همراه ما باشید

تو را می‌سپارم به دل های خسته

تو را می‌سپارم به دل های خسته

پیروزی نیوز - وقتی از روزنامه پیام دادند که تو مطلب میناوند را بنویس حالم عجیب شد. سخت است که بخواهی بعد از رفتن یک عزیز چیزی در موردش بنویسی، در مورد مهرداد میناوند اوضاع کمی سخت‌تر هم هست. تا این لحظه که این مطلب را می‌نویسم هنوز رفتن مهرداد میناوند را باور نکردم نه من، بلکه مطمئنم که خیلی از هواداران، دوستانش و اعضای خانواده‌اش طول می‌کشد تا نبود او را باور کنند. به هر ترتیب باید مطلبی در مورد مهرداد می‌نوشتم به خاطر همین تصمیم گرفتم چند پرده از زندگی میناوند را بنویسم.

پرده اول/ آقای چپ کلاسیک

مهرداد آن‌قدر خوش‌برخورد، خوشرو و خوش‌خنده بود که بیشتر از هر چیزی خاموش شدن آن صدا و آن انرژی و این‌همه خنده و روحیه باورش سخت است. برای نسل من و ما مهرداد فراتر از یک پیشکسوت بود که در فضای مجازی برای رقیب کری می‌خواند. برای نسل ما میناوند یک چپ‌های کلاسیک و یک فوتبالیست فوتبال بلد بود که شاید مثل و مانندش خیلی کم باشد. برای نسل ما مهرداد ستاره غیرقابل دسترس روی جلد روزنامه‌ها و مجلات بود، از آن دست از ستاره‌هایی که برای دیدنش باید از ته شهر به ورزشگاه کارگران یا ورزشگاه ‌آزادی می‌رفتیم و باید سختی می‌کشیدم تا یکی مثل مهرداد را ببینیم.
اصلا انگار ماجرای چپ‌های پرسپولیس همیشه با اتفاق و شرایط عجیبی گره‌خورده است. مهرداد هم مثل مجتبی محرمی یا رضا شاهرودی به یک قسمت غیرقابل‌انکار از تاریخ سمت چپ پرسپولیس تبدیل شد. مهرداد قصه ما زود لژیونر شد و مقابل تیم‌هایی در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرد که بازیکنانش را یا از قاب تلویزیون می‌دیدیم یا در بازی‌های کامپیوتری.

مهرداد تک‌ستاره نسل بی‌نظیر ۹۸ نبود، اما در آن تیم پرستاره برای خودش درخششی داشت. کافی است شما به جام ملت‌های ۱۹۹۶و جام جهانی ۹۸ رجوع کنید تا ببینید میناوند و شاهرودی سمت چپ تیم ملی را قبضه کرده و بعد از جام‌جهانی بود که میناوند به اتریش رفت تا ادامه ماجراجویی هاش را در قاره سبز انجام بدهد.
مهرداد میناوند برای هواداران نسل خودش فراتر از کلیپ های اینستاگرامی و مجازی بود. مهرداد برای ما یادآور روزهایی است که به‌عنوان قاری تیم ملی با علیرضا منصوریان رقابت داشت، برای ما یادآور روزهایی است که بین ۲ نیمه بازی تیم ملی نماز می‌خواند، برای ما یادآور روزهایی است که پرچمدار فوتبال ایران در اروپا بود، برای ما یادآور روزهایی است که وقتی صحبت از یک چپ می‌شد همه تصویر او را به یاد می‌آوردند، برای ما یادآور روزهای است که عکس‌هایش در تقابل با ستاره‌های بزرگ فوتبال جهان را جمع می‌کردیم و به دیوار می‌زدیم و با خودمان می‌گفتیم خوش به حال میناوند که با بکام بازی کرده است.

پرده دوم/ درخشش در اروپا، بازگشت به لباس سرخ

مهرداد چندین سال را در اتریش گذراند و تا سال‌های سال باسابقه‌ترین بازیکن آسیایی در لیگ قهرمانان اروپا بود. مهرداد روزها و سال‌های درخشانی را در اتریش گذراند و جام‌های زیادی هم کسب کرد. بعد از بازگشت به ایران دوباره پیراهن سرخ را پوشید هرچند در این مقطع چند سالی را در سپاهان و تیم‌های دیگر هم بازی کرد. ما همه او را به نام پرسپولیس می‌شناسند .

پرده سوم/ دیده شدن دوباره با فضای مجازی

چند سال پس از بازنشستگی، میناوند کمی دچار مشکلات شخصی شد، اما با ظهور فضای مجازی و قدرت گرفتن این فضا در بین مردم، میناوند دوباره سر زبان‌ها افتاد. ابتدای حضور میناوند در فضای مجازی با کری خوانی ها و بعد ناراحتی تیم‌های دیگر همراه بود، اما مهرداد برای هواداران تبدیل شد به صدای هوادار که همیشه پشت پرسپولیس و هوادارانش بود و از این مساله هیچ ابایی هم نداشت.

پرده چهارم/ مهرداد تغییر کرد
بعد از چند وقت مهرداد ۴۵ ساله که برای بار دوم رخت دامادی را بر تن کرده بود عوض شد. دیگر از آن کری های سابق خبری نبود و حتی مقابله کری و کل کل دیگرآن‌هم حرفی نزد و فضا را به سمت دوستی پیش برد. این چند ماه آخر زندگی مهرداد میناوند انگار با کل ۴۵ سال زندگی گذشته اش فرق داشت. انگار مهرداد دلش می‌خواست عوض شود و از این فضا دوری کند.

پرده پنجم/ ستاره خاکی و بامعرفت

یک پرده دیگر از زندگی کوتاه میناوند بحث اخلاق و رفتار اوست. آن‌هایی که حتی یک‌بار با میناوند روبرو شده بودند شیفته اخلاق و منش خاکی او بودند. میناوند با آن شهرت عجیب و غریب و حتی بیش از یک میلیون فالوئر در اینستاگرام خودش را نگرفت در برخورد با دوستان رفقا و حتی منتقدانش طوری رفتار می‌کرد که همه مجذوب او می‌شدند. «بامعرفت» این صفتی است که اکثر دوستان و نزدیکان میناوند او را با این رفتار و اخلاق می‌شناختند. عجیب بود که یک آدم با چنین شهرتی و با چنین تعداد فالوئر در فضای مجازی این‌قدر بامعرفت باشد. او هر کاری انجام می‌داد تا بتواند دل یک نفر را شاد کند. خیلی جالب است که تعداد زیادی از منتقدان میناوند هم وقتی با او صحبت می‌کردند نظرشان حداقل در مورد شخصیت خود مهرداد تغییر می‌کرد. کافی بود یک چیز کوچک از میناوند بخواهید، بلافاصله تا جایی که دستش می‌رسید برای شما کاری انجام می‌داد. واقعاً نوشتن این جملات و این کلمات کار دشواری است برای کسی که با میناوند ارتباط خوبی داشته. هرچند نگارنده مدت زیادی را منتقد رفتار و اخلاق میناوند مخصوصا در فضای مجازی کارهایش بود اما مدت‌ها بود که آن کدورت‌ها را کنار گذاشته بودیم و باهم رفیق بودیم.

پرده ششم/ علاقه مهرداد به رسانه

مسلما مهرداد همانند هر کس دیگری رفتار قابل نقد داشت چه در زمین فوتبال و چه در روزها و سال‌های بعد از فوتبال. آن زمانی که میناوند با آن سابقه پربار ملی و باشگاهی تبدیل شد به یک خبرنگار و یک فرد رسانه‌ای برای کسی قابل هضم نبود. حتی انتقادهای فراوانی هم در این خصوص صورت گرفته اما مهرداد راهش را پیدا کرده بود وقتی به‌شخصه در مورد این مساله با میناوند صحبت کردم و انتقاد کردم که چرا باید با آن‌همه سابقه ملی و باشگاهی تبدیل به یک مجری برنامه‌های اینترنتی یا خبرنگار شود؟ گفت که به مربیگری و کار فنی علاقه ندارم و می‌خواهم کار رسانه انجام بدهم، واقعا هم به این کار علاقه داشت، آخر سر همین کار جانش را گرفت.

پرده هفتم/ تعصب

«تعصب» شاید بهترین کلمه برای احساس میناوند نسبت به پرسپولیس باشد. مهرداد میناوند تعصب واقعی و به قول معروف دلی به پرسپولیس داشت. تعصب مهرداد از نوع کاسبانه اش نبود، یعنی وقتی با او صحبت می‌کردید تازه متوجه می‌شوید که چقدر به پرسپولیس تعصب دارد. آن موقع بود که احساس می‌کردیم مهرداد میناوند بیشتر از اینکه پیشکسوت پرسپولیس باشد یک هوادار متعصب است. مهرداد برای تعصبش به پرسپولیس هیچ خط قرمزی هم نداشت. هرچند در مورد پرسپولیس گهگاه تصمیمات اشتباه می‌گرفت یا صحبت‌های اشتباهی انجام می‌دادم اما ته دلش عشق به پرسپولیس هیچ‌وقت خاموش شدنی نبود. مگر می‌شود یک نفر به همین سادگی تبدیل به صدای هوادار یا نماد هواداری شود؟ آن‌هم در تیم مثل پرسپولیس با این همه هوادار و این همه پیشکسوت. مهرداد قصه ما عاشق پرسپولیس بود، آن‌قدر عاشق که برای پرسپولیس آهنگ خواند، برای پرسپولیس حرص خورد و در راه پرسپولیس جان داد. مهرداد اگر تعصبی به پرسپولیس نداشت و عاشق پرسپولیس نبود هیچ‌وقت در شرایطی که از بیماری زمینه‌ای رنج می‌برد این کار را نمی‌کرد که بخواهد در تولید برنامه برای باشگاه پرسپولیس کاری بکند، اگر عاشق پرسپولیس نبود ترجیح می‌داد در این روزهای کرونایی با توجه به شرایطی که خودش دارد در خانه بنشیند یا خودش را قرنطینه کند اما عشق به پرسپولیس اجازه این کار را به او نداد.

پرده آخر/ داغ همیشگی مهرداد

مهرداد میناوند مثل هادی نوروزی و مهرداد اولادی تبدیل به یک داغ همیشگی برای پرسپولیس و پرسپولیسی‌ها شد. خیلی از بزرگان و پیشکسوتان پرسپولیس بودند که در سنین بالا به رحمت خدا رفتند و یاد و خاطره آن همیشه با پرسپولیس و هواداران بوده است، اما میناوند، نوروزی و حتی اولادی به خاطر جوان‌مرگ شدن‌شان تا سال‌های سال داغ‌شان تازه خواهد بود. اگر در زمان درگذشت فریبرز مرادی و مجید سبزی هم به این اندازه فضای رسانه‌ای و مجازی وجود داشت این ۲ عزیز هم همین شرایط را داشتم. اما از بد روزگار مرادی و سبزی کمی کمرنگ شد اما با وجود فضای مجازی خیل عظیم علاقمندان در این فضا خیلی سخت است که رفتن مهرداد سرد شود، مگر بعد از سال‌ها رفتن هادی نوروزی و مهرداد اولادی برای هواداران عادی شده که حالا مهرداد میناوند این شرایط داشته باشد.

واقعاً واقعاً واقعاً سخت است که بخواهیم قبول کنیم مهرداد دیگر در جمع ما نیست. اما تقدیر الهی بوده تا مهرداد و آن صدای گیرا، متعصب و پرانرژی خاموش شود و فقط مشتی خاطره خوب برای دوستانش باقی بگذارد. خیلی‌ها این روزها فایل‌های صوتی از مهرداد میناوند منتشر می‌کنند یا عکس و فیلم‌هایی از او منتشر می‌شود که او را در اوج نشاط و انرژی نشان می‌دهد اما واقعیت این است که مهرداد برای همیشه خاموش شد.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه