دیروز کمال، امروز امیری؛ اسکوچیچ نگران پایین آمدن پرسپولیسِ خون تیم ملی، پرسپولیس نگران فهرست مصدومانیک چشم لبخند و یک چشم اشک

0 7

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: پرسپولیس در این روزهایی که فوتبال ایران در مقدماتی جام جهانی کامبک کرد، بیشترین همراهی را با تیم ملی دارد. این نه فقط به جهت تعداد ملی‌پوشان است که از باب دیگری هم باید مورد توجه قرار بگیرد. سوال این است که از میان بازیکنان دعوت شده از لیگ برتر ایران، کدام بهتر از دیگران همپای لژیونرها، هنرنمایی می‌کنند. این روزها هم خوشحالیم و خندان و هم نگرانیم و گریان. سرمربی تیم ملی نگران کم شدن فهرست پرسپولیسی‌های تیم ملی است که با خود روح شیر ایران را دارند و پرسپولیس نگران بلند شدن فهرست مصدومان تیم ملی.

مدافع استقلالی درپی مصدومیت امیری به تیم ملی دعوت شد

*روح پرسپولیس در کالبد تیم ملی
هرچند با آن خرابکاری که قبل از این شد و ارثی که بعضی به جا گذاشتند، هنوز برای ذوق کردن خیلی زود است ولی در اصل سخ، تغییر نیست. پرسپولیس فقط در کمیت گوی سبقت را از رقبا در یاری رساندن به تیم ملی نربوده است، در این جا کیفیت بالایی را شاهد هستیم. روح کامبک در تیم ملی با پرسپولیسی‌ها حلول کرده است. بازیکنانی که با خلق و خوی قهرمانی و تلاش بیشتر در مواجهه با مشکلات به جای غُر زدن آشنا هستند. این ها مسایلی نیستند که در چند جلسه تمرین یا با یک سفر به کیش در نفرات و مجموعه تیم وجود داشته باشد. این ها را بازیکن باید با خود به تیم ملی ببرد و به دیگر بازیکنان منتقل شود که از هوادار، مربی و مدیر خود فقط بهانه گیری و تهمت و افترا دیده‌اند. این حرف‌ها شاید به اسم تعصبات رنگی تحلیل شود ولی این گونه نیست. وقتی 6 بازیکن از یک تیم وارد تیم ملی می‌شوند و در کنار چهار، پنج بازیکن دیگر قرار می‌‌گیرند، اگر صحبت از یک تیم بزرگ و دارای فلسفه و مکتب فوتبالی باشد آن ویژگی‌ها و خصلت‌ها را با خود همراه دارند و منتقل می‌کنند. این تعداد بازیکن روح آن تیم را هم به تیم ملی کشورشان منتقل می‌کنند. دراگان اسکوچیچ حتما خوب می‌داند درباره چه چیزی سخن می‌گوییم. او هموطنش برانکو را به خوبی می‌شناسد و خوب می‌داند پرسپولیس که حالا یحیی تلاش دارد آن را به تعالی برساند، چه گنجی در دل خود دارد. تردیدی نیست که اسکوچیچ در نگاه خود فقط مسایل فنی را در نظر نمی‌گیرد. او باید به محیطی که شخصیت بازیکنش در آن شکل گرفته است و به ظرفیت روحی و روانی او هم توجه کند. این می‌شود که ناگهان با تیمی روبرو می‌شویم که می‌تواند اراده‌اش را بر تمام مشکلات و کمبودها تحمیل کند.

*ماموریت پرسپولیس به دیگر باشگاه‌ها
تیم ملی فوتبال ایران، اکنون بیش از حضور 7 بازیکن و یک مربی از پرسپولیس بهره مند است. هر چند دوری این تعداد از نفرات از تمرینات پرسپولیس به حق موجبات نگرانی را به بار می‌آورد ولی از سوی دیگر چگونه می‌توان خوشحال نبود که پرسپولیس به چنان ظرفیتی رسیده است که انتقال بخشی از ان به تیم ملی هم می‌تواند باعث توفیق شود. این کری خواندن نیست. واقعیتی است که برای دیگر باشگاه ماموریت تعریف کند. اصلا قرار است همین باشد. فوتبال هر کشور در لیگ توسعه پیدا می‌کند. حالا تصور کنیم لیگی داشته باشیم که در آن به جای بهانه گیری، و طرح مسایل واهی، چند تیم داشته باشیم که مانند پرسپولیس عمل کنند. قطعا تاثیر این را در تیم ملی خواهیم دید. قاعده درست این است که باشگاه‌ها و لیگ بازیکنان را بسازند و آن‌ها تیم ملی را.

*مشت گره کرده کیروش پاسخ لطف و همراهی پرسپولیس
پرسپولیس در این دوره هم بار زیادی را به دوش کشیده است. خوب به یاد داریم بار قبل هم غیر از این نبود. پرسپولیس بیشترین سهم بازیکنان را در تیم ملی داشت. این مساله فشار زیادی را به پرسپولیس وارد می‌کرد که باید به رقابتی نابرابر برای کسب قهرمانی می‌پرداخت. کار تا جایی بالا گرفت که پرسپولیس فرا قانونی مجبور به بازی در جام حذفی بدون ملی‌پوشان شد ولی با شکوه و با اقتدار با این مساله روبرو شد. همین پرسپولیس و سرمربی آن، از سوی سرمربی تیم ملی، مورد بیشترین بی‌مهری قرار گرفت. کارلوس کیروش از ظرفیت‌های بازیکنانی استفاده می‌کرد که برانکو شحصیت و روح آن‌ها را همپای فوتبال‌شان پرورش داد و تیم ملی در کنار بازیکنانی که در لیگ‌های اروپایی همین وضعیت را داشتند بهره زیادی از این شرایط برد ولی همواره رفتار نامناسبی با برانکو و به این واسطه با پرسپولیس و هوادارانش داشت.

*راز جدایی رامین و نرفتن سید جلال
شاید بسیاری حتی بعضی هواداران پرسپولیس از یاد برده باشند که ماهیت اصلی مخالفت برانکو با ادامه فعالیت رامین رضاییان در پرسپولیس و ارتباط ان با کیروش چه بود ولی ما از یاد نمی‌بریم. از یاد نمی‌بریم که ماجرای کنار گذاشتن یک باره سیدجلال حسینی در آستانه جام جهانی چه بود و البته هنوز نمی‌توانیم باور کنیم که یک مربی در این سطح از فعالیت چگونه می‌تواند چنین روحیاتی داشته باشد و بخواهد کینه و بغض به دل بگیرد. در حالی که سید جلال تا مدت‌ها بعد از جام جهانی همچنان خیلی بهتر از مدافعانی که تیم ملی را همراهی کردند، بهترین مدافع فوتبال ایران در پایان هر فصل معرفی شد.

*باز هم بی مهری و ظلم با پرسپولیس
البته خیلی قبل‌تر از همه این رویدادها مانوئل ژوزه درباره کارلوس کیروش به ما هشدار داده بود و بعد از او هم، این روسای فدراسیون فوتبال پرتغال بودند که تلاش داشتند با کنایه به ما تقلب برسانند. او کسی بود که هر کس می‌شناختش اجازه نزدیک شدنش را نمی‌داد.
ژوزه و کیروش مربیان پرتغالی از گذشته باهم دگیریهای جدی داشتند. ژوزه که سرمربی پرسپولیس بود، کیروش به طرز چشمگیری بازیکنان پرسپولیس را دعوت کرد. او براین باور بود که هموطنش با توجه به حضور او نمی‌خواه اجازه بدهد که وی تمریناتکافی را با همه نفرات داشته باشد. البته بسیاری به این امر شک داشتند ولی خب نمی‌توانستند این امر را ثابت کنند. ژوزه که کنار گذاشته شد، کم‌کم بازیکنان کمتری از پرسپولیس دعوت شدند!
ژوزه خیلی هم تلاش کرد که علی کریمی را متقاعد کند که بازی نخورد ولی کریمی همان‌طور که با دنیزلی سر ناسازگاری گذاشته بود با ژوزه هم جور نشد و بعدها که کم‌کم از تیم ملی کنار گذاشته شد فهمید ژوزه به او چه گفته بود وای هیچ‌گاه درباره این مساله حرف نزد و فقط ابش دیگر با کیروش در یک جوی نرفت ولی دیگر دیر شده و از او به عنوان عاملی برای ضربه به پرسپولیس استفاده کرده بودند. گویی با رفتن ژوزه، در عمل کارکرد کریمی هم برای سرمربی تیم ملی به پایان رسیده بود.
و اما بیان این خاطرات گذشته، چه ربطی به مسایل امروز دارد؟ خیلی ساده است. پرسپولیس باز هم بیشترین همراهی را دارد، باز هم بیشترین بها را می‌دهد. باز هم بیشترین ضربه را می‌خورد و با این وجود بیشتر از همه مورد بی مهری قرار می‌گیرد. فدراسیون و سازمان لیگ فوتبال را یک کالبد می‌بینیم و چه‌ها که نمی‌کنند. یک جایی با سکوت برابر حمله‌ای که شد و جای دیگر با برنامه‌هایی که توازن و تناسب ندارد. رقابت‌هایی که عدالت ندارد.
هنوز این سوال پاسخ داده نشده است که چگونه شرم نمی‌کنید که بازیکن سالم را مصدوم پس بدهید. با بردن 7 بازیکن، تمرینات و هماهنگی تیم را مختل کنید و بعد نه تنها به میزانی که دیگر تیم‌ها فرصت دارند بلکه کمتر از آن ها به پرسپولیس فرصت بدهید.

*بازگشت به لیگ بعد از 25 روز بی‌تمرینی، حداقل خون را در شیشه نکنید
بله این روزها از این که تیم ملی کشور عزیزمان دوباره غرش را آغاز کرده است، خوشحال هستیم. این روزها ذوق می‌کنیم که پرسپولیس، در آبادانی تیم ملی هم نقش دارد ولی دغدغه‌ها و گلایه‌ها نیز به جای خود است. تا این‌جا دو نفر تلفات داشتیم. کمال کامیابی نیا و وحید امیری که فعلا وضعیت نامعلومی دارد. میلاد سرلک هم از تمرینات پرسپولیس جدا شد. گویی اسکوچیچ نگران پایین آمدن میزان پرسپولیس خون تیم ملی است. حق هم دارد. یک چیزی در خون پرسپولیس است که آن را خاص می‌کند. بازیکنش را خاص می‌کند. تیم ملی که این بازیکنان را داشته باشد خاص می‌شود. فقط، کنعانی‌زادگان، کامیابی‌نیا، امیری، نوراللهی، ترابی و سرلک نیستند. بیرانوند ، طارمی، محرمی و خلیل‌زاده هم دراین فضا نفس کشیده‌اند و این هوا با پوست و گوشت‌شان عجین شد. این ها را بگذارید به حساب تیزهوشی اسکوچیچ و دیدن آن‌چه در خشت خام که بسیاری در آیینه هم نمی‌بینند، هر چند با آن خرابکاری که قبل از این ها شد، هنوز برای ذوق کردن زود است.
روی دیگر این سکه هم این است که پرسپولیس با مدت‌ها تمرین نیم بند باید آماده شروع دوباره مسابقات شود. سپاهان چنین مشکلی ندارد. می‌تواند تمریناتش را همه جانبه دنبال کند. آن قدرها آسیب نمی‌بینند. پرسپولیس سوم خرداد برابر ذوب‌آهن به میدان رفت و پس از آن ملی پوشان جدا شدند. تیم ملی 25 خرداد برابر عراق بازی می‌کند. 26 خرداد بر می‌گردد. 27 خرداد هم باید استراحت کنند. در واقع زودتر از 28 خرداد نمی‌شود تمرینات اساسی را انجام داد. در واقع پرسپولیس پس از 25 روز دوری از شرایط تمرین باید در کمتر از یک هفته خود را آماده رقابت با تیم هایی کند که در این مدت با فراغ بال، تمرین کرده‌اند. دیگر نمی‌توان گفت این عدالت و انصاف است. خب یک جاهایی چاره‌ای نیست ولی حداقل در این شرایط ای کاش خون پرسپولیس دیگر در شیشه نشود.

بدون ملی‌پوش تا غیبت مهره‌های کلیدی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.