همراه ما باشید

آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد/سقوط به رده چهاردهم جدول، در صورت باخت شاگردان آرتتا در بازی امشب

آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد/سقوط به رده چهاردهم جدول، در صورت باخت شاگردان آرتتا در بازی امشب

پیروزی نیوز - آنچه خود داشت، ز بیگانه تمنا می‌کرد/سقوط به رده چهاردهم جدول، در صورت باخت شاگردان آرتتا در بازی امشب

امشب آرسنال در چارچوب هفته ۳۱ لیگ برتر انگلیس، میهمان ساوتهمپتون است و شرایط پایداری ندارد. شاگردان میکل آرتتا، اگر این بازی را با پیروزی به پایان برسانند تنها یک پله صعود و اگر قافیه را به ساوتهمپتون واگذار کنند، تا رده چهاردهم پایین خواهند آمد.

قرار بود با رفتن آرسن ونگر، بهبود در سبک بازی توپچی‌ها نمایان شود اما اونای امری، کوچک تر از این حرف‌ها بود که میراث آرسن ونگر را دستخوش تغییر کند. او همان مربی بازنده‌ای بود که خفت در نیوکمپ را با دریافت ۶ گل دید و خنده‌های تنفر آمیزش را همه به یاد دارند.

امیر عباس زمانیان – خبرنگار : همانگونه که پیش بینی می‌شد، امری نیز راهی بهتر از درب خروج باشگاه پیدا نکرد و میکل آرتتا، کاپیتان سالهای نچندان دور، سکاندار هدایت قرمزهای لندن شد. او بدون شک جوان است و کم تجربه؛ هواداران آرسنال، انتظار تغییر گسترده در مدت زمان کوتاه از او ندارند. اما دیگر همه فهمیده‌اند اخراج آرسن ونگر، قدمی اشتباه توسط مدیران باشگاه بود.

جنگ جهانی حالا ۴ سال است که به پایان رسیده است. حالا جهان آرام است. فرانسه از زیر تازیانه چکمه های آلمان ها رها شده است و اروپا به صلح می اندیشد. اما صلح نیاز به آموختن دارد. در جایی که میلیون ها آدم برای جاه طلبی چند انسان به زیر چرخ های تانک‌ها رفتند و برای دفاع از کاخ های مجنونین کشور گشایی، لباس رزم به تن کردند؛ صلح باید درس داده شود. پس فرانسوی ها آستین هایشان را برای پرورش آموزگار بالا زدند. چه آموزگاری بهتر از یک مربی، یک شیفته فوتبال؟ چه کسی بهتر از آقای پروفسور؟ چه کسی بهتر از آرسن ونگر؟

۲۲ اکتبر ۴ سال ۱۹۴۹ جایی میان رد چکمه‌های آلمانی، آرسن ونگر به عنوان کوچک ترین فرزند یک خانواده ۵ نفری دیده به این جهان فسرده گشود. وقتی چشم گشود پدر را دید، پدر برایش از خاطرات جنگ گفت. از نبرد در جبهه شرق مقابل ارتش آلمان. آرسن، پدر را نگاه می کرد و چیزی از حرفایش نمی فهمید. ۶۷ سال زمان نیاز بود تا آرسن حرف های پدر از جنگ برگشته را بفهمد. ۶۷ سال بعد آرسن مقابل هزاران تماشاگر ورزشگاه امارات شهر لندن با افتخار پای بر چمن کوبید و برای آخرین دیدار وارد امارات شد.

وقتی حرف می زد و مردمانی برایش با افتخار کف می زدند، تازه می فهمید که وقتی پدر از جهبه شرق نبرد به خانه بازگشت چه حسی داشته است. تازه فهمید اولین حرف های پدر به او چه معنی داشته اند. سخنان آرسن تمام شد و دور افتخاری زد و برای همیشه امارات را ترک کرد. خودش زمانی که داشت هایبری را به قصد امارات ترک می کرد ناراحت بود، بعدا در مورد آن روز گفت:

“روح خاصی در هایبری است. می توان بوی تمام بازیکنانی که در هایبری بازی کرده اند را حس کرد. هایبری همیشه برای من خاص بوده است.” اما هایبری خاص شد چون پروفسوری از قلب خونین ترین سرزمین جنگ جهانی دوم بلند شد و به جهان، درس جنگیدن در صلح آموخت.

ونگر در حالی وارد آرسنال شد که میراث جرج گراهام مقابل درب های ورودی باشگاه به او چشمک می زد و می خندید. او در حالی وارد آرسنال شد که باید نشان می داد جرج گراهام دیگر در آرسنال نیست. تونی آدامز کاپیتان وقت آرسنال در این مورد می گفت:

“من به ونگر نگاه می کردم و پیش خودم می گفتم این مرد فرانسوی از فوتبال چه می داند. با آن عینک بیشتر شبیه معلم ها بود. آیا او به اندازه جورج گراهام خوب هست؟ او آیا حتی قادر هست انگلیسی را به درستی صحبت کند؟”

اما همین مرد عینک به صورت بود که تغذیه جادویی را به لیگ انگلیس اضافه کرد. او نشستن بازیکنان دورهم و نوشیدن مواد الکلی را ممنوع کرد و پاستا را به عنوان پیش غذا قبل از بازی به برنامه تیم اضافه کرد. او همچنین دستور تزریق مکمل های ویتامینی و استفاده از مکمل های پروتئینی را برای بازیکنان صادر کرد. تاثیر این امر در آمادگی بدنی بازیکنان خارق العاده بود. سال های بودن در آرسنال به همان سرعت سال های جنگ به سرعت یا به کندی گذشت و تقویم به تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۱۷ رسید.

روزی که با حس‌های دوگانه، ونگر اعلام کرد که در پایان فصل پس از ۲۱ سال حضور در باشگاه آرسنال از این تیم جدا شد.

در آخرین بازی خانگی آرسنال در تاریخ ۶ می ۲۰۱۷ پس از پیروزی تیمش با ۵ گل، با گام هایی نیمی لرزان، نیمی استوار وارد زمین شد. میکروفن به دست گرفت و شروع کرد. شاید پیش خودش فکر می کرد چگونه می تواند ۲۲ سال را در چند جمله خلاصه کند اما او آقای معلم است. خودش در جمله ای گفته بود: “اگر به چیزی باور ندارید، می توانید انجامش دهید؛ اما هیچ شانسی برای موفقیت ندارید.” اما ونگر باور داشت و شروع کرد.

“اول از همه برای سر الکس فرگوسن آرزوی سلامتی می کنم. ورای همه این ها من شما را دوست دارم. من یک هوادار آرسنال هستم. این چیزی فراتر از دیدن فوتبال است، این یک سبک زندگیست. لطفا کنار این تیم در فصل آینده نیز باشید؛ چراکه آنها شایسته هستند. می خواهم جملات را با یک جمله ساده به پایان ببرم. دلم برایت تنگ می شود.”

شاید حالا پس از ۳ سال، هواداران آرسنال که به هر بهانه‌ای بنرهایی با مضمون ونگر باید اخراج شود را در دست می‌گرفتند، بیشتر از همیشه دلتنگ آقای سرمربی باشند. دلتنگ مردی که عاشق آرسنال بود. مردی که فقط می‌توانست آرسن ونگر باشد. مردی که مفهوم جنگیدن و تسلیم نشدن در روزگار صلح را به خوبی بلد بود.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه