همراه ما باشید

زخم پرسپولیس و هوادار با نمک درمان نمی‌شود

زخم پرسپولیس و هوادار با نمک درمان نمی‌شود

پیروزی نیوز - «بیرون گود نشسته‌اند و می‌گویند لِنگش کن». قدیمی‌ها این ضرب‌المثل را زمانی به کار می‌بردند که کسی یا جماعتی بدون آن‌که خودش کاری انجام بدهد یا کاری را که از دستش برمی‌آید، به انجام برساند، مرتب به دیگرانی که در دل کار هستند، بدون آن‌که از دشواری‌های‌ کارشان خبر داشته باشند. یا حتی چم‌وخم‌های آن را بدانند، امرونهی می‌کردند که کار را چگونه به انجام برسانند.

این روزها حداقل در همین حوزه پرسپولیس که همه ما روزانه با آن دست به گریبان هستیم، بیشتر از هر زمانی شاهد این وضعیت هستیم. نگاه و روندی که هیچ دردی را از پرسپولیس دوا نمی‌کند. نمونه‌ای از آن را نیز از همین شرکت پیشکسوتان شاهد بودیم. شرکتی که انتظار می‌رود یا به مسایل ورود نکند یا اگر کرد، متخصصانه و کارگشا وارد عرصه شود. البته خوب می‌دانیم که چندآن‌هم به آن‌ها میدان داده نمی‌شود در حالی که گلایه می‌کنند پتانسیل‌های خوبی برای تولید سرمایه دارند. البته این خود مطلب مفصلی را می‌طلبد و این مقدار را هم بیان کردیم تا یکطرفه به قاضی نرفته باشیم و اگر نقدی مطرح شد، گوشه‌ای از حرف آن‌ها را هم بیان کرده باشیم.
*هوادار، حرف خودش را می‌زند، شما حرف خودتان را بزنید
هوادار با هر طریقی که می‌تواند فقط گلایه می‌کند یا مثلا می‌گوید که چرا بازیکن تیمش باید مشکلات مالی داشته باشد در حالی که تیم‌های دیگر با عملکرد ضعیف‌تر، اعتبار کمتر و هوادار اندک‌تر چنین مشکلی ندارد. برای این است که دستش را کوتاه نگه‌داشته‌اند. دستش نمی‌رسد که کاری کند. از سوی دیگر هوادار، مسوولیتی بیش از هواداری کردن ندارد. هوادار در واقع درباره مطالبه مردمی خود سخن می‌گوید. این حق او است. کار او مطالبه گری است. برای خودشآن‌هم که نمی‌خواهند، برای تیم محبوب شان می‌خواهند. هوادار اگر مطالبه کند، محل هیچ ایرادی نیست. بهتر از همه ما هم می‌توانند مطالبه را مطرح کنند.
حالا وقتی قرار است حتی من هوادار با عنوان نماینده مجلس، معاون وزیر، پیشکسوت یا شرکت پیشکسوتان، به موضوعی ورود کنم. تکرار همان حرف، معنایی جز از سر باز کردن موضوع یا اقدام پوپولیستی پیدا می‌کند.
*حرف زدن به‌جای کار کردن
قصه جایی قشنگ می‌شود که به‌اندازه همان هوادار هم، حرف زده نشود. هواداری که مخاطبش فقط باشگاه و مقام‌های آن نیستند. از همه سوال و مطالبه دارد. از تمام آن‌های که بر اساس مسوولیت‌های خود، مستقیم یا غیر مستقیم باید در قبال پرسپولیس به‌عنوان پرطرفدارترین تیم کشور، سرمایه معنوی و اجتماعی کشور، نماینده فوتبال ایران در آسیا یا موارد دیگری از این دست، کاری می‌کردند و نکرده‌اند.
می‌تواند از نمایندگان مجلس مطالبه کند که وقتی آن قانون تصویب می‌شد که پول دولتی نباید به ورزش حرفه‌ای برود، ما به ازای آن باید راهکاری برای احقاق حقوق ورزش حرفه‌ای می‌اندیشید و نیندیشید. حالا می‌خواهند کارنابلدی گذشتگان و کم‌کاری خودشان را با چند مصاحبه و پست و توئیت جبران کنند. این‌ها برای این تیم‌ها و مردمی که طرفدارشان هستند، آب و نان می‌شود؟ تریپ مردمی بودن برمی‌دارید و وقتی نمی‌توانید نظرتان برای دخالت در امور، اعمال کنید، همه‌چیز فراموش می‌شود؟
*یا نگویید یا همه‌اش را بگویید
حالا اگر قرار است فقط حرف هوادار را تکرار کنید، حداقل همه‌اش را بگویید. این‌طور نباشد که دیوار مدیر پرسپولیس کوتاه باشد که بتوان از آن بالا رفت، آن‌هم وقتی‌که دیگر مطمئن شدید، دیگر در حراست وزارت ورزش و جوانان نیست. این مدل برخورد اصلا زیبا نیست. خب زمین گرد است، ممکن است دوباره گذر پوست به دباغ‌خانه بیفتد.
از اصل مطلب دور نشویم. اگر قرار است فقط حرفی زده شود که به هوادار بگوییم که با آن‌ها هستیم. حداقل همه حرف را بزنیم. فهوای کلام را برسانیم. مطلب را عقیم نکنیم. موضوع را منحرف نکنیم.
همه‌چیز را به باشگاهی خلاصه نکنیم که دردش کوتاه بودن دیوارش است. هنر نمی‌خواهد که در این شرایط به باشگاه بپریم یا به آن امرونهی کنیم.
راستی اگر همین جناب مدیر جدید در همین اول کار، سری به آن طرف‌ها می‌زد باز به این زودی برایش بیانیه صادر می‌شد؟
حالا که قرار بر بیانیه دادن بود به نمایندگان مجلس و به وزارتش هم می‌پرداختید. هم از نوع ورزش و هم از نوع فرهنگ و ارشاد یا از هر نوعی که می‌تواند کاری کند و نمی‌کند. به خیلی جاهای دیگر هم می‌شد پرداخته شود اگر فقط قرار بود صدای هوادار را برسانید. درد هوادار این است که چرا باشگاه محبوبش نباید پول داشته باشد، نباید حمایت شود تا وقتی‌که به درآمدهایش برسد؟
چرا باشگاهی دیگر باید از ناکجاآباد پول داشته باشد و پرسپولیس، نه؟!
درد هوادار، تبعیضی است که وجود دارد و هیچ تلاشی برای از میان برداشتنش نمی‌شود. درد هوادار این است که چرا با پرسپولیس به‌گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی خودش و هوادارانش برای این آب‌وخاک نیستند؟ چرا برای زمین خوردنش پا می‌اندازند و چوب لای چرخ می‌گذارند. اگر امکانش بود که این‌ها را بگویید آن‌گاه می‌توان بیانیه داد. بیانیه‌ای که حداقل اگر دردی را دوا نکند، به دردها نیفزاید.
*حرف‌های کتره‌ای
پرسپولیس همین حالا شرایط سختی دارد. زدنش هنر زیادی نمی‌خواهد. فشار آوردن روی خود باشگاه هم دردی را دوا نمی‌کند. این‌که باشگاه باید حق و حقوق بازیکنان را بدهد، یادآوری نمی‌خواهد. چیزی نیست که لازم باشد آن را یاد بدهیم. همه خیلی خوب می‌دانند این تیم چه شرایطی دارد و با این وجود قرار است اواخر آذر برای فینال آسیا برود.
از منحرف کردن ذهن هوادار هم هیچ‌چیز عاید پرسپولیس نمی‌شود. به‌جای فشار روی باشگاه باید فشار را روی‌ آن‌هایی آورد که پرسپولیس را در تنگنا و فشار گذاشته‌اند. این‌که مدیری وقتی قبول مسوولیت می‌کند باید ظرفیت حل مشکل را در خود دیده باشد، حرف کاملا درستی است. نمی‌توان و نباید آن را رد کرد. کسی را با شمشیر روی گردن مجبور به پذیرش امور پرسپولیس نمی‌کنند. ولی وقتی قرار است به‌عنوان یک بزرگ‌تر یا کارشناس و متخصص سخن بگوییم یا بیانیه‌ بدهیم، نمی‌توانیم تکرار مکررات کنیم یا کتره‌ای سخن بگوییم.
اگر قرار است دردی از پرسپولیس دوا کنیم به بیش از این‌ها نیاز است و نمک ریختن روی زخم هوادار، قطعا درمانی برای آن نیست.
به حرف باشد از خیلی چیزها باید گفت که نتیجه‌اش وضعیت امروز پرسپولیس شد.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه