همراه ما باشید

آن روز در پرسپولیس بمب منفجر شد

یکی ضامن را رها می کند، یکی ماشه را می کشد

یکی ضامن را رها می کند، یکی ماشه را می کشد

پیروزی نیوز - یکی ضامن را رها می کند، یکی ماشه را می کشد

دیر رسیده بود. مثل همیشه در را باز کرد تا وارد دفتر کارش در باشگاه شود. در کمال تعجب با چهره مدیرعامل روبرو شد که پشت میز او نشسته بود، جا خورد. چند نفر دیگر هم بودند. جلسه بود. خواست خارج شود که به او گفته شد «شما هم باشید، اتفاقا می خواستم نظر شما را هم بشنوم»

می پرسد، درباره چه موضوعی و پاسخ می شنود: می خواهیم سرمربی را اخراج کنیم!

چشم هایش گرد می شود. چگونه جمع بندی کرده بودند که اینقدر راحت درباره اش حرف می زدند؟ می دانست که دل خوشی از یکدیگر ندارند. جناب سرمربی هم تا هفته ها کار را به حال خودش رها کرده بود. انگار نه انگار سرمربی بزرگ ترین تیم ایران بود. در زمان تمرین یا روزنامه می خواند یا گوشی به دست بود. البته همه اینها تا یکی، دو هفته قبل از ماجرای آن روز بود. سرمربی وقتی دید تیم همینطور به خودی خود نتیجه نمی گیرد و فقط نام بزرگش باعث نتیجه گیری تیم نمی شود. رویه را تغییر داده و احساس می شد تیم را برمی گرداند. چند بازی با 4-3 تیم نسبتا ضعیف تر، این امید را ایجاد کرده بود که پرسپولیس ورق را برگرداند، تیم بدی هم نداشتیم.

همین حرف ها را به مدیرعامل می گوید و ادامه می دهد: خبرهای داخل تیم را داریم. او کار را جدی گرفته است و بازیکنان که به حال خودشان رها شده بودند، خودشان را جمع و جور کرده اند. از طرفی اگر می خواستید او را برکنار کنید باید مقدمه چینی می شد. باید به افکار عمومی و هواداران آمادگی ذهنی می دادیم. آدم کوچکی نیست. مثل انفجار بمب است و ترکش آن به باشگاه و تیم برخورد خواهد کرد. شاید تیم، تحمل این فشار و حاشیه را نداشته باشد.

از طرفی این مدل برکناری در شأن او و پرسپولیس نیست. به نظر من این چند بازی را فرصت بدهید. اگر نتیجه نگرفت، آنگاه برکنارش کنید.

تمام مشورت او یک خطای کوچک داشت. تصور نادرست این بود که آنها در حال صحبت درباره چگونه درست کردن اوضاع پرسپولیس بودند. در حالیکه این مورد، اصلا مهم به نظر نمی رسید. باقی نفرات حاضر در جلسه با مدیرعامل موافق بودند یا دل شان نمی خواست در صف مخالفان قرار بگیرند، اما این یکی اصرار داشت که این مسئله به صلاح پرسپولیس نیست.

مدیرعامل گفت: اگر این چند هفته ای که گفتی را فرصت دادیم و پرسپولیس نتیجه گرفت. چه کنیم؟! او را چگونه عوض کنیم؟

حالا متوجه همه چیز شده بود. موضوع جلسه، نگرانی از احتمال موفقیت پرسپولیس بود! به نظر می رسید، این نگرانی از بیرون مجموعه باشگاه می آید. یک جایی در وزارت ورزش! صحبت که به اینجا کشید. پاسخ وی خیلی ساده بود.

گفت: پس اگر تصمیم ها گرفته شده نیازی به مشاوره نیست. پس از آن فقط پرسید، جانشین چه کسی خواهد بود؟

مدیرعامل می گوید: از قدیمی های خود پرسپولیس است. اتفاقا خیلی محبوب است. هواداران و رسانه ها قبولش دارند. پس از آن از افتخارات گزینه مورد نظر در مقام بازیکن و سرمربی سخن گفت و مدارج علمی که پشت سر گذاشته است.

مدیرعامل می گفت او به خود لعنت می فرستاد که چرا نمی تواند به یاد بیاورد؛ کدام پیشکسوت پرسپولیس چنین ویژگی هایی دارد. نمی خواست کم بیاورد ولی هر قدر فکر کرد به جایی نرسید. مدیرعامل که می رود، باز فکر می کند. در میان پرسپولیسی ها فردی با آن شرایط وجود ندارد.

 

چند ساعت بعد که فرد مورد نظر را در دفتر مدیرعامل می بیند . به رییس خود می گوید: آن ویژگی ها را در توصیف حالات این مربی می گفتید؟! این مربی دانش خوبی دارد. اتفاقا ارتباط خوبی هم با هم داریم ولی...!

ماجرا این بود که آن مربی بسیاری از آن ویژگی های را نداشت. از سوی دیگر، ویژگی ها و رفتار او در مقام یک مربی، اصلا مناسب پرسپولیس نبود. همه اینها مطرح می شود ولی گوش شنوایی نیست. از نظر مدیرعامل، آن سرمربی آن ویژگی ها را داشت. این حرف ها را یک خبرنگار به او گفته بود که با هم ارتباط نزدیکی داشتند و با آن سرمربی هم! ماجرا این بود که مجموعه ای از افراد مرتبط با هم دور مدیر را گرفته بودند که ظاهر ارتباطی با هم نداشتند. یکی، حرفی می زد و دیگران تایید می کردند.

در نهایت، پرسپولیس در مسیری قرار گرفت که دیگر به راحتی نمی شد اوضاع را درست کرد. نتیجه اخلاقی این داستان، این بود که فقط به اتکای یک سری حرف ها برنامه ریزی شده نمی توان درباره مسایل مهم نتیجه گیری کرد و وقتی پای نام بزرگ و در مرکز توجه پرسپولیس به میان می آید، هر تصمیم بسیاری دشوار خواهد بود و مسایل اصلا آنطور که از بیرون به نظر می رسند، ساده نیستند. مشورت های قشنگ که توسط دیگرانی تایید می شوند، همیشه مشورت های خوبی نیستند. از بد روزگار، باید این حقیقت را هم در نظر گرفت که آدم های ذینفع نمی توانند مشاوران خوبی در حوزه ای باشند که نفع شان در میان است.

این خاطرات ناگهان یادمان آمد و اصلا ارتباطی و اتفاقات پیش روی پرسپولیس ندارد.

 انتهای پیام/ 

درباره نویسنده

سميه  قديري

سميه قديري مشاهده تمام مطالب

روزنامه نگار ورزشي

ثبت دیدگاه