همراه ما باشید

کارگزاران بی‌منفعت برای برندهای جذاب فوتبال

کارگزاران بی‌منفعت برای برندهای جذاب فوتبال

پیروزی نیوز - تاوان حضور مدیران اشتباهی در راس باشگاه‌های ایرانی ازجمله پرسپولیس و استقلال تا همین چندی پیش قراردادهای کلان و پر ابهام خارجی‌ها و داخلی‌های بی‌کیفیت و حتی بسته شدن پنجره نقل و انتقالات بود، اما اکنون مسیر دیگری از این اشتباهات بازشده؛

عدم تعهد به قراردادهای مالی و اقتصادی باشگاه‌ و تحویل زمین سوخته به مدیران بعدی باوجود عقد قرارداد با کارگزارانی که هیچ منفعت مالی در حد نام و برند سرخابی‌ها ندارند. شرایطی که مدیریت بر باشگاه پرسپولیس و استقلال را به بهشت مدیران بدل کرده چرا که به دلیل عمر کوتاه مدیریتی و تمام تصمیمات اشتباه‌شان قرار نیست پاسخگو باشند. و البته به لطف حافظه ضعیف افکار عمومی و سرد شدن التهابات فضای مجازی هم مطمئن هستند که داغ اعتراض و انتقاد به‌زودی سرد خواهد شد.
از اسپانسرها تا کارگزاران
سال‌هاست که فوتبال دیگر تفریح نیست و به صنعتی درآمدزا بدل شده است. این اتفاق را حتی در دوران کرونا هم شاهد بودیم که کشورهای پیشرفته و با برنامه توانستند به‌خوبی از پس برگزاری این مسابقات حتی در سطح بین‌الملل (میزبانی قطر برای جام باشگاه‌های آسیا ۲۰۲۰) بدون مواجهه با چالش و بحران شیوع این ویروس برآیند. البته درآمدزایی در فوتبال به‌شرط ورود مدیران کارآمد رقم می‌خورد که فوتبال ایران از رأس تا کف از فقدان چنین مدیرانی رنج می‌برد. تغییرات مداوم و عجیب در صندلی‌های مدیریتی به‌ویژه برای تیم‌هایی ازجمله پرسپولیس و استقلال هم‌بستر را برای ورود مدیران ناکارآمد پهن کرده تا در نبود همین بی‌ثباتی‌ها، برنامه‌های اقتصادی و درآمدزای باشگاه‌ها عقیم بماند.
سرخابی‌ها تا همین چند سال پیش از اسپانسرهایی ضربه می‌خوردند که روی پیراهن‌شان خودنمایی می‌کرد. پیراهن‌هایی که بهشت تبلیغات اسپانسرها بود و قراردادهای ارزان موجب می‌شد تنها منفعت حاصل از این تبلیغات به جیب همان برندهایی برود که از هیاهوی بردوباخت‌های پرسپولیس و استقلال شادمان بودند. پس از آن با ورود کارگزاران اقتصادی برای تصاحب کل فضای تبلیغاتی مواجه شدیم اما تمام مشکلات گذشته و درآمدزا نبودن تبلیغات برای باشگاه‌ها هم باعث نشد تا تجربه تلخ گذشته تکرار نشود و درآمدزایی از فضای جدید طرح برد – برد برای دو طرف باشد. قطعا ورود بخش خصوصی به عرصه فوتبال می‌توانست اتفاق خوبی باشد اگر مدیران سرپایی! (همان‌هایی که عمر حضورشان در راس باشگاه حتی یک‌فصل سال هم نیست) امضای‌شان را پای قراردادهایی می‌زدند که منفعت کامل باشگاه‌ها هم در آن‌ها لحاظ می‌شد اما حراج فضای تبلیغاتی هم باعث شد مسیر موفقی را در این حوزه رقم نخورد.
از راس تا کف نه شفافیت نه درآمد
با ورود و خروج هر مدیر، سیاست‌های متفاوت در عقد یا فسخ قرارداد شکل گرفت تا ثابت کند «تعهد» حداقل در رده مدیریت باشگاهی فوتبال ایران چه به کارگزار مالی و چه منابع باشگاه معنا ندارد. شرایطی که نه در باشگاه‌های لیگ برتری که در سطح سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال هم شاهد هستیم و کسب درآمد از تبلیغات محیطی لیگ برتر سازوکار و شفافیت مالی ندارد. سازمان لیگ سال‌هاست که از پیمانکاران تبلیغاتی بهره می‌برد اما باوجود دریافت و درآمدزایی کلان از این فضا تاکنون هیچ شفافیت مالی نداشته و باشگاه‌ها را به‌واسطه همین عدم شفافیت از سهم عادلانه‌شان محروم کرده است.
درباره پرسپولیس و استقلال هم که همیشه برچست دولتی را یدک می‌کشند اما همین دولتی ماندن بلای جان‌شان شده، ورود مدیران انتصابی حتی با کارنامه غیرقابل‌قبول هم به عقد قرارداد با اسپانسرهایی بدل شده که بیشتر نفع دوران مدیریتی‌شان را تامین کند تا درآمدزایی بلندمدت و سودآور برای خود باشگاه‌ها. همان‌هایی که مطمئن هستند عمر حضورشان چندان طولانی نیست و صدالبته قرار نیست پس از خروج‌شان پاسخگوی تصمیم و امضایی که پای قراردادهای بدون درآمدزا و بدون تعهد از سوی اسپانسر باشند.
پرسپولیس همچنان لنگ مشکلات مالی
در پرسپولیس و زمان مدیریت ایرج عرب قرار بود اولین حضور یک شرکت تبلیغاتی به‌عنوان حامی مالی در این باشگاه رقم بخورد. اما با وجود رد و بدل شدن ۷ میلیارد تومان پول این قرارداد به سرانجام نرسید و آن شرکت همچنان در دریافت مطالباتش از باشگاه ناکام مانده است.
با ورود محمد انصاری‌فرد هم تبلیغ ایرانسل به‌راحتی حذف و قرارداد جدید با کارگزاری آتیه‌داده پرداز منعقد شد. قراردادی که از همان ابتدا در حد نام و برند پرسپولیس نبود و فقط نام کارگزار جدید سر زبان‌ها انداخت. مهدی رسول‌پناه هم پس از ورود به باشگاه اولین اقدامش تلاش برای لغو قرارداد قبلی و جایگزینی کارگزار جدید بود اما باوجود هیاهویی که برای فسخ داشت درنهایت با اضافه کردن چند تبصره همان قرارداد بی‌منفعت برای پرسپولیس را تجدید امضا کرد.
و حالا در دوره مدیریت جعفری هم به دلیل آنچه عدم اجرای تعهد از سوی کارگزار مالی عنوان می‌شود، قرارداد با آتیه‌پرداز منتفی شده و آن چیزی که برای سرخپوشان باقی‌مانده همانی است که سال‌هاست وجود داشته است؛ «بی‌پولی مطرح‌ترین تیم فوتبال ایران و نایب قهرمان آسیا.»
۳ کارگزاری و دست‌ خالی آبی‌ها
استقلال هم وضعیت مشابهی دارد. در زمان مدیریت احمد سعادتمند ۲ قرارداد با ۲ کارگزاری متفاوت فسخ شد. آبی‌ها پس از فسخ قرارداد با شرکت آریا برتر در اردیبهشت ۹۹، قراردادی را با شرکت جهان فولاد متین امضا کردند که عمر چندانی نداشت و در زمان مدیریت سعادتمند به دلیل عدم رعایت تعهدات از سوی این شرکت فسخ شد. برای فسخ این قرارداد این‌طور عنوان شد که نه‌تنها تضامین لازم از کارگزار مالی اخذ نشده بلکه آنچنان محکم هم بسته نشده که طرف مقابل را مجبور به ایفای تعهداتش کند و این شرکت طی این مدت تنها با سوء‌استفاده از نام استقلال برای خود برندسازی کرده و دیگر هیچ!
آبان گذشته استقلال قرارداد سومش طی یک سال را با های‌وب برای ۳ فصل فوتبالی ثبت کرد هرچند که به نظر نمی‌رسد این قرارداد جدید هم چندان به درآمدزایی برای باشگاه منتهی شده باشد چرا که بازیکنان این تیم هم نسبت به دریافتی کم و ۱۰ درصدی پس از گذشت ۱۳ هفته از مسابقات لیگ بیستم گلایه دارند.
چرخه باطل ورود مدیران اشتباهی
طی سال‌های اخیر مدیران ورزشی و مدیران غیرورزشی حتی باسابقه اقتصادی هم نشان داده‌اند که انتخاب مناسبی برای سرخابی‌ها نیستند. از سوی دیگر اطمینان از نبود ثبات مدیریتی و مسوول نبودن نسبت به آنچه در دوران حضورشان رقم می‌زنند هم باعث شده که به‌راحتی بر مسند باشگاه‌های بزرگ تکیه بزنند. که اگر قرار بود نسبت به آنچه تصمیم‌ می‌گیرند، پاسخگو باشند، شاید عرصه‌ سرخابی‌ها به جولانگاهی برای مدیران ناموفق و شاید در جست‌وجوی نام و نان بدل نمی‌شد. همان‌هایی که هیچ دیدگاه علمی و اقتصادی برای حضورشان در راس نداشته و نه‌تنها باشگاه‌ها را به درآمدزایی نمی‌رسانند که به‌واسطه دیدگاه‌های نه‌چندان علمی و اقتصادی و عدم تخصص و تعهد در عقد قراردادهای برد – برد برای دو طرف، دلزدگی بخش خصوصی از حضور در عرصه فوتبال را هم رقم می‌زنند.
سرخابی‌ها سال‌هاست که درگیر یک مشکل هستند؛ «نیاز مبرم به فراهم کردن منابع مالی برای پرداخت دستمزدها، قراردادها، بدهی خارجی‌ها و…» اما تنها چیزی که بیش از همه خودنمایی می‌کند مدیرانی است که در فاصله زمانی کوتاه سر از داغ‌ترین صندلی باشگاه‌ها درمی‌آورند و به‌واسطه جذابیت‌‌های پرسپولیس و استقلال آنچه می‌ماند نانی برای خودشان و داغ بی‌پولی برای باشگاه‌هاست. در این میان ورود کارگزاران بی‌نام‌ونشان هم‌ داستان دیگری است که با مطرح شدن اسم‌شان کنار لیگ برتری‌ها برندشان مطرح‌تر می‌شود و حضورشان نه‌تنها نفعی برای باشگاه‌ها ندارد که گاهی به ادعای خسارت و غرامت هم منجر شده است.
این چرخه باطل به‌ویژه برای دو برند مطرح فوتبال ایران یعنی پرسپولیس و استقلال همچنان در چرخش است و کسی هم نیست که از آقایان بابت دستاوردهای منفی و حراج اعتبار و اقتصاد باشگاه مطالبه‌ای داشته باشد تا شاید به حذف مدیران بی تعهد و کاهش خسارت‌های مداوم به سرخابی‌ها منجر شود.

درباره نویسنده

ثبت دیدگاه