همراه ما باشید

هافبک تیم جوانان پرسپولیس گفت: فوتبال بازی کردن در یک خانواده تحصیلکرده سخت بود. پدر و مادرم را به سختی راضی کردم ولی دوست دارم فوتبالم را با تحصیلات دانشگاهی ادامه بدهم.

هافبک جوان پرسپولیس: در تیم پرسپولیس بازی می‌کنم، در دانشگاه پرسپولیس تحصیل می‌کنم

هافبک جوان پرسپولیس: در تیم پرسپولیس بازی می‌کنم، در دانشگاه پرسپولیس تحصیل می‌کنم

پیروزی نیوز - هافبک جوان پرسپولیس: در تیم پرسپولیس بازی می‌کنم، در دانشگاه پرسپولیس تحصیل می‌کنم

ایمان خطیر پاشا در گفتگو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس افزود: متولد یکم اسفند ماه 1377 هستم. فوتبال را از نونهالان نساجی مازندران شروع کردم و در رده نوجوانان همین تیم بازی می‌کردم. بعد در پرسپولیس قائمشهر بازی کردم تا اینکه در ابتدای این فصل به جوانان پرسپولیس آمدم و خوشبختانه آقای عبدا...نژاد من را انتخاب کرد.


وی ادامه داد: در ابتدای این فصل، 6 نفر بودیم که از پرسپولیس قائمشهر به جوانان و امیدهای پرسپولیس آمدیم که الان چهار نفرمان در حال ادامه کار هستیم. خود من، دو سال دیگر قرارداد دارم. مثل بقیه بچه‌ها هم آرزو دارم روزی به تیم بزرگسالان پرسپولیس و تیم ملی راه پیدا کنم و لژیونر بشوم. البته می‌دانم که برای رسیدن به این آرزوها، خیلی خیلی بهتر از حال حاضر خودم باشم و به تلاش خودم ادامه می‌دهم.


خطیرپاشا اضافه کرد: امسال تیم خوبی داشتیم. آقای عبدا...نژاد روی اجرای اصولی فوتبال تاکید دارد. هر دو دربی را هم بردیم. در بازی اول پاس گل دادم ولی در بازی دوم مصدوم بودم. در این فصل یک گل زدم و 13 پاس گل دادم. در پست هافبک وسط و گوش چپ هم بازی می‌کنم. البته دوست دارم در کنار فوتبال تحصیل را هم ادامه بدهم. خانواده‌ام خیلی روی این مساله اصرار دارند و هر چند الان به تنهایی به تهران آمده‌ام ولی می‌خواهم خواسته آنها عملی شود. پدرم مدرک دکتری دارد و عضو هیأت علمی است. مادرم هم دبیر بود. فوتبال بازی کردن و جلب رضایت آنها برای این امر سخت بود ولی الان اینجا هستم. در مازندران که بودم در رشته تربیت بدنی در دانشگاه دولتی قبول شدم ولی وقتی به تهران آمدم در دانشگاه پرسپولیس در رشته کاردانی مربیگری پذیرش گرفتم.


وی در پایان گفت: در اینجا می‌خواهم از خانواده‌ام، آقایان؛ مصطفی حسین‌زاده، علیرضا و محمد رامشگر که در مازندران زحمت من را کشیدند تشکر کنم. همچنین از آقایان؛ قنبرپور و عبدا...نژاد تشکر می‌کنم و به ویژه از آقای ریاضتی که مثل یک پدر مراقب من بود.

درباره نویسنده

مهدی  بگلری

مهدی بگلری مشاهده تمام مطالب

مدیر مسئول

ثبت دیدگاه