همراه ما باشید

قفل روی دربی

قفل روی دربی

پیروزی نیوز - قفل روی دربی

خیلی به‌سرعت پیش رفت و قبل از این‌که به خودمان بیاییم دو گروه بودیم. یکی آن‌هایی که می‌گفتند اگر تصمیم یحیی این است که جام حذفی عقب بیفتد، حرفی نیست و گروهی که می‌خواست تا جایی که می‌شود مقاومت کند.

ابراهیم فتاحی – خبرنگار: بعضی هم تندتر رفتند. بعضی شاید مطرح نکردند ولی این را به‌حساب ترس ۲ مربی از دربی گذاشتند. دیدگاه مشترک دو گروه کلی، این بود که استقلال از این مساله سود خواهد برد و نگران بودند که با گذشت زمان توازن قوا تغییر کند.
به عبارتی باید گفت یحیی گل‌محمدی یک جورهایی با اولین چالش خود با هواداران روبرو شد، چالشی که آن را بررسی خواهیم کرد.
اطلاعات ناقص، دردسر را بیشتر کرد
یکی از مسایلی که باید روی آن دقت بیشتری به خرج داد نحوه طرح مسایل است. درجایی مثل پرسپولیس، حتی اگر آن‌ها که ذینفع هستند را حذف کنیم، با طرح هر موضوعی دیدگاه‌ها و نقطه نظرات مختلف و متضاد بروز می‌کند و با توجه به ضعف کلی ما ایرانی‌ها در مناظره و بحث، ممکن است هر یک از طرف‌ها طرف دیگر را یک تهدید برای آنچه به آن علاقمند است، تلقی کند. این پدیده در موضوع اخیر نیز ظهور کرد. آنچه می‌تواند به این مساله دامن بزند، فقدان اطلاعات کافی است. این تجربه نشان داد نیاز داریم برای موارد بعدی باید به شکل بهتری عمل شود. لازم است قبل از این‌که موضع‌گیری‌ها اتفاق بیفتد. اطلاعات درست و کافی ارائه شود. در این ماجرا ابتدا شاهد موضع‌گیری‌ها علیه مدیریت باشگاه بود. حتی خبرنگاران حرفه‌ای این احتمال را نداده بودند که سرپرست باشگاه اگر درباره تعویق دربی سخن گفته است احتمالاً موضع کادر فنی خود را گفته است. این در حالی بود که یحیی در گفتگوی بعد از بازی تلویحا گفته بود که برنامه فعلی را مشکل‌ساز می‌داند و ترجیح می‌دهد که بازی‌های حذفی عقب بیفتد. از سوی دیگر مهدی رسول‌پناه نیز در اولین اظهارنظر خود اصلاً به این مساله اشاره نکرده بود که دراین‌باره با سرمربی و مدیر تیم صحبت کرده است و خواست یحیی نیز همین است. همین سردرگمی و اطلاعات ناقص خود به ایجاد تنش بیشتر منجر شد. با این اوصاف درس اول این است که نحوه اطلاع‌رسانی مهم است و از قبل باید روی آن فکر شود.
یحیی باید مثل صخره باشد
در اینجا مساله بعدی ، قبل از پرداختن به‌درستی یا نادرستی این تصمیم، بررسی عملکرد خود یحیی گل‌محمدی است. قبل از آن گریزی می‌زنیم به عملکرد برانکو در چنین مواقعی. او برای اخذ تصمیم‌های مهم زمان زیادی صرف می‌کرد. مثلاً در مورد رامین رضاییان یک شبه به آن نتیجه نرسیده بود. این مساله یک پروسه زمان‌بر بود. او را در چند مرحله که بداند در معرض آزمون قرارداد و وقتی یکسری مسایل محرز شد، آن‌گاه حرفش را زد. وقتی هم حرف را زد. محکم پای آن ایستاد.
بدون تعارف ما این را در مورد اخیر از یحیی ندیدیم. توجه داشته باشید که ما در اینجا درباره لجبازی صحبت نمی‌کنیم. لجبازی یعنی این‌که به هیچ‌وجه آمادگی شنیدن نظرات دیگر را نداشته باشید و بدون منطق پای تصمیم خود بمانید. ما در مورد برخورد مقتدرانه صحبت می‌کنیم. گل‌محمدی باید متوجه باشد حتی اگر دوآتشه‌ترین هواداران پرسپولیس در مقابل فشارها از او تزلزل ببینند امانش را می‌برند. یحیی به خاطر دلایلی که داشت، تعویق دربی و فینال جام حذفی را برای لیگ قهرمانان آسیا به سود پرسپولیس می‌دانست. پس وقتی موج راه افتاد باید مقتدرانه برخورد می‌کرد و آن را به‌عمد بروز می‌داد. واکنش یحیی در جمعه‌شب و بعد، آن استوری خلاف این رویه بود و یک آدرس غلط بود که بعدها علیه او و پرسپولیس استفاده خواهد شد.
او باید محکم برابر انتقادها می‌ایستاد و قاطع و قدرتمند می‌گفت؛ تشخیص او این بوده و هیچ‌کس مثل او با تیم و مسایل آن درگیر نیست. این اصلاً معنایش تقابل با هوادار نبود. یحیی برای دفعات بعد باید حواسش باشد تصمیم‌ها را دیر بگیرد ولی وقتی نظرش بر امری بود محکم پای آن بایستد.
وقتی موج به راه می‌افتد، انتظار می‌رود او مثل یک صخره عمل کند. ویژگی صخره‌ها این است که اقیانوس با تمام عظمتش وقتی به آن‌ها می‌رسد شکافته می‌شود.
راه دراز تا هرچه یحیی بگوید
یحیی اگر می‌خواهد به درجه‌ای برسد که باور “هر چه یحیی بگوید” در ذهن هواداران شکل بگیرد باید برای آن زحمت و سختی بکشد. و مسیری که گفته شد را هم طی کند.
واقعیت این است که هواداران پرسپولیس خاطره خوشی از اعتماد به برانکو دارند که به یک باور تبدیل شد و این باور هم به شکل شعار “هر چی برانکو بگه” نمود پیدا کرد. البته ما در اصطلاح می‌گوییم؛ شعار. چون در حد شعار نبود. این جمله و باور از یک شعور و شناختی می‌آمد که به‌مرور زمان و در کش‌وقوس‌های فراوان پیش آمد. برخلاف بسیاری نمونه‌های ایرانی در تیم‌های دیگر از باندبازی و تطمیع تماشاگران نشأت نمی‌گرفت. کسی این امتیاز را به برانکو اهداء نکرد. برانکو آن را با چنگ و دندان به دست آورد. با اثبات درستی اکثر تصمیم‌هایش به هواداران که جدای از بحث قهرمانی‌ها بود. چاله را می‌کند و بعد مناره را می‌دزدید. او هواداران را با عملکردش مجبور کرد که این‌گونه بیندیشند. برای یحیی هم راهی غیر از این نیست. این هشتک‌ها سوری است اگر یک باور نباشد. با اولین تنش‌های جدی فرو می‌ریزد، چنان‌که فرو ریخت برای چالشی که خیلی هم جدی نبود. یحیی اگر می‌خواهد به درجه‌ای برسد که هواداران هم درباره او همان‌گونه بگویند که در مورد کسی مثل برانکو گفتند باید برای خیلی سخت و طولانی و در مسیر درست بجنگد.
نقد آری، جنگ نه
البته همه‌چیز به گل محمدی خلاصه نمی‌شود. ما هم باید حواس‌مان به آنچه انجام می‌دهیم و می‌گوییم باشد. این‌که بگوییم بر حرف پس‌ و پیش، روش سمعا و طاعتا را در پیش بگیریم که به کت بسیاری نمی‌رود. زمان خود برانکو هم‌چنین نبود. ولی باید بتوانیم تعادل ایجاد کنیم. باید حواس‌مان باشد که مباحثه به بغض بدل نشود. حواس‌مان باشد شرایط را طوری برای پرسپولیس رقم نزنیم که درنهایت حرف ما درست دربیاید. واقعاً به‌طرف مقابل هم گوش بدهیم. برای ما عجیب نباشد که تا بیخ ماجرا، نقد را پیش ببریم ولی به‌محض اخذ تصمیم همه‌چیز را کنار بگذاریم و فقط حمایت کنیم و انرژی مثبت بدهیم. دلیل ندارد حامی یا منتقد مطلق باشیم. قرار نیست خودمان و برتری نظر و فکر خودمان را ثابت کنیم. باید یاد بگیریم این‌ها همه برای رسیدن به تکامل نیست.
یحیی فرصت حرف زدن پیدا نکرد، چه رسد به دفاع
و اما بد نیست کمی هم این موضوع را بررسی کنیم که یحیی چرا با تعویق جام حذفی موافق بود. قبل از آن یک مشکل را مطرح می‌کنیم تا متوجه شوید تمام جمعه‌شب و بخش زیادی از روز شنبه را درباره دو موضوع متفاوت حرف می‌زدیم. هواداران درباره دربی صحبت می‌کردند و گل‌محمدی و رسول‌پناه درواقع درباره لیگ قهرمانان صحبت می‌کردند. هر یک از طرف‌ها درباره موضوع متفاوتی حرف می‌زد و اصلاً ممکن نبود که اتفاق‌نظر حاصل شود.
جنس خواسته استقلال از هر دو نوع بود و به این دلیل بین آن‌ها بحث به این شدت نبود. آن‌ها هم به لیگ قهرمانان نگاه داشتند و هم به این‌که در آینده به‌احتمال زیاد شرایط بهتری برای دربی دارند. این فرض را داشتند که شاید پرسپولیس هم در زمانی دیگر، علیپور، ترابی و رسن را به همراه نداشته باشد. اگر کل ماجرا ازنظر هوادار یک توطئه به نظر رسید به این دلایل بود. مساله دیگر هم این بود که شاید هواداران حساب خیلی زیادی روی آسیا باز نکرده‌اند. چند دلیل هم دارد. یکی این‌که دربی اجازه دیده شدن آن بازی‌ها را نمی‌دهد. مساله دیگر نتیجه تیم در ۲ بازی اول بود و دلیل دیگر شاید این‌که فکر نمی‌کنند استقلالی‌ها در آسیا توفیقی به دست بیاورند و در این صورت ناکامی در آن رقابت‌ها حداقل برای این مقطع، برایشان اهمیت استراتژیک ندارد.
و اما گل محمدی زاویه دید دیگری داشت. او در جلسه با مدیران باشگاه نیاز به استراحت تیم و بعد تمرین با بازیکنان جدید را ضروری دانست. او دربی را مانع ورود به نقل و انتقالات می‌دانست چون می‌تواند تمرکز تیم را بر هم بریزد. درواقع او با برگزاری جام حذفی شانس کامبک در آسیا را کمتر می‌داند. این‌ها دلایل یحیی بود که فارغ از قبول داشتن و نداشتن آن اجازه داده نشد مطرح شود.
شاید وقفه و استراحت جواب عکس بدهد
البته نگارنده شخصاً به این موارد نقد دارد. خود نقل و انتقالات اگر می‌تواند تمرکز بازیکن را بر هم بریزد بسته به رفتاری که با او می‌شود می‌تواند باعث تمرکز و انگیزه نزد وی نیز بگردد. از سوی دیگر با توجه به این‌که بعد از چند هفته عملکرد فنی نه‌چندان قبول بالاخره در بازی با سایپا شاهد عملکرد منظم و متعادل تیم در هر ۲ نیمه بود چه‌بسا که وقفه برای بازی‌ها نه‌تنها به تیم کمک نکند بلکه باعث افت آن شود و به نظر می‌رسد حفظ تیم در شرایط مسابقه روش مطمئن‌تری باشد هرچند برای صحت این ادعا هم تضمینی وجود ندارد.
همه‌چیز را فراموش کنید. متحد و متمرکز برای دربی
هر چه بود فعلاً تمام شد. این بحث جابجایی بازی، ابتدا از سوی استقلال مطرح شد ولی ما را بیشتر به چالش و حاشیه برد. حالا دیگر باید همین‌جا تمامش کنیم.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه