همراه ما باشید

مدیریت به سبک مغول

مدیریت به سبک مغول

پیروزی نیوز - مدیریت به سبک مغول

اگر کالدرون می‌ماند حداقل برای رضایت‌نامه و استخدام یحیی گل محمدی و همکارانش این‌همه هزینه نمی‌شد. از سوی دیگر اگر کالدرون می‌ماند و برای ما کار می‌کرد، جدای از آفرها به‌عنوان بخش اصلی قرارداد، کمتر از این‌ها را پرسپولیس دریافت می‌کرد

وضعیت عجیب‌وغریبی است. پرسپولیس در حال رویارویی با وضعیت پیچیده‌ای است. همه انتظار محکومیت در پرونده کالدرون و دستیارانش را داشتیم. بحث بر سر این بود که به حدود ۴۰۰ هزار دلار محکوم می‌شویم یا بیش از ۵۵۰هزار دلار. حالا با کاهش روزافزون ارزش پول ملی ایران، اعداد روز به‌روز بزرگ‌تر هم می‌شوند. بیش از ۲ میلیون و ۱۹ هزار یورو به کروات‌ها بدهکاریم و حالا ۷۵۴ هزار هم بابت این سه آرژانتینی و اسپانیایی بدهکار شدیم. موضوع به همین‌جا ختم می‌شود فقط از ابتدای این فصل تاکنون اتفاقات دیگری هم روی داده است. گویی که وزارت ورزش و جوانان با انتخاب‌هایش برای پرسپولیس، قصد تنبیه سرخ‌ها را داشته است. همه‌چیز از زمستان ۹۷ به‌طورجدی کلید خورد. تغییر تدریجی ترکیب مدیریتی که از نتایج آن تکمیل سناریوی رفتن برانکو بود و پس از آن افزایش عجیب‌وغریب رقم قراردادها که بار مالی را زیاد کرد تا آمدن محمدحسن انصاری‌فرد که کلاً هیچ فرصتی را برای اعمال مدیریت خود، از دست نداد و همچنان آثار و برکاتش از راه می‌رسد و درزمانی کوتاه موفق شد مشکلات و تعهدات قراردادی و مالی بسیاری را بر جا بگذرد تا اوضاع‌واحوال پرسپولیس مثل سرزمین‌هایی باشد که ۸۰۰سال پیش‌ازاین مغول‌ها از آن‌جا می‌گذشتند و چه جالب که مغول‌ها هم به‌سرعت عمل شهره بودند.
در این شرایط، لازم است نگاهی به اتفاقات دوران مدیریت محمدحسن انصاری‌فرد و البته نتیجه تصمیم‌های وزارت ورزش و جوانان بیندازیم.

کادرون می‌ماند کمتر می‌گرفت!!
از همین محکومیت در پرونده کالدرون و دستیارانش آغاز می‌کنیم. باقیمت دلار در زمان نگارش این مطلب ۱۶میلیارد و ۴۴۰میلیون تومان به بدهی باشگاهی اضافه شد که برای حقوق کارکنان لَنگ است و حق بیمه آن‌ها معوق می‌ماند. باشگاهی که وقتی می‌خواهد یک میلیارد پاداش برد تیم را بدهد آن را در بوق و کرنا می‌کند و کارگزار در مدح خود که وظیفه قراردادش را انجام داده است، مدح و ثنا می‌گوید!
حالا این شانزده و نیم میلیارد را باید کنار ۴۹ میلیارد تومانی قرار بدهیم با نرخ یورو در زمان نگارش متعلق به کروات‌های شاکی از پرسپولیس است.
در همین فقره درد یکی، دو تا نیست. اگر کالدرون می‌ماند حداقل برای رضایت‌نامه و استخدام یحیی گل محمدی و همکارانش این‌همه هزینه نمی‌شد. از سوی دیگر اگر کالدرون می‌ماند و برای ما کار می‌کرد، جدای از آفرها به‌عنوان بخش اصلی قرارداد، کمتر از این‌ها را پرسپولیس دریافت می‌کرد. در حال حاضر طبق حکم صادره بین ۳۰۰ تا ۳۲۰ هزار دلار از حکم به‌عنوان غرامت فسخ از پرسپولیس گرفته خواهد شد که اگر در ایران مانده بودند، شامل حالشان نمی‌شد. یعنی پول زیادی را پرداخت می‌کنیم برای کار نکردن!

۶۰۰ هزار دلار برای یک بازی؟
بخش دیگر ماجرا، فعال شدن بخش دوم قرارداد فقط برای یک بازی بود. بازی‌های پرسپولیس که از نیم‌فصل رد شد، فقط ۳۰۰ هزار دلار روی قرارداد کالدرون فعال شد. کالدرون هم البته مرد رندی کرد. او تصمیم برای رفتن را گرفته بود ولی با پرسپولیس بازی کرد تا این پول را بگیرد. اگر این یک بازی نبود نه آن غرامت‌ها فعال می‌شد و نه این بخش قرارداد. حالا درد این است که برای بعضی مسلم شده بود که کالدرون تحت هیچ شرایطی نمی‌ماند و می‌رود. باشگاه باید یک تصمیم مهم می‌گرفت ولی نه جراتش وجود داشت و نه امکانش. هواداران در فضای مجازی هم بدون توجه به حقایق و با داعیه اطلاع از همه‌چیز، پرسپولیس را به این سمت و سو سوق دادند، اما مقصران اصلی وزیر، هیات‌مدیره و شخص انصاری‌فرد بود. محمدحسن انصاری‌فرد مدام چشم و گوشش به شبکه‌های اجتماعی و صحبت‌های آن‌ها بود. این خود سم است. نه این‌که بگوییم نباید توجه کرد بلکه باید به یک نتیجه کلی از خواسته‌ها برسید و بعد بهترین تصمیم‌ها را بگیرید. این در پرسپولیس نبود. نتیجه‌اش شد بیش از ۶۰۰هزاردلاری که می‌توانست شامل حال پرسپولیس نشود. انصاری‌فرد مدیری نبود که بتواند یا بخواهد کالدرون را حفظ کند و مدیری هم نبود که بتواند به‌موقع برای او تصمیم بگیرد. البته اگر هم بود، هیات‌مدیره همراهی نمی‌کرد. ارتباط‌های یکی از اعضای هیات‌مدیره و آقازاده‌اش باواسطه کالدرون در آن زمان بسیار پربحث بود و حتی در هماهنگی باهم، مدیرعامل را از بحث میان خود کنار می‌گذاشتند. یک نمونه‌اش هم ماجرای رستوران بود. درواقع گماشته‌های وزارت هم نمی‌توانند خود را از موضوع کنار بکشند. انصاری‌فرد درست عمل نکرد ولی اگر هم می‌کرد به‌جایی نمی‌رسید.
شاهد دیگر بر این مساله اظهارات مهرداد هاشمی در یک تلویزیون اینترنتی بود. نمی‌دانیم وکلای کالدرون از آن بهره گرفتند یا نه ولی چه کسی می‌آید در حالی که باشگاه در یک دعوای حقوقی است، مسایلی را در رسانه‌ها مطرح کند که حق را به‌جانب خواهان علیه باشگاه می‌دهد.

انصاری‌فرد به‌جای رویانیان، کالدرون به‌جای ژوزه، یحیی به‌جای یحیی!
کالدرون رفت در حالی که همه می‌دانستند می‌رود. همه می دانستند انصاری‌فرد هم اقبالی نسبت به او ندارد. گوش او را پرکرده بودند که تیم در آستانه انفجار است و او با همه از سید جلال تا بیرانوند درگیر است و چیزی نمانده که اوضاع از کنترل خارج شود. شاید هم درست بود ولی راهش می‌توانست از مسیر دیگری بگذرد. سناریو را همان‌طور پیش بردند که در زمان سرمربیگری مانوئل ژوزه و مدیریت محمد رویانیان پیش برده بودند و البته در آن زمان به‌جای سید جلال و بیرانوند بحث علی کریمی در میان بود. هر دو بار نتیجه‌اش رفتن مربیان و آمدن یحیی گل‌محمدی بود.  اتفاقات مشابه بود ولی در بخش نام‌ها فقط دو مورد مشابه وجود داشت. یکی یحیی و دیگری… .
در این میان البته هزینه به خدمت گرفتن یحیی گل‌محمدی هم عجیب بود. فقط ۶میلیارد تومان برای رضایت‌نامه. اگر باشگاهی سر گنج هم نشسته باشد این‌گونه برای تغییر و تحولات اقدام نمی‌کند. توجیه البته این بود که اگر پرسپولیس در پرونده کالدرون بازنده نباشد. مجموع این انتقال هزینه کادر فنی در طول فصل را کم می‌کند ولی واقعاً چرا باید فکر می‌کردیم که شانسی برای برنده شدن وجود دارد با آن‌همه گل به خودی که در باشگاه جریان داشت.

انصاری‌فرد و یحیی بالاتر از مدیران و مربیان جزیره
و اما ماجرای قراردادها به همین‌جا ختم نمی‌شود. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم، سرنوشت ما با پرونده استوکس چه می‌شود. خرید استوکس هر چه هم در قراردادش آمده باشد، یک کار واهی بود. از آن کارهایی که از همان ابتدای امر انتهایش معلوم بود. اگر قبل از آن در ایران ندیده بودیم و او را نمی‌شناختیم، دلمان نمی‌سوخت. او ازنظر فنی در سطحی بود که اگر باشگاه‌های برجسته اسکاتلند یا حتی انگلیس، تصور می‌کردند که با آن‌همه دم و دستگاه و تشکیلات، می‌توانند او را مهار کنند اصلاً گذارش به ایران نمی‌افتاد. چه باشگاه و انصاری‌فرد و چه یحیی گل‌محمدی که گفتند او را تایید کرد واقعاً در خود چه دیدند که در مدیران و مربیان انگلیسی ندیدند. آیا غیر از این بود که انصاری‌فرد فقط به دنبال یک اسم برای تحویل دادن به شبکه‌های اجتماعی بودند؟!

اوساگونا و خرید فقط برای خرید
قرارداد بعدی با اوساگونا بود. مرد غایب ازنظر. چه اکنون که نمی‌توانند او را به ایران بیاورند و چه آن زمان که بود و بازی کرد و چیز خیلی زیادی از او ندیدیم. این‌که او این روزها نمی‌تواند بیاید تقصیر هیچ‌کس نیست. احمقانه است که به خاطر آن، انصاری‌فرد را مقصر بگیریم ولی آیا غیر از این مساله او خرید خوبی بود. البته گفتند که او را هم گل‌محمدی تایید کرد اما از میان چه گزینه‌هایی؟ در آن زمان اعلام شد گزینه‌های اصلی پرسپولیس، نفرات دیگری بودند ولی کالدرون با سر کار گذاشتن باشگاه برای آمدن و نیامدن، باعث از دست رفتن زمان شد. اصلاً این حرف درست ولی آیا هدف از استخدام بازیکنان جدید، آن‌هم خارجی فقط برای خرید کردن و پر کردن جیب دلال‌ها بود یا رفع نیاز فنی؟

اوج هنرنمایی در قرارداد با کارگزار
و اما دوره محمدحسن انصاری‌فرد هرچند کوتاه، ولی پربار بود. شاهکار بعدی در زمان عقد قرارداد با کارگزار روی داد. یک قرارداد بدون کف رقم. قراردادی که برای منعقد شدن آن کلی زمان و فرصت کسب درآمد از دست رفت و بعد از بسته شدن هم چون یکی از بدیهیات یعنی کف رقم را نداشت؛ چند ماه دیگر را هم از پرسپولیس گرفت بدون این‌که درآمدی داشته باشد. کارگزار در عمل همه‌چیز را در اختیار داشت و باشگاه در حوزه فعالیت‌های اقتصادی نمی‌توانست بدون اجازه آن‌ها حتی آب بخورد ولی از پول هم خبری نبود و وقتی هم خبری شد، قرض بود. البته اگر فکر می‌کنید که این دیگر اوج بدبختی است، اشتباه می‌کنید. در بندی از آن قرارداد بندی وجود داشت که تا همین چند روز قبل محل جاروجنجال شده بود و کارگزار را در مقام کارفرمای پرسپولیس قرار می‌داد. البته بازهم ماجرا به این‌جا ختم نمی‌شود. در بخشی از آن قرارداد، اختیار رسانه‌های باشگاه نیز به کارگزار سپرده شد که بعد از الحاقیه آن گل به سبزه نیز آراسته شد و باشگاه دیگر هیچ دسترسی به هیچ‌یک از رسانه‌ها خود را ندارد و اختیار  نظارت بر محتوی را هم از خود سلب کرده است. با این اوصاف واقعاً این سوال پیش می‌آید که محمدحسن انصاری‌فرد چگونه فرصت کرد همه آیین‌ها را انجام بدهد و هیات‌مدیره‌‎ای که تا حد برکناری مدیر نصب‌شده وی اختیارات داشت، در این مدت چه می‌کرد؟

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه