نگاهی به چهره‌هايی که با سابقه سرخ قصد ورود به شورای شهر را دارنداز پرسپوليس به بهشت

0 24

يک نگاه به سوپرجام و ليگ و دربي حذفي، يک نگاه به احکامي که صادر شد و بدهي‌هايي که به گردن پرسپوليس و براي تسويه آن‌ها مهلت چنداني ندارد. نگاه ديگر به وين براي آزاد کردن پولي که در کوالالامپور گير افتاده است و حالا نگاهي به انتخابات ايران که يکي مستقيم روي اوضاع و احوال پرسپوليس تاثير مي‌گذارد و يکي ديگرتاثيرش محدود است و البته اين روزها تبليغات زيادي درباره آثار معجزه‌آساي آن صحبت مي‌شود.

حالا درکنار انتخابات رياست‌جمهوري، کم‌کم بحت درباره انتخابات شوراهاي شهر داغ مي‌شود. در شرايطي که کانديداهاي رياست‌جمهوري در مناظره سوم تلاش کردند که بي‌پرواتر به يکديگر بتازند تا هم مردم بيشتر پاي صندوق‌ها حضور پيدا کنند و هم اگر خود راي نمي‌گيرند، راي ديگري را بريزند، به نظر مي‌رسد، کانديداهاي شوراهاي شهر اين قابليت را داشته باشند، کساني را پاي صندوق بياورند که کانديداهاي رياست‌جمهوري نمي‌توانند. در اين حوزه فعاليت‌ها خردتر است. حتي در تهران که مباحث کلان است. ولي در شهرهاي کوچک شرايط فرق مي‌کند. افراد گاهي براي مسايلي و از جايي راي مي‌آورند که کمتر کسي فکرش را مي‌کند. اين مساله يک جورهاي ديگر در تهران وجود دارد و مباحث حالا در حوزه قرمز و آبي داغ تر هم شده است. يکي از دلايل اين امر شايد رفتارها و موضع‌گيري‌هاي نظري، عضو هيات مديره استقلال و عضو شوراي شهر بود. او بي‌پروا مسايلي را مطرح مي‌کرد که حتي مي‌توانست به تنش‌هاي حقوقي هم بينجامد. هواداران پرسپوليس اعتقاد دارند که وي از موانع اصلي انتقال مالکيت 2 ورزشگاه شهيد کاظمي و امام‌رضا(ع) به پرسپوليس و استقلال است و دليل اين امر را خواست هواداران استقلال مي‌دانند که خواهان ورزشگاه شهيد کاظمي براي استقلال هستند. فارغ از سنديت اين ادعا، به هر حال اين بحث وجود دارد و دستمايه تلاش‌گروه‌هايي براي تهيه ليست‌هاي پرسپوليسي و استقلالي شده است که بعضا در آن‌ها افرادي قرار مي‌گيرند که در دنياي سياست در فاصله‌اي بعيد از هم و در ليست‌هايي متفاوت قرار مي‌گيرند و شايد اگر از دست‌شان برمي‌آمد خون هم را جاي آب مي‌خوردند.

به هر حال اين موضوع باعث شده است که در شبکه‌هاي اجتماعي بحث‌ها بين هواداران فوتبال بالا بگيرد. هواداراني که خسته از مشکلات بي‌پايان تيم‌هاي محبوب خود به دنبال حل بخشي از آن‌ها به اين طُرق هستند. گو اينکه تمام آنچه تاکنون اتفاق افتاده است فقط واگذاري 2 ورزشگاه بود که آن هم حداقل در مورد ورزشگاه شهيد کاظمي داستان‌ها داشت و عامل اصلي آن که جعفر کاشاني بود، خودش عضو شوراي شهر تهران نبود.

 هر قرمزي پرسپوليسي نيست

به هر حال اين روزهاي در شبکه‌هاي اجتماعي و بين هواداران پرسپوليس، شهره شدن به مفيد بودن براي پرسپوليس از کانال‌هاي خاصي امکان‌پذير است. به هر حال همه اين نفرات ارتباط مستقيم با پرسپوليس نداشته‌اند.

البته گستره وسيعي از طيف‌هاي اجتماعي و سياسي هستند که نام‌شان مي‌تواند در ليست پرسپوليسي‌ها جاي بگيرند. حالا به نظر مي‌رسد در کنار تمام رقابت‌هايي که وجود دارد کار کرس‌هاي شوراي شهر کشيده است که چند به چند بين کانديداها پرسپوليسي و استقلالي تقسيم شود و البته در فهرست پرسپوليسي‌ها چهره‌هاي باسابقه و شناخته شده کم نيستند.

طبيعي است که بسياري کانديداها نخواهند به صورت مستقيم وارد اين جريان شوند ولي زير پوستي اين مساله را دنبال مي‌کنند. به ويژه که گاهي فاصله راهيابي و عدم راهيابي به شوراي شهر، فقط چند هزار راي است. اصلا بعيد نيست که کسي مثل عباس اسماعيلي بيگي که اين روزها براي بعضي کانديداها فعاليت دارد، چند سال ديگر همين آراء را براي خود کسب کند و عضو شوراي شهر شود.

اين را فعلا به عنوان يک پيشگويي پيش خود امانت داشته باشيد تا بعد. حداقل اين که همين حالا کارش را خيلي بيشتر از بعضي از همين کانديداهاي رياست‌جمهوري مي‌داند. و اما همين حالا اگر بخواهيم يک فهرست تهيه کنيم که در آن افرادي باشند که بشود ايشان را به پرسپوليس مرتبط دانست، همه تيپي در آن پيدا مي‌شود البته اين امر لزوما به معناي آن نيست که حضورشان به نفع پرسپوليس است. پس اين مطلب به معناي تبليغ افراد و ترغيب شما هواداران عزيز نيست.کانديدي که قرار است با پشتيباني هواداران پرسپوليس به شوراي شهر راه پيدا کند برادري يا خواهري خود را يا بايد قبلا معلوم کرده باشد يا اين که الان آن را به اثبات برساند.

  صدري به جاي سميعي؟

يکي از مواردي که ديروز درباره کانديداتوري وي در انتخابات شوراي شهر، سر و صدا به پا شد، سيد مجيد صدري، رييس هيات مديره پرسپوليس بود. حالا معلوم شدکه فعاليت او در روزهاي اخير در يوتيوب باشگاه و تلويزيون به چه دليل بود. البته به اين کار که به خودي خود نمي‌توان ايراد وارد کرد. وي روز گذشته اولين هجمه را از سوي بعضي رسانه‌ها دريافت کرد که اصلا دور از انتظار نبود و حتما خود او نيز منتظر بود.

اين مساله در روزهاي آينده بحث‌هاي مختلفي را ايجاد خواهد کرد. اين يک روند طبيعي است. شنا کردن بدون خيس شدن ممکن نيست. حبيب کاشاني که خودش در شوراي شهر بود بعد از حضور در پرسپوليس با نيش و کنايه و تحليل در اين‌باره روبرو شده بود. بعضا مطرح مي‌شد که اين اقدام تلاشي براي تضمين براي ادامه حضور است. البته به طور کلي او براي پرسپوليس يک مدير موفق بود هر چند که ورود پرحاشيه‌اي رباي او رقم خورد و در نهايت خروج‌هايش نيز پرتنش شد ولي به هر حال 3 فصل حضور با سه جام قهرماني در ليگ و جام حذفي همراه بود. او البته يک جمله تاريخي هم داشت. روزي در جمع بازيکنان گفت از پرسپوليس هم مي‌شود به بهشت رسيد و منظور در آن جا اين بود که کار در پرسپوليس اگر براي خدمت به مردم و شاد کردن ايشان باشد، مي‌تواند بهشت را نصيب آدمي کند ولي بعدها همين حرف دستمايه اين شوخي شد که از پرسپوليس مي‌توان به ساختمان شوراي شهر تهران واقع در خيابان بهشت در ضلع جنوبي پارک شهر تهران رسيد. در اين شرايط ورود اين صدري به اين عرصه براي بعضي حساسيت برانگيز مي‌شود. طبعا مساله اول اين است که پرسپوليس از اين ناحيه لطمه نبيند و نکته اين‌جا است که براي ضربه به او ممکن است پرسپوليس هدف قرار بگيرد. اين ها مواردي هستند که بايد براي آن آماده بود.

البته بحث حضور احتمالي مديران پرسپوليس در انتخابات شوراي شهر خيلي پيش از اين مطرح بود. حتي قبل از ورود صدري به پرسپوليس، اين مساله به کرات در مورد جعفر سميعي شنيده مي‌شد.

سر ليست پرسپوليس کيست؟

اگر بخواهيم براي ليست جمعيت پرسپوليسي‌ها يک نام انتخاب کنيم او چه کسي مي‌تواند باشد؟ نام‌هاي شناخته شده کم نيستند. از رييس هيات مديره و مديرعامل پرسپوليس تا پيشکسوت و حتي مشوقين جايگاه‌ها در اين بين ديده مي‌شوند. ازجمله يکي از کساني که در جايگاه 34 پرسپوليس را تشويق مي‌کرد. يا خانمي که از او به عنوان کسي که در فضاي مجازي هواداري پرسپوليس را مي‌کرد ياد شد.

بهنام ابوالقاسمپور، پيشکسوت پرسپوليس که سال‌هاست در شهرداري‌ها فعاليت دارد. حسن بيادي که همزمان عضو هيات مديره شرکت پرسپوليس و شرکتي با همين نام بود که مالکيت پرسپوليس را براي خود مي‌دانست، محمد آخوندي، مدير کل روابط عمومي و بين‌الملل سازمان تربيت بدني در دوران رياست علي آبادي که عضو هيات مديره پرسپوليس هم شد و مدتي هم در دانشگاه پرسپوليس، تدريس مي‌کرد و مهدي محمدنبي که سوابق او را مي‌دانيم نفرات سرشناس در اين فهرست هستند.

 هواداران، ورزشگاه کاظمی را مي‌خواهند و خيلي چيزهاي ديگر

هرکس که براي انتخاباتي راي مي‌دهد، خواسته‌هايي دارد. البته اين حرف شايد در ايران شوخي به نظر برسد ولي به هر حال قرار بين‌المللي همين است. با اين حساب اگر قرار است کسي به نام پرسپوليس حتي يک راي بياورد بايد يکسري خواسته‌هاي هواداران پرسپوليس را بداند و براي آن در چارچوب اختيارات و قانون تلاش کند. اين روزها در صدر خواسته‌هاي هواداران پرسپوليس، واگذاري کامل مالکيت ورزشگاه شهيد کاظمي به پرسپوليس و همچنين مشارکت شهرداري در توسعه اين مجموعه است. اين خواسته بعد از اين انتخابات جدي‌تر دنبال خواهد شد و اعضاي شوراي شهر به ويژه آن‌ها که اسم پرسپوليس روي آن‌ها قرار مي‌گيرد بايد درباره آن پاسخگو باشند. البته اين همه خواسته نيست. مساله اين است که مديريت شهري تهران براي پرسپوليس و حتي استقلال، آنچه که شايسته بوده را انجام نداده است و ذهنيت پشتيباني و بهره‌گيري بهينه از اين سرمايه‌هاي اجتماعي وجود نداشته است. اين رويه بايد تغيير کند.

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.