همراه ما باشید

نمی شود حرفی زد و گلایه ای داشت.جلد شش روزنامه ورزشی را می بینی و چشمهایت را می چرخانی لابلای تیترها.از میان انها فقط یک نشریه عکسی سه در چهار را از گوگل برداشته و تیتری هم روی جلد زده

بدرود کاپیتان جنتلمن و دوست داشتنی

بدرود کاپیتان جنتلمن و دوست داشتنی

پیروزی نیوز - بدرود کاپیتان جنتلمن و دوست داشتنی

سایر جراید نه تیتری از وداع سید روی جلد زده اند و نه عکسی.سیدی که ده سال ستون خط دفاعی پرسپولیس بود و در مقطعی هم کاپیتانش.سیدی که ذره ای از مرام و معرفتش را در میان فوتبالیست های امروزی نمی توان یافت.بزرگمرد دل شکسته ای که نسل دهه شصت هواداران پرسپولیس ارزوی داشتن عکس و امضایی از او را داشتند.مرد خوش قلب و درویش مسلکی که وقتی در فوتبال ما معدود افرادی مدرک مربیگری ا اسیا را داشتند او یکی از انها بود.کاپیتانی که پس از سرمربیگری در تیم امید پرسپولیس چنان در مافیای زد و بندها سوخت که دیگر هیچ کس او را روی نیمکت مربیگری ندید تا اینکه سرطلایی فوتبال ایران سید سرخ ها را از کنج اتاق تنهایی اش بیرون کشید و سرمربیگری تیم پیشکسوتان پرسپولیس را به او سپرد تا "همایون خان "و" اقاسید" بهانه ای شده باشند برای دور هم جمع شدن نسل سوخته ای و هفته ای دو جلسه تمرین و هر چند هفته یکبار هم مسافرتی و بازی دوستانه ای و دیگر هیچ.

سید علیخانی را انهایی  خوب می شناسند که پرسپولیس زلزله را دیده بودند و انهایی شناخت کامل تر از او دارند که سفره درد دلها و ناگفته هایش را برای شان پهن کرده بود.سیدی که به رغم کوهی از درد و رنج در زندگی شخصی و دنیایی از بی مهری و کم لطفی را از باشگاه پرسپولیس و جامعه فوتبال به چشم دبد و با تمام وجود لمس کرد اما انقدر جنتلمن و بزرگ بود که بندرت حاضر می شد لب به شکوه و گلایه باز کند.سیدی که در جوانی در غم درگذشت همسرش به سوگ نشست و دو طفل بی مادر را روی زانوهایش بزرگ کرد اما حاضر نشد بخاطر پست و سمت گرفتن در این فوتبال نزد هر کس و ناکسی سرخم کرده و بخواهد با لابی و زد و بند در این مستطیل سبز  لجن گرفته جایی برای خودش دست و پا کند.

کاظم سید علیخانی رفت و حالا سفره درد دلهایش را دوباره نزد سرطلایی  پهن می کند.او حالا فارغ از این دنیایی که برایش حکم قفس را داشت به اسمان ها پرکشیده و نزدخداوند سربلند است که به عنوان کاپیتان پرسپولیسی که زلزله لقب گرفته بود چه در اوج و چه پس از وداع با مستطیل سبز بعنوان راننده تاکسی زندگی شرافتمندانه ای داشت اما هرگز حاضر نشد نزد نامردها سرخم کند.

سید عزیز و دوست داشتنی!کاپیتان محبوب و البته محجوب دهه شصت.برای امروزی ها و ایندگان باز هم خواهیم نوشت که بودی و چه کردی و با تو چه کردند.به بززگمردی همجون تو افتخار می کنیم و می بالیم که پرسپولیس مان چنین بزرگان و چنین جوانمردهایی داشته.قطعا دختر دلبندت مینا و پسر مهربانت حبیب هم همچون خودت انقدر صبور هستند که بعد از مادر،غم پرواز پدری جنتلمن و پرافتخار را با توکل به خداوند منان تحمل کرده و بدانند چرا پدرشان هرگز از بیگانگان ننالید!اقا سید مهربانی ها و درد دلهایت را فراموش نمی کنیم و بازی های درخشانت را همیشه بخاطر خواهیم داشت.
روحت شاد کاپیتان دوست داشتنی.روحت شاد سید عزیز(ح-ق)


درباره نویسنده

مهدی  بگلری

مهدی بگلری مشاهده تمام مطالب

مدیر مسئول

ثبت دیدگاه