يك مشت مسائل بی‌ربط با همپرسپوليس در مركز طوفان

0 27

ابراهيم فتاحی – خبرنگار: اين روزها با يکسری مسايل کاملا بيربط با هم روبهرو هستيم که به طرز عجيبي يا به صورت مستقيم يا در گردش روزگار به پرسپوليس ربط پيدا ميکنند يا ربط داده ميشوند. در اين شرايط پرسپوليس گاهي اگر بتواند بايد جاي خالي بدهد يا اين که براي برخورد انواع و اقسام اشياء معلق، خود را آماده کند. بعضي مسائل هم که در ادامه ميآيد اصولا ربطي به اينها ندارند، ولي شايد بيانشان از باب افزون شدن اطلاعات عمومي براي حرکت بهتر و حساب شدهتر پرسپوليس بد نباشد. به هر حال وقتي در اصفهان بعضي تلاش ميکنند 2 روز جابهجايي بازي را با وجود 4 روز اعزام تيم به قرنطينه، دسيسه و توطئه ملي و جهاني جا بزنند و به خورد خلق خدا بدهند، دانستن يکسري مسايل اگر به درد امروز هم نخورد، براي آينده بد نيست.

پرسپوليس بعد از روزهايي سخت و پرفشار در هند، بايد خود را آماده 2 مسابقه از مهمترين بازيهاي اين فصل ميکرد. براي سپاهان که با پرسپوليس رقابت دارد غنيمت است که شرايط فرسايشي باعث شود پرسپوليس حتي در صورت غلبه بر آنها، در دربي دچار اشکال شود.

تاريخنگاري بيموقع

يکي از عمده مشکلات پرسپوليس در اين مدت يک تاريخنگاري بي دليل و بي موقع درباره حمله نادرشاه به هند بود آن هم مربوط به روزگاري که پادشاه هند، دشمنان ايران را پناه داده بود. قرار گرفتن اين مطلب در صفحه اختصاصي باشگاه در اينستاگرام به يک دردسر جدي ختم شد که فقط تبعات حقوقي نداشت و منجر به يکسري اقدامات تلافيجويانه شد که در يک هفته اول حضور سرخپوشان واقعا آزاردهنده بود. کار تا جايي پيش رفت که مسوولان تيم و باشگاه از روند انتقادي به ناچار به موضع تعريف و تمجيد روي آوردند.

قرنطينه ناگهاني

مشکلات پرسپوليس فقط به دشواريهاي پيش آمده براي سفر به هند و اقامت در آنجا مربوط نميشد. تقريبا يک هفته پاياني اقامت پرسپوليس در هند با موضوع روي اعصاب رفتن به قرنطينه گذشت و فشارهايي که به هر حال از طرف خانوادهها هم روي آنها وجود داشت. تمام تبعات قرنطينه، همين چند روزي نبود که در تهران به هتل فرستاده شدند.

عجيب اين که در تمام اين مدت کرونا، چيزي به نام قرنطينه مسافران خارجي در کشور ما معني نداشت در حالي که بسياري کشورها آن را دنبال ميکردند و از بخت بد پرسپوليسي اين اتفاق درست بايد در اين مقطع روي ميداد و دولت اين قانون را بايد براي همان کشوري وضع ميکرد که پرسپوليس به آنجا رفته بود.

اختلال در ريکاوري بدني، رواني و تمرينات

پرسپوليس در شرايطي از هند به تهران بازگشت که نميدانست چه خواهد شد و چگونه بايد عمل کند. مثل هميشه تصميمي گرفته شده بود و لي به ابعاد گوناگون آن توجه نشده بود. پرسپوليس نميدانست اجازه چه کارهايي را دارد و اجازه چه کارهايي ندارد. از سوي ديگر با 2 تجربه قبلي که در قطر و هند داشتند، انتظار ديگري از شرايط قرنطينه داشتند. حتي نميدانستند بازيکناني که به هند نرفته بودند ميتوانند به تيم اضافه شوند يا نه. وضعيت تمرينات هم نامعلوم بود. يکي ميگفت ميتوانند تمرين کنند و يکي ميگفت نه. در اين جا منظور از سخن تمرينات فوتبال بود و نه صرفا تمرينات انفرادي که به صورت گروهي انجام شود.

بعضي بر اين باور بودند بد هم نيست که بازيکنان بعد از آن فشار و فشردگي بازيها در اختيار کادر فني باشند و اين به ريکاوري کمک ميکند ولي عملا ريکاوري ذهني و رواني که منتفي بود و ريکاوري بدني با توجه به اختلال در تمرينات دچار مشکل شد.

باز هم ماجراي قديمي کارگزار و انتظارات مالي بازيکنان

اين اتفاقات در شرايطي روي ميدهد که پرسپوليس همچنان با تنگناهاي مالي روبرو است. البته هر قدر هم نقد داشته باشيم که قرارداد با كارگزار منصفانه نبوده است، نميتوان انتظار داشت که طرف مقابل بيش از تعهدات اقدامي را انجام بدهد. البته اجراي تعهدات هم جواب کار را نميدهد. بازيکنان وقتي در هند بودند بخش ديگري از رقم قرارداد خود را گرفتند ولي به نظر انتظار بيش از آن را داشتند. شايد همين مسائل باعث شده بود سميعي و صدري چندي پيش تا آستانه قطع همکاري با کارگزار پيش بروند و به اين ترتيب بتوانند بر سر رقم قابل توجهتري با يک طرف جديد به توافق برسند ولي به هر حال با کشيدن کار به دولت و وزارت ورزش، اين موضوع منتفي شد. در حال حاضر هم ديروز در کنفرانس خبري در حالي مطرح شد که قرارداد تا پايان ارديبهشت به پايان ميرسد که دو طرف در ارديبهشت 99 بعد از امضاي الحاقيه از تمديد قرارداد تا خرداد 1402 سخن گفته بودند.

به هر حال تکليف اين قرارداد فعلا در هالهاي از ابهام قرار دارد و اين در حالي است که اعضاي تيم اين نگراني را دارند كه با به جريان افتادن دوباره ماليات 500 هزار دلاري برانکو، صدور راي 750 هزار دلاري کالدرون و دستيارانش تکليف دريافتيهاي بعدي چگونه خواهد شد و اين فشار روي باشگاه هم وجود دارد.

ساختمان پرسپوليس پر

در اين اوضاع و احوال و درست در آستانه بازيهاي حساس با سپاهان  و دربي، ناگهان ماجراي انتقال بخشي از مالکيت ساختمان پرسپوليس به شستا به خاطر بدهي فدراسيون فوتبال تيتر اخبار ميشود و روي مخ پرسپوليسيها ميرود و اين در حالي است که تنها دغدغه اين روزهاي سپاهان، چند ساعت زودتر بازي کردن با پرسپوليس و تنها دغدغه استقلال که به طرز عجيبي اصلا سراغ ساختمان آنها نرفتهاند، چند ساعت ديرتر بازي کردن است. همين سطح دغدغهها به تنهايي گوياي واقعيات فراواني است که وجود دارد. به هر حال ماجراي ساختمان مثل ماجراي قرنطينه از اقبال بد پرسپوليس همينطور ناگهاني در اين مقطع مطرح شد.

رييس اسبق فوتبال اصفهان، عضو هيات مديره شستا

شايد جالب باشد بدانيد اين روزها شرکت شستا در حالي در صدر اخبار پرسپوليس قرار دارد و حتي توجه پرسپوليس را از بازي با سپاهان معطوف به خود کرده است كه اکبر ترکان را به عنوان فردي آشنا به مسايل فوتبال در هيات مديره خود دارد. او سابق بر اين رييس هيات فوتبال اصفهان نيز بوده است و بسياري اعتقاد دارند سنگ بناي دگرديسي فوتبال اصفهان در زمان او گذاشته شده بود که اين امر با ظهور مديراني مرتبط با هم روي داد.

اکبر ترکان با انبوهي از مسئوليتهاي حساسي که بر عهده داشته است از موسسين حزب اعتدال و توسعه خوانده ميشود و رييس جمهور روحاني و بدنه اصلي دولت از اين حزب هستند. اکبر ترکان مشاور عالي دکتر روحاني بود و بيترديد همچنان از سرشناسان بانفوذ و تاثيرگذار است که قطعا در بسياري حوزهها و وزارتخانهها حرفش روي زمين نميماند.

حلقه به هم تنيده اصفهانيهاي فوتبال

مايلي کهن يک جمله معروف دارد که گفته بود، فلاني راننده رييس هيات فوتبال اصفهان بود و حالا شده است همه کاره فوتبال و در آن مقطع همه اين اشاره او را مربوط به رابطه محمدرضا ساکت و اکبر ترکان ميدانستند.

البته در صنعت و فوتبال اصفهان در مقطعي مجموعهاي از ارتباطها برقرار شد که در جريان آن فضاي رشد براي بعضي چهرهها فراهم شد. اکبر ترکان، اسلاميان، اسحاق جهانگيري، مهدي تاج، محمدرضا ساکت و تعدادي ديگر از افراد، ازجمله نفراتي بودند که به ترتيبي با هم ربط پيدا ميکردند و خب بخشي از اثر آن را در سالهاي گذشته با حضور بعضي از اين چهرهها در امور فوتبال شاهد بوديم.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.