همراه ما باشید

حکایت خصوصی سازی و ۵ آپارتمانی که به نام پرسپولیس ثبت شده است؛ دارایی هایی که گم می شوند

حکایت خصوصی سازی و ۵ آپارتمانی که به نام پرسپولیس ثبت شده است؛ دارایی هایی که گم می شوند

پیروزی نیوز - حکایت خصوصی سازی و ۵ آپارتمانی که به نام پرسپولیس ثبت شده است؛ دارایی هایی که گم می شوند

نمی‌دانیم این چه حکمتی است که هرگاه قرار است درباره خصوصی‌سازی پرسپولیس خبری منتشر شود، قبل از آن یک سلسله اخبار درباره بدهی‌های باشگاه همه‌جا پخش می‌شود. این تقارن بارها اتفاق افتاده است تا به سوالی برای ما بدل شود. شاید اتفاقی باشد و شاید هم بخشی از آن هدفمند. گویی قرار است این پیام به ما برسد که تا این باشگاه‌ها خصوصی نشود و یه سرمایه‌دار کلان به این باشگاه نیاد مشکلات حل نشود. اگر شما هم این‌طور فکر می‌کنید بدون آن‌که بخواهیم کلیت امر خصوصی‌سازی را زیر سوال ببریم این پرسش را مطرح می‌کنیم که اگر چند سال قبل این امر محقق شده بود و هر یک از دو موردی که خواهان مالکیت باشگاه بودند، موفق به این امر می‌شدند الان چه روزگاری داشتیم. آیا اصلا در لیگ برتر بودیم؟ بدون تردید به خاک سیاه نشسته بودیم. این سخن نه اغراق است و نه سیاهنمایی. واقعیتی است که سعی می‌کنند آن را از نظر ما پنهان نگه دارند و کسی هم این مسایل را جدی نمی‌گیرد چون باور نمی‌کند که هیچ عزم جدی برای تحقق این امر وجود داشته باشد.

*خصوصی‌سازی موفق؟ با کدام کارنامه در کدام صنعت؟

مساله این است که در ماه‌های گذشته بارها خبرهایی را درباره تشکیل جلسات برای واگذاری پرسپولیس و استقلال در وزارت ورزش و جوانان شنیده‌ایم. در این مدت هیچ‌گاه نشنیدیم کارشناسان شناخته‌شده اقتصادی سطح بالا در این جلسات حضوری مؤثر داشته باشند تا اشتباهات و ایرادها و هشدارها را مطرح کنند. آنچه از صحبت‌ها به بیرون می‌آید نیز حرف‌هایی سطحی است که بیشتر بوی کارنابلدی و سهل‌انگاری می‌دهد. اگر هم غیر از این است، تقصیر متوجه نحوه اطلاع‌رسانی وزارت ورزش و جوانان است. هرچند به تجربه و با توجه به حضور در جلسات در ادوار گذشته فکر نمی‌کنیم غیر از این احتمال، درست باشد.

مشکل اساسی این است که در قریب به‌اتفاق موارد، آن‌ها که در این جلسات شرکت می‌کنند یا فقط جسم‌شان آنجاست و فکرشان جای دیگر یا صدایی ندارند یا تخصص ندارند یا نمی‌دانند اصلا درباره چه موضوعی حرف می‌زنند. بحث ما اصلا این نیست که اداره دولتی پرسپولیس موفق‌تر است. اصلا این‌طور نیست، اما این مدل خصوصی کردن هم نمی‌شود. مگر این‌که اصلا هیچ خصوصی‌سازی واقعی در کار نباشد و یک‌شبه خصوصی‌سازی اتفاق بیفتد یا این‌که فقط فرایند خصوصی‌سازی را آغاز کنند که بگویند این کار را انجام داده‌ایم.

این دومی که خودش فرمول‌های پیچیده‌ای دارد. برای هر دو حالت هم هیچ‌یک از مزایای واقعی امر خصوصی‌سازی متصور نیست. درواقع امر بسیار شنیده‌شده‌ای است که اکثر خصوصی‌سازی‌ها در ایران یا با شکست روبرو شده یا این‌که کارآمدی لازم را نداشته‌اند. این مساله درباره کارخانه‌ها مطرح می‌شود که از یک‌ طرف مواد خام وارد و از سوی دیگر محصول باارزش افزوده خارج می‌شود و باز مشکل دارند. کارخانه‌هایی که در حوزه یک صنعت ورشکسته فعالیت نمی‌کنند و بازهم راه به‌جایی نمی‌برند. با این اوصاف تکلیف جایی مثل پرسپولیس چه خواهد بود؟ اینجا که باید هزینه کنید و بعد هم محصول خود را که بازی فوتبال است به رایگان بدهید که برود! عرصه فعالیت هم که یک حوزه ورشکسته است و حتی یک مورد کارخانه (باشگاه) فوتبال، چه خصوصی و چه دولتی نداریم که دخلش به خرجش برسد. سوددهی پیشکش.

بالاخره جمشید تقی‌زاده، معاون وزیر ورزش که به‌طور مستقیم مسوول پیش بردن این پروژه است یا مسوولان سازمان خصوصی‌سازی باید توضیحی برای کاهش این نگرانی‌ها داشته باشند.

به عنوان اولین مورد هم این سوال را پاسخ بدهند که نظام نه‌چندان موفق خصوصی‌سازی در ایران چگونه می‌خواهد خصوصی‌سازی پرسپولیس را در بستر ناامن و ورشکسته صنعت فوتبال ایران با این فضای کسب‌وکار نامناسب، به سامان برساند؟!

این‌که هواداران پرسپولیس و رسانه‌ها به این مسایل نمی‌پردازند دلیل بر این نیست که درباره مهم‌ترین بحث موجود سخن نگوییم.

*خصوصی‌سازی برای نجات پرسپولیس یا کارنامه برای وزارتخانه‌ها؟

ما اگر این نگرانی‌ها را داریم به خاطر دلایل بسیار است. بار قبل با آن‌همه طمطراق و هیاهو و درحالی‌که به نظر می‌رسید افرادی باسواد حقوقی و اقتصادی کار را انجام داده باشند بعد از بیرون آمدن آگهی تازه معلوم شد اشراف لازم نسبت به خود موضوع وجود نداشت و درنهایت، آگهی هم عوض شد.

خصوصی‌سازی به هیچ‌وجه به معنای فرد محور شدن مجموعه‌ها نیست. حداقل تعریف درست که غیر از این نمی‌گوید. واگذاری پرسپولیس در عمل در جریان یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های اقتصادی دوره معاصر در حال انجام است. در بسیاری از واگذاری‌ها حتی در شرایط بهتر و صنعت‌های قوی‌تر، شاهد بوده‌ایم که بخش خصوصی واقعی و مردم امکان زیادی برای مشارکت نداشته این و درنهایت پای نهادهای شبه خصوصی یا عمومی به میان آمده است. پرسپولیس در دهه ۶۰ چنین تجربه‌ای را داشت که اصلا خوب از کار نیامد.

در امر واگذاری این تفکر عمومی که بار قبل نزد خواص هم وجود داشت غلط است که هرقدر یک آدم موفق‌تر مالی وارد عرصه شود. شرایط بهتر خواهد شد. فرد محوری بزرگ‌ترین خطر برای هر یک از ۲ باشگاه را تهدید می‌کند این است که باشگاه‌ها در جریان یک فرایند اقتصادی قرار بگیرند که متکی به ثروت افراد نباشد و بستر این کار هم صنعتی شدن فوتبال است که اصلا وجود ندارد. درواقع یا همه این‌ها نمایش است یا قرار است کار را با بالاترین حد ریسک به یک‌ جایی برسانند.

هواداران پرسپولیس که شاید مسایل اقتصادی رو به صورت تخصصی دنبال نمی‌کنند به‌اندازه ما بدانند که در محافل اقتصادی بحث جدی درباره عدم توفیق قابل‌انتظار در امر خصوصی‌سازی در ایران وجود دارد که برای آن‌ها دلایل گوناگونی مطرح می‌شود. شاید مهم‌ترین نکته این باشد که نه در بخش مدنی و نه در بخش اقتصادی زیرساخت‌های قدرتمند لازم در کشور شکل نگرفته‌اند. این در فوتبال به‌مراتب بدتر است چون در اینجا قانون این است که باشگاه کار و هزینه می‌کند و سودش را دیگران می‌برند!!

با این اوصاف سوال دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا ما درباره راه‌حلی برای مشکلات پرسپولیس و استقلال صحبت می‌کنیم یا بحث اصلی رزومه برای وزارت ورزش و جوانان و سازمان خصوصی‌سازی و وزارت امور اقتصاد و دارایی و البته از سر باز کردن کار و پرسپولیس است؟

*انتقال سند ساختمان به پرسپولیس یا به طلبکاران؟

بد نیست به اسناد خبر رسمی منتشرشده، نگاهی هم به آخرین جلسه نشست خصوصی‌سازی ۲ باشگاه در وزارت ورزش و جوانان به ریاست جمشید تقی‌زاده معاونت وزارت بیندازیم.

از مسایل طرح‌شده در این نشست یکی هم به ساختمان باشگاه مربوط می‌شد. این‌که قرار است در مجمع آینده فدراسیون فوتبال نسبت به انتقال مالکیت این ساختمان به پرسپولیس اقدام شود تا ارزش اموال برای واگذاری بالا برود. حالا چند نکته را مطرح می‌کنیم و از دریافت پاسخ آن‌ها تحت هر عنوانی حتی جوابیه استقبال می‌نماییم چون دانستن حق هواداران است.

نکته اول این‌که امیدواریم این موضوع ربطی به جریان انتخابات آینده فدراسیون فوتبال و نیاز به حمایت وزارت ورزش از رییس آینده نداشته باشد و دو مبحث باهم ادغام نشوند.

نکته دیگر این است که از تدابیر خوب محمد دادگان این بود که نه مالکیت ساختمان باشگاه قابل‌انتقال به پرسپولیس باشد و نه فدراسیون فوتبال بتواند آن را تصرف کند و نه طلبکاران بتوانند آن را مصادره کنند. اگر این ۳ مورد لحاظ نشده بود الان کارمندان باشگاه باید روی چمن‌های پارک سر خیابان کارها را انجام می‌دادند و مدیران و هیات‌مدیره باید روی وسایل ورزشی تشکیل جلسه.

پرسپولیس تاکنون بارها با این شعار که این ساختمان را بفروشیم و جای بزرگ‌تری بخریم خیز برداشته است و اگر مالکیت را داشتند. ساختمان را فروخته و حتی یک آلونک را هم نخریده بودند.

حالا فرض را بر این بگذاریم وزارت ورزش و جوانان لابلای این‌همه قوانین ناقص‌الخلقه داریم راهی پیداکرده‌اند خب چه می‌شود؟ آیا به آن فکر کرده‌اند؟ همین حالا برند و نشان تجاری باشگاه توسط یک طلبکار مصادره شده است. حالا آقایی می‌کند که نه‌تنها مثل طلبکار استقلال برای به مزایده گذاشتن آن اقدام نمی‌کند و به باشگاه هم اجازه داده تا با آن کار کند و قرارداد ببند و اپلیکیشن بزند. حالا اگر چند صباح دیگر سند مالکیت ساختمان منتقل شد و یک طلبکار آمد روی آن دست گذاشت و میز و صندلی و کارکنان و هیات‌مدیره و مدیرعامل را بیرون انداخت تکلیف چیست؟

مگر در همین پرسپولیس در ادوار گذشته شاهد نبودیم که پولی وارد حساب باشگاه شد و افرادی که الان در وزارت نیستند به کشتی‌گیران طلبکار و حکم به دست خبر دادند که بروید حساب را ببندید و پول را بردارید؟ از کجا معلوم این بار چنین اتفاقی روی ندهد.

همین مساله در مورد ورزشگاه درفشی فر صدق می‌کند با این تفاوت در اینجا دیگر پای فدراسیون وسط نیست و همه‌چیز در اختیار خود دولت است چون ملکیت آن باواسطه اداره کل ورزش و جوانان در اختیار دولت است که تازه خود این هم کلی قانون دست و پاگیر دارد و با انتقال مالکیت هر آینه طلبکاران می‌توانند سراغش بروند . ضمن آن‌که در سال‌های گذشته بعضی عنوان می‌کردند که از بخش خصوصی روی آن ادعا دارند که البته صحت و شدت آن معلوم نشد.

* از بولینگ عبده تا ۵ آپارتمان رویانیان

در صحبت‌های معاون وزیر ورزش و جوانان البته نکته جدید و جالبی هم وجود داشت. ۵ آپارتمانی که می‌گویند پیداشده است! سوال این است که اصولا ۵ آپارتمان چطور می‌توانند گم‌شده باشند؟ پاسخ این است که این ۵ آپارتمان بزرگ‌تر از دکل نفتی نبوده‌اند.

در ابتدا تصور کردیم شاید یکی از آن‌ها همان دفتری باشد که علی پروین در زمان مدیریت موقت خود در ابتدای دهه ۸۰ و در جریان جنگ سهام با درآمد پرسپولیس حاصل از انتقال دوم مهدی مهدوی کیا برای اداره امور پرسپولیس خرید و در لیست هزینه‌ها هم آمد ولی بعداً طبق حساب‌وکتاب‌هایی که درباره‌اش توضیح داده نشد، جای طلبی یا چیزی شبیه آن برداشته شد و برای باشگاه نماند. تا این‌که یکی از کارکنان وزارت ورزش دراین‌باره عنوان کرد؛ این ۵ آپارتمان در زمان مدیرعاملی محمد رویانیان به نام پرسپولیس خریداری شد ولی در آن زمان می‌گفتند محل شرکتی است که همزمان اسپانسر پرسپولیس و استقلال بود. حالا باید دید این ادعا و شنیده‌ها چقدر نزدیک به واقعیت است تا اینجا که نمی‌توان آن را رد یا تایید کرد ولی کمی بعید است هیچ دارایی از چشم طلبکاران دورمانده باشد.

مساله این است که از این قبیل دارایی‌ها به نام پرسپولیس و استقلال زیاد بود که درنهایت به کام دیگران بود و فقط از نام‌های بزرگ برای بالا بردن قیمت زمین‌های اطراف یا حل مشکلات قانونی آن‌ها استفاده‌شده است.

البته در میان همه این‌ها جالب است که دیگر هیچ‌کس اسمی از بولینگ عبده ساب و مجموعه شهید چمران فعلی نمی‌آورد که محل تولد پرسپولیس بود. آنم هم با این توجیه که پرسپولیس یکی از دارایی‌های عبده یا شرکت سی.آر.سی بود و بولینگ عبده یک دارایی دیگر و این دو مالکیتی نسبت به هم نداشتند.

ابراهیم فتاحی

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه