همراه ما باشید

در حالی که دنیا برای بازی های فوتبال لحظه شماری می کند، کانون مربیان، لیگ را به خواب زمستانی فراخوانده است؛ آگهی ترحیم فوتبال

در حالی که دنیا برای بازی های فوتبال لحظه شماری می کند، کانون مربیان، لیگ را به خواب زمستانی فراخوانده است؛ آگهی ترحیم فوتبال

پیروزی نیوز - در حالی که دنیا برای بازی های فوتبال لحظه شماری می کند، کانون مربیان، لیگ را به خواب زمستانی فراخوانده است؛ آگهی ترحیم فوتبال

کانون مربیان فوتبال ایران ابراز وجود کرد. آن هم با ورود به بحثی که چالش امروز جامعه است. به نظر می‌رسد، آن‌ها پیروز این بازی رسانه‌ای هستند در حالی که بسیاری اصلا نمی‌دانستند چنین تشکلی وجود دارد. آن‌هایی که می‌دانستند هم برای آن اعتبار و کارایی زیادی قائل نبودند و البته هنوز هم‌چنین است.

حرکت روز گذشته این تشکل صنفی، شاید مصداق همان سخن باشد که بدنامی بهتر از گمنامی است، اما چرا بدنامی؟ پای یک اظهارنظر احساسی در میان نیست. اصل اول این است که یک تشکل صنفی مربیان فوتبال، بداند فلسفه وجودیش برای چیست؟

*دخالت نادرست کانون مربیان

قبل از هر چیز باید از رفتار دکتر بیژن ذوالفقار نسب به‌عنوان رییس این کانون ابراز تعجب کنیم. به‌ هرحال اگر قرار بود روزی برای اداره بخشی در فوتبال از پیشکسوتی نام ببریم که همزمان با دانش فوتبال، دارای تحصیلات آکادمیک باشد، یکی از گزینه‌ها او بود ولی حالا باید اندیشه دوباره کرد. او به‌عنوان رییس کانون باید حوزه فعالیت مجموعه خود را بشناسد. حداقل حوزه‌ای را که باید در آن بیانیه صادر کند.

این کانون هنوز نسبت به خودش شناخت لازم را ندارد و آنگاه تصمیم گرفته است برای ادامه یا تعطیلی لیگ نظریه بدهد. این رفتار جای تعجب دارد. البته شاید هم خود ذوالفقار نسب در دام اشتباهات یا ارتباط‌های دیگرانی افتاده باشد که در آن مجموعه حضور دارند و صدور بیانیه‌ای خارج از مسوولیت تخصصی و در راستای منافع عده‌ای خاص، می‌تواند نشانه‌های ارتباط‌های ناسالم باشد که بزرگان مورداحترام این مجموعه باید نسبت به آن حساس باشند. نه این‌که مدعی باشیم وجود دارد ولی باید مطمئن شوند که وجود ندارد.

این کانون شاید بیانیه خود را، فعالیتی در حوزه تخصصی بداند اما هرگز چنینی نیست. حوزه تخصصی فعالیت این کانون، ارتقاء سطح دانش مربیان، دفاع از حق‌وحقوق آن‌ها و مواردی ازاین‌دست است. بحث درباره لیگ پای حوزه‌های تخصصی مختلفی را به میان می‌کشد که مربیان فقط یک‌بخشی از آن هستند. پس این کانون و هر تشکلی باید صرفا در همان حوزه خود از این پدیده نظر بدهند.

این کانون اگر اشراف و بینش لازم را نسبت به موضوع داشت باید نظر ورزشی خود را به سمت جنبه علمی و بایدها و نبایدها در صورت شروع لیگ‌ها سوق می‌داد. یک رفتار معقول به‌مراتب تصویر بهتری از وجاهت کانون را به جامعه فوتبال عرضه می‌کرد تا رفتاری که اعضای خود کانون را برآشفت. آنچه اتفاق افتاد نه‌تنها کمکی نکرد بلکه به‌عنوان یک دخالت نادرست ارزیابی شده و باعث تشنج بیشتر شد؟ در ادامه این موضوع را بیشتر ارزیابی می‌کنیم.

*کانونی که حوزه کاری خود را نمی‌شناسد

این کانون اگر قصد کمک به فوتبال را داشت باید در بیانیه خود به نکات فنی فوتبال ورود می‌کرد. مثلا این‌که بر اساس تحقیقات علمی، آزمایشگاهی و فیزیولوژیک تعداد بازی‌هایی که بازیکنان در یک‌فصل انجام می‌دهند باید در چه محدوده‌ای باشد، حداقل زمان برای دوران آماده‌سازی و فنی چه میزان لحاظ شود؟ تعداد بازی‌ها در دوره‌های ۳ ‌ماهه باید چه عددی باشد؟ حداقل فاصله بازی‌های برای میزبان و میهمان چند روز در نظر گرفته شود؟ آیا امکان اتصال ۲ لیگ ازنظر فنی و کار مربیان وجود دارد یا باید با توجه به تغییر ترکیب نفرات زمانی را در نظر گرفت؟ مواردی از این دست است که باید توسط تشکلی مثل کانون مربیان موردتوجه قرار بگیرد و این میزان اشراف باید در آن مجموعه وجود داشته باشد.

 

*کارنابلدی درجایی که باید مرکز علم فوتبال باشد

شاید این مسایل باید از سوی دبیر این کانون هم موردتوجه قرار می‌گرفت. دبیر یک مجموعه صرفا ماشین امضاء نیست. وی باید به‌خوبی مواردی از این دست را تفکیک کند. به‌عنوان مثال، اگر در فدراسیون فوتبال ،کمیته انضباطی حکمی صادر کند و در حالی آن را قطعی بخواند که طبق آیین‌نامه، قابل‌اعتراض است، دبیر کل نباید آن را امضاء و ابلاغ کند. یا اگر کمیته فرهنگی نامه مبتنی بر مسایل انضباطی زد وظیفه دبیر کل فدراسیون ممانعت از صدور و ابلاغ آن است. البته ما نمی‌دانیم مناسبات در کانون مربیان چگونه است ولی به ‌هرحال از مصاحبه نیما نکیسا که خود به این بیانیه معترض بود بر‌می‌آید که دبیر این کانون نقش کلیدی در این ماجرا داشته است. وی که قبل از این‌ها مسئول روابط عمومی و امور فرهنگی تیم فوتسال تاسیسات دریایی شده بود، شاید تخصص لازم را داشته باشد ولی در این ماجرا اصلا چنین مساله ای به چشم نیامد.

در حال حاضر از شائبه‌های جدی این است که این بیانیه کانون، موازی با خواسته‌های بعضی باشگاه‌ها صادر شده و تکلیف این موضوع باید روشن شود.

قطعا گفته می‌شود اگر این بیانیه، ۱۸۰ درجه مخالف موضع کنونی را هم اتخاذ می‌کرد باز در راستای منافع تعداد دیگری از باشگاه‌ها بود. بله حرف درستی است اگر کانون مربیان در حیطه تخصصی خودش نظر می‌داد و در حیطه‌ای که نمی‌تواند به‌تنهایی طرف مشورت باشد. این کانون درواقع به حوزه فعالیت کانون بازیکنان، جمعیت حمایت از هواداران، اتحادیه مدیران باشگاه‌ها و موارد دیگری که به لیگ برتر مربوط می‌شود ورود کرده است. بازهم تاکید می‌کنیم این کانون فقط باید دیدگاه‌های فنی را مطرح می‌کرد که در صورت برگزاری لیگ باید لحاظ شود و در این صورت چنین شائبه‌هایی پیش نمی‌آمد.

* کانون را بهتر بشناسید

البته نام دبیر کانون مربیان را چندی پیش هم شنیده بودیم وقتی نامه‌نگاری‌هایی با فدراسیون و در ارتباط با مجمع عمومی فدراسیون داشت و کمی هم تند بود. آن زمان هم به نظر دچار اشتباه شدند . ابراهیم شکوری درباره اعتراض آن زمان این کانون عنوان کرد که این تشکل ابتدا باید اقدامات مربوط به ثبت رسمی خود را انجام بدهد. البته این کانون در نامه خود به آگهی رسمی تاسیس این کانون در ثبت شرکت‌ها و مؤسسات غیرتجاری اشاره داشت. البته روز گذشته در مراجعه با سایت روزنامه رسمی کشور با جستجوی عبارت کانون مربیان فوتبال ایران، به هیچ موردی دست پیدا نکردیم که از این تشکل صنفی اطلاعات بیشتری به دست بدهد. البته طبق اعلام خود کانون پروانه صنفی این تشکل در مهرماه سال ۱۳۸۰ از سوی وزارت کشور صادر شده است.

در ویکی‌پدیا درباره اهداف این تشکل به سامان‌دهی و پشتیبانی از مربیان ایرانی اشاره‌شده است که به نظر ما تناسبی با همین بیانیه اخیر نداشته است. دکتر بیژن ذوالفقار نسب رییس کانون و  حسین فرکی و حمید درخشان به ترتیب نایب‌رئیسان اول و دوم هستند. از دکتر بیژن ذوالفقار نسب، حسین فرکی، منصور ابراهیم‌زاده، محمود یاوری، حمید درخشان، شهرزاد مظفر، نیما نکیسا، شهرام روئین‌دل، سیامک رحیم‌پور، سعید ناصری(دبیر) و محمد مومنی هم به‌عنوان اعضای تأثیرگذار یادشده است.

*تعیین تکلیف برای لیگ با پیامک؟!

به بیانیه کانون مربیان، فقط همین چند ایراد وارد نیست. در کنار مواردی که در ابتدای این مطلب آمد، می‌توان به این مساله نیز اشاره کرد که جامعه آماری، نظرسنجی که انجام شد نامشخص مانده است. از سوی دیگر طرح یک سوال کلی به‌عنوان گردآوری نظرات کارشناسی برای صدور بیانیه‌ای فراتر از حوزه فعالیت حرفه‌ای، طرح سوال کلی آن‌هم به‌صورت پیامکی که مورداشاره بعضی اعضاء بود، به شایبه‌ها می‌افزاید. در تمام این روزها هر بار که با یک کارشناس یا پیشکسوت تماس گرفتیم و پرسیدیم که آیا موافق هستند لیگ تعطیل شود یا نه، گفتند طبعا باید تعطیل می‌شد و وقتی توضیح دادیم درباره دوران شروع دوباره فوتبال سخن می‌گوییم، پاسخ دادند که مسابقات طبعا باید ادامه پیدا کند. طرح یک سوال کلی کاملا گمراه‌کننده است و از مجموعه‌ای که آن افراد در هیات رییسه‌اش حضور دارند اصلا چنین انتظاری نمی‌رود.‌‌

*معرفی نماینده‌های ایران به آسیا در تیم فصل بعدی؟!!

ایرادها همچنان ادامه دارد. دکتر بیژن ذوالفقار نسب برای جمع‌کردن حاشیه‌هایی که پیش آمد اعلام کرد منظور آن‌ها بسته شدن پرونده لیگ بدون تعیین نتیجه نیست و پیشنهاد کرده‌اند که نتایج ۹ هفته باقی‌مانده لیگ از روی دیدارهای سال‌های آینده تعیین و در جدول درج شود. شما وقتی بخواهید بر یک حرف اشتباه اصرار کنید مجبور به اشتباهات بعدی هستید. نتایج لیگ امسال نتیجه تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری‌های باشگاه‌ها و تیم‌ها در فصل جاری است و شرایط برای سال بعد تغییر می‌کند. از سوی دیگر با اجرای این طرح آیا باید منتظر بمانیم نماینده‌های فوتبال ایران را در نیم‌فصل بعدی به آسیا معرفی کنیم؟ یعنی خروجی تفکرات و اندیشه‌های مربیان فوتبال ایران در قالب کانون ، این است؟! در این صورت باید گفت وای به حال فوتبال ایران. بی‌سبب نیست که اگر برانکو می‌ماند با بازیکنان نیمکت ذخیره هم تا ده سال دیگر قهرمان می‌شد.

*از حمایت ذوالفقار نسب نسبت به زنوزی تا تشابه خواسته‌ها در بیانیه کانون و تراکتورسازی

و اما هواداران پرسپولیس در این شرایط سوالات به‌جایی را مطرح می‌کنند. چرا این اقدام کانون مربیان درست در راستای خواسته‌های مالک باشگاه تراکتورسازی اتفاق افتاده است؟ شاید دبیر این کانون بهتر بتواند توضیح بدهد که چرا در ادامه مصاحبه‌های مدیران تراکتورسازی برای جمع شدن لیگ و درواقع پنهان کردن عملکرد بدشان ، بیانیه کانون بیرون می‌آید و به فاصله کمی بعدازاین بیانیه هم بیانیه باشگاه تراکتورسازی با تاکید بر تعطیلی لیگ صادر می‌شود. شاید هم بیژن ذوالفقار نسب بتواند ما را درباره اتفاقی بودن این همخوانی و مصاحبه حمایتی ایشان از زنوزی در ۷ اردیبهشت امسال، بیشتر قانع کند. این‌همه تقارن در اتفاقات از تحمل و درک ما خارج است.

ابراهیم فتاحی

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه