همراه ما باشید

استاد دانشگاه و کارشناس بورس در گفت و گو با پیروزی: ورود سرخابی‌ها به بازار بورس، خوشبینی کاذب است / نگاه بنگاهداری برای ورود ۲ تیم به بازار بورس وجود ندارد

استاد دانشگاه و کارشناس بورس در گفت و گو با پیروزی: ورود سرخابی‌ها به بازار بورس، خوشبینی کاذب است / نگاه بنگاهداری برای ورود ۲ تیم به بازار بورس وجود ندارد

پیروزی نیوز - استاد دانشگاه و کارشناس بورس در گفت و گو با پیروزی: ورود سرخابی‌ها به بازار بورس، خوشبینی کاذب است / نگاه بنگاهداری برای ورود ۲ تیم به بازار بورس وجود ندارد

قرار است تا شهریور ۹۹ پرسپولیس و استقلال خصوصی شوند. امروز(سه‌شنبه) هم جلسه دیگری در سازمان خصوصی‌سازی با حضور نمایندگان پرسپولیس، استقلال و وزارت ورزش و جوانان برگزار و درباره میزان دارایی، بدهی‌، قرارداد و… سرخابی‌ها صحبت می‌شود.

مریم سرخوش – خبرنگار: مسوولان وزارت ورزش و سازمان خصوصی عنوان می‌کنند که این باشگاه‌ها در قالب شرکت‌های تعاونی سهامی عام واگذار و مشارکت و مالکیت هواداران هم در این روند در نظر گرفته می‌شود. خصوصی‌سازی‌ای که البته اما و اگرهای زیادی دارد و بسیاری از کارشناسان این حوزه چندان اعتقادی به روند اجرایی آن ندارند. البته حسین کلانی هم دیروز جمله‌ جالبی را دراین‌باره مطرح کرد که همخوان با همین تردیدهای خصوصی شدن سرخابی‌هاست. پیشکسوت فوتبال ایران در حاشیه مراسم اولین سالگرد افتتاح موزه ورزش عنوان کرد «در ایران قانون کپی‌رایت نداریم و به‌هیچ‌وجه کسانی که تاجر هستند حاضر نمی‌شوند که سرمایه‌های خود را برای خصوصی‌سازی پرسپولیس و استقلال به خطر بیندازند.»

این صحبت‌ها را حمید میر معینی، کارشناس بورس هم تایید می‌کند. صحبت‌های استاد دانشگاه تهران را در ادامه بخوانید که معتقد است، این شرایط برای ورود پرسپولیس و استقلال به بازار بورس بحران‌های مالی و مدیریتی آن‌ها را حل نمی‌کند و تنها یک خوشبینی کاذب است.

انشقاق مدیریتی

ورود هر بنگاه اقتصادی به بازار سرمایه شرایطی دارد که ازجمله آن‌ها طرح کسب‌وکار، تنظیم امید نامه شرکت، صورت‌های مالی شفاف و رعایت برخی از اصول حاکمیت شرکتی است. تمامی این شرایط از سوی بورس بررسی می‌شود و در صورت احضار از سوی سازمان قابلیت عرضه اولیه را خواهند داشت. درباره پرسپولیس و استقلال هم همین شرایط وجود دارد. باید برنامه جامعی برای واگذاری کل این ۲ باشگاه در صورت تصمیم به خصوصی‌سازی واقعی گرفته شود اما در حال حاضر چنین چیزی دیده نمی‌شود. این‌که درصدهایی را برای واگذاری به مردم، شرکت‌های سهامی عام و تعاونی‌ها فراگیر اعلام می‌کنند، قطعاً مورد تایید نیست. با این درصد بندی نگاه بنگاهداری به ۲ تیم نشده است چرا که مهم‌ترین بحث موجود مدیریت این دو بنگاه است و با این شرایط انشقاق در این حوزه را شاهد خواهیم بود. به‌هیچ‌وجه مشخص نیست که با چه نسبتی قرار است مدیریت‌ این شرکت‌ها شکل بگیرد. به همین دلیل است که عرضه اولیه برای کشف قیمت اصلاً به درد آن‌ها نمی‌خورد و شاید در همین مرحله هم باقی بماند.

بخش خصوصی امتحان پس داده است

برای مدیریت سرخابی‌ها پس از عرضه به بورس باید برنامه وجود داشته باشد. طرح کسب‌وکار اولیه آن‌ها باید پیش از عرضه آماده شود تا سودآور کردن این بنگاه‌های اقتصادی را تضمین کند. در این دو باشگاه مهم‌ترین اصل، مدیریت است. دولت و حاکمیت باید به این نتیجه برسند که همراه با خصوصی‌سازی، مدیریت باشگاه‌ها را هم واگذار کند تا طرح کسب‌وکار آن‌ها برای آینده مشخص باشد. این اولین ضرورت واگذاری است، به‌ویژه این‌که حساسیت‌های ویژه‌ای هم از سوی هواداران نسبت به آن‌ها وجود دارد. دولت نباید بعد از واگذاری هیچ نوع دخالتی در نحوه مدیریت و کنترل این دو باشگاه داشته باشد. بخش خصوصی امتحان پس داده و به تجربه ثابت کرده که می‌تواند مدیر بهتری در بنگاهداری باشد. آن‌ها می‌توانند دارایی‌ و هزینه‌های ۲ باشگاه را بهتر مدیریت کند و حرکت‌شان به‌گونه‌ای خواهد بود که روی ریل بنگاهداری اصولی و حرفه‌ای و برخوردار از اصول مدیریت علمی، درنهایت درآمدزایی و سودآوری برسند. اما به نظر می‌رسد که این دو تیم هم به‌مانند برخی شرکت‌های بورسی همچنان دولتی خواهند ماند و خصوصی‌سازی درباره آن‌ها وجود نخواهد داشت. حتی در صورت ورود دو تیم به بازار سرمایه اگر مدیریت بر اساس همان روش‌های تجربه‌شده گذشته باشد عملاً در کارآیی، بهره‌وری و مدیریت این بنگاه‌ها تحولی ایجاد نخواهد کرد. این عرضه اولیه هم عرضه موفقی نخواهد بود و تنها کلاف سردرگم مدیریت در دو باشگاه را پیچیده‌تر می‌کند. و شاید با ورود سهامداران جدید مشکلات در انتخاب مدیران و هیات‌مدیره دوچندان شود.

هرکسی اهلیت مدیریت سرخابی‌ها را ندارد

مهم‌ترین مساله تعیین تکلیف حق پخش از سوی صداوسیما و حق تبلیغات دو تیم در مسابقات لیگ برتر است که به‌صورت منصفانه پرداخت شود. البته روشن شدن شرایط ترانسفر بازیکنان، قانون کپی‌رایت و تمام جوانب درآمدزایی این ۲ تیم هم باید شفاف‌سازی شود تا بتوان بر اساس همان تیمداری حرفه‌ای که در تمام دنیا در حال انجام است، پرسپولیس و استقلال را وارد بازار سرمایه کرد. در این باره قرار نیست اتفاق جدیدی را رقم بزنیم. طرح‌های بنگاهداری تیم‌های بزرگ خارجی با هواداران پرشمار می‌تواند برای تیم‌های ایرانی هم اجرا شود. بعد از فراهم شدن این مقدمات و رسیدن به مرحله واگذاری باید اهلیت کاندیداهای مدیریت این بنگاه‌ها بررسی شود. جذابیت‌های پرسپولیس و استقلال این شرایط را به وجود می‌آورد که هرکسی خواهان حضور در راس مدیریت آن باشد. اما عمدتاً اهلیت و صلاحیت لازم وجود ندارد. شخص یا شرکتی که قرار است تصمیم‌گیرنده اقتصادی در این باشگاه‌ها باشد علاوه بر توان مالی باید طرح کسب‌وکار موفق هم داشته باشد. این‌که چه برنامه‌ای حداقل در ۵ سال آینده دارند و چه تجارب حرفه‌ای برای مدیریت این باشگاه‌ها ارایه می‌کنند. صرفا هوادار و دوستدار این ۲ تیم بودن نمی‌تواند منجر به مالکیت ۲ تیم در روند خصوصی‌سازی‌اش شود.

نفع دوطرفه باشگاه‌ها و بخش خصوصی

این‌که عنوان می‌شود با ورود به بورس دارایی‌ و ارزش برند ۲ باشگاه رشد مالی قابل‌توجهی پیدا می‌کند و بخش خصوصی نمی‌تواند در این حوزه سهامدار و فعال شود یا توانایی مالی خرید و سرمایه‌گذاری در این تیم‌ها را ندارد، اصلا حرف درستی نیست. ما بخش‌ خصوصی بسیار قوی داریم. بخشی که بتواند از عهده مدیریت این باشگاه برآید. البته ریسک‌ و تهدیدهایی وجود دارد و عمده آن‌هم به نحوه تأمین درآمد این باشگاه‌ها و نحوه برخورد دولت با این دو باشگاه پس از واگذاری مربوط می‌شود. این مساله در فعالیت اقتصادی مدیران آتی باشگاه‌ها تهدیدآمیز است وگرنه شرکت‌های سهامی عام و خاص قابل‌توجهی هستند که هوادار پرسپولیس و استقلال نیستند اما از دانش سرمایه‌گذاری و سهامداری در این دو باشگاه برخوردارند و البته از دسترسی به این‌همه هوادار هم منتفع می‌شوند. شرکت‌هایی که فعالیت‌شان جذب مخاطب و مشتری است و با خرید یکی از این تیم‌ها می‌توانند به داده‌های بسیار بزرگ و مشتریان ارزنده‌ای دسترسی پیدا کنند. این سرمایه‌گذاری هم برای هولدینگ اقتصادی و هم ‌تیم‌ها اثر مثبت اقتصادی متقابل دارد. هواداران هم می‌توانند مشتری شرکت‌های مطرح‌شده درباره پرسپولیس و استقلال شوند.

پلت‌فرم‌های مجازی؛ اصطلاحی دهان پرکن

یکی از عواملی که باعث می‌شود تقسیم‌بندی‌های اعلام‌شده (عرضه ۱۰ درصد برای کشف قیمت در بورس و واگذاری ۵۰ درصد به شرکت‌های سهامی عام و ۴۰ درصد دیگر به تعاونی‌های سهامی و فراگیر کل کشور) در واگذاری ۲ باشگاه را از اکنون شکست‌خورده عنوان کنم این است که چه نقاط فکری مشترکی می‌توان باوجود تنوع سهامداران ایجاد کرد. بیش از هزار شرکت سهامی عام داریم و در میان آن‌ها چندین شرکت شاخص هم وجود دارد. اما هیچ‌کدام ازلحاظ مدیریتی هم‌طیف نیستند و کار سختی است که به توافق مشترک برای مدیریت تیم‌ها برسند. مگر این‌که شرکت‌های سهامی عام که ازلحاظ دیدگاهی به هم نزدیک باشند، کنسرسیومی تشکیل دهند و در میان خودشان به یک قاعده مدیریتی و توافق برسند. همین هم کار سختی است و هیچ سرمایه‌گذاری بدون این‌که نتواند مدیریت مستقل، حرفه‌ای و بی‌قیدوشرط در این تیم‌ها داشته باشد، از سرمایه‌گذاری استقبال نمی‌کند.

از سوی دیگر درباره پلت‌فرم‌های مجازی، تشکیل مجمع، مشارکت در رای‌گیری و رای‌گیری الکترونیکی برای تعیین اعضای هیات‌مدیره در راس ۲ باشگاه صحبت می‌کنند. در شرکت‌های سهامی پذیرفته‌شده در بورس و حتی غیر بورسی هم بر اساس قانون تجارت باید سالانه مجامعی با حضور سهامداران آن تشکیل شود که می‌تواند فیزیکی و الکترونیکی باشد. اما آیا سازوکار برگزاری مجمع و رای‌گیری مجازی به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری وجود دارد؟ برخی شرکت‌ها اقدام به برگزاری این مجامع و رای‌گیری‌های الکترونیکی کرده‌اند اما فراگیر نیست. این پلت‌فرم مجازی هم به نظر می‌رسد اصطلاحی دهان پرکن است و هیچ ایده خاصی در پس آن وجود ندارد. ضمن این‌که باید به این نکته توجه داشت که میزان رای‌گیری به سهام است. شرکت سهامی عام که ۵ نفر مالک و ۱۲ درصد سهام دارد حق رای‌اش از ۱۰۰ هزار نفری که ۱۰ درصد سهام را دارند بیشتر است. بنابراین شرکت‌ها تعیین‌کننده مدیریت می‌شوند. مشارکت در رای‌گیری زمانی مفهوم پیدا می‌کند که نسبت سهامداران زیاد باشد. بی‌شک رای هواداران هم مؤثر است اما به‌صورت کنترلی و نفوذ، قابل‌ملاحظه نیست. ورود پرسپولیس و استقلال به بازار بورس با این شرایط خوش‌بینی کاذب است. هر چه میزان سهام بالاتر، مدیریت قوی‌تر و اجرای برنامه‌ها توانمند‌تر خواهد بود، اگر این مدیریت‌ها به شکل پاره‌پاره و تفکیک‌شده باشد، همان انشقاق مدیریت مطرح می‌شود.

بنابراین تنها با عرضه اولیه ۱۰ درصد سهام سرخابی‌ها در بازار بورس و کشف قیمت نمی‌توان مدعی خصوصی‌سازی شد. در این شرایط حتی خوشبینی ورود هواداران را هم نمی‌توان با قاطعیت مطرح کرد. بی‌شک مردم راضی نمی‌شوند که سرمایه‌های خودشان را در این بازار برای تیم‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که نسبت به سودآوری آن مطمئن نیستند. اگر قرار است هوادار حمایت کند بهتر است این کار اصولی و خصوصی‌سازی واقعی انجام شود. هواداران هم بر اساس برنامه آینده شرکت امیدوار شوند که حفظ سرمایه، سودآوری و خروج تیم‌ها از بحران رقم خواهد خورد.

مزایای بورسی شدن تیم‌ها

یکی دیگر از مشکلات در خصوصی‌سازی مطرح بودن نام تعاونی‌هاست. اگر قرار است تیم‌ها خصوصی‌سازی شوند چرا پای تعاونی‌ها وسط است. زمانی که می‌توان سهام پرسپولیس و استقلال را بین بخش خصوصی توزیع کرد چه لزومی به حضور شرکت‌های تعاونی است. تعاونی‌ها عمدتا شرکت‌های تحت نظر دولت با مشارکت افراد محلی و منطقه‌ای هستند که از طریق مدیران بسیار غیرحرفه‌ای اداره می‌شوند. حتی از بُعد توان مالی هم اگر تعاونی‌ها مطرح می‌شوند، این توان مالی و مدیریتی در شرکت‌های سهامی بسیار بالاتر و قابل‌توجه‌تر است. بنابراین اداره این تیم‌ها با حضور بخش خصوصی که البته اهلیت و صلاحیت‌شان تایید شده باشد می‌تواند مسیر بنگاهداری موفق آن‌ها را هموار کند. در این باره حمایت دولت هم که نباید حذف می‌شود. خصوصی‌سازی درست و صحیح بهترین اتفاق برای نجات تیم‌هاست و حتی بازیکن، مربی و زمین خوب هم به این اندازه ارزش ندارد. تکلیف این شرکت‌ها باید به لحاظ مدیریتی و مالکیتی به‌درستی مشخص شود. دولت هم باید بسترهایی که این افراد بتوانند به‌صورت منصفانه فعالیت کنند و از شرایطی ازجمله داشتن حق پخش و درآمدزایی عادلانه برخوردار باشند را فراهم کند. و درنهایت یکی از بزرگ‌ترین مزایای بورسی شدن تیم‌ها شفافیت بیشتر خواهد بود که طبعا جلوی قراردادها و هر نوع تصمیمات رانتی و سوء استفاده‌گرایانه را خواهد گرفت.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه