همراه ما باشید

راه گلستان از بهارستان نمی‌گذرد

راه گلستان از بهارستان نمی‌گذرد

پیروزی نیوز -  مدیران و پیشکسوتان پرسپولیس روز دوشنبه راهی مجلس شدند تا درباره مشکلات پرسپولیس و پیدا کردن راه‌حل‌هایی برای آن‌ها صحبت کنند.

ظاهر مطلب که خیلی شیک و مجلسی است. ایرادی هم نمی‌شود به آن گرفت ولی همان‌طور که گفته شد ظاهر مطلب این‌گونه است. ما هم قصد نداریم درباره باطن ماجرا قضاوت کنیم تا ببینیم که آیا این بار قرار است اتفاق خارق‌العاده‌ای روی دهد یا نه. یکسری سوالات مطرح است و البته تجربه‌هایی از گذشته که نمی‌توان نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت بود.
اولین سوال، این است که چه قدر از ماجرا شوآف است و چه مقدارش واقعی؟
جلسه دیروز، چه قدر متأثر از این مساله بود که نمایندگان مجلس با توجه به جلسه چندی پیش برای استقلال، خود را از اتهام رنگی بودن برهانند و چه مقدارش با این باور و عقیده صورت گرفت که مشکلات پرسپولیس جدی است و باید برای این سرمایه اجتماعی و البته مایه فخر مملکت کاری کرد؟
*مردم هنوز منتظر نتیجه تحقیق و تفحص هستند
اوج ورود مجلس به مسایل پرسپولیس شاید همان ماجرای تحقیق و تفحص در اواخر دوره قبلی مجلس بود که آن‌هم به طرز شگفت‌آوری زمزمه‌اش پس از آن به راه افتاده بود که پرسپولیس به پر و پای شرکتی پیچیده بود که بلیت‌فروشی فوتبال ایران را دو قبضه کرده بود. البته نکته مهم، این نبود بلکه نتیجه کار بود. در این جا قطعا منظور از نتیجه، آن گزارشی نیست که چندی پیش ارائه شد و البته در آن اعداد و ارقام جالبی هم آمده بود.
سوال این است که آیا آن تحقیق و تفحص منجر به شناسایی تخلفات و متخلفان شد؟ آیا منشأ رانت‌ها و بهره‌برداران از رانت را شناسایی کرد. آیا مسببان حیف‌ومیل اموال را مشخص نمود؟ آیا با آن بودجه‌ای که برای این تحقیق و تفحص‌ها مصرف می‌شود به‌قدری سند و مدرک جمع کرد که افرادی پای میز محاکمه بروند؟ اگر پاسخ، مثبت است، پس چرا خبردار نشده‌ایم؟ تازه منظور از نتیجه، این‌ها هم نیست. آیا آن تحقیقات باعث تنظیم قوانین یا تعریف مکانیسم‌هایی شد که جلوی تکرار مشکلات را بگیرد؟ اگرنه، چرا؟ اگر آری، کِی و کجا؟
وقتی بعد از چنین ورودی همچنان قراردادی مانند آنچه با آتیه داده‌پرداز روی داد را در سال گذشته شاهد بودیم، درباره تأثیرگذاری چنین مسایلی باید چه نگاهی داشته باشیم؟ در این جا عنوان نمی‌شود که نمایندگان مجلس مقصر این مساله هستند. با توجه به شرح وظایف و تقسیم امور نمی‌توانیم چنین توقعی داشته باشیم ولی درباره تأثیرگذاری‌ها صحبت می‌کنیم. درباره این‌که برای آینده آب در هاون نکوبیم.
*خواسته‌های غیرقانونی از قانونگذاران
و اما یک پاسخ به اظهارات بالا این خواهد بود که مجلس و نمایندگان فقط کارکرد نظارتی ندارند واصولا وظیفه اصلی آن‌ها وضع قوانینی است که کشور بر اساس آن‌ها اداره می‌شود و در عین حال نظارت می‌کنند که قوانین وضع‌شده اجرا شود. غیرازاین هم نیست ولی حالا سوال این است که ما از مجلس و نمایندگان چه توقعی داریم و آن‌ها حاضر هستند تا چه میزان به موضوع ورود کنند.
حداقل برای هواداران پرسپولیس ذهنیت از نمایندگان مجلس این است که بعضی تیم‌ها هر زمان به مشکلی می‌خورند و می‌خواهند آن را با فشار بر فدراسیون، سازمان لیگ، وزارت ورزش و باشگاه‌های رقیب حل و فصل کنند یکسری نمایندگان بر اساس زبان یا حوزه انتخابیه خود وارد عمل می‌شوند و حتی گاهی بدون توجه به منطق ماجرا و حتی خود قانون فشارهایی را وارد می‌آورند. البته باید توجه کرد که این نمایندگان چه درصدی از اعضا را تشکیل می‌دهند و آیا جزء را باید به‌کل تسری داد؟ این وضعیت بود تا چندی پیش که هواداران استقلال تجمعی گسترده برابر مجلس داشتند و واکنش‌ها این بود که قرار شد مجلسی‌ها به بحث ورود کنند. پس از آن اعتراض شد که چرا استقلال آری و پرسپولیس نه؟ این در حالی بود که پرسپولیس شرایط فورس داشت و نه استقلال.
حالا نگاهی به خواسته‌ها بیندازیم. چه میزان از آن‌ها کار اصلی نمایندگان است؟ مثلا استیضاح وزیر، چه دردی از استقلال دوا می‌کند؟ نمی‌شود یک دروغ را مرتب بگوییم و بعد این دروغ را باور کنیم و بعد بر اساس باور غلط خودمان حرکت کنیم و انتظار داشته باشیم که به سرمنزل مقصود برسیم. برای قهرمان نشدن پرسپولیس هم که هر چه می‌توانست اتفاق افتاد. از بسته شدن پنجره تا تغییر مدیر و سرمربی ولی خب، نشد که بشود. یا مثلا تقاضا کردن از نمایندگانی که کارشان وضع قانون و صیانت از آن است برای زیر پا گذاشتن قانونی که وضع‌شده تا سرمربی خاصی هدایت تیمی را بر عهده بگیرد چه قدر باعقل سلیم سازگار است؟
آیا مجلس که این روزها محل تشکیل جلسات و تجمعات است، قدرت اجرایی برای کمک به برآورده شدن این خواسته‌ها را دارد یا اصلا آن‌ها را وارد می‌داند؟
*تب و موج‌سواری بانفوذ اجتماعی
این پدیده فقط مختص استقلال نبوده است. همان‌طور که گفتیم بعضی تیم‌های شهرهای دیگر، خود پرچمدار درخواست‌های فراقانونی هستند ولی فضای جامعه که این‌گونه می‌شود هیچ‌کس نمی‌خواهد از دیگری عقب بماند. شاید یک‌جورهایی بتوان از این پدیده به‌عنوان نفوذ اجتماعی یاد کرد. این پدیده در هر جامعه بشری وجود دارد و البته ما در ایران بیش از همه درگیر آن هستیم و به‌صورت تب‌ها یا موج‌های اجتماعی بروز می‌کند. ناگهان همه باهم برای خرید طلا یا ارز هجوم می‌بریم. ناگهان باهم تصمیم می‌گیریم گرگ‌های وال‌استریت را در جیب ساعتی بگذاریم و به بورس می‌رویم. برای توهین به خودمان به صف خرید خودرو ملحق می‌شویم. پیرمرد و پیرزن دیابتی که مصرف شکر ندارند یک روز تمام در صف خرید شکر می‌مانند. حالا هم در فوتبال زنبیل گذاشته‌ایم که نمایندگان بیایند و مشکلات را حل کنند. بدون آن‌که نه خود بدانیم باید از آن‌ها چه توقعی داشته باشیم و نه آن‌ها به‌درستی می‌دانند باید چه کنند. فقط یکسری کارهای بی‌نتیجه را تکرار می‌کنیم. یک دور باطل که قصد نداریم از آن دست‌برداریم. حتی سطح ورود نمایندگان به موضوع را نمی‌دانیم. اصلا به اطراف خودمان‌ هم نگاه نمی‌کنیم تا با نگاه به نتیجه عملکردها، ‌ببینیم چه چیز را از چه کسی می‌خواهیم؟
*چه قدر خوشبین باشیم؟
دیروز نمایندگانی از اقشار پرسپولیس راهی مجلس شدند. مدیران باشگاه که طبعا بودند. از کانون هواداران نیز و البته نمایندگانی از جامعه پیشکسوتان‌ هم حضور داشتند. در بخش پیشکسوتان، آرایش نفرات خود بسی حرف‌وحدیث دارد که باید در جای خود به آن پرداخته شود. هر چه بود با یک آرایش منطقی و جامع روبرو نبودیم. طیف‌هایی هم حضور نداشتند. مثلا سرمربی و مدیر تیم. یا نمایندگانی از رسانه‌ها که با زیر و بم مسایل روبرو هستند. یا کارشناسانی که بتوانند جلسه را به سمت مطلوب هدایت کنند.
البته نمی‌شود چنین جلساتی برگزار شود و حرف‌های مفید در آن به میان نیامده باشد ولی وقتی اظهارنظرها نظم و سازمان ندارد این حس به دست می‌آید که جلسه‌ای فرمالیته اتفاق افتاده است. البته می‌دانیم که جلسات دیگری هم در روزهای قبل‌تر در کار بود و جلسات دیگری هم برگزار می‌شود. نتیجه چه خواهد بود نمی‌دانیم. با نگاه به گذشته، البته خوشبینی زیادی وجود ندارد.
*حاضر می‌شوند قانون بنویسند؟
علی پروین بعد از جلسه دیروز یکسری حرف‌ها را در قالب مصاحبه گفت. خیلی کلی بود. در یکجایی گفته بود اگر به پرسپولیس و استقلال، ۵۰۰ میلیارد بودجه بدهند اتفاقات خوبی روی خواهد داد. این خواسته در حالی مطرح می‌شود که اصولا برای انجام نشدنش قانون وضع‌شده است. از سوی دیگر سر پرسپولیس همین حالا که هیچ پولی از منابع عمومی نگرفته شکسته است، اگر چنین بودجه‌ای بگیرد که همه روی سرش خراب می‌شوند. حالا از مجلس چه توقعی داریم؟ از اظهارات مهدی رسول‌پناه هم مطلب خاصی به دست نیامد.
آیا ما انتظار داریم نماینده‌ها برای ما وساطت کنند؟ وساطت پیش چه کسی یا چه نهادی؟ مثلا به رییس بانک مرکزی بگویند که منابع ارزی در اختیار بگذارند؟ نه آن‌که نشود ولی مگر کار نماینده این است؟ آن‌ها باید قانون بگذارند. آیا بعد از این حرف‌وحدیث ها می‌روند و قوانینی می‌نویسند که مشکلاتی را حل کنند؟ آیا می‌روند قانونی بنویسند حالا که این باشگاه‌ها باوجود دولتی بودن از هر حمایت دولتی بی‌بهره‌اند، حداقل اندکی از محدودیت‌های دولتی هم از آن‌ها سلب بشود که کمی دست‌وپای‌شان را تکان بدهند؟ چند روز قبل در جلسه‌ای به آن‌ها گفته شد که حداقل بروید تبلیغات محیطی را به خود باشگاه‌ها بدهید. آیا از دست‌شان برمی‌آید؟ آیا انجامش می‌دهند؟
مساله این است که حداقل تا قبل از این در این ارتباط یک دور باطل وجود داشته است که درد چندانی از فوتبال رفع کرده و نه جایگاه و پتانسیل مجلس رد آن لحاظ شده است.

*راه گلستان از بهارستان نمی‌گذرد
مساله اصلی این است که وقتی شما می‌خواهید برای حل مشکلی به افراد رجوع کنید باید به مشکل و ظرفیت خود و پس از آن ظرفیت و سابقه و جایگاه طرف مقابل نگاه کنید. شاید هم دیروز این اتفاق افتاده باشد. ای‌کاش که چنین باشد.
واقعیت این است که مجلس بنا بر جایگاهی که دارد خیلی کارها سرنوشت سازی را می‌توانسته چه در این عرصه و چه در عرصه‌های دیگر انجام بدهد که اوضاع‌ و احوال چنین نباشد. خب، گذشته‌ها گذشته است و حالا می‌تواند دوران جدیدی باشد. اما از این‌که بگذریم. ما خودمان در پرسپولیس، تجربه‌های روشنی داریم. گلستان پر از گل‌های موفقیت و قهرمانی پرسپولیس، از مسیر بهارستان نگذشته است.
پرسپولیس به‌ویژه در این شرایط که فشار زیادی به دلیل قهرمانی‌های مکرر روی بخش‌های مختلف کشور است، فقط می‌تواند روی توانمندی‌های خودش و البته ظرفیت‌های ناشی از خاستگاه اجتماعی و هواداران میلیونی خود حساب کند. مثل همیشه.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه