همراه ما باشید

سرخپوشان مراقب باشند، سناريوهاي تازه اي در راه است

سرخپوشان مراقب باشند، سناريوهاي تازه اي در راه است

پیروزی نیوز - سرخپوشان مراقب باشند، سناريوهاي تازه اي در راه است

 

اين يك برزخ است. دو راهي اعتراض و سكوت. از يك سو نمي توانند ساكت بنشينند و از سوي ديگر مي دانند كه قرار است اسير بگو مگوهايي شوند كه مي تواند آن ها را از اصل قضايا و مسير اصلي، دور كند. بايد كمك كرد اين تعادل برقرار شود و بايد مراقب باشيم با زمبان و عمل كاري نكنيم اين مشكلات بيشتر شود. اين روزها انواع سناريو ها جريان دارد. از تلاش براي تغيير نتايج تا رويارويي بخش هاي مختلف پرسپوليس با هم يا درگير كردن ذهن اعضاي تيم و اتلاف انرژي آن ها!

حكايت اين روزهاي پرسپوليس به شكل غريبي، عجيب شده است. خيلي بيشتر از بسياري زمان هاي ديگر نمي توان، خيلي از حرفها را زد.

يكي نوشته بود بازي پرسپوليس برابر فولاد حداقل خاصيتش اين بود كه نشان داد پرسپوليس ظرفيت باختن ندارد. اين حرف دو معني دارد و صد البته در آن چه خواندم نظر مثبتي در كار نبود. فقط طرفداران تيمي كه با عادت باخت و ناكامي زندگي را گذران مي كنند، مي توانند اين گونه بنويسند.

هر چه بودند، منصف نبودند ، آن هايي را مي گوييم كه نوشته بودند پرسپوليس بازي با فولاد را در يك روند طبيعي باخته است. در آن بازي هر چه وجود داشت، يك روند طبيعي فوتبال وجود نداشت. مثلا آن صحنه اي كه گويي بازيكن فولاد در گوش داور حرفي زد كه نكته اي را به يادش آورد تا براي صدور كارت قرمز و اخراج يك فولادي ، دست به جيب نشود. يا اعلام يك ضربه پنالتي بر اثر تنه به تنه شدن فني دو بازيكن، بدون هيچ خطايي و در حالي كه دقيقا سه داور از سه زاويه صحنه را مي ديدند!!

 باختن در چنين شرايطي همانقدر طبيعي است كه مردن بعد از پرتاب شدن از طبقه بيستم يك ساختمان1 مي توان آن را مرگ طبيعي خواند چون وقتي يك نفر از طبقه بيستم به بيرون پرت شود، طبيعي است كه بميرد ولي قطعا نمي گويند به مرگ طبيعي مُرده است.

آن چه ما در روز يك شنبه ديديم اين بود كه يك تيم شكست را تحمل نمي كند و با ان خو نمي گيرد و از اين خوشمان آمد. اصلا باشكوه بود. هرچند خوشمان نيامد كه پرسپوليس راه درست را از ياد برده بود. عصبانيت در آن لحظات همان چيزي بود كه بعضي مي خواستند به ان برسيم و ما از با تجربه تر ها تعجب كرديم. پرسپوليس مي توانست بازنده نباشد و حتي برنده شود. حالا هم كه باختيم دنبا به اخر نرسيده است. ما كارهاي بزرگ اين تيم را هيچ گاه از ياد نمي بريم. كارهايي كه اصلا از ياد رفتني نيستد و شايد هم بد نشد كه در اين زمان مناسب به خودمان ياداوري كنيم در چگونه فوتبالي به سر مي بريم.

يادتان هست كه نوشته بوديم پنجره كه باز شد، مراقب باشيم كه پرسپوليس را از آن به بيرون پرت نكنند. آن روز، منظور اين بود كه هر كسي از اين پنجره باز وارد نشود و دست و پاي خودمان را در نقل و انتقالات گم نكنيم ولي امروز مي توان از آن تعبير هاي بسياري داشت.

يادتان هست مي گفتيم اين پنجره بسته خودش نعمتي شده است. نعمتي كه براي ما همبستگي وتمركز مي آورد و در عين حال باعث مي شد كمتر تاز زمان هاي ديگر براي ما نقشه بكشند وسناريوبچينند.

بازي با فولاد يك داستان متفاوت از بازي هايي ديگري داشت كه نتايجش با حرف و حديث تغيير مي كند. شبكه هاي اجتماعي و رسانه ها را كه نگاه مي كني به نظر به بيراهه مي روند. با تمام اين اوصاف واقعا مي شد نبازيم. اين را مي شد در ساق هاي بازيكنان ديد و نگاه آن ها ديد ولي ما خودمان هم خالي از اشكال نبوديم. برانكو بي ترديد، درست مي گويد كه اين تركيب جديد زمان مي خواهد تا هماهنگ شود. اين درست كه پرسپوليس بايد فرمول جديد بازي خود را پيدا كند و شك هم نكنيد كه پيدا مي كند، ولي گم كرده هاي ديگري هم دارد. آرامش و تمركز مهمترين آن ها است. سرخپوشان قرار نيست براي پرسپوليس در صفحات اجتماعي خود و در لابه لاي مصاحبه هايشان بازي كنند. هر قدر هم كه بابت ان ها مورد تمجيد و تعريف هواداران و تعقيب كننده هايشان قرار بگيرند. اين ها مي تواند خوب باشد. حتي يك جاهايي لازم است ولي كار اصلي در زمين مسابقه است. قرار نيست هر كسي هر حرفي زد جوابش را بدهند. اگر اين طور باشد باشگاه و تيم ، تمام فصل را در حال يكي به دو كردن با ديگران باشند. اگر قرار بر اين باشد كه راه زمين زدن پرسپوليس را به ديگران نشان داده ايم. خواسته اي كه اين روز ها زياد مي بينيم مطالبه مي شود و اشتباه است. اين همان برزخ پرسپوليس است. برزخي خود خواسته مي تواند كار ما را يكسره كند. رقباي ما به نوبت ، مجادله راه مي اندازند و در حالي كه هر يك بعد از چند روز سراغ كار خود مي روند، پرسپوليس يكسره در حال مباحثه و درگيري هاي لفظي و رسانه اي خواهد بود و اين يك اشتباه بزرگ است. اين را از آن جهت نمي گوييم كه روز سه شنبه اين بحث ها در تمرين پرسپوليس مطرح بود بلكه مي گوييم چون قبل از اين ها در گفتگوهاي دو طرفه، نسبت به آن هشدار داده بوديم. پرسپوليس نبايد در اين ورطه بيفتد و حتي نبايد تحت تاثير فشار خود پرسپوليسي ها چنين كند.

 همانطور كه قبل از اين ها هم انتقاد كرده بوديم كه نبايد بي تفاوت بود و از باشگاه مي خواستيم كه پيگير حقوق پايمال شده خود باشد. موضوع اين است كه بتوانيد تعادل را برقرار كنيم. همچنين لازم است بسته اي از اقدامات با هم مورد توجه قرار بگيرد. بيانيه ، مصاحبه ف رايزني ، پيگيري هاي قانوني ، اقدامات رسانه اي و بهره گيري از ظرفيت هواداري در ورزشگاه ها و شبكه هاي اجتماعي همه در كنار و تعادل با هم نتيجه بخش خواهد بود. اگر به باشگاه هشدار مي دهيم كه نبايد در موضع انفعال قرار بگيرد حتي اگر از بالا تحت فشار قرار بگيرد، به هواداران هم توصيه مي كنيم كه مرتب از باشگاه و تيم نخواهند كه به همه چيز و همه كس  واكنش نشان بدهند و متر و معيار موثر بودن را در پريدن به اين و آن ارزيابي نكنند.

نبايد از ياد ببريم كه حساسيت ها نسبت به پرسپوليس چقدر زياد است و بر خلاف ديگر باشگاه ها و تيم ها پرسپوليس خيلي سريعتر وادار به سكوت مي شود. نمونه اش اين كه در همان نيم فصل اول هر كسي هر چيزي خواست گفت و بي هيچ پشتوانه مستند و منطقي هر ادعايي را مطرح كرد و هيچ اتفاقي روي نداد ولي همين كه برانكو ، لب به سخن گشود با برخورد جدي روبرو شد. همه بيانيه مي دهند ولي تا پرسپوليس بيانيه مي دهد ده ها مطلب و تحليل در نكوهش زياد شدن بيانيه ها منتشر مي شود. ماجراي پرسپوليس در اين فوتبال فقط آن چيزي نيست كه در زمين فوتبال و رسانه ها و شبكه هاي اجتماعي مي بينيم و مي بينيد. انتظار نداشته باشيد خيلي حرف ها را بتوان گفت. نمونه اش همين بازي با فولاد است كه پرسپوليس با توپ پر آمد و هر قدر هم باشگاه بگويد باور نمي كنيم سكوت ناگهاني تنها براي تمركز و اين حرف ها بود. صد البته، ماهيت صحبت هايي كه روز سه شنبه در رختكن مطرح شد را درست مي دانيم.

در اين شرايط مساله اصلي به تيم برمي گردد. جايي كه كوچكترين اختلال در كار آن مي تواند مشكل جدي ايجاد كند. اگر مديرعامل يا مدير روابط عمومي دچار حاشيه شوند مي توان راهي براي حل و فصل آن پيدا كرد اما اگر بازيكن در بازي اسير اين مسايل شود امتيازي كه از دست مي رود ديگر باز نمي گردد. به همين دليل است كه وقتي قبل از بازي با فولاد آن مشكلات ايجاد مي شود به جاي آن كه بازيكنان با ناراحتي، تنش يكديگر را افزايش دهند بايد از آن براي خود عامل انگيزشي بسازند.

براي همين است كه از مسايل بعد از بازي با پديده نگران بوديم چون با اين همه فشار و اجحاف نسبت به سرخپوشان، هر يك از آن بايد خود روانشناسي باشد. در اين شرايط وظيفه بزرگترهاي تيم ، به ويژه كاپيتان بسيار تعيين كننده است. كاپيتاني فقط يك بازوبند يا عنوان نيست. در جايي مثل پرسپوليس جايگاهي حياتي دارد. اين جا است كه بايد گفت سيد براي پرسپوليس فقط يك مدافع مستحكم نيست و نقش او خيلي بيش از اين ها است. كاپيتان كه باشي ديگر نمي تواني خودت هم باشي. مجبوري هم احساس خودت را كنترل كني و هم به ديگران كمك كني كه در اين امر موفق باشند. البته اين موارد وظيفه همه با تجربه هاي تيم است و بي ترديد نيز همين اتفاق در حال روي دادن است و اين صحبت ها نيز از باب يادآوري است.

ابراهیم فتاحی 

انتهای پیام/

درباره نویسنده

سميه  قديري

سميه قديري مشاهده تمام مطالب

روزنامه نگار ورزشي

ثبت دیدگاه