همراه ما باشید

بررسی دلایل به حاشیه بردن عملکرد درخشان پرسپولیس در از سوی برخی مدیران، مربیان و بازیکنان دیگر تیم ها //مهندسی اتهام

بررسی دلایل به حاشیه بردن عملکرد درخشان پرسپولیس در از سوی برخی مدیران، مربیان و بازیکنان دیگر تیم ها //مهندسی اتهام

پیروزی نیوز - بررسی دلایل به حاشیه بردن عملکرد درخشان پرسپولیس در از سوی برخی مدیران، مربیان و بازیکنان دیگر تیم ها //مهندسی اتهام

ادعا پشت ادعا  علیه پرسپولیس و تمام فوتبال ایران، بدون آن‌که دلیل یا مستند عوام‌پسندانه‌ای در توضیح آن‌چه گفته می‌شود مطرح گردد، چه رسد به این‌که بخواهند مدرکی محکمه پسند ارایه دهند. در این میان بعضی حتی گام را فراتر نهاده و دایره اتهام خود را به فراتر از فوتبال کشانده‌اند و البته در ازای ایجاد بدبینی نسبت به مرکز سیاسی کشور، به نظر به هیچ مرجعی هم پاسخ‌گو نیستند.

فارغ از این مساله که مرجع رسیدگی خاص خود را دارد. اظهار نظرهای سریالی و مشابه با هدف ایجاد هجمه علیه پرسپولیس، این نکته ئرا یادآور می‌شود که شاید تمام این موارد از یک نقطه هدایت می‌شود و یک مهندسی پیچیده علیه پرسپولیس و برای به زیر کشیدن آن جریان دارد. یک مهندسی که بتواند فراتر از کنار زدن برانکوایوانکوویچ تاثیر گذار باشد.

*دکترین جدید فوتبال با بیرون انداختن ایوانکوویچ

مسایل مطرح شده از سوی احسان حاج صفی به جهت بی‌اساس بودن منظر جدیدی نسبت به ان چه در حال روزی دادن است ایجاد کرد اما قبل از پرداختن به این موضوع گریزی به گذشته می زنیم.

پرسپولیس مورد حمایت خوانده می‌شود در حالی‌که همین حالا با ترتیب‌هایی باشگاه سپاهان بخشی از هزینه هایش را از منابع عمومی تعیین می‌کند امکانی که برای پرسپولیس وجود ندارد. باشگاه تراکتور سازی تبریز هم به ظاهر با سرمایه بخش خصوصی اداره می‌شود ولی این سرمایه از کجا آمده است. به هر حال درباره بیزنسی صحبت می‌کنیم که عملکرد ناموفق او را در فوتبال دیده ایم و سطح نگاه و دانایی او نسبت به مسایل تحت مدیریتش را در آخرین مصاحبه‌ای که داشت ارزیابی کردیم. حالا در نقطه مقابل این‌ها پرسپولیسی قرار دارد که بیش از ۱۲۰ میلیارد تومان از بدهی‌هایش به خاطر مالیات وضع شده برسود سالیانه‌ای است که همه عالم می دانند هیچگاه وجود نداشته است. در واقع این باشگاه از روز تاسیس در هیچ دوره‌ای درآمدش از هزینه‌هایش سر نبوده است ولی دولت برایش این مالیات را بریده است!!

همچنین با باشگاهی طرف هستیم که از سال ۸۰ به این سو هرگاه به عنوان قهرمانی در لیگ دست پیدا کرد، مدیرعاملش را برکنار کرده اند. در آخرین اقدام ترتیبی داده شد که مربی موفق آن در سال‌های گذشته برکنار گردید. با رفتن برانکوایوانکوویچ بسیاری کارشناسان بی‌طرف هم بر این باور بودند که این اتفاق به معنای دکترین جدید برای شکل‌گیری معادلات جدید در فوتبال ایران و ظهور دوباره دیگر تیم‌ها بوده است. حرف گزافی نبود و عدم تحقق آن تا این لحظه را باید به حساب برهم زدن معادلات توسط پرسپولیس و البته سطح بسیار پایین عملکرد مدیریت و کادر فنی تیم هایی چون سپاهان و تراکتورسازی دانست.

*مهندسی علیه پرسپولیس از خارج زمین فوتبال

در کنار دکترین جدیدی که از ابتدای این فصل شکل گرفت حالا به نظر می‌رسد یک نظام مهندسی پیچیده هم برای تاثیر گذاری بر عوامل طبیعی و شکل دادن به عوامل غیر طبیعی در جهت تخریب بنیان‌های موفقیت در پرسپولیس شکل گرفته است. انجام مصاحبه و ایجاد هجمه با سر فصل‌ای مشترک که باشگاه از آن با عنوان اسم رمز یاد می‌کند از نشانه‌های این فرایند هستند. در این شرایط، یک نگاه این است که پرسپولیس با توجه به پیشتازی در جدول و سرآمدی فنی نباید خود را درگیر این مسایل کند، اما از یک سو جامعه هواداران این مساله را بر نمی‌تابد و از سوی دیگر این نگرانی به حق وجود دارد که مدیران و مربیان و بازیکنان تیم‌های رقیب فقط به دنبال جریان سازی علیه پرسپولیس برای این فصل نیستند و امیدوارند که این فشارها سلسله اتفاقاتی را در فوتبال، ورزش و حتی نهاد بالادستی‌تر ایجاد کند که حاصل آن سلسله اقداماتی برای تاثیرگذاری بر پرسپولیس و در نتیچه به زیر کشیده شدن آن شود و این علاوه بر امتیازاتی است که احتمالا خود خواهان به دست آوردن آن هستند.

آن چه پیش از شروع این فصل روی داد اصلا از نظر هواداران پرسپولیس و آگاهان امری طبیعی نبود. فرایند جدایی برانکو ایوانکوویچ به شکلی رقم خورد که هیچ تردیدی برای تحقق آن وجود نداشت. پس از آن خاطر تمام مدعیان امروز اسوده بود که طومار موفقیت‌های پرسپولیس در هم پیچیده شده است. در ادامه کالدرون امد و البته با پدیده های اشتباه داوری روبرو شد. اشتباهاتی که اگر نبود ، فاصله امتیازی پرسپولیس با نزدیک ترین رقبایش بعه مراتب بیش از این بود. واکنش کالدرون به این کنش‌ها را به یاد داریم که بی‌پاسخ هم نماند و در ادامه خود او هم در حالی رفتنی شد در حالی که پرسپولیس قهرمان نیم فصل بود. مهندسی بود یا اتفاقی خود این مساله یک کمک بزرگ دیگر به استقلال، سپاهان و تراکتورسازی به حساب می‌آمد چون انتظار این است که هر تیمی با یک بار مدیر عوض کردن و دو بار مربی تغییر دادن در یک فصل به خاک سیاه بنشیند ولی این گونه نشد پرسپولیس حتی روند سریعتری به خود گرفت و نکته خنده‌دار این است که رقبا خودشان به در و دیوار برخورد می‌کنند.

این حریفان غافل از معماری که باید برای تیم و تشکیلات خود داشته باشند در حال مهندسی حاشیه و هجمه رسانه ای نسبت به رقیب قدرتمند خود هستند و طبیعی است اتفاق بعدی برای پرسپولیس، مثلا این باشد که عامدانه با ایجاد مشکلات مالی پرونده های حقوقی بین‌المللی آن به سمت کسر امتیاز پیش برود تا شاید رضایت آن مدعیان جلب شود.

*دعوا بر سر یک امتیاز با فاصله ۱۰ امتیازی!

و اما یکی از آخرین موارد مطرح شده علیه پرسپولیس درپایان بازی اخیر تراکتورسازی از سوی حاج صفی بود. صحبت‌های که همان‌جا با یک سوال میکروفن به دست‌ها به آسانی با چالش منطق و استدلال روبرو می‌شد ولی به نظر می‌رسید گزارشگران بیشتر نقش پایه میکروفن را بازی می‌کردند.

این که فردی در جایگاه کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران به خود اجازه می‌دهد دور از منطق و استدلال مطالبی را مطرح کند در جای خود می‌تواند مورد بحث جدی قرار بگیرد. حاج صفی در کل گفتگوی خود در حالی حرفش را باره تکرار می کند و از عدم پرسش چالشی خبرنگاران حاضر به وجد می‌آید که از ابتدا تا انتها فقط روی موضوع ضربه پنالتی بحث می‌کند و حرف دیگیر برای گفتن ندارد. او از برنامهریزی نتایج صحبت می کند در حالی که یک نفر از او نمی‌پرسد که حرفش منطق ندارد چون پیروزی پرسپولیس برابر شهر خودرو اصلا وابسته به ضربه پنالتی نبود که اتفاقا درست اعلام شده بود و این طور نبود که کارشناسان هم بر عدم اعلام پنالتی برای تراکتور صحه بگذارند و این پنالتی هم اگر اعلام و اگر گل می‌شد باز هم تراکتور در فاصله ۶ امتیازی با پرسپولیس قرار داشت آن هم بدون در نظر گرفتن سه امتیاز بازی با سپاهان که قدر مسلم کمیته استیناف هم باید آن را تایید می‌کند. در واقع تراکتور با این یک امتیاز فقط می‌توانست جای سپاهان را بگیرد. در این شرایط فاصله ۱۰ امتیازی دم زدن از یک امتیاز، عجیب است.

*دور باطل در تراکتورسازی، ذخیال راحت در پرسپولیس

سطح منطق و استدلال حاج صفی طبعا باید نشانه‌هایی از آن چه را به همراه داشته باشد که از مالک باشگاه در مصاحبه هفته گذشته‌اش شاهد بودیم و او را برابر چالشی جدی قرار داد.

در این ماجرا نکات مختلفی وجود دارد که می تواند مورد توجه قرار بگیرد. زنوزی هزینه خیلی زیادی برای به خدمت گرفتن یکسری ستاره های تیم ملی، انجام داد. در کل یک بودجه کهکشانی برای جمع شدن یک تیم معمولی هزینه شد. بازیکنی مثل شجاعی در حالی جذب شد در همان روسیه بسیاری او را عامل ناکامی روز اول بازی‌های ایران می‌دانستند. وقتی صحبت از حضور او در پرسپولیس می‌شد مقاومت زیادی در خود پرسپولیس شکل گرفت. دژاگه هر چند هنوز حرکات ستودنی دارد ولی مشارکت او در اکثر بازی‌ها کم است. حاج صفی برای آن ها خرید خوبی بود ولی مجوعه تمام آن خریدها و هیاهویی که به راه افتاد یک حداقل توقعی را نزد کارشناسان ایجاد کرد چه رسد به هواداران تراکتورسازی، اما در عمل چه شد. آورده این تیم برای فوتبال تبریز، هیچ بوده است. این مساله فشارها را زیاد می‌کند بازیکن نتوانسته نظر مالک باشگاه را تامین کند پس نگاه می کند او چه می‌گوید تا تاییدش کند. بازیکنان نظر هواداران را تامین نکرده اند پس از یک سو حرفی می‌زنند که آن ها خوششان بیاید و از سوی دیگر باید به آن‌ها بقبولانند که مشکل از آن ها نیست.

مالک باشگاه هم وضع مشابعی دارد. او باید به بازیکنان نشان دهد کارش درست است تا فقط برای پول مورد احترام باشد و باید به هواداران هم بقبولاند که از او بهتر برای تراکتورسازی نیست و مشکل از جای دیگر است. این به معنای یک دور باطل در فوتبال تبریز است. همه همدیگر را تایید می‌کنند و رفته رفته داده‌های نادرست خود را عین حقیقت می‌دانند و تا اوضاع این است ، خیال ما از تراکتورسازی راحت است. همانطور که در بدو ورود زنوزی به تراکتور به یکی از مدیران سابق آن باشگاه که از نفوذ و پول او به وحشت افتاده بود گفتم ما با توجه به آن چه در پرسپولیس دیده‌ایم تا زنوزی آن جا باشد خاطرمان از تبریز آسوده است.

*بیداری تدریجی هواداران پرسپولیس و تراکتور سازی

آن ها سعی کرده اند که علیه پرسپولیس هجمه ایجاد کنند ولی خود از تاثیر باوری که کرده اند بی نصیب نیستند. این همان اتفاقی است که دقیقا برای سپاهان حداقل در سه سال گذشته روی داده است و به نظر می‌رسد کم‌کم نشانه‌های بیداری در میان هواداران دو تیم هویدا می‌شود. بخواهیم یا نخواهیم این بیداری در میان هواداران سپاهان و تراکتورسازی شکل می‌گیرد و تغییراتی را رقم می‌زند که احتمالا خوشایند ما در پرسپولیس نیست چون ممکن است این دو تیم را از دور باطل  و خمودگی فعلی خارج کند. پس ما هم از همین حالا باید به فکر تقویت خود در تمام عرصه باشیم.

*تبدیل باورهای غلط به نفرت و کینه و اغتشاش

اتفاقی در این دو تیم طی سال‌ها روی داده است که هواداران به جهت اطمینانی که می کنند و تعصبی که دارند خیلی راحت حرف‌هایی را می‌پذیرند که به احیای غرور آن‌ها در ناکامی‌ها کمک کند. آن‌ها تمایل به باور ادعاهایی دارند که بگوید بهتر و برتر هستند ولی قربانی یکسری مسایل شده‌اند. آن ها با کمترین مقاومت این قبیل حرف‌ها را می‌شنوند و می‌پذیرند و آنرا به عنوان یک باور قطعی در ناخودآگاه خود قرار می‌دهند. این باور به اعتقاد و ذهنیت آن‌ها بدل می‌شود که بدترین بخش ماجرا است. این باورها حتی زمانی که متوجه می شوند آن چه شنیده اند ، نادرست و سرپوش بوده است، تغییر نمی‌کند. در جمع‌های خود و شبکه‌های اجتماعی باعث هم‌افزایی آن می‌شوند و در نهایت از دل آن کینه و بغض و نفرت شکل می‌گیرد.

متاسفیم، متاسفیم و بازهم متاسفیم که در سال‌های گذشته هشدارها در این باره نه از از سوی مراجع فوتبال و نه از سوی مراجع غیر ورزشی و فوتبالی مورد توجه قرار نگرفته و در اکثر اوقات حتی باج داده شد تا شاهد معضلات کنونی در بازی‌های برخی تیم‌ها در بعضی شهرها باشیم. معضلی که به فراتر فوتبال می‌رود وقتی فلان مدیر و مربی و مالک و بازیکن در تمام این سال‌ها در حالی که از انواع امتیازهای متعارف و غیر متعارف مالی و غیر مالی  بهره مند بودند به کذب از تبعیض بین تهران و شهرستان سخن می‌گویند و مرکز سیاسی کشور را متهم به چنین مسایلی می‌کنند باعث نهادینه شدن تفکر تفرقه افکنانه می‌شوند و این موارد باید جدی گرفته شود. البته مورد اخیر مربوط به حاج صفی ، دراین شاخه قرار نمی‌گیرد اما موارد کم نبوده اند.

*برخورد انضباطی یا نمایش عمومی

حاج صفی البته درباره ادعایی که کرده است باید در کمیته انضباطی حاضر شود. البته فقط او نیست. سپاهانی ها در هفته گذشته فوتبال ایران را کم به حاشیه نبردند و حتی ابایی از متهم کردن نیروی انتظامی و هواداران خود نداشته اند. مالک باشگاه تراکتورسازی که با توجه به باور خود باید نام این باشگاه را عوض کند یا این‌که حرفش را پس بگیرد در ادامه مطالبی که قبل از این ها مطرح کرده بود به موضوعاتی اشاره کرد که حالا کمیته انضباطی می گوید باید بیایند توضیح بدهند. فقط این نیست. مالک تیم شهر خودرو هم مسایلی را مطرح کرد و حالا جواب خوبی از مدیرعامل نساجی گرفت که افشاء کرد خود او به اشتباه بودن عملکرد مجموعه اش در نقل و انتقالات معترف بود ولی به بازی با پرسپولیس رسید حرف دیگری زد و ابراز مظلومیت کرد. به نظر می رسد ما در فوتبال ایران نیاز به یک بیداری عمومی نزد هواداران فوتبال داریم تا هرآن{ه را که به آن ها می گویند نپذیرند.

جاودانی عضو کمیته انضباطی فدراسیون در زمان سرمربیگری گابریل کالدرون ، حرف‌های به نسبت ملایم تر او را مصداق بارز افترازنی دانسته بود و این در حالی است که هیچ گاه شاهد برخورد جدی با افرادی نبوده ایم که به صراحت و بی پروا از الفاظی چون مهندسی نتایج سخن گفته اند. پرسپولیس هرگاه چنین مسایلی را مطرح کرد، حداقل تعداد زیادی مورد در چنطه داشت که به عنوان نشانه های یک بام و دو هوا مطرح کند و همیشه با سریعترین و جدیترین واکنشها روبرو بوده است ولی درباره دیگران شاهد این مساله نبوده ایم و این بیپروایی که شاهدیم دلیل دیگری ندارد و فدراسیون به جهت عملکرد گذشته سهیم در بسیاری مشکلات امروز و درگیری‌های ورزشگاه ها است. اما آیا این بار واقعا عزمی جدی برای برخورد وجود دارد یا فقط قرار است یک نمایش برای افکار عمومب ترتیب داده شود؟

* اعلام برائت کاشانی‌ها ، شکایت پرسپولیس و دادگاه صحرایی هواداران

فراموش نکنیم که دادگاهی هم نزد افکار عمومی تشکیل می‌شود. مدعیان باید کم‌کم آماده شوند تا در دادگاه هواداران خود پاسخ عملکردشان باشند. تاکتیک لب و دهان تا یک جایی جواب می‌دهد. این چراغ هیچ‌گاه تا صبح نسوخته است مگر این‌که باعث آتش سوزی شده باشد و آقایان بدون آن که بدانند چه آتش‌ها که برای اینده این فوتبال تدارک ندیده اند. کسی نمی‌داند که این حرف‌ها در آینده منجر به چه درگیر‌ی‌‌ها بین هوادران فوتبال خواهد شد. این مطلب مرتب تکرار می‌کنیم چون آینده سال‌های قبل را دیده‌ایم و نگران آینده این روزها هستیم.

دادگاه مردم به همین‌جا ختم نمی‌شود . یک نمونه اش هم بیانیه کاشانی ها است که به خاطر رفتار حاج صفی که اهل کاشان است از همه هواداران پرسپولیس عذر خواسته‌اند.

باشگاه پرسپولیس هم در واکنشی سریع ضمن دادن پاسخی درخور و پوچ و واهی خواندن ادعاهای مطرح شده از سوی این بازیکن و دیگران تهدید به پیگیری و شکایت کرده است. البته باید پرسید این شکایت‌ها در نهایت به کجا می‌رسد. شکایت های قبلی به کجا رسید؟ شکایت یک چیز است و آن که باید به شکایت رسیدگی کند مقوله ای دیگر.

 بررسی دلایل به حاشیه بردن عملکرد درخشان پرسپولیس در از سوی برخی مدیران، مربیان و بازیکنان دیگر تیم ها //مهندسی اتهام

در این میان البته ارتش سایبری هوادارن پرسپولیس هم بی‌کار نبوده است. آن‌ها محاکمه‌های صحرایی خاص خودشان را دارند که بازگشایی پرونده های سال‌های قبل از جمله آن‌ها است. روز گذشته کانال‌های هواداری پرسپولیس به صورت گسترده سراغ بازی ۳۰ فردین سال ۱۳۹۲ رفتند. هفته سی‌و‌سوم. یک هفته به پایان بازی‌ها. قبل از آن، سپاهان با یک امتاز اختلاف و تفاضل گل بهتر برای قهرمانی در تعقیب استقلال بود. نیاز به توضیح ئنیست که ترکی و قهرمانی در آن دوران قضاوت می‌کردند. سپاهان یک هفته مانده به پایان بازی‌ها به داماش باخت. حاج صفی در آن بازی یک حرکت عجیب انجام داد و هوادارن در شبکه‌های اجتماعی حرف و حدیث‌های بعد از آن اتفاق و یک پیامک خاص را یادآوری کردند و البته هواداران تراکتورسازی را به آن خاطرات توجه دادند. به هر حال آن‌کار خودشان را می‌کنند وقتی می‌بینند چهره های رسمی فوتبال از جمله کاپیتان تیم ملی به راحتی هر ادعا و اتهامی را وارد می‌کند. قطعا فرهنگ خوبی نیست ولی از قدیم گفته‌اند حرمت امامزاده با متولی آن است.

ابراهیم فتاحی

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه