همراه ما باشید

آسوده باشید که فدراسیون در خواب است

آسوده باشید که فدراسیون در خواب است

پیروزی نیوز - اوضاع و احوال درهم و برهمی شده است فوتبال ایران، آن هم در لیگی که هر کس هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید و تا برای پرسپولیس نباشی کسی کاری به تو ندارد. راستی چرا این‌گونه است؟

کمیته انضباطی چرا این‌گونه گزینشی عمل می‌کند. اصلا این روزها کجاست غیر از اینکه یحیی گل‌محمدی را توبیخ کند. بعد باید ببینی این چه گفته است و دیگران چه‌ها که نمی‌گویند. پای پرسپولیسی وسط باشد، حس مسوولیت‌شان درد می‌گیرد تا یادشان بیاید چنین چیزی هم وجود دارد ولی وقتی پای دیگران که وسط باشد یکی باید پیدا شود که شکایت و اعتراض کند. نمونه‌اش همان مربی که هر وقت هر جا دلش بخواهد بی ربط هم که شده درباره پرسپولیس اول، وسط و آخر بازی‌های تیمش صحبت می‌کند.

شما در این جا اثری از کمیته انضباطی نمی‌بینید. حتی وقتی که مربی مربوطه درباره کار کشته بودن (تعبیری که به طعنه در توصیف لفظ رکیکی که به کار گرفته شد در فضای مجازی مورد استفاده قرار می‌گیرد) مربی تیم دیگر صحیت می‌کند نه خبری از آن‌هاست و نه از کمیته اخلاق. اصلا هم روح مردم  و جامعه از چنان لفظ رکیکی آزرده نمی‌شود. حتی کسی هم کاری ندارد که بازیکنان یک تیم در فرودگاه هواداران خودشان را زیر مشت و لگد و ناسزا گرفته‌اند.

*بی تفاوتی یا فرار از مسوولیت در آستانه انتخابات فوتبال

یک جورهایی همه چیز به حال خود رها شده است. خیلی افراد خیلی کارهایی که نباید ولی دل شان می‌خواهد را انجام می‌دهند. به نظر می‌رسد انتخابات فدراسیون فوتبال سر همه را گرم خودش کرده است. بهاروند هم شاید دیگر برایش خیلی مهم نیست که چه بشود و چه وضعیتی را قرار است تحویل نفر بعدی بدهد. با این ساختارهای سست معلوم نیست کار این لیگ با این اظهارنظرهای عجیب و غریب به کجا بکشد. بدی ماجرا آنجاست که در مواجهه با چنین مطالباتی، اولین چیزی که به ذهن افراد برسد این است که سوژه‌ای از پرسپولیس پیدا کنند. خوبی گیر دادن به پرسپولیس این است که همه خبردار می‌شوند و برای خودش نمایش اقتداری است، چون بزرگ‌تر از پرسپولیس که در این فوتبال نداریم. از طرفی بسیاری هم یقه شما را نمی‌گیرند به ویژه در این زمانه که یقه بعضی دست این و آن است که برای مصالح هم که شد، یک قهرمان جدید برای این فوتبال دست و پا شود. حالا مصالح چه کسان و چه گروه‌هایی؟ خودش بحث مفصل را می‌طلبد.

در شرایط فعلی باید این سوال را مطرح کرد که آیا فضای قبل از انتخابات باعث شده است تا بعضی بخش‌ها و ارکان چندان به دنبال انجام وظایف خود نباشند.

*ایرادهای بنی اسراییلی و ننه من غریب بازی در لیگ

در هفته‌های گذشته همچنین شاهد این مساله بودیم که یکسری ادعاها بدون آن که کوچک‌ترین استدلال منطقی داشته باشد مطرح شده است. چرا که افراد خود را با پدیده‌ای به نام پرسشگری روبه‌رو نمی‌بینند. در این بخش شاید بتوان عملکرد بعضی رسانه‌ها و کمیته انضباطی را در یک ترازو قرار داد. به عنوان مثال ممکن است یک مربی در شرایطی به داوری اعتراض کند که واقعا اشتباهی به زیانش اتفاق افتاده باشد ولی برای بزرگنمایی اغراق شود اما گاهی اعتراض در شرایطی صورت می‌گیرد که اشتباه حتی به سود آن تیم تمام شده است و به نوعی توهین به فهم و درک مخاطب و رسانه تلقی می‌شود. نمونه آن در بازی هفته گذشته استقلال روی داد که داور به سود استقلال مرتکب اشتباه فاحش شد و محمود فکری ازداور به خاطر لطمه به تیمش انتقاد کرد!!

در چنین شرایطی سکوت و رفتار خنثی رکنی مثل کمیته انضباطی باعث رشد و افزایش چنین رفتارهایی می‌شود و عوامل تیم‌ها را حتی اگر نخواهند ناچار از این حرکت می‌کند و توجیه این خواهد بود که برای خالی نماندن عرصه و جولان رقیب در آن، مجبور به این مساله خواهند بود. نمونه‌های روشن از این مساله را هر هفته شاهد هستیم. مثلا یکی از بازیکنان تیم ماشین سازی که حالا باید به حرفش عمل کند و فوتبال را کنار بگذارد چون گفته بود اگر گل پرسپولیس آفساید نباشد این کار را انجام می‌دهد ولی آیا کمیته انضباطی به خاطر این فشار روانی بی سبب که به داوری وارد کرد حتی توبیخ خواهد شد. پرسپولیس اگر انتقاد می‌کند مستند به رویداد واقعی است. مثلا اشتباه داور در اعلام یک پنالتی که تبعات آن را یک هفته بعد برای پرسپولیس شاهد بودیم. نمی‌شود همه این ها را در یک سبد گذاشت و ارزیابی کرد.

*ترویج فرهنگ خشونت و بی‌منطقی با تعامل فدراسیون

حالا تصور کنیم که عوامل پرسپولیسی مرتکب چنین تخلفاتی شده بودند، واقعا برخورد کمیته انضباطی و کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال همین بود. آیا از کنار این مسایل می‌گذشتند. تاریخ فوتبال ایران که غیر از این را می‌گوید. اگر یحیی گل‌محمدی به سرمربی تیم دیگر فحاشی کند آیا همه چیز به همین خوشی و خرمی پایان می‌پذیرد.

تصاویر و ویدئوهای مربوط به حمله مهدی هاشمی‌نسب به کادرفنی و سرمربی پرسپولیس را ببینید اگر این کار از کادر فنی پرسپولیس سر می‌زد. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ارکان انضباطی و اخلاقی فدراسیون فوتبال به همبن سادگی از کنار این موضوع می‌گذشتند. انصاف هم چیز خوبی است.

از سوی دیگر فقط بحث پرسپولیس وسط نیست. این بی تفاوتی‌ها، برخوردهای دو گانه و عدم وحدت رویه، خشونت و تندی را در فوتبال ما رواج می‌دهد. چند فردای دیگر که درهای ورزشگاه‌ها به روی تماشاگران باز شود، با نتیجه این تقصیرها و تبعیض‌ها روبرو می‌شویم. تماشاگرانی که برانگیخته شده‌اند و به واسطه رفتار و گفتار مربیان و بازیکنان و مدیران تیم مطبوع خود تصور می‌کنند هر چه بیشتر خشونت به خرج دهند و به دور از منطق با مسایل مواجه شوند، امتیازات بیشتری کسب خواهند کرد و این فرهنگی است که فدراسیون فوتبال در حال رواج آن است بدون آنکه بخواهد.

کار فرهنگی و ضد فرهنگی همین‌هاست. به نامگذاری بازی‌ها و پخش سرود و دعا نمی‌گویند. فرهنگ در فضاهایی ساخته می‌شود که میدان عمل و عکس‌العمل است.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه