تقدیر فدراسیون از عاملان تحریم اقتصادی فوتبال و بی‌مهری با پرسپولیسحق السکوت

0 24

در فوتبال ایران، حق پخش تلویزیونی با این مدیران و روسایی که عنان فوتبال ایران و لیگ را دردست می‌گیرند، آرزوی دست‌نیافتنی است.

به گزارش پرسپولیس نیوز، به‌راستی چگونه می‌توان انتظار داشت، مسوولانی دنبال حق فوتبال باشند که دست و دل‌شان می‌لرزد از آن‌چه در برنامه‌های تلویزیونی درباره آنها می‌گویند؟ مقام‌های فوتبال چگونه می‌توانند برای گرفتن حق فوتبال بیش از نمایش پیش بروند درحالی که استقلال عمل ندارند و خود را یک‌جورهایی وامدار تلویزیونی می‌دانند که اگر بخواهد به پروپای آن‌ها بپیچد و نقاط ضعف‌شان را عیان کند، باید میز و صندلی عزیزشان را ترک کنند.

این حق‌خواهی اتفاق نخواهد افتاد مگر این که از یک‌سو انتخابات فوتبال یک انتخابات به معنای واقعی مستقل باشد که آدم‌های قدرتمند با یک حداقل استقلال رای، دارای حق رای باشند و باز اتفاق نمی‌افتد مگر این که رییس فدراسیون فوتبال بتواند آن‌قدر قدرتمند کار کند و به‌قدری اتوریته و انتخاب‌های خوب داشته باشد که خود را محتاج حمایت‌های پوچ و مجیزگویی نداند.

فوتبال ما از نقطه ایده‌آل به‌قدری دور است که خیلی نمی‌توان به آینده‌ای درخشان امیدوار بود و فدراسیون فوتبال را سازمانی مقتدر و کاریزماتیک یافت که هرکسی به خود اجازه هجمه نسبت به آن را به خود ندهد. فعلا این فدراسیون فقط می‌تواند برای پرسپولیسی سینه ستبر کند که همه می‌خواهند، خفه‌اش کنند.

ما حالا با فدراسیون فوتبالی روبرو هستیم که راهکارش برای برون رفت از چالش‌ها، درست کردن لشگر رسانه‌ای است.

در واقع به‌جای این‌که عملکرد به شکلی باشد که مطمئن شوند در نهایت کار درست خواهد شد و همه به ناچار اعتراف به حقیقت خواهند کرد، به‌نظر دنبال راه میانبر هستند. راهی که زودتر آنها را به تعریف و تمجیدهایی برساند که فوتبال را دارای فدراسیونی کارآمد نشان دهد. فعلا که عملکرد فدراسیون چنین رویکردی را نشان می‌دهد و در این بین فقط یک تضمین وجود دارد و این که این راه به ترکستان است نه هندوستان.

*ارتش شخصی رسانه‌ای

فدراسیون فوتبال با توجه به رفتارهایی که در این مدت داشته است درحال حاضر این رویکرد را در پیش دارد که بخشی از جامعه رسانه‌ای را همراه خود کند. این مساله به نظر جای توجه به نقطه‌نظرات و نقدهای کارشناسی را گرفته است. از میهمانی خصوصی و هدایایی که داده شد و سر وصدای زیادی را به پا کرد حالا به گلچین کردن بعضی خبرنگاران رسیده‌ایم که در اردوی کیش حضور پیدا کرده‌اند. این رویه قطعا برای فوتبال و فدراسیون عاقبت خوشی ندارد. آدمی را به باد مدیران و مربیان باشگاهی می‌اندازد که به تعبیر خودشان، یک‌سری لیدرها را روی سکوها می‌خریدند و به تعبیر همان لیدرها، آنها مدیرانی بودند که از ایشان حساب می‌بردند. اصولا هر مدیری در این مسیر افتاد ابتدا کلی تشویق و تکریم نصیبش شد ولی سرآخر از چپ و راست برسرش بلا نازل گردید.

عزیزی خادم حالا به توصیه نزدیکان و افرادی که برگزیده است دراین مسیر می‌رود. وقتی مدیر روابط عمومی او چندی پیش استعفا کرد و عنوان شد که نمی‌تواند با بعضی مسایل کنار بیاید مشخص گردید که باید اتفاقاتی از این دست در راه باشد.

شاید برای درک بهتر دلایل آن‌چه در حال اتفاق افتادن است باید به اولین نقطه‌ای برگردیم که رییس کنونی فدراسیون فوتبال از آن‌جا وارد فوتبال شد. البته پیشرفت کردن باعث افتخار است و نه شرمندگی. رسیدن به همه‌چیز از هیچ‌چیز اگر با خودساختگی باشد مایه مباهات است و نه خجالت. سپ بلاتر هم یک زمانی بازاریاب ساعت‌های سوییسی بود و تا ریاست فیفا رفت، اما این که چه‌کسی و چگونه کت تن آدم کند و مراحل را طی کنی مهم است. طبعا آدمی که پر باشد، در میدان عمل هم حرف برای گفتن داشته باشد درنهایت دیگران را تحت تاثیر قرار می‌دهد و نیازی به این کارها که می‌بینیم نیست.

*تقدیر فدراسیون از عامل تحریم اقتصادی فوتبال

همچنین مایه شرمندگی است که از تیم ملی کشور مایه بگذاریم که بخواهیم صدا و سیما را با خود همراه کنیم. آن هم با عنوان یار دوازدهم. از ابتدا هم شعار مسخره‌ای بود. این وسط جایگاه مردم چه می‌شود؟ مگر صدا و سیمای کشور که از مزیت انحصار بهره می‌برد باید کاری غیر از حمایت همه جانبه از تیم ملی کشور انجام بدهد؟ یعنی افرادی در صدا و سیما هستند که در قالب برنامه‌سازی‌ها می‌توانند غیر از این عمل کنند که حالا باید دم روسای شبکه‌ها و صدا و سیما را دید که مبادا این اتفاق نیفتد؟ اگر غیر از این است چنین حرکتی چه معنایی دارد، آن هم وقتی صدا و سیما با قدرتی که دارد، حق مسلم فوتبال را طبق آن‌چه در تمام دنیا، امری پذیرفته شده است نمی‌دهد.

صدا و سیما از این منظر عامل مخرب تیم ملی کشور است بدون آن که بداند. شاید هم می‌داند و به روی مبارک نمی‌آورد و بعد از آن به عنوان یاور تیم ملی تقدیر می‌شود. آیا رییس فدراسیون فوتبال ایران از بدیهیات فوتبال اطلاع دارد که حالا می‌خواهد آن را در ایران راهبری کند.

تیم ملی یک کشور در لیگ باشگاهی آن ساخته می‌شود. این همه چون و چرا برای حمایت از رقابت‌های باشگاهی در دنیا برای این است که توسعه فوتبال در لیگ‌ها اتفاق می‌افتد. لیگ‌ها پویا نمی‌شوند اگر صنعت و اقتصاد پویا نداشته باشند. لیگی که قرار است تیم ملی و شاکله اصلی قدرت فوتبال یک کشور را بسازد به درآمد نیاز دارد. صنعت فوتبال ابزار درآمدی خاص خود را دارد که اگر تحریم شود دچار ضعف می‌شود. بخش عمده از این درآمد و صنعت با حق پخش تلویزیونی می‌چرخد. صدا و سیماي ایران در چنین چرخه‌ای، با تحریم اقتصادی و مالی سال‌هاست علیه باشگاه‌ها به راه انداخته است. بزرگ‌ترین عامل بازدارنده در توسعه صنعت و رونق مالی فوتبال و لیگ و در نتیجه تضعیف تیم ملی کشور است، بعد به جای این که برای این حق بجنگند، می‌روند و تقدیر می‌کنند. فوتبال از این درد بمیرد رواست.

*همایش فدراسیون و تلویزیون ساکت برابر ظلم به پرسپولیس!

این روزها در و تخته خوب با هم جور درآمده‌اند. صدا و سیمایی که با ندادن حق پذیرفته شده فوتبال در تمام دنیا، به تضعیف آن کمک می‌کند، مورد تقدیر فدراسیون فوتبال قرار می‌گیرد ولی ماجرا به این جا ختم نمی‌شود. همین صدا و سیما بدون آن که شرمنده شود با نادیده گرفتن این مساله که از پخش بازی‌های پرسپولیس چه بهره‌ای می‌برد و هزینه‌اش را نمی‌دهد وقتی به‌خاطر این رفتار خود می‌بیند که باشگاهی مانند پرسپولیس با چه شرایطی روبرو شده است، حداقل زبان به کام نمی‌گیرد و کمک هوادارانش به آن را به تمسخر می‌گیرد!!

این اوضاع و احوال عجیبی است که با آن روبرو هستیم و لابد نباید به این مساله فکرکنیم که احیانا کار از جای دیگر می‌لنگد و این موضوع ارتباطی با مناسبات افراد و برنامه‌سازان در صدا و سیما دارد. فوتبال برتر هم در 3 برنامه گذشته دیگر جای بحث باقی نگذاشت که موضع نسبت به پرسپولیس چگونه است و برای این موضوع موارد بسیاری برای اشاره وجود دارد.

حالا در شرایطی که همین برنامه و در واقع شبکه سه خیلی به سرعت و گذرا از ماجرای حمله به اتوبوس پرسپولیس می‌گذرد و هیچ واکاوی انجام نمی‌دهد و فدراسیونی که به این موضوع ورود نمی‌کند، قربان صدقه یکدیگر می‌روند و برای‌ هم نوشابه باز می‌کنند. این می‌تواند برای خانواده بزرگ پرسپولیس یک پیام کاملا روشن داشته باشد که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

*دعوت کرم باقری به تیم ملی، حق السکوت به هواداران پرسپولیس؟

با این شرایط، حالا نکات دیگری هم در فدراسیون و تیم ملی جلب توجه می‌کند. این فدراسیون و تیم ملی به چه دلایلی نیاز دارند که تعدادی رسانه‌ جان برکف در کنار خود داشته باشند و برابر تلویزیون کُرنش کنند.

ماجرای فراخواندن کریم باقری چه بود؟ چه قدر می‌توان به حسن نیت این فدراسیون امیدوار بود؟ اگر قرار است کریم باقری یک جورهایی مسایل تیم ملی را مدیریت کند، چه نیازی بود به این پست‌های من در آوردی که اصلا معلوم نیست طرف چه کاره است؟!

چرا مسوولیت‌هایی که به مهدی خراطی و مجتبی خورشیدی داده شد به کریم باقری تعارف نشد. مثلا کریم باقری در دپارتمان تیم‌های ملی ضعیف‌تر از خراطی عمل می‌کند یا خورشیدی در کار خودش می‌تواند بهتر از کریم باقری باشد؟

حالا با گذشت چند روز بهتر و از زوایه‌ای بازتر می‌توان به مساله نگریست. حالا این احساس تقویت می‌شود که دعوت به همکاری کریم باقری، جدای از کارایی که برای تیم ملی دارد و در آن تردیدی نیست، برای به دست آوردن دل هواداران پرسپولیس است تا نسبت به این فدراسیون رویکرد مثبت‌تری داشته باشند، غافل از این که تیم محبوب‌شان در چه شرایطی قرار گرفته و چگونه در همین هفته‌های اخیر مورد اجحاف بوده است.

انتهای پیام/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.