همراه ما باشید

از احساسات هواداران سوءاستفاده نکنید

از احساسات هواداران سوءاستفاده نکنید

پیروزی نیوز -  از جایی که ما ایرانی‌ها، جماعتی احساساتی هستیم، در طرفداری از فوتبال هم رفتارهای احساسی داریم.

با یک باخت تیم محبوب مان را به هم می‌ریزیم، از جدایی مربی و بازیکن مورد علاقه‌مان ماتم‌زده می‌شویم، تحمل شنیدن انتقاد از تیمی که طرفدارش هستیم را نداریم، ترجیح می‌دهیم ناکامی‌ها را گردن عوامل بیرونی بیندازیم تا افراد خودی و حتی بدمان نمی‌آید گاهی دروغ بشنویم! چون بعضی از واقعیت‌ها را برای خودمان غیرقابل‌پذیرش کرده‌ایم. مثلا با اینکه می‌دانیم فلان مربی و بازیکن از احساس‌مان سوءاستفاده می‌کند، اما ترجیح می‌دهیم با این دروغ خود را آرام کنیم که فلانی قصد و نیت بدی نداشت، در حالی که هزاران دلیل وجود دارد برای اثبات این موضوع که آن شخص صادقانه برخورد نمی‌کند، ولی همان احساسی بودن یا نگاه متعصبانه به قضایا باعث می‌شود این موضوع را نپذیریم. تا جایی که بازیکنان و مربیان خارجی که به فوتبال‌مان می‌آیند هم بعد از مدتی این موضوع را می‌فهمند و سعی می‌کنند با جملات فریبنده، نزد هواداران محبوبیت بخرند که یک نمونه آن را در ماجرای استقلال و استراماچونی دیدید.
زمان نقل و انتقالات که می‌رسد، این رفتارها بیشتر نمود می‌کند. یکی از روش‌هایی که چند سالی است مد شده و خیلی طرفدار دارد پیشنهادهای تخیلی از تیم‌های خارجی است برای دستپاچه کردن باشگاه. حال آن شخص اصلا پیشنهاد قابل‌توجهی هم از تیم‌های داخلی ندارد، اما با بازارگرمی‌هایی که مدیربرنامه اش و رسانه‌های حامی‌اش به راه می‌اندازند به چنان بازیکن باارزشی تبدیل می‌شود که انگار بهتر از او وجود ندارد! به همین سادگی بازیکن مذکور یک قرارداد پرسود می‌بندد و منت هم روی سر تیمش می‌گذارد که از پیشنهادهای رنگارنگش گذشته است و هوادار ساده‌دل هم باور می‌کند از او عاشق‌تر و متعصب‌تر نبوده و نیست.
روش موثر دیگر مذاکره با تیم‌های پرهوادار است، این‌گونه که یک روز در میان بین باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال در رفت‌وآمد باشی و قیمت خود را بالاتر ببری، دست آخر هم یک معامله شیرین انجام بدی و بگویی به ندای قلبم گوش دادم! هوادار از همه‌جا بی‌خبر نیز فکر می‌کند چون این بازیکن به پیشنهاد رقیب جواب رد زده، حتما خیلی عاشق است!
در ادامه این نمایش دل‌انگیز، یکی از بازیکنان سابق پرسپولیس که خدای حاشیه است و دردسرهای زیادی برای این تیم درگذشته به وجود آورد فرصت را مغتنم شمرد و خواست تا تنور خراب کردن بازیکنان بی‌معرفت داغ است، نان را بچسباند و تعصبش را به رخ بکشد. حالا هم عده‌ای می‌گویند رامین عاشق واقعی بود، نه فلانی که تا پول بیشتر عرب‌ها را دیدید پرسپولیس را دم فینال تنها گذاشت.
البته رفتاری که شجاع با پرسپولیس داشت در جای خودش قابل نقد است، ولی چیزی که جالب می‌آید این است که چرا چنین اتفاقاتی باید دستمایه شهرت‌طلبی قرار بگیرد؟ رامین رضاییان زمانی از تیم استقلال پیشنهاد داشت و اتفاقا این تیم سفت و سخت پیگیر انتقال این بازیکن بود و رقم قابل‌توجهی هم به مدافع سابق پرسپولیس پیشنهاد داده بود اما رضاییان به خاطر علاقه‌ای که به پرسپولیس داشت به آبی‌ها جواب رد داد که با این رفتار خوبش توانست تا حدودی رابطه‌اش را با هواداران بهبود ببخشد و خاطرات بد گذشته را در ذهن آن‌ها کمرنگ کند.
ولی این به آن معنی نیست که رضاییان با نرفتن به استقلال و ابراز علاقه به هواداران پرسپولیس می‌تواند همه آن روزهای پرحاشیه‌ها را محو کند. اتفاقا نوع رفتن شجاع به الریان بیشتر از قبل خاطرات سفر عجیب و غریب رامین به ترکیه را زنده کرد و آن محرومیت کذایی که باعث محرومیت پرسپولیس شد. هنوز هم خیلی‌ها بر این باورند رضاییان زیر پای طارمی نشست و باعث شد این بازیکن قید ماندن در پرسپولیس را بزند و باقی ماجرا را هم که خودتان بهتر می‌دانید. گرچه که این بازیکن زود بخشیده شد و با فشار هواداران به تیم برگشت، ولی آن‌قدر حاشیه داشت که برانکو دوباره قیدش را زد. حالا بازیکنی که خود زمانی با دهن‌کجی به سرمربی و باشگاه قراردادش را یکطرفه فسخ و به ریزه اسپور رفته بود چطور می‌تواند شجاع خلیل زاده را نکوهش کند؟ به قول معروف رطب‌خورده، منع رطب کی کند. باز گلی به جمال شجاع که حداقل جواب تماس‌های باشگاه را داد و برای ماندن مذاکره هم کرد و نیامد تلفن سرمربی تیم را بی‌جواب بگذارد یا به خاطر بازی در تیم ملی از دستور مربی سرپیچی کرده و قید حضور در تمرین تیم باشگاهی را بزند. اگر شجاع لوگو الریان را بوسید، رامین هم با تانک کودتاچی‌ها در ترکیه عکس یادگاری انداخت. البته او هم بعد از همه این حاشیه‌سازی‌ها تحت‌ فشار قرار گرفت و با خواهش و التماس به پرسپولیس برگشت. ولی متاسفانه در بازگشت هم قدردان موقعیتی که در اختیارش قرار گرفت نشد و خودش از این اتفاق ضربه خورد. در واقع او به خودش ظلم کرد نه پرسپولیس. رضاییان تنها بازیکنی نیست که با رفتارهای اشتباه به خودش لطمه زده است، البته همه ما آدم‌ها در مقاطعی از زندگی، رفتارهای مخرب به ضرر خودمان داشته‌ایم. و چه خوب است این را فراموش نکنیم و در نقد یکدیگر کمی خوددار باشیم، نه اینکه برای خراب کردن دیگران مسابقه بگذاریم و زمانی که کسی در حال فرورفتن است، او را بیشتر غرق کنیم که به خودمان وجه و اعتبار بدهیم.
کاش برخی فوتبالیست‌ها بیشتر مراقب حرکات شان باشند و بدانند با این رفتارهای عوام‌فریبانه فقط هواداران را سرخورده تر می‌کنند; چه رضاییان که تلاش می‌کند بگوید متعصب‌تر از دیگران است و چه شجاعی که با یک تصمیم جنجالی روی همه باورهایی که هوادار از یک بازیکن با تعصب داشت خط بطلان کشید.
البته هر ۲ بازیکن تا زمانی که در پرسپولیس بودند با تمام وجود برای این تیم بازی کردند و در علاقه و تعصب شان هیچ تردیدی وجود ندارد، ولی همان‌طور که گفته شد تصمیمات غلط باعث شد محبوبیت شان را از دست بدهند.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه