همراه ما باشید
پیروزی نیوز
پايگاه خبري پیروزی نيوز

مدیران پرسپولیس از هواداران درس بگیرند معجزه اتحاد

مدیران پرسپولیس از هواداران درس بگیرند معجزه اتحاد

پرسپولیس بالاخره به میانگین ۲ امتیاز برای هر بازی رسید. تردیدی نیست که این اتفاق برای تیمی که در ۳سال گذشته ۷ جام قهرمانی گرفته است و تا فینال آسیا رفته است، اتفاق خاصی به حساب نمی آید. ۲ امتیاز برای هر بازی حد نصابی است که مانند سپاهان، استقلال و تراکتورسازی باید از آن ذوق کنند. با این وجود برای اینکه دیگران بدانند از چه سخن می گوییم، باید به آنچه بر سر پرسپولیس آوردند، توجه دوباره کرد. درباره یک توهم سخن نمی گوییم. دیگر چه کسی است نداند برای شروع این فصل و معماری آن، چه اتفاقاتی رقم زده شد.

پرسپولیس به معنای واقعی خودش را از نو ساخت. آنچه برای ما رقم زده شد یک اتفاق کوچک نبود. در توییت روز گذشته، مازیار ناظمی هم یک اعتراف نهفته بود. یک نشانه که می توان از آن به عنوان سندی تاریخی در اثبات مظلومیت هواداران پرسپولیس بهره گرفت. اعتراف در یک توییت چند کلمه ای آنجا بود که اقدام ها برای حل مشکل پرسپولیس با برانکو زمانی شروع شد که او قراردادش با تیم عربستانی را بسته بود. زمانی که دیگر این اطمینان وجود داشت که راه بازگشتی نیست و برای خالی نبودن عریضه، کارهایی دنبال شد تا فردا روزی برانکو نگوید هیچکس سراغ من را نگرفت.

تازه همه اینها در حالی است که فرض بگیریم، در کشاندن برانکو به آن شرایط عمدی در کار نبود. در ندادن پول برای اینکه خسته شود، عمدی وجود نداشت و یک عده ای به طریقی به او نفهماندند که باید برود.

تازه همه اینها در شرایطی است که در نظر نگیریم چگونه می شود که وزارت ورزش و جوانان دقیقا نفراتی را به هیات مدیره پرسپولیس اضافه می کند که در کسوت مسوول فدراسیون یا کمیته انتقالی با برانکو ایوانکوویچ تیم ملی درگیری داشتند؟! آیا این همان پیامی نبود که سرمربی کروات را برای فرار مهیا کند؟ تازه در نظر نگیریم، آن صحبتی که مرحوم جعفر کاشانی کرد و متاسفانه از رسانه ها تا هواداران متوجه نشدند، عامدانه بود تا این پیام را بدهد که فشارهایی در کار است وگرنه یک عمر، هیچکس نتوانسته بود از زیر زبان مرد دیپلمات فوتبال ایران حرف بکشد.

همه اینها به سر پرسپولیس نیامد که فقط برانکو قررا کند، به نظر برای فراری دادن هواداران هم بود.

آنچه دیروز اتفاق افتاد با ارزش بود به خاطر آنچه قرار بود بشود و حالا نشانه های نشدنش ظهور کرده است.

آنچه دیروز اتفاق افتاد و تا قهرمانی باید ادامه پیدا کند. یک فرمول ساده متشکل از سیستم و تاکتیک نبود. حاصل یک اتفاق بزرگتر بود که این روزها به آن توجه نمی شود. آنچه روی داد، معجزه اتحاد و حمایت بود.

جال است که در همین شماره دیروز در این باره نوشته بودیم. اینکه پرسپولیس آدم های پای کار می خواهد. اینکه اعتراض و مصاحبه آنقدر اثر ندارد که با هم بودن ما اثربخش است و حالا به آنچه گفتیم، ایمان بیشتری آورده ایم.

دیروز اثر این معجزه را دیدیم. معجزه ای که قبل از بازیکنان و کادر فنی، هواداران آن را رقم زدند. هوادارانی که یک مدت کوتاهی قهرم کردند، اما برگشتند. آن مدت هم از پرسپولیس قهر نکرده بودند. خسته شده بودند از فریاد زدن و شنیده نشدن. از یک جایی احساس کردند این قهر کردن همان چیزی است که بعضی دنبالش هستند. با تمام قوا هم دنبالش هستند.

فهمیدند، اطراف پرسپولیس که خلوت باشد، راحت تر به آن آسیب خواهند زد. انواع و اقسام اتفاقات برای بلیت فروشی بازی های پرسپولیس روی می دهد تا جمعیت کمتری در حمایت از سرخپوشان به ورزشگاه بیایند. جالب است که هواداران برای تماشای بازی های پرسپولیس در خارج از تهران، در اکثر اوقات مشکلات کمتری دارند.

لیگ تا به پایان برسد، فراز و نشیب های بسیار دیگری دارد. هنوز هم روزهای سخت و تلخ زیادی در انتظار ما هستند ولی آنچه در حال روی دادن است دستمایه هایی از هنر هواداران را در دل خود دارد و کم نیستند آنهایی که باید از هواداران یاد بگیرد از پیشکسوتان گرفته تا بعضی مدیران باشگاه باید یاد بگیرند. بله باید یاد بگیرند.

اختلاف همه جا هست. در میان هواداران هم بود و هست. از زمان حضور برانکو هم بود. همان روزایی که عده ای هم به نوع بازی، ترکیب ها و شکل ثابت بازی پرسپولیس اعتراض داشتند، اما اسم و بازی پرسپولیس که وسط می آمد همه پای کار بودند. هواداران هر یک به فراخور تحلیل و درک خود از مسائل، نظارت متفاوت درباره راه موفقیت پرسپولیس داشت، اما چه در شبکه های اجتماعی و چه در ورزشگاه، پای کار و متحد پشت سر پرسپولیس بودند.

این وضعیت بعد از دوران برانکو هم وجود داشت. هوادارانی که اصرار داشتند به هر جهت تا کالدرون هستند باید حمایت شود و هوادارانی که نمی توانستند بی خیال نارضایتی خود شوند، با این وجود باز هم دیدیم هواداران در نهایت به این جمع بندی در خود رسیدند که باید از او و تیم حمایت کنند، حتی در شرایطی که شاید به غیر از این اعتقاد داشتند.

ققنوس پرسپولیس برای اینکه یک بار دیگر از خاکستر خود برخیزد، ۲ عامل نیاز داشت. عامل یکم، اتحاد و خستگی ناپذیری هواداران بود. عامل دوم این که برای چند هفته هم که شده، دست از سر پرسپولیس بردارند و این هم روی داد وقتی که یکسری اتفاقات رقم خورد تا برای مقطعی هم که شده از بازی با اعصاب هواداران دست بردارند. همین مجال اندک کافی بود تا ببینیم پرسپولیس کالدرون هم می تواند قد علم کند.

هواداران نشان دادند با درک شرایط موجود، به شکلی خودجوش پای کار آمده اند. ما همچون جامعه هواداری، در داخل تیم هم شاهد اختلافاتی هستیم. مگر می شود، اختلافی وجود نداشته باشد. این مساله کاملا طبیعی است، اما از این جایی می بینیم، بازیکنان هم تحت تاثیر هر عاملی که هست از نظرات و سلایق خود می گذرند و یکپارچه می شوند. نتیجه اتحاد و همدلی هم مشخص است.

این اختلاف قطعا در بخش مدیریتی باشگاه نیز وجود دارد. اصلا اگر نباشد باید تعجب کرد. بالاخره تخصص، دانش، تجربه و نگاه که فرق کند، نظرات و راهکارها هم فرق می کند. اما آیا در این بخش هم، آن اتحادی که در انتظارش را داریم وجود دارد؟ به طور قطع چنین است. البته بی انصافی هم خواهد بود که بگوییم با یک هیات مدیره کاملا درگیر روبرو هستیم، اما نمی توانند بگویند مجموعه ای متحد هم به حساب می آیند. منظور از اتحاد، اظهارنظرهای فرمایشی نیست. منظور این است که وقتی اسم پرسپولیس و منافع و هواداران آن وسط می آید، هر مساله ای هم در میان باشد، نادیده گرفته شود. اگر چنین فضایی حاکم بود، اکنون شرایط کنونی را در رسانه ها و ورزشگاه ها نمی دیدیم.

اگر اتحاد در پرسپولیس وجود داشت و و حدت رویه ای جریان داشت، مدیران پرسپولیس، خون به جگر هوادارانی نمی کردند که در این مدت خون به دل شده اند و اگر سکوت کرده اند، فقط و فقط برای این است که به نام پرسپولیس، دندان روی جگر گذاشته اند. وگرنه آنچه دیروز روی سکوها شاهد بودیم، را همه هفته در ورزشگاه ها می دیدیم. از مدیران پرسپولیس اعم از هیات مدیره، مدیرعامل و دیگران، انتظار می رود در اظهارنظرهای خود حواسشان به همه مسائل باشد. از حقانیت سخن گرفته تا حساسیت های هواداران و حساسیت های آدم ها و مجموعه هایی که ممکن است مقابله به مثل کنند.

اگر مجموعه مدیریتی پرسپولیس یک تشکیلات یکپارچه باشد، هواداران اثر مثبت تک تک این اعضا را باید احساس کنند.

نمی شود به هوادار به زور گفت چگونه فکر کند، شاید بشود او را برای مدتی کوتاه هم که شده به سمت و سویی سوق بدهید، اما بالاخره سره را از ناسره باز می شناسد. دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

هوادار پرسپولیس کارآمدی و اتحاد را باید با تمام وجود احساس کند و این مساله به نتیجه اموری که انجام می شود، بستگی دارد که فقط در نتیجه بازی ها هم  خلاصه نمی شود.

امروز ترجیح می دهیم، مسائل را بیش از این یاد کنیم، اما امیدواریم با آنچه در روزهای آینده می دهد پالس های مثبتی دریافت شود و سکوها و رسانه ها به عرصه ای برای جدال بدل نشود. پرسپولیس در شرایط کنونی به تمام قوای خود نیاز دارد و  جنگ و جدل بی ثمر که فایده ای برای پرسپولیس به ارمغان نیاورد، از سوی هوادار قابل پذیرش نیست. هر کس محبوبیت و مقبولیت می خواهد باید برای پرسپولیس کار کند، آن هم کار واقعی و نه نمایشی از کار!

هوادار پرسپولیس برخلاف یعنی، هیچ منافعی از پرسپولیس ندارد، غیر از اینکه با موفقیت هایش غرق شادی و غرور می شود و با ناکامی هایش قلبش فشرده می شود. پس آماده است پای کار باشد. آدم های پای کار هم می خواهد و پای چنین آدم هایی می ایستید. گاهی به جای عوض کردن هوادار، آسانتر این است که خودمان را عوض کنیم.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه