همراه ما باشید

وقتی التماس جای اقتدار را می‌گیرد

وقتی التماس جای اقتدار را می‌گیرد

پیروزی نیوز - روزگار عجیبی شده است. بحث فقط بر سر شجاع خلیل زاده نیست، هرچند که بخش مهمی از صحبت ما بر سر او خواهد بود. بحث اصلی بر سر مدیریت و اعمال مدیریت است. نکته کلیدی بر سر قراردادهایی با آپشن‌های عجیب است که باشگاهی با نام بزرگ پرسپولیس را هم برابر بازیکن کوچک می‌کند. البته قرار است از خودمان در جایگاه هوادار هم انتقاد کنیم. سادگی ما دیرزمانی است که مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد تا با آن پرسپولیس را بدوشند. حالا می‌خواهد بازیکن باشد یا مدیر و حتی مربی.

حالا که قرار است جوالدوز دیگری به مدیران بزنیم یک سوزن هم به خودمان بزنیم.

بازیکنان چگونه از مدیران، امتیازهای وحشتناک می‌گیرند؟ چگونه خود را در صدر مجلس  می‌نشانند و پرسپولیس ما را در پایین؟ کمی به سوالاتی از این دست فکر کنیم.

*یک سوزن به خودمان

یک سال قبل که برانکو، رفت و آن جو به وجود آمد ما به‌عنوان هوادار، در همان حال چه قدر پای‌کار باشگاه بودیم که بتواند به خواسته‌های بازیکنان «نه» بگوید؟ چه قدر در این مساله سهیم بودیم که از بالاهایی به باشگاه بگویند، اصلا مهم نیست کار درست و غلط کدام است، فقط کاری نکنید که مردم عصبانی‌تر بشوند؟ آیا می‌توانستیم وسط آن درگیری با مدیریت باشگاه، در مقوله دیگری به نفع پرسپولیس پشت آن‌ها در بیاییم؟ این البته مشکل کلی ما ایرانی‌ها است که مسایل را از هم جدا نمی‌کنیم. رسانه‌های ما در این مواقع چه قدر در قیدوبند این مساله هستند که مصلحت فوتبال را در نظر بگیرند و چه قدر درگیر مسابقه موج سواری هستند. هوادارانی که در شبکه‌های اجتماعی برای خود بروبیایی دارند و خود را قدرتی رسانه‌ای می‌دانند، چه‌طور؟ خب کمی با خودمان روراست باشیم. سهم خود را در سوق دادن مدیرانی که آن‌ها را کارنابلد می‌دانیم به سمت اشتباهات بیشتر، بپذیریم، همان‌طور که برای خود در جلوگیری از بروز بعضی فجایع سهم قائل هستیم. اصلا در چنان مواقعی چه قدر می‌توانیم به مدیران و نیت آن‌ها اعتماد کنیم؟ چه قدر می‌توان به یکی بودن حرف دل و زبان آن‌ها اطمینان کرد؟ سهم آن‌ها در رقم خوردن این بی‌اعتمادی چیست؟

می‌خواهیم بگوییم که اگر امروز شاخ‌وشانه کشیدن برای پرسپولیس از سوی محبوب‌ترین بازیکنان هم به یک رسم بدل شده است، محصول فعل‌وانفعالاتی درهم‌تنیده است. همه‌چیز به مدیرانی که آن‌ها را با انواع القاب نام‌گذاری می‌کنیم و سقوط وحشتناک ارزش پول ملی و تورم لجام‌گسیخته و اقتصاد بدون افسار محدود نمی‌شود.

*مدیران فراری از تصمیم‌های درست

و اما همه این‌ها دلیل نمی‌شود که مدیران، عملکرد خود را پشت چنین مسایلی و البته حرف‌هایی کلیشه‌ای پنهان کنند. یکی از حرف‌های کلیشه‌ای این است که مدیران دولتی درجایی مثل پرسپولیس ثبات کاری و جایگاهی ندارند. ولی این دو موضوع هیچ ربطی به هم پیدا نمی‌کنند. اتفاقا حالا که ممکن است هر روز صبح با حکم برکناری روبرو شوند، بیشتر باید برای انجام کار درست تلاش کنند. این دیگر پروژه چندساله نیست که بگویند معلوم نیست فردا باشیم یا نباشیم. اقدام درست هم فقط این نیست که به خواسته‌ها نه بگویید. برای گفتن یک «نه» قاطع و مدیریتی باید چپ پری داشته باشیم. چپ پر هم فقط پول و حمایت هوادار یا مدیران بالادستی نیست. چپ پر یعنی از قبل برای شنیدن یک «نه» از طرف مقابل آماده باشی. خودت را نبازی و کم نیاوری. پس باید فکرش را کرده باشی. باید بازیکن ات را انتخاب کرده باشی. باید نقشه و طرح داشته باشی و با سرمربی تیمت به یک هماهنگی و استراتژی مشخص رسیده باشی.

تا چنین مدیری نباشی با خروار خروار پول هم حریف بازیکن و مدیر برنامه‌اش نمی‌شوی. اگر با دو، سه نفر از در قدرت و موضع بالا وارد شدی. اگر از اعتراض هوادار منوط به این‌که مطمئن باشی چگونه خواسته اصلی او را که همانا اقتدار باشگاه و تیم است برآورده کنی، نترسیدی، آن‌گاه برنده‌ای. آن‌گاه حساب کار دست سایر بازیکنان هم می‌آید.

البته تردیدی نیست که چنین مدیری می‌تواند بسیار موردانتقاد هم قرار بگیرد و لزوما در همان مقطع محبوب نخواهد بود، چنانکه کسی مثل برانکو هم برای چنین رویکردی، هجمه‌‎های زیادی را محتمل شد.

*ماجرا از کجا شروع شد؟

پرسپولیس این ‌روزها چوب آپشن‌های تیم به هم ریزی را می‌خورد که بازیکنان را هم خراب می‌کند. داستانش برای امروز و دیروز نیست. این داستان ‌آپشن‌ها از همان روزی رونق گرفت که متولیان فوتبال ایران، سقف قرارداد را قانون کردند تا دور زدن قانون با آپشن و آفر به سنت و قانونی بدل شود که برجای ماند و هر روز شاخ و برگ جدیدتر و عجیب‌تری پیدا کرد. حالا کار به‌جایی رسیده که دروازه‌بان برای گل نخوردن پاداش می‌خواهد و مهاجم برای گل زدن! بازیکن شرط می‌کند که اگر به‌اندازه کافی خوب باشد که مربی بتواند از او استفاده کند باید جایزه بگیرد!

*اجبار بیرانوند برای باشگاه باوجود قرارداد معتبر

مدیران، حداقل در پرسپولیس برای پذیرش شروط عجیب در قرارداد برای حفظ بازیکن با فشارهای مختلفی روبرو هستند که البته هیچ‌یک امر توجیه‌کننده‌ای نیستند. نمونه‌ای از این امر را در مورد علیرضا بیرانوند شاهد بودیم. بازیکنی که قرارداد بی‌قیدوشرطی با پرسپولیس داشت. مدت‌دار، با آپشن‌هایی به سود باشگاه و البته رقمی که برای پرسپولیس خیلی خوب بود.

عملکرد باشگاه در ماجرای بیرانوند، یک فاجعه بود. بازیکن با آن شرایط قراردادی بعد از جام‌جهانی دیگر حال نکرد پای قرارداد بماند. در تمرین حاضر نشد. یک‌جورهایی باشگاه احساس خطر کرد. هیات‌مدیره به خط شد تا بی‌خود و بی‌سبب قرارداد او را با آن شرایط اصلح کند و برای این‌که برابر قانون، حرف برای گفتن داشته باشند مدتی هم به قرارداد اضافه شد.

*آپشن‌هایی که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‌شود

در سال‌های گذشته شرایط به شکلی شده است که دریافت بی‌چون و چرای رضایتنامه در ازای پرداخت مبلغی مشخص به امری بدیهی بدل شده است و دیگر جز جدانشدنی قرارداد بازیکنانی است که کمی اسم و رسم پیداکرده‌اند. حالا دیگر به آپشن‌های عجیب‌وغریب‌تری برمی‌خوریم که مدیران زیر بار آن می‌روند و گاهی هم فراموش می‌شود که خودشان یا مدیر قبلی چه تعهدی کرده است. در مورد مهدی ترابی پرسپولیس همین اتفاق روی داد و درآمدی ۳۵۰ هزار دلاری از دست پرسپولیس رفت. در مورد شجاع خلیل زاده هم شاهد بودیم که حضور در تیم ملی برایش آپشنی پول‌ساز بود. یعنی پرسپولیس که این فرصت را به بازیکن می‌دهد تا به تیم ملی راه یابد باید به جای بهره‌مندی از منافع این امر، آن هم در صورتی که بازیکن به جام جهانی برود باید یک خسارتی هم به بازیکن پرداخت کند! یعنی باشگاه باید جلوی ملی‌پوش شدن بازیکن را بگیرد که هزینه‌اش زیاد نشود. توجیه این است که بعضی تیم‌ها بازیکن ملی‌پوش را بازیکن درجه یک تلقی می‌کنند و سقف پرداخت را می‌دهند. این‌که معیار درستی نیست و درجه‌بندی بازیکن باید بر اساس معیار ارزش فنی او و البته درآمدزا بودنش برای باشگاه باشد. حالا اگر قرار است این هم معیار باشد باید زمان عقد قرارداد لحاظ شود یا مثلا بعد از یک سال حضور، مزیتی برای بازیکن به ارمغان بیاورد. هیچ یک از حالات درست و نادرست یاد شده این‌جا مصداق ندارد. بازیکن به خاطر بازی در پرسپولیس مجوز ورود به تیم ملی را به دست آورد و بعد باشگاه متضرر شود. باشگاه از این حضور چه سودی برده که بخواهد به خاطرش به بازیکن دستخوش بدهد؟!

خب یک نفر به این سوال جواب بدهد؟ الان این پرونده را نزد مجامع بین‌المللی ببریم، قبل از هر چیز با دیده حیرت و وااسفا به موضوع نگاه نمی‌کنند؟

الان ملی‌پوش شدن مدافع اصلی تیمی که قهرمانی‌های پیاپی دارد یک اتفاق حیرت‌انگیز است که برایش آپشن تعیین شود؟ مدیران وقتی این بندها را قرار می‌دهند، دقیقا به چه چیزی فکر می‌کنند؟

یا به‌عنوان مثال آپشن برای رضایت مدیر از بازیکن می‌گذارند. آپشنی که بازیکن آن را با ۲ تا استوری و پست تهدیدآمیز می‌گیرد.

این‌ها همان نسخه‌های شفابخشی است که بعضی مدیران برای شفای عاجل می‌پیچند. مُسکن‌هایی که درد را می‌اندازد اما عوارضش بعدا دامنگیر باشگاه، هواداران و مدیران می‌شود. نسخه‌هایی که فقط در عطاری فوتبال یافت می‌شود. درد می‌دهد ولی درمان نمی‌دهد.

*زود آمدن‌هایی که بی‌سبب نبود

این‌ها واقعیت قراردادهایی است که بعضا با آن‌ها مواجه هستیم و گاهی کاخ آرزوهای هوادار را بر سرش آوار می‌کند.‌ هواداری که کلی از بازیکنی افسانه می‌سازد که هر سال، قبل از همه می‌رود تا قراردادش را تمدید کند. هوادار هم عشق می‌کند. بازیکن برایش به نماد تعصب و عشق بدل می‌شود. پیراهنش از پرفروش‌ترین لباس‌های تیم می‌شود. هیچ‌کس نمی‌داند رفته‌رفته، چه اتفاقی می‌افتد. اتفاقی که البته این بار هم می‌توانست روی ندهد اگر معادلات شناخته‌شده فوتبال بر هم نمی‌ریخت و پرسپولیس، این‌گونه عمل نمی‌کرد تا بازیکنانش بیشتر به چشم بیایند. زود یادمان می‌روند یک سال دیگر با یک‌سری بازیکن طرف هستیم که چنین خواهند کرد. بازهم قراردادهایی که راه فرار را برای بازیکن باز می‌گذارد

*قرار و مدارهای مشکوک با آدرس‌های غلط

می‌گویند جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است. شجاع رفته است. بدون ۴۰۰ هزار دلاری که می‌توانست دردی را دوا کند یا سرمایه‌ای شود برای جذب بازیکنی درخور.

یک نفر که به خودش می‌گفت مشاور حقوقی پرسپولیس، مصاحبه کرد و گفت که شجاع اگر هم می‌ماند فایده‌ای نداشت چون نمی‌توانست در فینال بازی کند. یعنی هوادار برو یقه بازیکن را بگیر که کاری کرد تا نشود کاری کرد! اما این را چه کسی می‌گوید؟ کسی که هنوز نمی‌داند وقتی بعد از بازی فرم اعتراض به اخطار پر نشده دیگر نمی‌شود کاری کرد. کسی که یک پرونده بین‌المللی، رسیدگی در مرجع داخلی را اقدام درست می‌داند؟ این حرف چرا باید حجت باشد؟

قبل از این وقتی با عبد الصمد ابراهیمی صحبت کرده بودیم، آن فسخ را قابل نقض شدن دانسته بود تا مشکلی نباشد.

به نظر می‌رسد چنین حرف‌هایی بیش از آن که وجاهت قانونی داشته باشد، یک قرار و مدار است. پست معاونت حقوقی باشگاه هم خالی.

*باختر: ای‌کاش شجاع نمی‌رفت تا تکلیف این موضوع روشن شود

رسول باختر از کارشناسان مسایل حقوقی در پاسخ به دو سوال ما می‌گوید درباره بروز مشکل برای بازی شجاع در فینال آسیا نظران مختلفی وجود داشت. شخصا اعتقاد داشتم که او با عقد قرارداد مجدد به مشکل نمی‌خورد. در واقع هیچ بند و تبصره‌ای برای این شرایط نبود که وی را از حضور در فینال منع کند. ای‌کاش می‌ماند تا تکلیف این چالش حقوقی معلوم شود.

وی درباره ادامه پیگیری این امر در کمیته تعیین وضعیت فدراسیون، آن را اشتباه خواند گفت: من فکر نمی‌کنم طرح شکایت نسبت به الریان شده باشد. اما اگر موضوع به همان اعتراض به فسخ مربوط شود که می‌گویید دیگر باید کنار برود و طرح دعوا در فیفا صورت بگیرد. اصولا کمیته انضباطی فدراسیون نمی‌تواند به پرونده ورود کند .ه یک‌طرف بین‌المللی مثل بازیکن یا باشگاه خارجی دارد.

*جلوی ضرر بیشتر را بگیریم

و اما در حال حاضر مساله این است که شجاع فسخی را انجام داد که از نظر شکلی ایراد داشت. پس قابل رد شدن بود. یعنی قرارداد قبلی به قوت خود باقی می‌ماند مشکلی برای بازی در فینال آسیا پیش نمی‌آمد. این امر دیگر محرز شده است.

در این شرایط فقط این موضوع باقی می‌ماند که نه با شوآف حقوقی بعضی افراد بلکه با اقدام حقوقی درست، از یک سو منافع مادی باشگاه را اعاده کند و از سوی دیگر اعتبار خود را بالا برد و هشداری هم به بازیکنانی بدهد که برای آینده چنین نقشه‌هایی دارند.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه