نگاه پرسپوليس يحيی فراتر از مرزهای ايران؛ با جام ليگ قهرمانان به کمال می‌رسيم / پروژه ناتمام

0 21
نگاه پرسپوليس يحيی فراتر از مرزهای ايران؛ با جام ليگ قهرمانان به کمال می‌رسيمپروژه ناتمام

پرسپولیس این فصل را چگونه شروع خواهد کرد؟ پاسخ این سوال می‌تواند سرآغاز سلسله اتفاقاتی باشد که آینده را حداقل برای یک سال آینده می‌سازد. منظور از آغاز صرفا همین بازی پیش رو برابر استقلال تاجیکستان نیست. ما درباره بازی‌های مرحله بعد که تیم اول منطقه غرب را مشخص می‌کند، صحبت می‌کنیم. درباره ورود به این عرصه به دور از شرایط مسابقه حرف می‌زنیم. آیا تمامیت‌خواهی پرسپولیس و یحیی گل‌محمدی حداقل برای یک‌فصل دیگر عقب می‌افتد؟
این یک واقعیت است که همه از تکرار باورنکردنی قهرمانی‌ها خوشحال هستیم. همه احساس غرور می‌کنیم ولی با وجود همه این‌ها، هرچند نمی‌توانیم به چیزی غیر از قهرمانی در لیگ، حتی فکر کنیم ولی حالا یک‌چیز بیشتری را می‌خواهیم. افتخاری که حداقل در فوتبال ایران به آن دست پیدا نکرده است که همان قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیاست. یحیی گل‌محمدی برای همین یک تیم تام و تمام می‌خواست. برای او کوچک‌ترین نقص هم قابل‌قبول نیست. این شاید مدلی دوشت داشتنی از تمامیت‌خواهی او باشد. یک ویژگی که حداقل برخورداری بخشی از آن در کنار جاه‌طلبی، لازمه حضور در جایی مانند پرسپولیس است.
تمامیت‌خواهی یا توتالیتاریسم شاید در ابیات و علوم سیاسی، خوشایند نباشد و بار معنایی منفی به خود بگیرد ولی ما اینجا درباره فوتبال و البته تیمی صحبت می‌کنیم که خواه یا ناخواه تمامیت علاقه خود را به خود اختصاص داده است.
ما در اینجا درباره چیزی بیش از کمال‌گرایی صحبت می‌کنیم. در فوتبال کمال‌گرایی، آن بخشی از کار یک تیم است که به نمایش بازی آن مربوط می‌شود. مانند آنچه بارسلونا با گوآردیولا در آن گام گذاشته و برگرفته از افکار یوهان کرایف در بارسلونا بود. فوتبالی که می‌شد بدون وجود دروازه‌ها، ساعت‌ها تماشا کرد، اما تمامیت‌خواهی آن بارسلونا آنجا بود که همه‌چیز را باهم می‌خواست. از لالیگا و ال کلاسیکو تا لیگ قهرمانان و توپ طلا.
*همه‌چیز تحت کنترل
به نظر که یحیی چنین پرسپولیسی می‌خواهد. او همه‌چیز را باهم می‌خواهد. او پاسخ نه را نمی‌پذیرد می‌خواهد مربوط به قراردادش و از طرف مدیرعامل باشد یا عنوانی که باید آن را تصاحب کنند. او بعضی رکوردهای برانکو ازجمله حد نصاب امتیاز را جابه‌جا کرد ولی حالا اگر هر 3 جام لیگ، حذفی و درنتیجه، سوپر جام را بگیرند، همان شده که قبل از این هم اتفاق افتاده است. برای همین است که با وجود جدایی 2 بازیکن کلیدی، با توجه به نفراتی که جذب شدند، همچنان یکی از بهترین تیم‌های سال‌های اخیر پرسپولیس را دارد ولی این را کافی نمی‌داند. برای او، داشتن چیزی که در آن، اما و اگر باشد، با نداشتنش فرقی نمی‌کند. او تیمی می‌خواهد که در تمام طول و عرض زمین به آن شک و شبهه وارد نباشد. آنچه می‌خواهد را اجرا کند و آنچه می‌گوید را به حریف تحمیل نماید.
برانکو هم، این‌طور بود. شاید به همین دلیل رفتار برانکو به شکلی است که گویی او را در میان گزینه‌های داخلی، از بهترین‌ها برای جایگزینی خود می‌دانست. برانکو هم اگر بر اساس جبر زمان، ناچار می‌شد مالکیت توپ و زمین را به حریف بدهد، کنترل بازی را نمی‌داد.
هر یک از این 2 به مرور پرسپولیس خودشان را ساختند. یحیی گل‌محمدی هم در حال انجام این کار است. البته این اقتضای کار است. بعضی بازیکنان خودشان جدا می‌شوند و بعضی سن‌شان بالا می‌رود. در این میان تیمی خوش‌شانس است که مربی آن، تصویری روشن از آنچه می‌خواهد در ذهن خود داشته باشد و پازل خویش را کم‌کم بچیند.
برای همین‌ها است که او حتی با داشتن چنین نفراتی، بازهم دل‌چرکین است که یک نفر دیگر را در خط حمله اضافه نکرده است.
او خوشش نمی‌آید دستش در پوست گردو بماند، نه این‌که اگر این‌گونه شود، ایده و طرحی نداشته باشند ولی برخلاف یک نفر مثل مصطفی دنیزلی، دوست ندارد با احتمالات جلو برود. اگر همه‌چیز تحت کنترلش نباشد، راحت نیست.

*مرزنشینی پردردسر پرسپولیس
این‌که یحیی گل‌محمدی با وسواس بیشتری نسبت به برانکو دنبال کامل کردن تیم خود است، دلایل روشن خود را دارد و صرفا نباید دلیل آن را در فلسفه مربیان جست‌وجو کرد.
پرسپولیس در 4سال اخیر 2 بار به فینال آسیا رسید. در هر یک از این 2 بار اگر شرایط استانداردی ازنظر ترانسفر یا برنامه‌ریزی رقابت‌ها فراهم بود، پرسپولیس قهرمان آسیا شده بود یا حداقل شانس بیشتری داشت و مساله این است که پرسپولیس همیشه با توانی لب مرز به فینال رسید. این مساله باعث می‌شود که با توجه به مشکلاتی که هر بار پیش آورده شد، پرسپولیس آن توان لازم را نداشته باشد. از این‌رو به نظر اجتناب‌ناپذیر است که برای قهرمانی در آسیا به یک پله بالاتر از آمادگی نیاز باشد.
آنچه باید دید پرسپولیس این بار به آن دست پیدا می‌کند درحالی‌که برنامه‌ریزی فاجعه‌بار مسابقات داخلی نه پای فینال، بلکه در همین مرحله یک‌هشتم، گریبان پرسپولیس و البته سایر نمایندگان ایران را گرفته است. دلیلش هم روشن است. برای ناکامی هر یک از این تیم‌ها کسی فدراسیون یا سازمان لیگ را سوال و جواب نمی‌کند بلکه مدیران، مربیان و بازیکنان باید پاسخ‌گو باشد. همان‌طور هم سال قبل، همه ناسزاها را مهدی شیری شنید و کسی چندان نگفت که وقتی یک تیم و بازیکنانش خارج از فرم مسابقه برابر تیمی به میدان می‌روند که رگباری مسابقه داده است، چرا نباید مرتکب اشتباه فاحش نشوند؟

***

حالا باید ببینیم، کمال‌گرایی یحیی، پرسپولیس را تا کجایش می‌برد. البته همه‌چیز هم در ید قدرت او نیست. به‌هرحال جذب بازیکن، یک کارگروهی است که در تمام موارد به آنجا ختم نمی‌شود که انتظارش می‌رود. با این وجود پرسپولیس هر روز بیشتر از روز قبل به تیمی تبدیل می‌شود که حاصل تفکرات گل‌محمدی است، هرچند که یک فلسفه کلی از قبل در آن‌جاری شده باشد.
باید ببینیم، کمال‌گرایی یحیی او و پرسپولیس را درنهایت به تمامیتی که می‌خواهند می‌رساند. پرسپولیس سلطه خود را با وجود تمام کارشکنی‌ها بر فوتبال ایران حاکم کرده است ولی حالا در کنار مراقبت این سلطنت، بار دیگر در اندیشه کشورگشایی و رسیدن به افق‌های جدید است.

اخبار و مطالب مرتبط

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.