همراه ما باشید

گزارش روز

به یاد آیدین و ستاره‌های فقید ورزش ایران؛ آنها 40 سالگی را ندیدند

به یاد آیدین و ستاره‌های فقید ورزش ایران؛ آنها 40 سالگی را ندیدند

پیروزی نیوز - به یاد آیدین و ستاره‌های فقید ورزش ایران؛ آنها 40 سالگی را ندیدند

26 سالگی هرگز سن خوبی برای مردن نیست! آن هم اگر قهرمان باشی و در اوج، اما متاسفانه مرگ به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمی‌کند و دلش به حال آرزوهایی که خودت داری و دیگران برایت دارند، نمی‌سوزد. مرگ بی‌هنگام می‌آید، همراه با خزان و زمستان، تابستان و حتی بهاری که فصل شکفتن است.

به گزارش پیروزی، حالا 11 سال از درگذشت ناگهانی و تصادف مرگبار ستاره تیم ملی بسکتبال می‌گذرد. 11 سال است که آیدین نیکخواه بهرامی هم‌آغوش خاک شده و صمد همچنان بازی می‌کند.

ورزش ایران روزهای سختی را با مرگ جوان خوش قامت بسکتبال تجربه کرد، اما این تنها مرگی نبود که ستاره‌های ورزش در اوج تجربه کردند. گزارش زیر را بخوانید، از آنهایی که با مرگ‌شان همه را دچار شوک کردند، آنها 40 سالگی را به چشم ندیدند...

 

* از مجید تا آیدین؛ جوانمرگ‌های سرو قامت

از آیدین نیکخواه بهرامی شروع می‌کنیم که روز جمعه 7 دی ماه، به بهانه یازدهمین سالگرد درگذشتش مراسم یادبودی در سالن آزادی در حین برگزاری یکی از دیدارهای لیگ برگزار شد و پیراهن شماره 8 او بار دیگر در سالن آزادی نصب شد.

مرگ او دلخراش بود. در ابتدای زمستان 1386، خبر تصادف و در پی آن مرگش به رسانه‌ها رسید. مردی که چند سال بود خودش را به عنوان ستاره به بسکتبال ایران معرفی کرده بود و همه از او می‌گفتند، از آیدین.

نامش در تمام موفقیت‌های ملی و باشگاهی آن سال‌ها دائما تکرار می‌شد. همیشه به دنبال این بود که کارش را درست انجام دهد و کلاسی متفاوت از سایر ملی‌پوشان داشت. ولادیمیر بوسنیاک مربی سابق تیم ملی بسکتبال در موردش گفت: «بعید می‌دانم بسکتبال ایران دیگر بازیکنی مثل آیدین را به خود ببیند، این‌چنین منحصر به فرد و موثر... می‌دانیم که او حالا به جای بهتری رفته است.» رایکو ترومن هم که تیم ملی با او سهمیه حضور در المپیک 2008 پکن را گرفت هم با بوسنیاک هم‌نظر بود: «آیدین یکی از ستاره‌های تیم من بود که با درخشش او توانستیم قهرمان آسیا شویم و رویای حضور در المپیک را به حقیقت تبدیل کنیم.»

به گفته مربیانش در پست‌های سه و چهار همتا نداشت و روزی که برای همیشه از جمع بسکتبال ایران رفت، دوستان و دوستدارانش غرق در اندوه شدند، غمی که هیچ‌وقت از صورت بسکتبال ایران پاک نخواهد شد، با رفتن آیدین، چینی همیشگی هم بر صورت مادرش نشست و هم تیم ملی.

مادرش می‌گفت: «اگر آیدین می‌دانست اینقدر طرفدار دارد، هیچ‌وقت به آن سفر نمی‌رفت»، مرگ بی‌رحم است، جوان و کودک و پیر نمی‌شناسد، وقتی می‌آید، با خود غم می‌آورد.

بسکتبال ایران البته پیش از آیدین هم مرگ تلخی را تجربه کرده بود اما خیلی سال قبل‌تر از آیدین. جایی که مجید پاشا مقدم در سن 27 سالگی در حین تمرین تیم باشگاهی‌اش به دلیل برخورد توپ بسکتبال با سرش دچار عارضه مغزی شود و خیلی زود پرونده زندگی‌اش بسته شد.

او هم در اوج بود، یکی از ستاره‌های آن سال‌های تیم ملی بسکتبال که در مسابقات آسیایی 1983 که با عنوان پنجمی ایران به پایان رسید، عنوان بهترین بازیکن را از آن خود کرد، اما به دلیل عارضه مغزی مادرزاد، برخورد توپ با سرش باعث درگذشتش شد. مشکل او درست مانند عارضه مادرزاد مغزی احمدرضا عابدزاده بود که او را روانه بیمارستان کرد.

 

* یلی خفته در کرمانشاه، بابک آرزوهایش را به خاک برد

مرگ او و یا شاید بهتر باشد بگوییم سرنوشت او، از تلخ‌ترین داستان‌هایی بود که ورزش ما به خود دید و هنوز هم حسرت از دست دادن یک ستاره را می‌خورد. بابک قربانی، یکی از بهترین 97 کیلوهای کشتی فرنگی جهان بود، در سالی که باید قهرمان جهان می‌شد با یک اشتباه تست دوپینگش مثبت از آب درآمد و به جای جهانی، راهی خانه شد. خانه‌نشین شدن یل کرمانشاه خیلی طولانی نشد و او که برای شکار به کوه‌های کرمانشاه رفته بود در پی یک نزاع، به صورت اتفاقی و به ظن اینکه مقتول، برادرش را با تفنگ شکاری به قتل رسانده، مرتکب قتل شد و بهترین سال‌های قهرمانی‌اش را در زندان گذراند. او که امیدی به مورد بخشش قرار گرفتن نداشت، در 26 سالگی در زندان کرمانشاه خودکشی کرد. نکته تاسف‌بار این بود که بابک قربانی کشتی‌گیر بی‌حاشیه‌ای بود، اخلاق مداری که پهلوانی کشتی می‌گرفت. داغ او هنوز در کرمانشاه تازه است، ستاره‌ای که باید قهرمان المپیک و جهان می‌شد...

از دیگر ورزشکاران صاحب نامی که 40 سالگی را به چشم ندیدند می‌شود به احمد خطیبی که بعد از اولین بازی تیم ملی در افغانستان در 27 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت اشاره کرد. به محسن آزاد مدافع تیم ملی فوتبال در بازی‌های آسیایی 1951 دهلی که 8 سال بعد از این مسابقات در سانحه رانندگی کشته شد و خیلی‌های دیگر که در دوره قهرمانی، فرصت خداحافظی از ورزش را پیدا نکردند و بی‌هنگام میهمان خاک شدند.

 

* داغ همیشگی بر پیشانی انزلی و مرگ دردناک آپاچی

یک انزلی بود و یک سیروس قایقران. او بعد از سال‌های خوبی که در فوتبال انزلی گذراند، به تیم ملی رسید و یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین بازیکنانی بود که در فوتبال ایران به لحاظ فنی و اخلاقی مطرح شد. مرگ او در 36 سالگی، بهار انزلی‌چی‌ها را خزان کرد، وقتی خبر آمد که همراه با راستینش در جاده رشت به تهران تصادف کرده، انزلی دیگر از این ماتم قامت راست نکرد و داغی همیشگی بر پیشانی شهر نشست.

در این سال‌ها مرگ هادی نوروزی هم با توجه به جایگاه ویژه‌ای که در پرسپولیس داشت، کل فوتبال ایران را تحت الشعاع قرار داد، در روزهای بدِ پرسپولیس، کاپیتان 30 ساله سرخپوشان خوابید و به خاطر سکته قلبی دیگر بیدار نشد، اما پرسپولیسِ برانکو از همانجا بیدار شد و قلبش برای قهرمانی‌ به تپش افتاد.

مرگ مهرداد اولادیِ 31 ساله هم یکی از غم‌انگیزترین مرگ‌های فوتبالی‌ها در سال‌های اخیر بود.

 

* سرنوشت غم‌انگیز بیتو؛ آقای عضله جهان و قوی‌ترین مرد ایران

بیت‌الله عباسپور معروف به بیتو؛ کوهی از عضله و قهرمان پرورش اندام جهان را بیماری‌ای به اسم واسکولیت (التهاب رگ) از پا درآورد. چند سالی با بیماری مبارزه کرد اما چنگال مرگ قوی‌تر از ستاره خوشنام پرورش اندام بود و او را در 36 سالگی، درحالیکه فرزند کوچکی داشت درحالیکه بیماری، اندام ورزیده او را در هم تنیده بود، در بیمارستان درگذشت و برای مرگش حتی آرنولد آمریکایی هم تسلیت گفت.

یکی دیگر از مرگ‌های پر سرو صدای این سال‌های ورزش ایران، مربوط به پرونده قتل قوی‌ترین مرد ایران بود، روح‌الله داداشی. او در 30 سالگی در نزاعی خیابانی توسط جوانی 18 ساله با چاقو به قتل رسید. تصور هیبت کوه مانند قهرمان پرورش اندام در خاک که در یک دوره مسابقات قوی‌ترین مردان ایران که شبکه سوم سیما برگزارکننده آن بود، به مقام اولی رسیده بود، و به قتل رسیدن از سوی جوانی 18 ساله، تا مدت‌ها در صدر اخبار ورزش ایران بود.

 

* از مرگ مرموز جهان پهلوان تا توفیق و بابک و محمدعلی

قطعا این گزارش تمام مرگ‌های ستاره‌ها را در برنمی‌گیرد و می‌شود از خیلی‌های دیگر در این لیست نام برد. ضمن اینکه جدا از آنهایی که هنوز از دنیای قهرمانی خداحافظی نکرده و پیش از 40 سالگی درگذشتند، تاریخ ما قهرمانانی را به خاطر دارد که هنوز چند سالی از دوره قهرمانی فاصله نگرفته بودند که مرگ به سراغ‌شان آمد.

شاخص‌ترین آنها را می‌توان غلامرضا تختی دانست، یکی از پرافتخارترین قهرمانان ورزش و کشتی ایران با یک طلا و دو نقره المپیک که در 37 سالگی به طرز مرموزی در هتل آتلانتیک درگذشت. او یک سال پیش از آن عضو تیم ملی در مسابقات جهانی 1966 تولیدو بود که به دلیل ناآمادگی و البته رفتن روی تشک قهرمانی در 36 سالگی، در این رقابت‌ها ناکام بود و پس از آن از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد.

توفیق جهانبخت دیگر هم‌تیمی تختی، کسی که در سال 1954 مدال طلای کشتی جهان را به دست آورد و در المپیک 1952 هلسینکی نیز صاحب مدال برنز شد نیز درحالیکه چند سالی بود به دوره قهرمانی‌اش پایان داده و برای تحصیل به انگلیس رفته بود، در لندن دچار بیماری شد و در 39 سالگی درگذشت.

بابک معصومی کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال هم چند سال بعد از اتمام دوره قهرمانی‌اش، دچار بیماری سرطان خون شد و با وجودی که به سختی با این بیماری مبارزه کرد و در همین حین نیز کارهای مربیگری‌اش را ادامه داد، اما در مرداد ماه 39 سالگی مرگ را پذیرفت.

محمد علی فلاحتی‌نژاد و حسین معدنی هم گرچه وارد 40 سالگی شدند اما از دهه پنجم زندگی‌اش خیلی سپری نشد که هم‌آغوش خاک شدند.

فلاحتی‌نژاد قهرمان وزنه‌برداری سال 2003 جهان در ونکوور کانادا، درحالیکه چند سالی با بیماری مواجه بود، در 41 سالگی دارفانی را وداع گفت و حسین معدنی مربی خوشنام والیبال ایران نیز در 43 سالگی جاودانه شد.

نام و یاد همه ستاره‌های فقید ورزش ایران گرامی.

 

مرضیه دارابی

انتهای پیام/

درباره نویسنده

مرضيه  دارابي

مرضيه دارابي مشاهده تمام مطالب

روزنامه نگار ورزشي

ثبت دیدگاه