همراه ما باشید

به کجا چنین شتابان؟!

به کجا چنین شتابان؟!

پیروزی نیوز - محمد نادری سرانجام سه‌شنبه‌شب، پس از کش‌وقوس‌های فراوان در محل باشگاه پرسپولیس حاضر شد و بدون بستن قرارداد، ساختمان پرسپولیس را به مقصد محل مذاکره با آبی‌های پایتخت ترک کرد. اتفاقی که حواشی پیرامون این بازیکن را بدون شک بیش‌ از پیش افزایش می‌دهد و حتی اگر در پرسپولیس ماندگار شود، سرخپوش ماندنش روی خوشی نخواهد داشت.

«به شما اطمینان می‌دهیم باشگاه پرسپولیس، می‌تواند محمد نادری را به مدت ۲ فصل دیگر و یا حتی به‌صورت دائمی در اختیار بگیرد. موضوعی قطعی این است که کورتریک به هیچ‌وجه روی این بازیکن حساب نمی‌کند و حتی اگر پرسپولیس خواهان نادری نباشد، او را به تیم‌های دیگری قرض خواهیم داد.» این کلمات، سخن مدیران باشگاه کورتریک بلژیک در گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه پرسپولیس در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۹ است.
حدود ۳ ماه می‌شود که موضع قاطع باشگاه بلژیکی در قبال محمد نادری را به اطلاع هواداران و مدیران باشگاه پرسپولیس رسانده‌ایم؛ اما از عجایب روزگار است علیرغم اینکه هنوز هم تکلیف تمدید قرارداد این بازیکن با باشگاه پرسپولیس مشخص نشده، به باشگاه پرسپولیس و هوادارانش می‌گوید: «منتظر من بمانید! امیدواریم در روزهای آینده خبر خوبی به هواداران بدهیم.» و برای مذاکره با باشگاه استقلال، بلافاصله ساختمان باشگاه را ترک می‌کند.
با تصور اینکه «ماندگار شدن محمد نادری در پرسپولیس پس از هفته‌ها معطل کردن باشگاه و گشت‌وگذار در ساختمان تیم‌های رقیب»، خبر خوبی برای هوادار باشد؛ اما چرا هوادار برای شنیدن خبر خوب از جانب بازیکنی که تنها ۲ فصل در پرسپولیس بوده باید این‌قدر معطل بماند؟! مگر پرسپولیس دکان عطاری است که در مواجه‌شدن با پیشنهاداتش می‌گویند «برویم دورهای‌مان را بزنیم و اگر لقمه چرب‌تری برای‌مان نبود، بازمی‌گردیم!»
نه آقاجان؛ در پرسپولیس از این خبرها نیست. بر تن کردن پیراهن سرخ، عشق می‌خواهد و بس. عشق را هم تنها بوسه زدن بر لوگو، نشان دادن اعداد ۶ و ۴ پس از عقد قرارداد و سلام کردن به ولی‌نعمتان سرخ در اینستاگرام معنا نمی‌کند. یا بازیکن پرسپولیس می‌مانی و افتخار پوشیدن این پیراهن مقدس را بازهم بر دوش می‌کشی، یا باید تا ابد حسرت بازیکن پرسپولیس ماندن را بر دل خودت بگذاری و بروی هرکجا که دلت می‌خواهد. پرسپولیس متمول به نظر می‌رسد؛ اما پولش دست خودش نیست. همچون تیم رقیب پول‌های کلان را مثل نقل‌ونبات پخش نمی‌کند.
اگر برای انتخاب تیمت بین دوراهی گیرکرده‌ای، تیم دیگری را انتخاب کن؛ در دوراهی نمان. صدالبته که بازیکنان فوتبال این روزها ریش و قیچی را به دست مدیر برنامه‌های‌شان سپرده‌اند و خودشان کمترین اختیار را درگرفتن تصمیمات دارند؛ اما به‌عنوان بازیکنی که افتخار به میدان رفتن زیر بیرق سرخ پرسپولیس را داشتی به تو می‌گوییم: «این ره که می‌روی به ترکستان است». مدیر برنامه‌هایت تنها و تنها یک دلار بیشتر برایش اهمیت دارد و نه آینده فوتبالی تو. در دنیای این روزهای فوتبال، عاشق شدن هنر نیست؛ عاشق ماندن است که مرد عمل می‌خواهد. پیراهن پرسپولیس را به بها می‌دهند؛ نه به بهانه.
تعداد کسانی که پیراهن پرسپولیس را فروختند و پس از گلزنی به این تیم مقابل سکوهای سرخ ورزشگاه آزادی غش کردند، به ۲ نفر هم نمی‌رسد اما سرنوشت‌شان برای عبرت گرفتن یک جماعت کافی است. کسانی که یک روز در بلندگو فریاد زدند عاشق استقلال‌اند و روز دیگر با پرچم پرسپولیس گفتند «هر کس که گفته من استقلالی‌ام اشتباه کرده؛ من پرسپولیسی تیرم.»
علی انصاریان، روزگاری بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را بر بازو می‌بست و برای حفاظت از دروازه پرسپولیس، سرش را مقابل پای بازیکنان حریف قرار می‌داد. تصور ترک پرسپولیس توسط او در ذهن هیچ هواداری نمی‌گنجید؛ چه برسد به آنکه بخواهد در اردوگاه رقیب توپ بزند. علی انصاریان با هر دلیلی که بود، لجبازی، ناراحتی، کل‌کل، مشکل مدیریت وقت با سرمربی یا هرچه که شما اسمش را می‌گذارید، از پرسپولیس به استقلال رفت! «علی بخیه» در لباس آبی؟ انصاریان جوری برای حفاظت از دروازه پرسپولیس مقاومت می‌کرد که کمتر هواداری توانایی تماشای صحنه‌های پس از برخورد بازیکنان حریف با او را داشت. نقطه‌به‌نقطه صورتش از بخیه و زخم پر بود اما پس از فصلی که ۱۲ گل برای پرسپولیس به ثمر رسانده بود، یک‌شبه تصمیم گرفت لباس پرسپولیس را با استقلال عوض کند. خالی از لطف نیست اگر برای پی بردن به عمق ماجرا، صحبت‌های شخص علی انصاریان در این رابطه را یادآور شویم:
«یک نفر که تصمیم به خودکشی می‌گیرد، برای پایین پریدن از یک ساختمان باید جرأت بسیاری داشته باشد؛ من این کار را کردم و از یک ساختمان ۳۰ طبقه به پایین پریدم. طبقه بیستم که رسیدم، با خودم گفتم «میشه برگردم؟» طبقه دهم که رسیدم گفتم «ای‌کاش نمی‌پریدم!» اما به زمین که رسیدم، مغزم متلاشی‌شده بود. رفتن به استقلال، بزرگ‌ترین اشتباه زندگی من است.»
حق انتخاب با شخص خودت است آقای نادری. هیچ‌کس نمی‌تواند مانع تو شود به‌جز خودت؛ اما ای‌کاش حواست باشد خودکشی نکنی. اگر در پرسپولیس بمانی، فقط و فقط به خودت لطف کرده‌ای و نه هیچ‌کس دیگر. گذر زمان، همه‌چیز را ثابت می‌کند. طولی نخواهد کشید که خواهی فهمید «این پیراهن پرسپولیس است که به بازیکن شخصیت می‌دهد.»
انتخابش با خودت …

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه