همراه ما باشید

سفر قهقرا

سفر قهقرا

پیروزی نیوز - بامداد شنبه، تیم ملی کلمبیا با هدایت کارلوس کیروش در سومین دیدار از چارچوب مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ کونمبول، در استادیوم متروپولیتانو به مصاف اروگوئه رفت که نتیجه دیدار، حکایت از رقم خوردن سنگین‌ترین شکست تاریخ تیم ملی فوتبال کلمبیا در خانه داشت.

پس از تساوی ارزشمند مقابل شیلی، شاگردان کارلوس کیروش در دیداری خانگی به مصاف اروگوئه رفتند و فرصت این را داشتند تا با غلبه بر شاگردان اسکار تابارز، خود را در بین ۳ تیم بالای جدول با ۷ امتیاز از ۳ بازی، تثبیت کنند. کارلوس کیروش در این دیدار تیمش را با حضور ستارگانی چون داوید اسپینا، یری مینا، خامس رودریگز، خوان کوادرادو، دووان زاپاتا، لوئیز موریل و جیسون موریلو به زمین فرستاد اما در آن‌سوی میدان، ادینسون کاوانی، لوییز سوارز و داروین نونه مجال نفس کشیدن به تیم ملی تحت هدایت کیروش را ندادند و در پایان نیز با ۳ گل، این تیم را در خانه کیش‌ومات کردند.
مقصود از این یادداشت، نه بررسی توانایی‌های فنی کارلوس کیروش است، نه کندوکاو شرایط تیم ملی کلمبیا در راه جام جهانی و نه مدیحه‌سرایی برای روزهایی که به صندوقخانه تاریخ پیوسته‌اند. در بررسی توانایی‌های فنی کارلوس کیروش حرف بسیار است و بهانه برای انتقاد به شخصیت او نیز فراوان. اما بد نیست برای روشن شدن برخی مواضع، به چند سال قبل بازگردیم. زمانی که منچستریونایتد مشغول فرمانروایی بر بریتانیا بود و برای دفاع از عنوان قهرمانی‌اش در سال ۲۰۰۹، بارسلونا را بلندترین مانع برای رسیدن به لیگ قهرمانان اروپا می‌دید.
به گواه ستارگان آن روزهای یونایتد، فرگوسن تک رای هرگز از فلسفه تاکتیکی‌اش دست نمی‌کشید و دوست داشت مقابل بارسلونا نیز خط دفاع این تیم با حضور امثال کارلس پویول را به آتش ببندد. اما کمتر کسی است که به‌اشتباه بزرگ فرگوسن در آن دیدار پی نبرده باشد. بالا بازی کردن مقابل تیمی که ساموئل اتوئو، لیونل مسی و تیری آنری را در خط تهاجمی و ژاوی و اینیستا را در خط هافبک اش دارد، چیزی شبیه به خودکشی است. علی‌الخصوص آنکه پپ گواردیولا برنیمکت تیم حریف تکیه زده باشد. شاید اگر فرگوسن از نظرات خودش کوتاه می‌آمد و کمی هم از نظرات کارلوس کیروش در سبک بازی دفاعی بهره می‌برد، اتفاقات دیگری رخ می‌داد.
به کلمبیا بازگردیم. شاید ناکام ماندن در رساندن کلمبیا به جام جهانی فوتبال، در حالی که از ستارگانی همچون داوید اوسپینا، یری مینا، خامس رودریگز، خوان کوادرادو، دووان زاپاتا، لوئیز موریل و جیسون موریلو بهره می‌برد، تنها از دست مردی بربیاید که ناکام از رساندن رئال مادرید رویایی با روبرتو کارلوس، زین الدین زیدان، رونالدو برزیلی، لوئیس فیگو، رائول و میشل سالگادو به یکی از رتبه‌های اول تا سوم لالیگا بود. ضمن اینکه در کوپادل‌ری نیز قافیه را به رقیب سنتی باخت و در لیگ قهرمانان اروپا، به حضور در جمع ۸ تیم برتر بسنده کرد.
اخلاقیات کارلوس کیروش هم که سرآمد بحث‌های فوتبالی است. او هرگز به کوچ کردن بازیکنان تحت هدایتش در یک تیم ملی و در چارچوب فیفادی و رقابت‌های ملی فوتبال قانع نمی‌شود. برای بازیکنان تیم ملی که در اختیار دارد، تعیین تکلیف می‌کند، باشگاه انتخاب می‌کند، پیشنهادات نقل و انتقالاتی بدون در نظر گرفتن شرایط تیم باشگاهی می‌دهد و دوست دارد تیم ملی را خارج از چارچوب مقررات فدراسیون بین‌المللی فوتبال، به‌جز روزهای فیفادی در اختیار داشته باشد. اصلاً سرش درد می‌کند برای دعوا. اتفاقاً دستش را هم روی بازیکنانی می‌گذارد که با باشگاه‌شان کمی اختلاف‌نظر دارند و مهره‌ای ارزشمند به‌حساب می‌آیند. نمونه‌اش خامس رودریگز در کلمبیا و در تیم ملی ایران هم که بسیار بسیار از کمالات کارلوس کیروش به نظرمان رسید.
به هر حال کلمبیا راه دور و درازی تا رسیدن به جام جهانی ۲۰۲۲ دارد؛ اما رقم زدن سنگین‌ترین شکست تاریخ یک تیم ملی، بحث دیگری است. کلمبیای کیروش ۳ گل از اروگوئه با اسکار تابارز دریافت کرد و این اتفاق در یک بازی مهم حیثیتی، خواه یا ناخواه علاقمندان به فوتبال ایران را به یاد تجربه تلخ تیم ملی در جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ انداخت. مرحله نیمه‌نهایی، یک نسل طلایی از ترکیب بازیکنان جوان و باتجربه، یک دیدار حیثیتی، شکست سنگین در بزنگاه و پرپر شدن رویای ۴۰ ساله فوتبال ایران. بازی با ژاپن را بدون شک در خاطر همه‌مان هست. تیمی که سرمربی‌اش به‌جای گوشزد کردن نکات فنی و تاکتیکی به شاگردانش، وقت و بی‌وقت مشغول دعواهای لفظی با یک سرمربی تیم باشگاهی در ایران بود و دغدغه اصلی‌اش «سفر تیم فوتبال پرسپولیس برای حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۱۸ با پرواز چارتر» شده بود. نتیجه؟ سنگین‌ترین شکست تاریخ فوتبال ایران مقابل ژاپن در مسابقاتی که تنها یک گام تا رسیدن به جام قهرمانی‌اش فاصله داشت.
اعتراض بی‌مورد بازیکنان تیم ملی ایران به داور مسابقه، هجوم به سمت قاضی میدان برای بازپس‌گیری حق‌شان از سوتی که هرگز به صدا درنیامد و از هم پاشیدن نظم ساختار دفاعی ایران. از تقصیرات کیروش و بازیکنان در آن دیدار که بگذریم، به ضرس قاطع می‌توان گفت آن صحنه، نماد و نمود جامعه ایران بود. اعتراض به حقی که هرگز خورده نشده و به تبع آن، ضربات مهلک به پیکره ایران از همان نقطه‌ضعفی که می‌دانیم. در آن سمت میدان، تاکومی مینامینو با رشد در دیسیپلین آسیای شرقی و به‌خصوص ژاپن، بهترین استفاده را از خودزنی ستاره‌های پرمدعای ایران، از خط دروازه تا نوک خط حمله برد و توپ را از سمت راست میدان ارسال کرد تا زمینه‌ساز شکست سنگین ایران شود. خودش نیز بدون هیاهو، کوله بارش را به مقصد بندر لیورپول و برای بر تن کردن لباس قرمزپوشان آنفیلد بست.
ایران در انتظار طلوع دل‌انگیز ماند. حسرتش ۴۴ ساله شد و از مربیانی نام به میان آمد که برای مذاکره با آقای آسیا صف‌کشیده بودند! زین الدین زیدان، یورگن کلینزمن و افرادی که در دست گرفتن سکان هدایت تیم ملی ایران، آرزوی دیرینه‌شان بوده و هست! اما تیم ملی فوتبال نه‌تنها طلوعش را ندید، بلکه با آغوش باز از یک غروب دلگیر استقبال کرد. غروبی به نام مارک ویلموتس که بیش از ۷ میلیون یورو برای باخت مقابل عراق و بحرین برای کشورمان آب خورد. زحمت تبدیل نرخ ارز مذکور به واحد پولی ریال هم بر گردن خودتان.
بگذریم … هرچه که بود، ایران اکنون در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی فوتبال آسیا فاصله‌ای تا ناکامی ندارد و کارلوس کیروش نیز در آن‌سوی جهان، مشغول سروکله زدن با مردمان و هواداران فوتبالی است که روزگاری اسکوبار را برای یک اشتباه سهوی در تیم ملی‌شان به گلوله بستند و راهی دیار دیگرش کردند. تیم ملی کشور خودمان را بچسبیم که بیش از هر مان دیگری نیازمند حمایت است.
ایران تحت هدایت اسکوچیچ، تنها ۲ بازی دوستانه مقابل ازبکستان و بوسنی به انجام رسانده که ثمره‌اش ۲ پیروزی و ۴ گل زده بوده است. از نامش پیداست، «بازی دوستانه» برای شناخت نقاط ضعف و قوت تیم. اما در ایران اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است. اگر آن دسته از دوستانی که اسکوچیچ را از راه نرسیده کوبیدند و نامش را به‌عمد «اوسکولوویچ» خطاب کردند، فاکتور بگیریم، برخی هم‌اکنون مشغول دعواهای نیابتی بر سر لیست اعلامی بازیکنان برای بازی‌های دوستانه هستند. برخی عزت تیم ملی را در گروی دعوت از کاشف واکسن کرونا ویروس به تیم ملی می‌پندارند و برخی دیگر برای باخت مقابل عراق و ناکامی در رسیدن به جام جهانی با اسکوچیچ لحظه‌شماری می‌کنند.
از کیروش و ویلموتس که گذشت؛ اما ای‌کاش لااقل خودمان با دستان خودمان تیم ملی را به قهقرا نبریم …

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه