همراه ما باشید

قاتلان استعداد‌های داخلی

قاتلان استعداد‌های داخلی

پیروزی نیوز - قاتلان استعداد‌های داخلی

وقتی پرسپولیس از پنجره نقل و انتقالات محروم شده بود. یک گروه بودیم که خوشحال شدیم. تعجب نکنید. خوشحال شده بودیم نه برای این‌که نمی‌دانستیم چه مشکلاتی در پی آن می‌آید. البته خوشحال‌تر می‌شدیم اگر بعضی بازیکنآن‌که جدا شدند، نمی‌رفتند.

مهدی وفامنش _خبرنگار: خب کم هستند آن‌هایی که می‌دانند اگر آن پنجره بسته نشده بود، زودتر از این‌ها برانکو را از دست می‌دادیم. نگارنده همچون یک سال و نیم گذشته اعتقاد دارد که به برانکو فهمانده شده بود که باید برود. خیلی زودتر هم می‌رفت اگر پرسپولیس در آن وضعیت محرومیت قرار نمی‌گرفت. خوشحالی ما البته از این بابت هم نبود. خوشحالی برای خلاص شدن از دست مدیر برنامه‌ها و واسطه‌های آن‌ها بود. آن‌قدر هم خوب می‌تازند که نمی‌توانی باور کنی در این باشگاه‌ها یا بالاتر از باشگاه‌ها یکسری پورسانت بگیر هستند که در هر پنجره نقل و انتقالات پای خود روی پایشان می‌اندازند و با خواندن هر خبر، چرتکه می‌اندازند. خوشحالی از بابت این بود که هرچند پنجره بسته می‌شود ولی یک‌نفسی از دست این‌ها می‌کشیم.

فیفا هم یه نفسی از دست ما می‌کشد تا چند پرونده کمتر داشته باشد. پرونده‌هایی که استوکس یک نمونه آن است و امیدواریم که کارمان با رسن و اوساگونا به اینجاها نکشد. اصلاً دلیل این مطلب و این مقدمه همین استوکس است. یک‌وقتی بازیکن برایت بازی می‌کند و بعد شکایت، این‌قدر درد ندارد. یک‌وقتی یک بازیکنی می‌آید ولی بازیکن نیست حداقل دلت خوش است که یک هموطن از نوع ناجوانمرد جیب خودش را پر کرد و یک وقت هم این‌طور می‌شود که هم پیاز می‌خوری، هم فلک می‌شوی، هم کتک می‌زنند و هم مسخره‌ات می‌کنند! با این اوصاف برای پرسپولیس در نیم‌فصل چه چیزی بهتر از این بود که از نقل و انتقالات محروم باشد؟ البته این‌که اوضاع‌واحوال به شکلی شده که محرومیت و جریمه برای خودش یک نعمتی به‌حساب می‌آید، بیانگر عمق  فاجعه است.

*قرارداد استوکس هم مورددار از کار درآمد

هر کس بخواهد ازنظر فنی به جذب آنتونی استوکس ایراد بگیرد ازنظر فنی، چیزی از فوتبال نمی‌فهمد. او مشخصاً در سطح به‌مراتب بالاتر از فوتبال ایران و آسیا قرار دارد. تمام مساله این است که اگر او اصولاً می‌توانست، منظم، قانونمند، حرفه‌ای و با ضابطه عمل کند، در خود اروپا به نام نشانی می‌رسید. وقتی قرار شد به پرسپولیس بیاید تمام بحث بر سر این بود که نه باشگاه پرسپولیس که هیچ باشگاه دیگری در ایران توان مهار او را نداشت. باشگاه‌های اروپایی هم برای همین قید او را زدند. ولی باشگاه پرسپولیس هم گفت؛ اگر که شد، هیچ! اگر نشد که محکم‌کاری کرده‌ایم. گفتند یک‌جور قرارداد بستیم که در تاریخ سابقه نداشته است. از خیلی جهات هم این‌طور بود ولی گویا از بعضی جهات چنین نبوده است و باگ‌های دردسر سازی وجود دارد که باید نگرانش بود. باشگاه که ترجیح می‌دهد دراین‌باره حرفی نزند ولی حالا از صحبت‌های خصوصی بعضی مدیرآن‌که در جریان قرارداد بودند، زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد. این‌که یک نکته در قرارداد شاید برای او برگ برنده شود و به‌این‌ترتیب نه‌تنها از پول‌هایی که گرفت، رقمی برنگردد که به زخمی زده شود بلکه شاید مجبور بشویم یک پولی هم به او بدهیم. این ایراد چیست هنوز به‌طور دقیق مشخص نشده است. شاید هم از پرونده‌هایی بشود که در صورت بازنده شدن پرسپولیس مدیران آن زمان و مسوولان وقت، یکدیگر را متهم به ارتکاب اشتباه کنند.

*از استعدادهای ارزان وطنی، ماشین و ویلا و آپارتمان درنمی‌آید

درواقع این سلسله حکم بگیران، حالا حالاها ادامه دارد. برانکو، بودیمیر، کالدرون و حالا هم احتمالاً استوکس. این مورد آخر چرا تحمیل شد. چون بدون تعارف، مدیران باشگاه به اسم‌های بزرگ نیاز داشتند. همیشه نیاز دارند. بهانه‌اش هم جور است. هواداران می‌خواهند و حالا هم که شبکه‌های اجتماعی آمده و خوش به حال واسطه‌ها. خب اگر بگویید پرسپولیس برای حل مشکل گلزنی خود یک نفر را از لیگ یک می‌آورد چه بازخوردی دریافت می‌کنید. قبل از هر چیز انواع توهین‌ها به سمت مدیر باشگاه سرازیر می‌شود. در شبکه‌های اجتماعی به نام پرسپولیس، مدیرعامل پرسپولیس را به مفتضح‌ترین حالت ممکن به گند می‌کشند. به‌سرعت فشار روی وزارت می‌رود که ببینید فلان تیم چگونه بازیکن می‌خرد و ما چگونه. وزیر هم تلفن را باید بردارد و بگوید هر چه زودتر چند تا بازیکن اسمی بخرید تا این هواداران راحت شوند. معترضانی که کاری ندارند؛ نتیجه آن خریدها چه بوده است. همین بلایی که استقلالی‌ها به بدترین حالت سر تیم خودشان درآوردند تا این وسط از توی آن‌ها یک پاتوسی و شیخ دیاباته هم دربیاید. حداقل نگارنده شاهد است که در همین ۵سال اخیر که پرسپولیس آقایی کرد، با شروع هر فصل نقل و انتقالات، مدیران پرسپولیس یک مشت بی‌عُرضه، بی‌خاصیت، سست عنصر و … بوده‌اند و مدیران استقلال و سپاهان و تراکتورسازی هم پرزهای ایرانی تلقی می‌شدند و خود برانکو هم در امان نبود از بعضی حرف‌ها.

با این وجود، این حرف‌ها هیچ‌چیز از مسوولیت مدیران نمی‌کاهد. مشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که عطار بگوید. مدیر اگر مدیر باشد و وزیر هم اگر وزیر، طوری کار می‌کنند که خیال‌شان راحت باشد چند ماه بعد صدای همه می‌خوابد. خب معلوم است وقتی باشگاه‌هایی مثل تراکتورسازی، استقلال و سپاهان بازیکن بخرند. شما اگر بگویی می‌خواهی آقای گل فصل بعد را از لیگ یک بیاوری، هوادار اصلاً به حرفت گوش نمی‌کند. تازه باید در نظر بگیری که دلال‌ها و واسطه‌ها بی‌کار نمی‌نشینند. از شبکه‌های اجتماعی تا رسانه‌ها را روی سرت خراب می‌کنند. به خاطر همین حرف دلال‌ها بر حرف حساب سر است. بازیکنی مثل امیر روستایی را ۱۰ بار پیش مدیر می‌روی که از دست نرود ولی اصلاً نمی‌شنوند، می‌رود و دفعه بعد با یک مدیر برنامه با یک رقم بالا می‌آید، روی سر می‌گذارند. همین مهدی عبدی را در ابتدای این فصل معجزه شد که داخل تیم کردند وگرنه در آستانه رفتن بود تا با یک واسطه بیاید. این یک واقعیت است که عقل مردم به چشم آن‌هاست. برای هوادار پرسپولیس یک بازیکن لیگ یکی در حد همان لیگ یک است. می‌خواهد طارمی و نوراللهی باشد یا عباس زاده، آشوبی، صادقیان، علیپور یا… ! اصلاً قرار نیست هوادار فوتبال برود پدیده‌های لیگ یک و حتی دسته دوم را بشناسد. این کار برای مدیر و مربی است. و این همان مشکل همیشگی است.

اگر هم‌فکر می‌کنید بازیکنی که در لیگ یک است اگر تاپ باشد دیده می‌شود و آنجا نمی‌ماند اشتباه می‌کنید بازیکنان بهتر از لیگ برتری‌ها در لیگ یک بسیارند که همان‌جا ماندگار می‌شوند. کسی جوینده و کار بلد باشد، آنجا گنج پیدا می‌کند. همین حالا ببینید چه قدر برای استوکس و اوساگونا پول می‌دهیم. در حالی که در لیگ یک با هزینه بسیار کمتر به خواسته‌ها می‌رسید. اصلاً فکرش را هم نکنید که همین حالا در لیگ یک ایران نشود چند تا بشار رسن را پیدا کرد ولی شاید مساله این است که از تسهیم رقم‌های کم جذب بازیکن از لیگ یک، ماشین شاسی بلند و آپارتمان شمال شهر و ویلای شمال کشور درنمی‌آید.

*از بوردو تا قراخیل

باشگاهی مثل پرسپولیس اگر در طول فصل وقت بگذارد فقط با پول خرید یک بازیکن لیگ برتری می‌تواند در همین لیگ‌های پایین‌تر سه، چهار بازیکن بگیرد که حداقل دو تای آن‌ها سوپراستار شوند. هم برایش بازی کنند و هم با فروش آن‌ها به پول برسند ولی این‌ها فکر و استراتژی و برنامه‎ریزی می‌خواهد و البته آدم‌های سالم و کار بلد و کاری که البته مزد دست شان را بدهی اگر برایت از وسط بیابان یک آقای گل آوردند.  ۲ سال این کار را بکن. همین هوادار دیگر اجازه نمی‌دهد دنبال بازیکن اسمی بروی. خوب است فکر کنیم که سوپراستارهای الان از کجا آمده‌اند. علی دایی با تمام علی دایی بودنش یا علی کریمی؟ همه و همه همین بوده‌اند.

همین حالا به خط حمله استقلال نگاه کنید. دیاباته اهل مالی است از دل آفریقا. بعد هم تابعیت فرانسه و بوردو. ارسلان مطهری هم از تهران است. مهدی قائدی هم از بوشهر است. از اروپا تا پایتخت و جنوب ایران، آنجا نماینده دارند. جایگاهش در جدول هم معلوم است. قهرمان بلامنازع ایران هم خط حمله‌اش را سپرده است به یک روستا از مرکز مازندران به نام قراخیل. سال ۸۵ نزدیک ۶هزار نفر جمعیت داشت، حالا شاید محلی‌ها به ۵هزارنفر هم نرسند. گل دربی هم زدند. گل قهرمانی هم زدند. وضعیت پرسپولیس هم معلوم است. فقط ببینید از چه جمعیتی می‌آیند و حالا اگر چشم‌ها را بازکنیم چند تا از این‌ها پیدا می‌کنیم. عجیب این‌که می‌گویند تازه در همین قراخیل ۵،۶ هزارنفری یک استعدادهایی هم بوده‌اند که هدررفته‌اند. حالا شما ببین در کل ایران، تهران، لیگ یک و… چه خبر است.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه