهای لفظی و بی پایان باشیم که منفعت پرسپولیس از هیچ جای ان بیرون نمی‌آید.

◊◊◊ اخبار پرسپولیس را از کانال تلگرامی روزنامه پرسپولیس پیگیری کنید ◊◊◊

*رسول‌پناه از پرسپولیس رفت، از ذهن گل‌محمدی، نه!
در این مطلب قصد نداریم وارد محتوای سخنرانی یحیی و بیانیه رسول‌پناه بشویم. در واقع تا بتوانیم از این مساله پرهیز می‌کنیم چون هم به زمان زیادی نیاز دارد و هم محل بحث‌هایی می‌شود که سودی هم به حال پرسپولیس ندارد. در واقع به قول حقوق دان‌ها از نظر ماهوی به مساله ورود نمی‌کنیم بلکه از نظر شکلی موضوع را بررسی می‌‎کنیم. در این میان قطعا شرایط یحیی گل‌محمدثی برای ما اهمیت بیشتری دارد چون داستان مهدی رسول‌پناه با پرسپولیس به پایان رسیده است. هر چه بود و هر چه کرد هر چند آثار خوب و بدش با پرسپولیس خواهد بود ولی از این پس خارج این داستان است مگر این که خود یحیی بعد از تمام آن حرف و حدیث‌ها بخواهد به گود بیاورد. یحیی مهم است چون کسی است که در تعیین سرنوشت این تیم نقش اساسی و کلیدی دارد.

در این میان یک نکته تامل بر انگیز، مواجهه یحیی با مسایل پیرامونی است که گاهی به صلاح او و تیمش نیست. گل‌محمدی اصرار زیادی داشت که مهدی رسول‌پناه از هیات مدیره و به کل از پرسپولیس برود. اصرار زیادی هم داشت که او در محافل هواداری مسبب مشکلات و کاستی‌های امروز پرسپولیس معرفی شود. مورد دوم که مدت‌ها است به حصول نتیجه انجامید و مورد اول هم که اخیرا روی داد ولی عجیب است که یحیی که می‌خواست رسول‌پناه را از پرسپولیس بیرون کند، حاضر نیست او را از ذهن خود بیرون بیندازد. منظور ما، صرفا حرف زدن نیست. منظور این است که فکر و پتانسیل ذهنی خود را به کلی از این موضوع رها سازد و برای اندیشه درباره مسایل تیم، آن را خالی کند.
*لزوم پرهیز از تجربه شکست خورده دیگران
فوتبال برد و باخت دارد. قهرمان‌ها هم می‌بازند. همه این ها را می‌دانیم. دوشنبه بعد از بازی با آلومینیوم اراک، بسیاری با شکست پرسپولیس کنار آمده بودند ولی وقتی به حرف آمدند که یحیی، بعضی مسایل را مطرح کرد. در واقع یحیی صحبت‌هایی را مطرح کرد که نه تنها جماعت بیشتری را همراه او نکرد، بلکه باعث شد بعضی همراهان، رو به نقد بیاورند. بسیاری از این نقدها را هم که مرور کردیم این‌طور نبود که بگویند حرف نادرستی زده شده است. بحث بیشتر بر سر این بود که هر حرف درستی را نمی‌توان هر جایی زد. این به معنای خود سانسوری و تشویق به انجام آن نیست. مساله این است که حرف درست در زمان و مکان نادرست، نادرست می‌شود. به همان قول که می‌گوید؛ هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

سرمربی پرسپولیس بعد از بازی با آلومینیوم در کنفرانس خبری مطالبی را مطرح کرد که کمتر هواداری است آن را درست نداند یا قبول نکند، پس چه اتفاقی می‌افتد که بعضی را اشفته می‌کند. بخش زیادی از موضوع به تجربه تیم‌های نکام سال‌گذشته مربوط می‌شود. مربیان و مدیرانی که پیوسته به جای تلاش برای استفاده از شانس‌هایی که داشته‌اند با بهانه‌جویی یا تلاش بر ایجاد حاشیه برای پرسپولیس از مسیر موفقیت دور و دورتر شده‌اند. هواداران پرسپولیس همواره در مواجهه با این موارد در مقام حمایت از پرسپولیس، تمام قد ایستاده‌اند ولی به تحقیق باور کرده‌اند اگر هیچ یک از این تیم‌ها را یارای رقابت یا حتی نزدیک شدن به پرسپولیس نبود برای در پیش گرفتن این سیایت از سوی ان‌‎ها و دوری جستن پرسپولیس یا حداقل سرمربی آن از این رفتار بود، پس وقتی روندی غیر از این را می‌بینند، طبیعی است که نگران شوند.
*نشخوار فکری
قبل از هر چیز بگوییم، نشخوار فکری یک فحش، توهین یا ناسزا نیست. یک پدیده روانشناختی است. حتی یک اختلال روانشناختی هم نیست حداقل تا زمانی‌که به شکل آزار دهنده‌ای تکرار نشود. در تعاریف روانشناسی نشخوار فکری پاسخی است که فرد به اضطراب و نگرانی‌ها می‌دهد. این فرآیند تلاشی برای کاهش پریشانی، جبران ناکامی‌ها و تجارب بد گذشته است. انسان به کمک نشخوار فکری تلاش می‌کند تا پاسخی به اضطرابش بدهد اما از آن‌جایی که این افکار ناکارآمد و منفعلانه است و حل مسئله را به همراه ندارد زمینه را برای افزایش نگرانی، ترس و اضطراب فراهم می‌کند. برخی گمان می‌کنند که نشخوار ذهنی می‌تواند جنبهٔ مثبت هم داشته باشد اما چنین نیست. نشخوار فکری با تجزیه و تحلیل منطقی و کارآمد متفاوت است. با این‌که نشخوار ذهنی یک اختلال روان‌شناختی نیست اما می‌تواند زمینه‌ساز بروز اختلالات روان‌شناختی گوناگون شود.

وقتی ما از نظر ذهنی و شخصیتی به فردی بدل شویم که نتوانیم فکر و روح خود را از مسایلی در گذشته که قادر به تغییر آن نیستیم، رها کنیم و مرتب با یادآوری آن، خود را آزرده می‌کنیم با این پدیده روبرو می‌شویم. هیجان کاذب، استرس، اضطراب، عدم تمرکز، تحلیل انرژی، فشارهای عصبی و اختلال در انجام امور روزمره از نتایج درگیر بودن با چنین پدیده‌ای است.
وقتی به زندگی افراد موفق نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که آن‌ها به صورت روزمره به مراتب چند برابر بیشتر از ما با مشکلات، چاللش‌ها و بحران‌ها روبرو می‌شوند ولی این مهارت را دارند که بعد از پرداختن به هر موضوعی به سرعت از ان بگذرند و روی مورد بعدی متمرکز شوند. ذهن آن‌ها در اتاق جلسه‌ای که تمام شده نمی‌ماند و حتی اگر بدترین درگیری را داشته اند در محاکمه خود یا دیگری گیر نمی‌کنند. در همین فوتبال در بسیاری موارد، فاصله یک سرمربی با مربی نه در دانش فنی که در چنین مهارت‌هایی است. پس یحیی گل‌محمدی هم به عنوان مربی موفق از آن برخوردار است ولی در پرسپولیس به میزان بیشتری از آن نیاز دارد. او نباید در گذشته بماند. شرط آموختن این مساله به شاگردانش هم این است که خود به جدیت عامل به آن باشد.
*ما قهرمان خواهیم شد
همان‌طور که گفتیم در این مطلب قصد ورود به بحث میان گل‌محمدی و رسول‌پناه را نداریم. آن‌ها می‌توانند ادعاهای خود در محاکم دنبال کنند چون قاعدتا خارج از پرسپولیس، کسی دلش برای این تیم نسوخته است. بحث این است که آیا اصلا چنین بحثی جایز است؟ واقعا کمکی به تیم و خود یحیی می‌کند. از مشکلات و کمبودهای تیم او می‌کاهد؟ آیا غیر از این است که فقط این پیام را به بعضی می‌دهد که اگر با همین دست فرمان ادامه بدهید، پرسپولیس دیگر نای ایستادن نخواهد داشت.
چندی پیش مطلبی درباره ذهن برنده و ذهن بازنده نوشته بودیم. خب حدس می‌زدیم که با چنین وضعیتی روبه رو شویم و تلاشی بود برای جلوگیری از آن.

الان دغدغه این است که نبتاید به بازیکن پرسپولیس بقبولانیم که از یک سو امکانات کافی نداریم و از سوی دیگر افراد دارای قدرت تصمیم به شکستن ما گرفته اند و این سرنوشتی حتمی است. خب اگر بازیکن این را باور کند، نتیجه‌اش چه خواهد بود. ایا می‌تواند انرژی لازم را پای کار بیاورد؟ اگر برانکو هم زمانی لب به گلایه‌ها می‌گشود در پایان آن شاگردان خود و هواداران را تهییج و جری می‌کرد. می گفت: « واما ما قهرمان خواهیم شد.» از این ترفند به سود خود استفاده می‌کرد. کاری می‌کرد بازیکنانش حس جنگجویی را پیدا کند که همه کارزار را علیه خود می‌بیند ولی به او این باور را می‌داد که از عهده غلیه بر دشمن بر خواهد آمد.

وقتی مرتب از بازیکنانی که جدا شده‌اند سخن بگوییم باور و اعتماد را از بازیکنانی هستند می‌گیریم. واقعا فکر می‌کنید چه عاملی پرسپولیس سه سال قبل را به فینا برد. فقط تدابیر تاکتیکی بود؟ بازیکنان به شکل دیوانه‌واری باور کرده بودند که می‌توانند و حق ان ها است. مگر این بار هم بعد از دو سه بازی اول، همین حس در تیم ایجاد نشده بود؟ وقتی یک تیم به چنین روحیه‌ای می‌رسد، حتی از عوامل مخرب هم به سود خود و به عنوان یک عامل انگیزشی استفاده می‌کند.

این بازیکنان برای این که خود را باور کنند، نیاز دارند رهبر و فرمانده آن‌ها خود و آنن‌ها را باور کند. ایمان به خود و بازیکنان، قوی‌ترین سلاحی است که یحیی گل‌محمدی از آن برخوردار است. نباید آن را زمین بگذارد و نبتاید اجازه بدهد که مردانش ذره‌ای به آن شک کنند.

در بعد فنی، قرار نیست از این ترکیب نفرات نمره 18 تا 20 را مطالبه کنیم ولی اگر همه این‌ها که گفتیم اتفاق بیفتد نمره 15 تا 17 را می‌گیرد و بدون این‌ها 10 تا 15 خواهد بود. این تیم البته برای قهرمانی در این لیگ و با این رقبا همان 15 را هم بگیرد شاگرد اول است. پس در صحبت‌هایی که مطرح می‌شود و حالا گلایه است یا کاهش فشار، بایبد به این موارد هم توجه داشت.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.