همراه ما باشید

تعبیر وارونه یک رویا/زیدان، تنها فردی که در روز خداحافظی، همه برای بازگشتش برنامه ریزی می‌کنند

تعبیر وارونه یک رویا/زیدان، تنها فردی که در روز خداحافظی، همه برای بازگشتش برنامه ریزی می‌کنند

پیروزی نیوز - تعبیر وارونه یک رویا/زیدان، تنها فردی که در روز خداحافظی، همه برای بازگشتش برنامه ریزی می‌کنند

۲ سال پیش در چنین روزی، ۵ روز از هت‌تریک قهرمانی کهکشانی‌ها می‌گذشت و در کمال تعجب، خبرها حکایت از ترک رئال مادرید توسط زیدان داشت. امیر عباس زمانیان _ خبرنگار: از بیرون که به داستان نگاه کنیم، برنابئو آرامشِ بى حد و مرز یک روز آفتابىِ بى نهایت طولانى است. بیراه هم نیست؛ پرافتخارترین تیم اروپا در فرمت جدید، در فرمت قدیم، از سال دو هزار و چند، با احتساب نیمه های نخست و با هر متر و معیاری، آنها بهترینند و طلایه دار.

بِرَندى آنچنان قدرتمند که در یک تابستان برنده دو توپ طلا را به خانه می آورد و مجموعه اى آنقدر تاب آور که حتى با آفتِ رافا بنیتس هم مى تواند بهاری ترین شکوفه ها را در آخرین شب هاى ماه مارس به بار بیاورد. با این همه این تندیس شکوهمند، این ابرقهرمان با عضلات در هم پیچیده اش که متجاوز از صد سال زن و مرد و پیر و جوان را دیوانه خود کرده بر سر بنایِ وجب به وجب این تندیس مرمرین، بارها و بارها صدای شکسته شدن اندامش را زیر سنگ زیر و بالای آسیاب شنیده است.

نشان به این نشان، هنوز که هنوز است علی رغم محبوبیت کاپیتان سرخیو، هیچ مادریدسمو قدرشناسى نبوده که حداقل یک بار در کمال افسوس و یاس با خود سرشار از این تصور لذت بخش نشده باشد که ای کاش این جام ها روى دستان ایکر مقدس بالا و پایین شده بود. نشان به این نشان که درست همین چند سال پیش که صحبت از این بود که آیا تیم کارلتو می تواند رکورد بیشترین پیروزی پیاپِی را به دست بیاورد یا نه، اینکه تیم کارلتو آیا بهترین تیم باشگاهى تاریخ هست یا نه و خیلی فکرهاى دیگر شبیه به این، مصدومیت ها به گونه ای روی سر مادریدسمو آوار شدند که تنها دستاورد آنها در انتهاى فصل همین خاطرات بى معنی و کارلتویى بود که کنار گذاشته شده بود و تمام.

نشان به این نشان که ثانیه هایى پس از چرخش سه باره مهم ترین تورنمنت اروپایى، لا به لای انگشت هاى کاپیتان سرخیو، ابرستاره تیم از خوب بودن دوران حضور در رئال مى گوید و تهِ دل میلیون ها هوادار را خالى می کند و فوق ستاره بازى پایانى، خیلی شبیه آدم هایى که احساسات طرفداران آخرین چیزى است که باید به آن فکر کرد، از نامطمئن بودن آینده اش مى گوید.

هنوز سرگیجه هاى این شوک های پیاپی تمام نشده که غیر قابل باورترین تصمیم ممکن در کمتر از پنج دقیقه گرفته مى شود تا ته مانده دلخوشی های باقی مانده را هم جارو بزند و با خود ببرد و برای بار بی نهایت مادریدسمو می ماند و جام هایى رویایى و رویاهایى که مدام تعویق می خورند و دلخوشى هایى که از دست مى روند.

این چشم ها چشم هاى غم انگیز خداحافظى است. چشم هاىِ ترِ رفتن، نگاهی که بارها و بارها، همین قدر بى تفاوت در برابر چشمان بهت زده ما ایستاده و بعد به پلک بر هم زدنى پر کشیده اند. طورى که انگار که از روز نخست هم اینجا نبوده اند و ردِ پایشان را رویِ تک تک ثانیه های مان جا نگذاشته اند.

طورى که انگار مى خواهد به زور هم که شده این واقعیت را تا مغز استخوان سرسخت ترین طرفداران مادریدى فرو کند که هیچ دلخوشى همیشگى نیست. طورى که انگار مى خواهد پس از آموزش مسیر فتح بزرگترین معابد فوتبالى راهى هم به معابد قلب هاى آدمیان باز کند و یکسره خاطرنشان کند که دَم را دریابیم و در لحظه زندگى کنیم و گرهِ امید بر هیچ فردایی نبندیم چرا که عهدها، لزوما معناى ماندن ندارد و هیچ پیوندی آنقدرها همیشگى و ناگسستنى نبوده و نیست که نتوان در پنج دقیقه قیدش را زد.

بگذارید خاطر نشان کنیم، مساله براى مادریدی ها ابدا فتح جام نبود و نیست. ابدا تصور نکنید رفتن زیدان قرار بود خللى به بناى شکوهمند پایتخت وارد کند. مگر نه این است که حتى در سال هاى سرافکندگى اروپایى با کالدرون هم رئال دو بار لالیگا را بالای سر برد؛ مگر نه این است که تیمى که بنیتس آن را به قهقرا برده بود در پایان فصل قهرمان قهرمانان شد و مگر نه این است که در همان فصل که نزدیک به بیست امتیاز فاصله میان آنها و رقیب افتاده بود هم براى سیزدهمین بار تندیس نقره اى را بالاى سر بردند.

نه، مسئله ابدا این ها نیست؛ صحبت از تعبیر وارونه رویایى است که مادریدى ها سال هاى سال در ته مخ و بصل النخاع خود با زیدان پرورانده بودند. صحبت، صحبتِ اعتماد به وازکز، وایخو، کاسمیرو و آسنسیو است، صحبت صحبتِ گمشده اى به نام صبر است که آنقدر منتظر کیلور ماند تا با همان دست هاى لرزان یکسره منجى برنابئو در مصاف باواریایى ها باشد. صحبت صحبتِ ثباتى است که مى توانست لذت تماشاى زیدان روى نیمکت مادریدسمو را تضمین کند و ثبات، این گمشده ترین مرهم برنابئو را به آن بازگرداند و برای یک بار هم که شده شیرینی دلخوشی ها را زیر دندان مادریدسمو ابدی کند.

با این همه، من فکر مى کنم اگر در شخصیت زیدان بیشتر مطالعه کرده باشیم، هضم این تصمیم برایمان ساده تر می شود. آدم ها و مجموعه ها خیلی سخت عوض مى شوند؛ کما اینکه مى بینیم بعد دوازده سال زین الدین، کماکان زیدان مانده و بعد صد و شانزده سال، رئال همچنان همان مادرید همیشگى است. الهه خداحافظی در اوج حالا رفته است، طوری که حتی فلورنتینوی ناشکیب هم انتظار رفتنش را نمى کشید تا مادریدسمو براى بار بى نهایت با گوشت و پوست و استخوانش درک کند.

نفرینی ابدی روی تمام لبخندهایش نقاشی شده و براى شیرین کامى باید عسل را از روی شاخه اى از خار بنوشد. اینکه رئال بعد او چه مى کند را کمى قبل تر گفتیم اما او بعد از رئال؟ خیلی احتمالات ممکن است رخ دهد. این را هم بگویم که من فکر می کنم تورین دین بزرگى بر گردن مادرید دارد. همان روز که فلورنتینو روى دستمال کاغذى نوشت دوست دارى براى تیم ما بازى کنى و پشت همان دستمال شیرین ترین بله زندگی اش را از زیدان گرفت، دل آلپى ودیعه‌اى را به فلورنتینو بخشید که سال هاست مثل و مانندش را ندیده ایم.

خداى فوتبال، قهرمان جام جهانى و یورو، قهرمان چمپیونزلیگ به عنوان بازیکن و کمک مربی و سرمربی و شفاف ترین ترجمان ارتش تک نفره در فرانسه ٢٠٠۶ کادویی بی قیمت است و شاید دور نباشید روزی که ششمین مرد ثروتمند اسپانیا بدهی اش را با خاندان آنیلى صاف کند. این را هم می دانیم که خیلی بعید است این ابر تیم ملی فرانسه با دیدیه دشان معمولی، راهی به فتح ژولریمه پیدا کند و همسایه پر سر و صدای نفتیمان برای بیشتر دیده شدن دست به هر کاری می زند.

با این همه تورین، پاریس یا حتی دوحه چه فرقى دارد وقتى که خانه ابدى او قلب هاى مادریدسمو است. چه فرقی دارد اگر هزار کیلومتر از برنابئو دور باشد و یکی پس از دیگری تندیس های برنزی و نقره ای و طلایی را برای سفید و مشکی پوشان، لاجوردی ها، عنابی پوشان یا هر گروه و تیم دیگری به ارمغان بیاورد. چه فرقی می کند وقتی هر رنگ و لباسی را که بر تن کند در نهانخانه ترین اتاق قلب های مادریدسمو تا بی نهایت سپید پوش است.

چه فرقی می کند از برنابئو هر روز دورتر از دیروزش باشد وقتی که می دانیم بالاخره یک روز باز می گردد تا برای یک بار هم که شده دلخوشی های مادریدسمو همیشگی باشد. چه فرقی می کند وقتی که عشق همیشه در مراجعه است. عشق، در نگاه‌های زیزو مشخص بود و همان عشق به پیراهن کهکشانی، بازش گرداند.

حالا رئال، دوباره با زیدان قصد تاریخ سازی دارد و هیچ هواداری، خداحافظی تلخش را به خاطر ندارد.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه