همراه ما باشید

اعتبار پرسپولیس را به یک بازیکن مازاد گره نزنیم

اعتبار پرسپولیس را به یک بازیکن مازاد گره نزنیم

پیروزی نیوز -  آنچه در آخرین روز نقل و انتقالات روی داد، نشان‌دهنده مشکلاتی بود که پرسپولیس دست به گریبان آن است و صحبت درباره ابعاد گوناگون آن نیز بدون تیر و ترکش نخواهد بود، چه بخواهیم درباره تاثیر بخشی از جامعه هواداری سخن بگوییم و چه درباره کارهایی که باشگاه باید انجام می‌داد یا نمی‌داد. به هریک بپردازیم، اتهام و تبعاتی در پی خواهد داشت.

در این جا فقط بحث بر سر جذب یا عدم جذب بازیکن نیست. آنچه روی داد ابعاد گوناگونی داشت و بخشی از آن به اعتبار پرسپولیس مربوط می‌شد. بخش دیگر، جو رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بود که تلاش کرد، افکار عمومی حوزه پرسپولیس را به سمت و سویی سوق بدهد که به خواسته خود برسد و در ایجاد این فضا موفق بود و باید پذیرفت، بخشی از جامعه هواداری و حتی رسانه‌ای که قاعدتا باید قواعد این بازی‌ها را بشناسد هم بازی خورد.
البته اولین بار نیست که چنین شرایطی را شاهد هستیم ولی از مشکلات بزرگ این است که در چنین مواقعی راه به روی گفتمان بسته می‌شود و این به ضرر پرسپولیس است.
و اما بد نیست درباره آنچه که چهارشنبه‌شب بیشتر در حوزه طاهر خانی روی داد یک بررسی اجمالی برای آینده داشته باشیم و البته برای این‌که حق مطلب ادا شود به طرف‌های مختلف ماجرا می‌پردازیم تا متهم به موج‌سواری یا دفاع مطلق از باشگاه نباشیم.
*پاشنه آشیل پرسپولیس از کجا آمد
قبل از هر چیز لازم است بررسی کنیم که چه شد ماجرای پرسپولیس به این‌جا کشید که برای خط دفاع معطل بماند.
بخش اصلی ماجرا از قبل ادامه بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا شروع شد. مقطعی که باشگاه به دلیل مشکلات ساختاری که تا خالی ماندن پست‌های کلیدی در چارت سازمانی باشگاه پیش رفت، سردرگم عمل می‌کرد و بدیهی بود که آن وضعیت تبعاتی برای آینده باشگاه داشت. مشکلاتی که برای حل آن‌ها نه به منابع مالی نیاز بود و نه دغدغه مطالبات برانکو، مانع پرداختن به آن‌ها می‌شد. تنها محدودیت موجود در ذهن مدیران بود.
در همان مقطع تیم برای ادامه لیگ قهرمانان آسیا آماده می‌شد. طبعا باید بازیکنان جدید جذب می‌شدند. این مساله با توجه به اقدام‌ها یحیی گل‌محمدی که البته برای او حرف و حدیث‌هایی به همراه داشت به‌خوبی مدیریت شد. تقریبا غیر از یک مورد، تمام خریدها قابل دفاع بودند. در همین زمان بعضی بازیکنان تیم هم خواستار روشن شدن وضعیت قراردادی خود شدند. رسول‌پناه از علی رغبتی در قالب کمیته نقل و انتقالات کمک می‌گرفت. از میان بازیکنان پرسپولیس شجاع خلیل‌زاده بیش از همه اصرار بر اصلاح بخش مالی قرارداد خود داشت. باشگاه به‌جای داده‌های آماری و دیتاها بر اساس تحلیل‌های شخصی کار را پیش برد با این فرض که یک مدافع بالای ۳۰ سال مگر می‌خواهد چه پیشنهادی داشته باشد که منطقی باشد ۴۰۰ هزار دلار هم برای رضایتنامه بدهد و متاسفانه ماجرای ترابی هم تجربه‌ای برای باشگاه نشد. در همان مقطع توصیه افرادی در درون باشگاه این بود که پرسپولیس در لیگ قهرمانان موفق نمی‌شود مگر این که خط دفاع ستاره باشد و این هم نمی‌شود مگر این که خلیل‌زاده بدرخشد و اگر بدرخشد از همان قطر پیشنهاد خواهد داشت. نگاهی به عملکرد بعضی تیم‌های قطری نشان می‌داد بعضی از آن‌ها بعد از هزینه برای بهبود وضعیت خط میانی و خط حمله برای خط دفاع دچار مشکل هستند. همان‌طور که گفتیم این‌طور نیست که در بدنه باشگاه چنین اشراف‌هایی به مسایل وجود نداشته باشد. با این وجود، قرارداد خلیل‌زاده اصلاح نشد و راه برای جلوگیری از فسخ قرارداد او هم بسته نشد. نتیجه این وضعیت اتفاقی بود که شاهد بودیم. استدلال‌های علی رغبتی در پاسخ به اظهارات شجاع در برنامه اینترنتی کریم باقری هم کمکی به پرسپولیس نکرد و تنها کارکرد آن، تمجید دوستان پا به سن گذاشته بود و درنهایت جدایی بازیکن که به پاشنه آشیل خط دفاع پرسپولیس تبدیل شد.
*هدایت برنامه‌ریزی‌شده خلیل زاده بی‌معرفت به سمت در خروج؟
با توجه به آنچه در این مدت شاهد بودیم و فقط بخشی از آن در بالا آمد آیا شجاع خلیل‌زاده به سمت در خروج باشگاه هدایت شد؟ در حال حاضر با ویدئویی که از رییس هیات مدیره پرسپولیس منتشر شده می‌دانیم که چه حس و نگاهی نسبت به شجاع خلیل‌زاده وجود داشته است. به این موارد می‌شود مسایل مطرح‌شده در جلسه سرپرست وقت باشگاه با نمایندگان هواداران معترض را هم اضافه کرد. آیا با توجه به این موارد و مسایلی که قبل از آن رغبتی مطرح کرده بود، بین شجاع و مدیریت باشگاه، مسایل شخصی شده بود؟ آیا قرار است موضوع این‌گونه به نظر برسد؟
مساله این است که در سال‌های گذشته مشخص شد که یکی از عوامل اصلی توفیق پرسپولیس، استحکام دفاعی آن بود. خلیل‌زاده سهم زیادی در این مساله داشت و با بالا رفتن سن سید جلال حسینی این نقش به اوج خود می‌رسید. نایب‌قهرمانی پرسپولیس در لیگ برتر با برانکو، نشان داد که خلا در این بخش تا چه میزان آسیب‌زننده خواهد بود و حالا پرسپولیس به این سمت سوق داده‌شده است. طبعا چنین مساله‌ای برای جامعه هواداری شک‌برانگیز است و نمی‌شود به هر آنچه می‌گویند، ایراد وارد کرد. مساله این است که بازیکن ۳ بار به باشگاه می‌رود و اتفاقی که لازم است روی نمی‌دهد. بعد هم پیش‌بینی لازم نمی‌شود که جلوی فسخ قرارداد به‌صورت یکطرفه گرفته شود. در مرحله بعد سازمان لیگ هم برخلاف رویه‌ای در مورد رضا شکاری و تراکتورسازی در پیش گرفت برای شجاع و پرسپولیس عمل می‌کند تا جدایی او تسهیل شود و از سوی دیگر هم پرسپولیس و وکیل خبره، روی ایراد شکلی فرم فسخ قرارداد مانوری نمی‌کنند.
البته در عین حال نباید از بی‌معرفتی این بازیکن هم غافل شد. او خلاف مقررات کاری نکرد و با توجه به این که بهتر از هرکسی شرایط پرسپولیس را می‌دانست باید حداقل از قبل به یحیی گل‌محمدی هشدار لازم را برای احتمال رفتنش را می‌داد. این اقدام او توجیهی ندارد مگر این که مدعی شود این کار را کرده است و یحیی باوجود اطلاع، فکری به حال این موضوع نکرده بود که خب، احتمال بعیدی است. به‌هرحال طرف حساب شجاع رغبتی، رسول‌پناه یا حتی گل‌محمدی نبودند. طرف حساب او هواداران بود و حرکتش ضربه بزرگی به آن‌ها زد که ممکن است تبعات خیلی بدی برای پرسپولیس داشته باشد.
همه این‌ها باعث می‌شود تا نقطه قوت پرسپولیس اکنون پاشنه آشیلش خوانده شود. این البته به سبب بی اعتمادی برای کنعانی زادگان و کاپیتان سید جلال نیست. بلکه بحث اصلی بر اساس کمبود نفر و مشکلاتی است که به سبب محرومیت و مصدومیت و خستگی پیش می‌آید.
*باید روی لیگ یک بیشتر تمرکز می‌کردیم
پرسپولیس در چنین فضایی به روز آخر نقل و انتقالات رسید. مدیران جدید با چنین میراثی وارد عرصه شدند و البته این استدلال هواداران درست است که وقتی آمدند می‌دانستند، پرسپولیس در بخش نقل و انتقالاتی مشکل دارد، اما همه این مشکل هم به پای آن‌ها نبوده است.
به نظر بخش از مشکل پرسپولیس این بود که زمان زیادی صرف گزینه‌هایی شد که احتمال جذب آن‌ها بسیار پایین بود. از فرجی و سلیمی گرفته تا طاهر خانی که اصلا در حد و اندازه این همه اخبار نبود و شاید این نقطه همان‌جاست که هوادار هم باید به بازی خوردن خود توجه کند. مسایلی که منجر به بازی با اعتبار باشگاه شد و نمی‌توانیم همه آن را فقط از آن مدیریت بدانیم هرچند مسوول ناکامی در این بخش از نقل و انتقالات هستند و این قابل‌بحث نیست. یاد یکی از حرف‌های احمدرضا عابدزاده می‌افتیم که گفته بود دروازه‌بآن‌همیشه روی گل خورده مقصر است و فقط درصدش فرق می‌کند.
در این که پرسپولیس در خط دفاع با کمبود نفر روبروست، فقط مدیریت کنونی مقصر نیست، چون اصلا کار شجاع نباید به جدایی می‌کشید که اکنون بخواهیم در وضعیت آچمز قرار بگیریم ولی به هر حال عدم جذب بازیکن یک ایراد است. به نظر اگر باشگاه و سرمربی از همان ابتدا بخش بیشتری از تمرکز را به سمت لیگ یک می‌بردند، شانس بیشتری برای جذب نفرات بهتر داشتیم و این‌طور نیست که بازیکنان خوب در آن رده نباشند.
البه گزینه‌ای مثل طاهر از لیگ یک مطرح شد ولی شاید زمان کم بود و شاید هم می‌شد به همین یکی اکتفا نکرد. به‌هرحال وقتی بازیکنی مثل طاهر خانی گزینه باشد بهتر از او را زیاد می‌توان پیدا کرد. البته پرسپولیس از همین حالا باید به فکر نیم‌فصل باشد.
*وقتی از مدیران تا خود پرسپولیس بی‌اعتبار می‌شوند
و اما به بحث ابتدای این مطلب برگردیم. آنجا که احساس می‌شود اعتبار پرسپولیس خدشه‌دار شد آن‌هم برای بازیکنی مثل شاهین طاهر خانی.
از روزهای قبل هجمه زیادی به راه افتاد درباره توافق بین پرسپولیس و استقلال بر سر توافق عدم جذب بازیکن از یکدیگر.
این که هوادار با توجه به جذب نادری از این موضوع شاکی شود، طبیعی است ولی آن حجم از فشار روی باشگاه، زیادی بود در حالی که واقعا گزینه به درد بخوری برای پرسپولیس در استقلال وجود ندارد. از طرفی در شرایطی که طاهر خانی فسخ کرده بود اصلا شامل چنین توافقی نمی‌شد اگر هم فرض بر صحت این مساله باشد.
اصل ماجرا این است که پرسپولیس بازیکنانی دارد که استقلال به آن‌ها نیاز دارد و از میان بازیکنان استقلال که امکان جذب‌شان وجود دارد مهره‌ای نیست که واقعا به کار ما بیاید. این هم دردی است که بدون توجه به این موارد بدیهی، در شبکه‌های اجتماعی به ضرر پرسپولیس و به سود دلال‌ها به یکسری جریان‌ها بپیوندیم. نتیجه همین حرکت اخیر چه شد؟ این که بازیکن مازاد استقلال که تا بعداز ظهر همان روز چهارشنبه موردنظر یحیی نبود، روی فشار هوادار گزینه شود و بعد وقتی می‌بیند که هواداران پرسپولیس آن‌طور دنبال جذبش هستند، برای پرسپولیس ناز کند.
بی‌انصافی است اگر نقش خودمان را در رقم خوردن این رفتار با پرسپولیس نپذیریم. یک خبری می‌شنویم و بدون فکر به عواقب مشارکتی که داریم، هرگونه که بخواهیم عمل می‌کنیم و پای حرف که می‌رسد عالم و آدم را به انواع مسایل متهم می‌کنیم. همان مدیریت قبلی را با انواع فحش و ناسزا و اتهام بی‌اعتبار می‌کنیم و بعد انتظار داریم جلوی بازیکن و دلال و دیگران بایستد و حرفش هم خریدار داشته باشد. مدیر باشگاه را بی‌حیثیت می‌کنیم و بعد انتظار داریم برابر بازیکن برش داشته باشد. فکر کنید اگر با سرمربی تیم چنین کنیم، آیا دیگر می‌تواند تیم را جمع کند.
پس حمایت از پرسپولیس به این سادگی نیست که موبایل را برداریم، وارد یک شبکه اجتماعی بشویم و هرقدر بیشتر و به تعداد افراد بیشتری فحش دادیم، معنی‌اش این باشد که پرسپولیسی‌تریم و کمک بیشتری هم کردیم. برای کمک به پرسپولیس یک انتقاد ساده هم گاهی هزار دنگ و فنگ دارد که گاهی خود ما هم در آن درمی‌مانیم.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه