از شرق تا غرب، از کوالالامپور تا واشنگتن، از خودی تا غیرخودی، از کنفدراسیون تا خزانه‌داری آمریکا از مجلس ایران تا کنگره یو‌اِس‌آپرسپولیس هدف تیرهایی از سراسر دنیا

0 15
از شرق تا غرب، از کوالالامپور تا واشنگتن، از خودی تا غیرخودی، از کنفدراسیون تا خزانه‌داری آمریکا از مجلس ایران تا کنگره یو‌اِس‌آپرسپولیس هدف تیرهایی از سراسر دنیا

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: این روزها کنفدراسیون، فدراسیون، سازمان لیگ، کمیته مسابقات، کمیته انضباطی خودمان، کمیته انضباطی دیگران، کمیته اخلاق، کمیته تعیین وضعیت فیفا، پل فلاورجان، دادگاه بین‌المللی ورزش، وزارت ورزش ایران، مجلس شورای اسلامی ایران، کنگره یو‌اِس‌آ، پنج به‌علاوه یک، یک به‌علاوه یک، خزانه‌داری آمریکا، بانک مرکزی ایران و خلاصه، همه و همه از کوالالامپور در شرق تا واشنگتن دی‌سی در غرب، از آسیا تا اروپا و آمریکا، خودی و غیرخودی هر کس هر چه دم دست دارد و دستش به آن می‌‎رسد، به سمت پرسپولیس پرتاب می‌کند. ماشاء‌ا… یک جوری هم حواس‌شان به ماست که مو لای درزش نمی‌رسد. الان فقط مانده‌ایم سازمان ملل چرا بی‌کار نشسته است؟!
یک‌وقت فکر نکنید فقط یک‌سری اسم ردیف کرده‌ایم برای شعر گفتن. سر نخ هر مشکلی در پرسپولیس را بگیرید بالاخره به یکی یا چند تا از این نام‌ها می‌رسید. خیلی‌ها را هم جا انداختیم. مثلا صداوسیما، یا سلطان ارز، یا آن بنده خدایی که بی‌ام‌دبلیو هدیه گرفت چون یک بیچاره فلک‌زده‌ای آن قدر از این ماشین‌ها داشت که دیگر در نمایشگاه، حیاط خانه‌اش و پارکینگ طبقاتی چند خیابان آن‌طرف‌تر جا برای پارک کردن آن‌ها نداشت. البته از همه این‌ها بگذریم بالاخره یک جاهایی تقصیر خودمان هم بود ولی آخر همان نخ هم که به عزل و نصب در وزارت ورزش می‌رسد. منظور این‌که همه باهم، یاد پرسپولیس کرده‌اند. داخلی‌ها هم که مدت‌هاست به فکر ما هستند و از این فکر و خیال؛ شب، آرام ندارند و روز، آسایش.
روزگار عجیب در این فوتبال کم ندیده‌ایم. آن چیزها که در پرسپولیس به چشم خود دیده‌ایم فقط توصیفش، چند تا از همین رقبای قدیمی و تازه به دوران رسیده‌های جدیدی را باهم منحل می‌کند. با تمام این اوصاف هنوز هستیم. چه طور و چه جورش را دیگر خودمان هم نمی‌دانیم. احتمالا همان باشد که می‌گویند خدا می‌خندد وقتی همه می‌خواهند یک نفر را به زمین گرم بزنند ولی گرما و سوزش به‌جایی از ایشان می‌ماند که نتوانند یک لحظه بنشینند. مجبورند سرپا بایستند. خسته می‌شوند. می‌خواهند به پاهای مبارک ورزش بدهند، جفتکش می‌گیرد به سر و صورت پرسپولیس!
دیگر تکراری است که بگوییم اوضاع سختی است و گفتنش هم ثمری ندارد ولی شاید دردی را از دیگران دوا کند. درد آن‌هایی که فکر می‌کنند پرسپولیس بی‌درد است و حا‌ل‌شان از این خوش نیست. شاید کمی فتیله را پایین بکشند و شاید یک عده‌ای هم کرکره معرفت را بالا دادند وبه فکر افتادند کاری کنند. بالاخره نمی‌شود که همه آدم‌ها بد باشند. خیلی‌هاهم پرسپولیسی هستند. حال اگر گرایش فوتبالی هم نداشته باشند، بالاخره انسآن‌که هستند.
پرسپولیس همچنان روزی را به شب نمی‌رساند قبل از آن‌که باخبر بدی مواجه شود و شبی به‌روز نمی‌رسد مگر این‌که از بیم زخم‌های بعدی، چشم روی‌هم نگذاشته باشد. اوضاع‌واحوال عجیبی دارد این شیر گرفتار آمده در جنگل ورزش و اقتصاد و فوتبال ایران!
*و حالا بن‌سون
دیروز هم یک خبر جدید آمد. جدید که نبود. قدیمی بود ولی شاید الان وقت مطرح کردنش نبود. هنوز مانده بودیم این ناز و ادای رادوشوویچ را با آن قرارداد ۳ ساله‌ای که بسته شده است را چگونه هضم کنیم که خبر بن سون رسید. این یکی با توجه به آن پرونده‌های قبلی یک شوخی است ولی برای پرسپولیس رمق خندیدن نمانده است. نفسش را هم باید جیره‌بندی کند تا زنده بماند. جری بن‌سون هم در این اوضاع‌واحوال شد قوز بالای قوز. ۵۰ هزار دلاری که همین‌طور معطل مانده است و در این اوضاع‌واحوال که پرسپولیس برای هزینه ‌دادرسی هم دو، دوتا، چهارتا می‌کند باید یک فکری هم باید برای این کند بازهم صحبت از اگر نه، وگرنه است. یک مهلت ۲۰ روزه و باید بنشینیم و ببینیم در پایان این ۲۰ روز از بین این ۵۰ هزار دلار و آن ۷۰۰ هزار دلار کالدرون و دستیارش کدام را پرداخت کنیم بهتر است؟
*گشنه‌هایی که سیرمانی ندارند
ماشاءا… این روزها به لطف مسوولانی که سر از تخم در نیاورده برای خودشان کس و کاری شدند و خدم و حشم پیدا کردند، جوجه‌های سر از تخم نیاورده برای خودشان قوقولی‌ای به راه انداخته‌اند که بیا و ببین. حالا خبری هم از آن مرغ‌ها نیست که چنان قُدقُد می‌کردند که گویی قرار است تخم دو زرده بگذارند ولی این گاو پرسپولیس بود که با هر بار فغان قُدقُد ایشان، دو قلو زایید. این‌ پرونده‌ها که جای خود دارند و مدت مدیدی است که رفیق گرمابه و گلستان پرسپولیس شده‌اند و هر از گاهی چنان مشت و مالش می‌دهند که استخوان‌هایش نه نرم که خرد شود و هر بار این کارچاق‌کن‌ها و دلال‌ها بوده‌اند که استخوان ترکانده‌اند. گشنه‌هایی که حالا سیرمانی هم ندارند. اجازه بدهید بگوییم ای خاک بر سر این فوتبال و ورزش که اوضاع پرسپولیس‌اش این است. پرسپولیسی که تازه همه دست و پایش را لیس می‌زنند.
*بازهم سر پرسپولیس می‌شکند ولی سرشکسته نمی‌شویم
حالا باید بنشینیم و ببینیم در این سور و میهمانی که برای زدن پرسپولیس به راه افتاده است، چه کسی از قلم افتاده که در این روزهای آینده گوش به زنگ باشیم که در را برای ایشان بازکنیم.
ماجرای استوکس که هنوز ادامه دارد. ۶۰ هزار دلاری هم بابت ماجرای اوساگونا باقی‌مانده است. ۵۰۰ هزار دلار به علاوه حدود ۲۰۰ هزار یورو برای مالیات برانکو باقی است. حداقل ۱۰۰ هزار یورویی هم بعدا برای مالیات بودیمیر بدهکار می‌شویم. خلاصه این رشته سر دراز دارد اگر بوژیدار هم با این قرارداد ۳ ساله، یک داستان و پرونده جدید نشود. کنفدراسیون فوتبال آسیا هم می‌گوید ششدانگ حواس خزانه‌داری آمریکا جمع است که پولی از آن‌جا به پرسپولیس و ایران نرسد. برای پرداخت بدهی‌هایی مثل کالدرون از این محل هم که نامه را باز نکرده پس می‌فرستند. در این اوضاع احوال هم پرونده‌ها در فیفا و دادگاه داوری ورزش با سرعت بررسی می‌شوند. خدا را شکر مجلس هم حواسش جمع است که پرسپولیس از دولتی بودن بهره‌ای نبرد ولی برای دولتی بودن به همه کس پاسخگو باشد. بانک مرکزی هم حواسش هست سمت ارز نیمایی نرویم ولی اگر یک روز پاداش آسیایی بیاید، معادل ریالی آن با نرخ ارز نیمایی به ما می‌دهند. درباره فدراسیون و سازمان لیگ و کمیته‌های مسابقات، انضباطی و اخلاق هم که دیگر چیزی نگوییم راحت تریم، آنچه به‌جایی نرسد فریاد است. وزارت ورزش هم در کنار تمام هنرهایش در حالی که حواسش نبود مدیر منصوبش چگونه قرارداد کارگزاری را می‌بندد، حالا حواسش هست که مبادا مشکلی برای این قرارداد پیش بیاید.
خلاصه از هر طرف ماجرای پرسپولیس را بگویم، این سر پرسپولیس است که با انبوهی از قراردادهای بی‌حساب و کتاب، تعهدات نابه‌جا و معوق، برای شکستن است، هرچند که پرسپولیس همیشه سرش شکسته بوده است ولی سرشکسته نبود. بالاخره ما هم خدایی داریم. راستش را بخواهید، فقط خدایی داریم. همین و بس!

انتهای پیام/

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.